ایلاف در مقاله ای به قلم یوسف عزیزی با عنوان کردهای ساکن ایران در حال مبارزه مسالمت امیز و مسلحانه به تحولات مناطق کردنشین ایران پرداخت و نوشت حوادث خونینی که در فوریه گذشته در شمال غرب ایران روی داد و بر اثر ان شماری از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران عناصر کرد و یکی از رهبران سازمان پحژاک شاخه حزب کارگران کرد ترکیه در ایران کشته شدند توجه محافل مختلف را به خود جلب کرد ایلاف می نویسد چنین حوادث خشونت باری در چارچوب خشونت های منطقه ای طی دو سال اخیر همچنان هر از چند گاهی روی می دهد پژاک که در زبان کردی حزب زندگی ازاد معنی می دهد وابسته به حزب کارگران کردستان ترکیه است که خواهان تشکیل دولت واحد کردستان در منطقه ایران عراق سوریه و ترکیه است این نویسنده در مقاله خود در پایگاه اینترنتی ایلاف با پرداختن به بافت جمعیتی کردهای ساکن ایران و مناطق سکونت انها ادامه داد با توجه به شمار کردهای ساکن در ایران که پس از فارس و ترک سومین طایفه در ایران به شمار می روند ضروریست جمعیت کرد ایران مورد بررسی قرار گیرد عزیزی در ادامه مقاله چاپ شده خود در ایلاف به شمار کردهای ایران زبان و مذهب انها می پردازد و می افزاید کرد مدعی است که شمار انها در ایران حدود ده میلیون نفر است که به این ترتیب ده درصد از جمعیت هفتاد میلیونی ایران را به خود اختصاص داده اند و البته امار دقیقی از تعداد انها وجود ندارد.
نویسنده در ادامه به نقل از بهرام ولدبیکی مدیر مرکز فرهنگی کردستان در تهران خاطرنشان کرد حدود چهل و نه درصد از کردهای ایران اهل تسنن و بیشتر انها نیز اهل مذهب شافعی و پنجاه و یک درصد انها نیز شیعه هستند کردهای شیعه به کردهای فیله معروفند که در مناطق جنوبی هم مرز با عراق ساکن هستند نویسنده این مقاله در ادامه به اشتراک های فرهنگی کردها با فارس ها می پردازد و ادامه می دهد فرهنگ کرد در برخی موارد با فرهنگ فارس و اسطوره های تاریخی مانند جشن های نوروزی مشترک است اما اختلاف هایی نیز مانند اختلاف های زبانی بین انها وجود دارد در این مقاله امده است مبارزات کردها به منظور دستیابی به حقوق قومی خود به دهه چهلم قرن گذشته بر می گردد زمانیکه جمهوری مهاباد سال هزار و نهصد و چهل و پنج به رهبری قاضی محمد حکومت خودمختار اعلام کرد اما ارتش شاهنشاهی ایران این تحرک کرد را مانند حکومت خودمختاری که سال هزار و نهصد و چهل و شش در اذربایجان در شمال غرب ایران تشکیل شد شکست و نابود کرد و در نهایت قاضی محمد موسس حزب دمکراتیک کردستان ایران به همراه شماری از افراد خود اعدام و شماری دیگر نیز از فعالان کرد بازداشت شدند و ملا مصطفی بارزانی فرمانده نیروهای ارتش در جمهوری اذربایجان نیز به شوروی سابق گریخت.
نویسنده در ادامه مقاله خود می اورد شاه ایران پس از سقوط دولت مصدق در سال هزار و نهصد و پنجاه و سه جنبش کرد در ایران را به طور موقت سرکوب کرد تا اینکه جنگ چریکی از سوی سازمان های فدایی مردم و مجاهدین مردم در اوایل دهه هفتاد روی داد و برخی گروه های کرد با پیوستن به این دو تشکل جنگ مسلحانه در مناطق کوهستانی کردستان ایران را اغاز کردند که این برخلاف تشکل های ایرانی بود که در داخل شهرها به جنگ چریکی روی اوردند اما این تشکل ها هیچکدام نتوانستند چه در کردستان و چه در اهواز و یا در اذربایجان و یا تهران جایگاهی در بین مردم ایران پیدا کنند و مبارزات مسلحانه کردها در ایران چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب برخلاف کردهای عراق نتیجه ای نداشت نویسنده در ادامه به پیروزی انقلاب اسلامی در سال هزار و نهصد و هفتاد و نه اشاره می کند و می نویسد پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قانون اساسی ایران درباره حقوق اقلیت ها بندهایی وارد شد اما با شروع جنگ هشت ساله ایران و عراق عملا چنین حقوقی اجرایی نشد و پس از پایان جنگ اقلیت های ایران خواهان اعطای حقوق خود شدند اما با وجود تلاش ها و نامه نگاری ها در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی چنین موادی هیچ وقت به اجرا در نیامد.
کردهای ساکن ایران در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی توانستند از برخی فعالیت ها و ازادی ها و فعالیت های مطبوعاتی برخوردار باشند اما در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نحژاد برخی از این مراکز و موسسات تعطیل شدند نویسنده در ادامه می نویسد روی کارامدن کردها در عراق و دستیابی انها به پست های کلیدی در این کشور منجر شد تا کردهای ایران نیز به خود اطمینان داشته باشند و تظاهرات تابستان سال 2005 در مناطق کردنشین ایران که در اعتراص به کشته شدن یکی از رهبران خود برگزار شد دلیلی بر این مساله است و علاوه بر این کردها در تهران نیز به فعالیت های سیاسی دست زدند و جبهه متحد کرد را تشکیل دادند که بر فعالیت های سیاسی مسالمت امیز در چارچوب قانون اساسی تاکید دارد در حالی که به اقلیت های دیگر مانند عرب ها و ترک ها اجازه تشکیل چنین تشکلی را نمی دهند و دلیل ان نیز خنثی کردن تاثیرات پحژاک و دور کردن کردها از فعالیت های ضد نظام ایرانی است و علاوه بر ان روابط مقامات کرد عراق مانند جلال طالبانی و مسعود بارزانی نیز عامل حمایت از جبهه متحد کرد در تهران به شمار میرود.