تاریخ انتشار : ۰۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۲  ، 
کد خبر : ۹۵۱۵۳

گناه رسانه‌هاى آمریکایى


نوشته: بیل گالاگر
ترجمه: پوراندخت مجلسى
همه تخم مرغ هایت را در یک سبد بگذار و از آن سبد مراقب کن! _ مارک تواین

«جورج بوش» رئیس جمهورى آمریکا همه «بضاعت سیاسى» اندک خود را به کار مى برد تا از مخمصه و دردسر بى پایان عراق که خود، آن را به وجود آورده است، سالم خارج شده و نجات یابد. این شاخ و آن شاخ پریدن ها و جهش هاى خرگوشى، به ما مى گوید: زمان عقب نشینى نیروهاى آمریکایى از عراق، به وسیله رئیس جمهور آینده آمریکا و دولت هاى آینده در عراق مشخص خواهد شد.
اکنون بوش انتظار انتخابات میان دوره اى نزدیک کنگره را مى کشد. با باختن یکى از دو مجلس و یا هر دو به دموکرات ها، بوش و مغز متفکرش، «کارل رو» از این مى ترسند که دموکرات ها در کنگره کنترل کمیته هایى را به دست آورند که از آن طریق بتوانند کسانى را احضار کنند که در طى شش سال حکومت نو محافظه کاران به فریبکارى و فساد دست زده اند و بى لیاقتى خود را نشان داده اند. براى آنها، عنوان تنظیم کننده و اجراى قانون اساسى، وارسى هاى کنگره و هماهنگى با آن غیرقابل تصور است و در اقدامات و داد و ستدهاى خلاف قانون شان وقفه ایجاد مى کند و موشکافى و افشاگرى، مى تواند سوداگرى خانوادگى و نیروى محرکه پشت آن را براى انباشت ثروت و حفظ آن، مورد تهدید قرار دهد. سوداگرى و انباشت ثروتى که از دلایل ورود بوش به جنگ عراق بود. دروغ، غرور بیجا و حماقت آغازگران این جنگ، به سرعت مقاصد واقعى آنها را برملا کرد. آمریکا اکنون به عنوان یک ارتش اشغالگر آسیب پذیر و ناخواسته به عراق تحمیل شده است.
آنچه در آغاز به عنوان امرى حیاتى و بسیار مهم براى امنیت آمریکا و جنگ با تروریسم به آمریکایى ها قبولانده شد اکنون به شکل مسخره اى مرتب تغییر شکل مى دهد، از آزادسازى تا انسان دوستى و پاشیدن بذر رفرم هاى دموکراتیک در منطقه وسیع تر خاورمیانه.
شریک جرم بودن باور نکردنى بوش در قبولاندن دروغ هایى که مرتب تغییر شکل داده اند، با همدستى رسانه هایى انجام گرفته است که به منافع شرکت هاى بزرگ خدمت مى کنند، رسانه هایى که اکنون بوش از آنها روى گردان شده است. روش بوش و شریکانش، ترس فروشى است و آنها اطمینان دارند که قبل از انتخابات مجلس، تاکتیکى براى به وحشت انداختن مردم خواهند یافت تا به یاد آنها بیاورند که چقدر به این که امنیت شان حفظ شود نیاز دارند.
در ضمن در حال حاضر روش این است که برگزارش هاى ظاهراً خوشحال کننده در مورد جنگ عراق اصرار بورزند، همانطور که بوش در سخنرانى اش در کلیولند از رسانه ها تقاضا کرد که به دنبال داستان هایى بروند که خوش بینى او را درباره چشم انداز آینده موفقیت عراق تأیید کند. ما باید تصویرهاى شگرفى را که مردم روى صفحه تلویزیون مى بینند مورد ملاحظه قرار دهیم تا متوجه شویم که مقدار مصرف روزانه (دز) کشت و کشتار ممکن است نقشه «پیروزى قریب الوقوع» بوش در عراق باشد. بوش با تأسف مى گوید که تقصیر رسانه ها است که «بعضى از آمریکاییان اعتماد خود را از دست داده اند» او از این موضوع اظهار نگرانى مى کند که: «نوعى برداشت دائمى از اوضاع عراق به وجود آمده است و آن هم به این جهت است که تنها خبرهایى که از بغداد گزارش مى شود، ماشینهاى حامل بمبند.»
مى دانیم که این کار کارل رو است که کانال فاکس نیوز، رادیو و هر کارشناس جناح راست وفادار به بوش، خط فکرى واحدى را دنبال مى کنند، ولى از دید بوش «در عراق پیشرفتهاى بزرگى به دست آمده است، ولى رسانه هاى لیبرال تنها به دنبال داستانهاى «منفى» درباره عراقند تا عمداً «موفقیت» هایى را که در آنجا به دست آمده است، ضایع کنند.»
بعضى از رسانه ها ممکن است مشکلات بوش و جنگ او را بزرگ کنند و گناه خود را در مورد کمک به فشار تبلیغاتى و فریبهایى که این فاجعه را ممکن ساخت، بپوشانند. شکست در عراق، امروز یک فاجعه تمام عیار و بدیهى است و همین قدر هم دروغهایى که بوش به کار گرفت و رسانه ها آنها را تکرار کردند تا ما را به اینجا رساندند.
حق با بوش است. این گناه رسانه هاست، ولى او سه یا چهار سال از آن چارچوب زمانى خاص بیرون است، زمانى که دلایل من درآوردى او براى جنگ، در دروغ بسته بندى شده بود. در آن زمان خط فکرى غالب رسانه اى، بویژه رسانه هاى بانفوذى همچون نیویورک تایمز، واشینگتن پست، شبکه هاى مهم تلویزیون و وابسته هاى محلى آنها، با اشتیاقى فراوان در حرکت به سوى جنگ با بوش همگام شدند.
ارتباط دادن صدام و عراق با حمله تروریستى 11 سپتامبر و القاعده در این فریب بزرگ ضرورى بود. رسانه هایى که ذکرشان رفت، به وسعت این افسانه را براى خوشایند بوش و سایر جنگ سالاران تبلیغ کردند. وقتى بوش در سخنرانى اش انکار کرد که قصد مرتبط دانستن صدام با 11 سپتامبر را داشته است، بیشتر رسانه ها این دروغ را نادیده گرفتند.
حدس من این است که ما از این پس داستانهایى از «وضع خوب» عراق بیشتر خواهیم شنید و بى عرضه هایى که سازمانهاى عمده خبرى را اداره مى کنند، سعى خواهند کرد نشان دهند که تا چه اندازه این داستانها درست و منصفانه اند. آنها نمى خواهند به وطن پرست نبودن متهم شوند و یا آن طور که بوش اظهار داشته است، «به کمک به توانایى دشمن در بحثهاى مربوط به جنگ و نگران کردن مردم آمریکا در مورد پیروزى ما در جنگ». از این به بعد به جاى گزارش از کشتارهاى فرقه اى در تهاجم هاى وحشیانه جنایتبار، انفجارهاى خیابانى، فرارها از زندان، کشته شدن افراد غیر نظامى غیر مسلح به دست سربازان، آدم ربایى و آشوبها و هرج و مرج ها - که هر روزه در عراق روى مى دهد - شاهد داستانهایى از ساختن مثلاً یک جاده جدید خواهیم بود!
این رئیس جمهور بیش از هر رئیس جمهورى در خاطره سالهاى اخیر، رسانه ها را مجبور کرده است خودشان را جمع و جور کنند و بترسند از تلافى و انتقام گیرى کابینه معروف به انتقام جویى او. نیویورک تایمز هنوز به طور کامل توضیح نداده است که چرا بیش از یک سال این موضوع جنجالى را که بوش اجازه داده است سازمان امنیتى آمریکا مکالمات شهروندان را بدون عذر موجه شنود کند، کارى که نقض آشکار قانون فدرال است را مخفى نگاه داشت و تنها وقتى به موضوع پرداخت که «جیمز ریزن» این خبر دست اول جنجالى را داشت و مى خواست یافته هاى خود را در کتابى آشکار کند.
صحبت درباره عراق مستلزم بعضى عناصر اساسى است: برخورد صادقانه با حقایق، حافظه و شعور درست تاریخى و تمایل به زیر سؤال بردن قدرت و بیش از همه، آزادى جمع آورى حقایق. متأسفانه بوش با کمک رسانه ها توانست از ترس و هیجان آمریکایى ها بهره بردارى کند و بیشتر مردم قانع شده بودند که رئیس جمهورى ما شایسته پشتیبانى کور و بى چون و چرا است. رسانه ها برده وار ادعاهاى بدون پایه و اساس بوش در مورد این که عراق براى امنیت آمریکا «تهدید» است را تأیید کردند و نیاز به جنگ براى این که به سرنوشت شومى دچار نشویم را مورد پشتیبانى قرار دادند. «دیک چنى» معاون رئیس جمهور قول داد که در عراق از ما به عنوان «آزادى بخش» استقبال خواهد شد و وزیر دفاع «دونالد رامسفلد» به ما اطمینان داد که دقیقاً مى داند که سلاح هاى کشتارجمعى عراق را کجا پیدا کند. على رغم همه اینها اکنون از ما انتظار مى رود ادعاهاى بوش در مورد «پیشرفتهاى عراق» را باور کنیم. رسانه هاى در خدمت شرکتهاى بزرگ این دروغها را رنگ و لعاب خواهند زد تا طرفدارى از کابینه را جلب کنند و سعى خواهند کرد خود را براى خوانندگان شان در موضع وطن پرستى قرار دهند، ولى مدیران و نویسندگان روزنامه هاى سالم به رضایت مردم توجهى ندارند و واقعیت به نظر آنها اهمیت بیشترى دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات