تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۱  ، 
کد خبر : ۹۵۱۵۹

روزهاى آخر «بلر»


ترجمه: بنفشه غلامى
ملایم و باانضباط. این رفتارى است که طرفداران «گوردن براون» وزیر دارایى، طرفداران بلر، چپ هاى افراطى، راست هاى ملایمت پیشه و ... در انظار، بر آن تأکید مى کنند. اما این هیاهوها صرفاً هیاهو نیستند. در واقع حزب کارگر هنوز هم به راهى براى خروج از بحران مى اندیشد. اما واقعیت این است که نه تنها بهتر نمى شوند که بدتر هم خواهند شد. در چند روز گذشته، حامیان نخست وزیر با خوشحالى از نافرجام ماندن آشوبى سخن مى گویند که براون به پا کرده بود. وى مى خواست تمام اعضاى حزب را علیه بلر بشوراند. در همین حال طرفداران بلر از تلاش هاى وى نیز براى سرپا ماندن آن هم در شرایطى که رو به نابودى پیش مى رفت، سخن مى گفتند. اما واقعاً جهت حرکت بلر به کدام سو است؛ ماندن یا نابود شدن؟ بحث هاى بسیارى در این بین پیش آمد حتى گروهى مى خواستند بدانند تاریخ دقیق رفتن «بلر» چه وقت است. اما آنها نیز از سوى اعضاى خانه شماره 10 توجیه مى شدند که بلر باقى خواهد ماند و یک سرى کارهاى اساسى انجام خواهد داد تا شرایط تغییر کند.
بنابراین در همان ابتداى کار نامه مربوط به کناره گیرى بلر در ته کشوى آخرى میز مخالفان او قرار گرفت و حتى ایشان خواسته خود را ولو بر روى کاغذى که قرار بود اعضا بر آن امضا بگذارند، نیاورند. شاید یکى از ساده ترین راه هاى بیان این موضوع مطرح کردن آن بر روى سایت بود. آنها با این «فکر کنم، فکر کردم ها» سعى مى کنند، در قالب گروهى در کنار پارلمان مطرح نشوند. مسأله دیگرى که از سوى نمایندگان چپگراى افراطى پارلمان مطرح شده اما هنوز جامه عمل به خود نپوشیده است، این است که چگونه گروهى از اعضاى پارلمان مى توانند در هفته پیش رو یا آینده بلر را مجبور کنند که مطابق خواسته هاى آنان پیش برود. در واقع درمیان اعضاى پارلمانى حزب کارگر سه گروه وجود دارند که خود را آماده کرده اند تا در برابر «بلر» اقدامى را صورت دهند. اما فقط یکى از آنها خواهد توانست چنین کارى را انجام دهد. نخستین گروه کسانى هستند که به چپ گرایش دارند. کسانى که همیشه به عنوان یک دشمن، خصومت خود را با «بلر» نشان داده اند. آنها بدون هیچ حرف و حدیثى رفتن «بلر» را مى خواهند اما از طرفى هم تمایلى به کمک کردن به براون ندارند. گروه دوم کسانى هستند که در میانه قرار مى گیرند. این گروه متفکر و اندیشمند از بیرون از پارلمان سازماندهى مى شوند. بعضى از اعضاى پارلمان کسانى هستند که اهداف براون را تأیید مى کنند. آنها سعى مى کنند قبل از خالى شدن خشاب اسلحه شان تمام تیرها را شلیک کنند و بنابراین به راحتى با مطبوعات و رسانه ها ارتباط برقرار مى‌کنند.
اما در نهایت یک گروه دیگر هم وجود دارد. این گروه مخرب کسانى هستند که تمام حرکاتشان در جهت به لرزه انداختن خانه شماره 10 و بیرون راندن بلر از آن است. این گروه، همدست «براون» وزیر سابق دولت «اندررو اسمیت» و همچنین وزراى سابق هستند و در جهت اهداف آنها حرکت مى کنند. این گروه ها تمام توجه خود را متوجه این مسأله کرده اند که با شیوه هاى سیاسى به سمتى پیش بروند که «بلر» با تغییرات در بورس مواجه شود و به این طریق به مقابله با مغز متفکر حزب کارگر بروند. در این میان آموزش و پرورش و همچنین بهداشت نقش تعیین کننده اى دارند. «جان کندى» وزیر بهداشت سابق با توسل به بیمارستان هاى کودکان مورد حمله واقع شد، چند روز پس از آن بحث ها در مورد این مسأله تا جایى پیش رفت که نام هاى دیگرى به جاى او مطرح شد. نام هایى چون «دنهام» و «نیل کینوک». اینها در حالى روى مى داد که در اردوگاه «براون» شادمانى حاکم بود و آنها قادر به پوشاندن این شادمانى نبودند.
و اما «بلرى ها»! بدون شک هیچ راهکارى براى آنها در جهت ترمیم اوضاع و برهم زدن مخالفت هایى که مى تواند منجربه سقوط شود، وجود ندارد. ایشان نمى توانند بر چیزى تکیه کنند که بتواند نخست وزیر را بیش از این سرپا نگهدارد. آن هم جلوى فردى مانند براون که مى تواند جانشین او شود. ترفیع «دیوید میلیباند» به ریاست محیط زیست که هفته پیش روى داد باعث شد «دیوید کامرون» ناگهان فردى دیگر را پیش روى خود ببیند و احتمالاً این باعث دوئلى نه چندان دور، بین کامرون _ میلیباند خواهد شد و نه کامرون و براون. یقیناً هنوز خشم «چارلز کلارک» فروکش نکرده و هنوز زخم هاى «جک استراو» و «جف هون» التیام نیافته است. کلارک یکى از عناصر مهم در بین «بلر»ى ها بود. او کسى بود که پیشنهادهاى بسیارى براى باقى ماندن «بلر» در سمتش داشت. به جز او «دیوید میلیباند»، «هیلارى آرمسترانگ»، «جان رید»، نیز در همین جهت تلاش مى کردند. اما «براونى»ها نیز بیکار ننشسته بودند و داستان هاى خودشان را در مجالس عمومى و خصوصى درباره فساد اخلاقى «کلارک» بیان مى کردند. همانطور که بعدها براى «استراو» و «هون» نیز همین کار را کردند. به هر حال آنچه واضح است اینکه «براون» یک مشکل دارد و آن این است که او نمى تواند به طور علنى به «بلر» حمله کند.
تنها کارى که او مى کند، این است که به سختى لبخند بزند. او مى داند که این حزب بر روى لبه تیغ در حال حرکت است و مى داند که یک حمله مستقیم از جانب او، مى تواند نتیجه اى معادل به وجود آمدن شکافى عمیق در حزب شود که دیگر کسى قادر به ترمیم آن نخواهد بود. البته او مى تواند همان قدر رک باشد که گویى مى خواهد یک برنامه زمان بندى شده را اعلام کند. اما مشکل دیگر او این است که «بلر» به آسانى کنار نخواهد رفت! وقایع چند روز اخیر این را نشان داده که نخست وزیر براى باقى ماندن دست به هر کارى مى زند، ولو اینکه قرار باشد دوستان خود و یا علاقه مندى هایش را در این راه قربانى کند. بله، حالا مشکلات «بلر» زیاد شده اند. اما هنوز این امید وجود دارد که مذاکرات او با «براون» موجب شود او تاریخى قطعى براى رفتن خود ذکر کند. نتایج انتخابات محلى کاملاً ناخوشایند بود. در آموزش و پرورش، در بهداشت، در جرایم و بسیارى دیگر از مسائل اجتماعى، که اعضاى پارلمان با توسل به آنها به «بلر» حمله کرده اند، هیچ شانسى را براى او به جا نگذاشته اند. شاید «بلر» این روزها کاملاً به تغییراتى که در دولتش داده است امیدوار باشد اما این امیدوارى چندان درست به نظر نمى رسد. زیرا اعضاى پارلمان، درست در جهت مخالف او حرکت مى کنند و این به این معنى است که «بلر» روزهاى آخر را مى گذراند و آنها نیز ملایم و باانضباط نخواهند بود؛ درست برخلاف آنچه که نخست وزیر مى خواهد. اما آیا «بلر» مى تواند بپذیرد که حزب کارگر و آینده اش جزو اموال شخصى او نیست؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات