مقوله امنیت به ویژه امنیت داخلی در مرزهای جنوب شرقی کشور با توجه به همجواری ایران با مراکز تولید 90 درصد مواد مخدر جهان و تردد آسان و بدون هزینه اشرار و قاچاقچیان از طریق کشورهای افغانستان و پاکستان موضوعی نیست که با نظرات شفاهی، غیرکارشناسی غیرعلمی بتوان آن را بسامان کرد. از طرفی فقدان توانایی و عزم کشورهای فوق در برخورد با اشرار و قاچاقچیان باعث گردیده که این کشورها برای آنان، به عنوان پناهگاهی امن محسوب گردد و هرازگاهی امکان بالفعل شدن این قبیل بحرانها همچون حوادث تروریستی تاسوکی و محور بم و ... توسط گروههای تروریستی با هدایت عوامل خارجی ناامنی را بر جنوب شرقی کشور تحمیل کند. تداوم ناامنیها باعث گردیده که موج اعتراض مقامات کشوری، سیاسی، قضایی، نمایندگان مجلس و مقامات مذهبی را در پی داشته باشد. اظهارات نایب رئیس مجلس مبنی بر استقرار نیروهای مسلح، سپاه و ارتش در جنوب شرق کشور و یا تسلیح مردم از نگاه دادستان کل کشور نشانگر نگرانی عمیق مقامات همسو و حامی دولت از حوادث اخیر است. اما بدون تردید میتوان گفت که نظرات اخیرالذکر به دلیل فقدان پشتوانههای کارشناسی، علمی و مدیریتی و عدم طرح آن در منظر مراجع مسئول به ویژه شورای امنیت کشور نه تنها رافع نگرانیها نبوده بلکه بر عکس فضای روانی سنگینتری را بر جامعه و مردم تحمیل میکند.
به طوری که مقولات سیاسی و امنیتی را از حوزههای تخصصی و کارشناسی به حوزه قضایی منتقل میکند. بدون تردید مقامات کشور اعم از مسئولان قضایی، قانونگذاری و مقامات مذهبی باید اجازه دهند بحران امنیتی در جنوب شرقی کشور از طریق تدابیر کارشناسی و مهندسی نهادهای سیاسی، امنیتی، قضایی و نظامی عضو شورای امنیت کشور به ریاست وزیر کشور با مروری به حوادث سالهای گذشته و بهرهگیری از مکانیسمهای برخورد مدیریتهای قبلی مورد توجه قرار گیرد چرا که ورود نیروهای مسلح، سپاه و ارتش از یک طرف به منزله ناتوانی و ناکارآمدی نیروی انتظامی و مراجع مسئول در شورای امنیت کشور تلقی میشود و از جانب دیگر نظامی کردن حل مسائل امنیت داخلی کشور را به دنبال خواهد داشت.
بنابراین از وزیر کشور به عنوان رئیس شورای امنیت کشور و جانشین فرماندهی کل قوا در ناجا انتظار میرود با شناخت ریشهها و مولفههای تاثیرگذار سیاسی، اجتماعی، قومی، مذهبی، موانع توسعه نیافتگی، فقر و بیکاری و احتمال دخالت سرویسهای خارجی در ناامن کردن فضای داخلی کشور مبادرت به بهرهگیری و بسیج عقلانی و علمی ظرفیتهای محلی و منطقهای به صورت نهادمند نموده و قشرهای مختلف مردم را در تصمیمگیری و تصمیمسازی شریک کنند و به طراحی و مهندسی کارشناسی عبور از بحران بپردازند و این حوادث را با سرپنجه عقل و تدبیر مدیریت کنند. بدون تردید ناآشنایی و عدم اشراف و بیتجربگی مدیران ارشد مناطق در حوزههای سیاسی، امنیتی و مدیریتی از دیگر عوامل عمده و تاثیرگذار بر بروز حوادث فوق میتواند باشد بنابراین انتظارمیرود تدابیری اندیشیده شود تا توسعه شرق کشور به صورت جدی در همه ابعاد و به صورت متوازن مورد توجه دولت قرار گرفته تا دشمنان بیرون و داخل نتوانند به بهانه فقر و بیکاری و عقب ماندگی پیاده نظام خود را جهت ناامنی از میان بخشی از افراد جامعه انتخاب کنند.