گروه حقوقی: نیروى انتظامى و پلیس به عنوان بازوى قوه قضاییه در تعقیب و کشف جرایم نقش عمده اى را بر عهده دارند. در حقیقت از بازوان اجرایى مهم این نهاد محسوب شده و ایفاى این نقش به بهترین نحو، آرامش و اطمینان را به شهروندان بازمىگرداند.
در این قسمت نوشتارى از سایت پلیس در رابطه با بزهکارى و علل آن انتخاب شده که براى آشنایى بیشتر هموطنان عزیز به این موضوع و اطلاع کافى از وظایف و نحوه تعامل با این نهاد حساس مى توانند به سایت www.police.ir مراجعه نمایند.
پدیده هاى مفاسد اجتماعى و بزهکارى که طیف وسیع و متنوعى از خلاف تا جنایت، از نادرستى تا خرابکارى را تشکیل مى دهند، عمدتا مربوط به دو ویژگى موجود زنده اى به نام انسان و شرایط زیست او مى باشند. یعنى ذاتا همچون سایر موجودات زنده مخرب طبیعت و بازسازنده آن بنا به نیاز خود مى باشد (هر چند ممکن است در زنجیره حیات جزیى از زنجیره باشد که مشکل رو به تزاید این است که انسان بزرگترین عامل و مخرب طبیعى از زنجیره حیات خارج شده است) و دوم این که انسان در شرایط تمدنى در اثر تعارضات و تقابل هایى که براى بقاى حیات خود انجام مى دهد در جوامع گسترده بیشتر و بدتر به بزهکارى روى مى آورد و در اینجاست که نهادها و ارگان هایى براى پیشگیرى مبارزه و حتى درمان ناهنجارى ها و بزهکارى ها به وجود مى آیند تا امنیت جامعه را فراهم کنند. هر شهروند جوامع گسترده شهرى در معرض بیش از 300 نوع بیمارى، ناهنجارى روانى، رفتارى و تهدیدات متنوع قرار دارد که بخشى از آنها نتیجه عدم تناسب ذات انسان با محیط شهرى است و برخى ناشى از فرآیند جمعیت زیاد است. به عبارتى ساده جامعه به نسبت جمعیت و نارسایى هاى پیرامون آن اعم از نیازهاى معاش، صرف اوقات فراغت، همسرگزینى و فرهنگى، داراى تعرض و ناهنجارى مىشود.
بنابراین توزیع و پراکندگى مناسب جمعیت و جلوگیرى از گسترش شهرها، مهاجرت ها و مناسب سازى شرایط زیست، تامین معاش، صرف سالم اوقات فراغت و امکان همسرگزینى و رواج ارزش هاى فرهنگى درست و بهنجار، نخستین گام در پیشگیرى از بزه و مهمترین شرط ایجاد امنیت است. بدین منظور باید منشا و علل ایجاد و بروز ناهنجارى و بزه را شناسایى کرد، بعد شیوه پیشگیرى و با مبارزه را انتخاب کرد.
بروز بزهکارى مى تواند به یکى از علل زیر باشد:
الف - بزهکارى و ناهنجارى رفتارى براى نیازهاى اولیه حیات
ب - بزهکارى و ناهنجارى رفتارى ناشى از ضعف فرهنگى و انحراف
ج - بزهکارى و ناهنجارى رفتارى در اثر نامناسب بودن قوانین
د- بزهکارى و ناهنجارى رفتارى ناشى از مکانیسم جزیى و دفاعى
هـ - بزهکارى و ناهنجارى رفتارى ناشى از سهو و اتفاق
هر کدام از عوامل ایجاد کننده خود تابع مجموعه اى از شرایط هستند که باید براى پیشگیرى آن شرایط و عوامل برطرف گردند.
اما از آنجا که نیروهاى انتظامى داراى وظایف و بودجه هایى براى رفع عوامل و شرایط ایجاد کننده بزه و ناهنجارى در جامعه نیستند، قانونا اقدامات آن محدود مى شود به اجراى قوانین و مبارزه با بزهکاران، نه عوامل و شرایط ایجاد بزه. در صورتى که اگر عوامل و شرایط موجب بزه و ناهنجارى کنترل، رفع و محو شوند، طبعا میزان بزهکارى کاهش خواهد یافت.
اقدام به ارتقاى فرهنگ اجتماعى، آشنایى با قوانین و مقررات و به عبارتى تربیت صحیح و آگاهى نسبت به چگونگى مقابله با بزهکاران و مواظبت از خود خصوصا ایجاد ارتباط با پلیس، اقدامى موثر و فراتر از وظایف اصلى پلیس است و نشان دهنده ضعف کار در بخش هایى است که وظایف رفع عوامل بزه آفرین، ارتقاى فرهنگى و تربیت اصولى را دارند.
اما نکته اى که لازم است به آن توجه بیشترى بشود نهادینه کردن ارزش ها و اصول درست فرهنگى در جامعه است که یکى از راههاى بهنجارسازى جامعه مى باشد؛ یعنى جامعه هایى که هر گونه بزه اى در آن شدیدا محکوم شود و موجب عار و ننگ فرد باشد و شدیدا ضدارزش جلوه کند. طبعا فرد بیم دارد که مرتکب آن بزه بشود زیرا جامعه او را طرد مى کند در واقع باید از نیروى انتظامى افکار عمومى استفاده کرد و این نیرو از کودکى خصوصا در جوامع اولیه اى که کودک وارد آن مى شود یعنى مهد کودک، دبستان و حتى کوچه و باشگاه باید پرورش پیدا بکند. شیوه ها و راه ها، برنامه ها و نحوه اجراى آنها در این خصوص مبحثى جداگانه است.
اما مختصرا باید توجه داشت که والدین عموما خود در شرایط ناامنى، بدبینى، ضعف فرهنگى و پایبندى سست و به اصول قرار دارد از این رو تفکر فرزند زرنگ به معنى فرصت طلب و گلیم خود از آب کشیدن و چه بسا بقاپ و بچاپ. همواره به فرزندان تلقین مى شود و نیروى مقاوم در برابر تربیت کودک، قانونگرایى او و سلامت رفتارى او وجود دارد که غالب است، که لازم است برنامه هاى رسانه ها اعم از نوشتارى تا گفتارى و تصویرى و اقداماتى دیگر به طور وسیع و همزمان در جهت تغییر این نوع تفکر و نگرش در والدین و کل جامعه صورت گیرد.
در نهایت در کاهش عوامل بزهکارى باید به ? نکته توجه داشت:
نکته اول:
نظم، رعایت اصول شهرنشینى و داشتن سلوک اجتماعى، موجب کاهش بزهکارى، کاهش ناهنجارى و ایجاد آرامش و امنیت بیشتر در جامعه مى شود. رفتار خلاف، داراى پاسخ خلاف و موجب گسترش خلاف در جامعه مىشود.
نکته دوم:
مبارزه با خلافکارى را باید از طریق افزایش ضریب مراقبت از خود و همکارى با پلیس گسترش داد تا میزان سهولت در اجراى خلاف و موفقیت خلافکاران کاهش پیدا بکند. اما باید به بخش اصلى عوامل ایجادکننده بزه هم توجه داشت.