مهدی کروبی: ملتها حامی فلسطین هستند
*چنین همایشهایی واقعا چه کمکهایی میتوانند به ملت فلسطین داشته باشند؟
**هر حرکتی یا هر دولتی و هر مجموعهای یا باید قدرتها به آنها کمک کنند یا باید ملتها به آنها یاری برسانند.
دولت اسرائیل از روز اول دولتهای بزرگ آنها را به وجود آوردند قدرتهای بزرگ آنها را به وجود آوردند قدرتهای بزرگ به آنها کمک هم میکنند و حامی آن هستند. اما حامیان اصلی ملت فلسطین مردم هستند، مردم فلسطین ابتدا متکی به خدا و اراده و ایمان خویش بوده و فشارها را تحمیل میکنند و بعد نیز تکیه بر حمایت ملتها دارند.
چنین همایشهایی در جهان اسلام اثر میگذارند، در روحیه ملت فلسطین اثر میگذارد و میتواند عواطف عمومی مردم را در این رابطه به نفع ملت فلسطین و علیه صهیونیستها تحریک کند.
*با توجه به اینکه تمامی موازنه قوا به نفع رژیم اسرائیل است، آیا در کوتاه مدت تشکیل دولت فلسطین با توجه چرخش رویکرد سیاسی حماس به سوی سیاست وجود دارد؟
**آیا طی 50، 60 سالی که اسرائیل به وجود آمده روزی بود که قدرتها حامی آن نبودند و از آن حمایت نکردند؟ در جنگهایی که بین عربها و صهیونیستها رخ داد آیا همواره قدرتها از اسرائیل حمایت نکردند، سرکوبی و کشتار به بدترین وضع نبودند. آنانی که اکنون در حال مبارزه بوده و کشته میشوند، نسل چندم این ملت هستند، این فشارها همیشه بوده اما در عین حال در درون همین فشارها این مبارزات به وجود آمده، انتفاضه به وجود آمده، پیروزیهایی به دست آمده است. آزادی و بازگرداندن سرزمین گرفته شده کار آسانی نیست.
جوان بودیم عبارت یک نویسنده الجزایری را در کتاب میخواندیم که آزادی مثل یک غذای لذیذ یا میوه زیبایی نیست که روی میز و در بشقاب قرار دهند و به افراد تقدیم شود، باید مبارزه کرد و خون داد، این سخنان در اوج مبارزات مردم الجزایر با استعمارگر فرانسه بود.
*در این شکی نیست که برای آزادی باید خون داد و مبارزه کرد تا به پیروزی رسید. در اینکه شدائد و فشار هست شکی نیست اما آیا این شدائد و فشار مردم را ریشه دارتر، محکمتر و آزمودهتر کرده یا خیر؟
**و آیا طرف مقابل از کشتارها و حمایتهای استعمار جهانی همچنان سردرگمی و ضعف قرار دارد یا خیر؟ مساله فلسطین با یک عملیات یا یک انتخابات به پایان نمیرسد.
دکتر محمدحبش، نماینده پارلمان سوریه: کسی در سوریه مایل نیست که سناریوی عراق برای آنها هم تکرار شود
*در داخل سوریه اعلام میشود که روند اصلاحات در حال پیشرفت است، اما مخالفان دولت بشار اسد در خارج شما را متهم به عدم رعایت حقوق بشر میکنند، بعنوان یک شهروند و یک نماینده پارلمان سوریه که از حقوق شهروندان حمایت می کنید وضعیت سیاسی سوریه را چگونه ارزیابی میکنید؟
** در سوریه یک جریان قوی به سوی اصلاح وجود داشت، البته بر کسی پوشیده نیست که این جریان دچار چالش و توقف شد، علت اصلی این توقف یا کندی حرکت اصلاحات هم اشغال عراق توسط آمریکا بود.
زمانیکه سوریها شرایط سخت و بغرنج عراق و جنگ خونریزی که به طور روزمره در این کشور اتفاق میافتد را مشاهده میکنند، سازمانهای مسوول حفظ امنیت در سوریه برای خود این تصور را میکنند که به آنها حق داده شده است که از اختیارات بیشتری برخوردار شدهاند.
کسی در سوریه مایل نیست که سناریوی عراق برای آنها هم تکرار شود، اما این تصور در میان سوریها به وجود آمده است که آنها مجبور هستند بین دو گزینه یکی را انتخاب کنند یا بقا و ثبات در سوریه با چشم پوشی از برخی از حقوق مدنی شهروندان و یا فرو رفتن در شرایط امنیتی بغرنجی همچون عراق و سرنوشتی همچون عراق که صندوقهای انتخاباتی آزاد اما همراه با جنگ و خونریزی.
از اینرو هیچ کس در سوریه مایل نیست که دچار چنین سرنوشتی گردد و سناریوی عراق برایش تکرار شود.
البته من جزو کسانی هستم که معتقدم راه سوم و بلکه راههای دیگر جز این دو راه هم وجود دارد ما میتوانیم پروژه خود را در آزادی و دمکراسی به انجام برسانیم بدون آنکه وارد باتلاقی همچون عراق شویم.
ولی به هر شکل باید به یاد داشته باشیم که عراق به سوریه بسیار نزدیک است و سوریه اکنون بین دو اشغالگر است، اکنون از یک سو فاجعههایی در فلسطین روی میدهد و سوی دیگر شاهد فاجعههایی در عراق هستیم و هیچ کس هم مایل نیست که چنین فجایعی را وارد کشور خود کند.
*آقای بشار اسد در کنفرانس حقوقدانان عرب در دمشق در مورد اصلاحات و مبارزه با فساد اعلام کرد آنچه را که طی چندین سال خراب شده است نمیتواند ظرف دو سال بازسازی کرد، آیا این سخنان به عنوان انتقاد مستقیمی به سیاستهای پدرش حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه نبود؟
**البته او چنین تغبیری را به کار نبرد بلکه تاکید کرد که اصلاحات را نمیتواند یک شبه به انجام رساند، او خواستار تسریع گامهای اصلاحات شد و ما هم خود خواهان چنین امری هستیم، ما میگویم که بشار اسد اعلام کرد که دو مشکل در سوریه وجود دارد، مشکل فساد و مشکل کندی روند اصلاحات، ما هم باید با فساد مبارزه کنیم و هم باید راهکارهای سرعت بخشیدن به اصلاحات را هم بیابیم.
ما راهکاری جز مبارزه با عوامل کند ساختن اصلاحات نداریم این خواسته ماست و فکر میکنیم که این طرح و ابتکار عمل بشار اسد هم هست اما طرح وی بسیار کند است. ما اگر بتوانیم اصلاحات و دموکراسی را سریعا انجام دهیم به طور حتم سوریه را برای مدتها کشوری مستقر و با ثبات خواهیم یافت.
عبدالکریم العنزی، وزیر مشاور در امور امنیت عراق: عراق را در راه و مسیر جدیدی قرار دادیم
*عراق از بحران سه گانه و مرکبی رنج میبرد، بحران طایفهای، بحرانی سیاسی در تشکیل دولت و بحران امنیت، وضعیت عراق را به عنوان یکی از وزرایی که مستقیما مسائل امنیتی را پیگیری میکند چگونه ارزیابی میکنید؟
**بیشک عراق از وضعیت پیچیده و بغرنج رنج میبرد، اما به هر شکل ما زیربنای دولتی عراقی را استوار بر قانون اساسی ایجاد کردیم.
گرچه اکنون عراق با بحران روبرو است اما عراقیها توانستند مرحلهای مهم را در این چارچوب پشت سر بگذارند، تدوین قانون اساسی عراق یکی از مهمترین مراحلی بود که ملت عراق آن را پشت سر گذاشت، ما عراق را در راه و مسیر جدیدی قرار دادیم، راه سلطهگری کامل و بیچون و چرای قانون بر تمامی امور.
بیتردید عراق اکنون از تعداد زیادی از بحرانها رنج میبرد و چالشهای بزرگی را فرا روی خویش میبیند اما ما امیدواریم که خواهیم توانست برای ملت عراق افقهای جدیدش را برای تشکیل دولت جدید عراق تحقق بخشیم.
*اما جناب وزیر! اجرای این قانون اکنون بعنوان یکی از بزرگترین مشکلات کشور مبدل شده است به نحوی که تاکنون در چارچوب این قانون معرفی نخست وزیر هم با چالش روبرو شده و حتی دامنه آن به رئیس پارلمان و رئیس جمهوری هم منتقل شده است؟
**ما بهای دمکراسی را میپردازیم و همواره این بها پرداخته شده است. البته منکر آن نیستم که جریان و گروههای سیاسی باید تلاش بیشتری را برای ساخت و تشکیل دولت به کار گیرند.
در رابطه با مسائلی که اشاره گردید باید بگویم که انتخاب نخستوزیر حقی است که به بزرگترین فراکسیون در پارلمان عراق داده شده است که اکنون ائتلاف عراق یکپارچه است.
ائتلاف هم آقای جعفری را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد اما برخی دیگر از گروهها نقطه نظراتی را در این رابطه داشته و در این رابطه با ائتلاف هم وارد مذاکره شدند، من این مساله را کاملا طبیعی و عادی میدانم، بخصوص که ما به دنبال تشکیل دولت وحدت ملی هستیم از اینرو باید نقطه نظرات بقیه طیفها را هم جویا شده و اجازه دهیم آنها هم در تصمیمگیری برای کشور مشارکت داشته باشند.
اما با وجود محترم شمردن نظرات و دیدگاههای آنها باید گفت که ما به تمامی آنها گوش فرا داد و آنچه را که با دیدگاههای اکثریت پارلمانی مغایرتی نداشته باشد مد نظر قرار خواهیم داد.
*جناب آقای عنزی بعنوان وزیر مشاور در امور امنیت عراق، در عراق چه اتفاقی میافتد؟ قاتلان و قربانیان چه کسانی هستند؟
**در واقع باید بگویم که چالش تروریستی در عراق سه شاخه و طیف دارد:
1- بقایای حزب بعث
2- تکفیریهای جدید که همه طوایفی را که به نظرات مذهبی آنها اعتقاد ندارند را کافر میشمارند
3- حضور خارجی و بیگانه در عراق که به هیچ عنوان نقش فعال و مثبتی را در راستای تشکیل ساختار و سازمانهای امنیتی عراق ایفا نمیکند.
میتوانم بگویم تروریسم و موج خشونت در عراق به شکلی صبغه و ویژگی سیاسی پیدا کرده است. اکنون از تروریسم بعنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف سیاسی استفاده میشود، از این رو ما احساس میکنیم که دستهای پشت پردهای سعی دارد که از تشنج و بحران در عراق بعنوان راهبردی جهت دستیابی به اهداف خویش سود برند.
جوزف الهاشمی، وزیر سابق در دولت لبنان: جریانهای سیاسی در پوشش طایفهای خود را پنهان کردهاند
*نشست گفت و گوهای ملی چند جلسهای برگزار و سپس بدون دستیابی به نتیجهای متوقف شد، اما این وعده داده شده که در 28 آوریل بار دیگر از سر گرفته خواهدشد، آیا توطئه ترور سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان میتواند پایان بخش این ابتکار تلقی شده و آنرا در نطفه خفه کند؟
**من فکر نمیکنم چون مسئولین حزبالله بارها تاکید کردند مساله گفتو گوهای ملی مساله و پروژهای بزرگ است و بطور حتم حزبالله در آن همچنان حضور خواهد داشت. اکنون تمامی طیفهای لبنان چشم به نتایج این نشستها دارند و امیدهای زیادی را به آن بستهاند.
*برخی از طیفها و گروههای لبنانی اعلام کردند که حضورشان پشت این میز دایرهای شکل گفت و گو خود امتیاز بزرگی است که به دیگر گروهها و جریانها دادهاند، به نظر شما چه کسی در این گفت و گوها طرف پیروز و چه طرفهایی بازنده محسوب میشوند؟
**این نشست بار عنوان و هدف بزرگ «لبنان باید پیروز شود» کار خود را آغاز کرد، پس اگر نشست گفت و گوی ملی شکست خورد میتوان گفت که بزرگترین بازنده طرفی است که در شکست آن سهیم بوده باشد.
ما همچنان امیدهای زیادی به موفقیت این نشستها داریم، آخر ماه میلادی جاری بعنوان موعدی برای از سرگیری این نشستها اعلام شده است باید نشست و دید که در 28 آوریل رهبران طیفهای مختلف چه خواهند کرد و به چه نتیجهای خواهند رسید.
ما نمیخواهیم با به داوری کشاندن و نیتها و غرضها عجولانه نتیجهگیری کنیم، بهتر است به جای توجه به نیتها و اهداف حاضران در گفت و گو منتظر نتایج این نشستها باشیم تا بدین شکل خوشبینانهتر به اوضاع بنگریم.
*در توافقنامه طائف بندی وجود دارد که بر پایان دادن به طایفهگری و تقسیمبندیهای سیاسی رسمی در این کشور به شکل طایفهای تاکید شده است، آیا واقعا امیدی به تحقق چنین امری وجود دارد؟
** در واقع توافقنامه طائف یک فرجه زمانی را برای پایان دادن به موضوع و ساختار طایفهای در لبنان قرار داده است. این مهم قرار است از طریق شورای عالی ملی یا کمیته عالی ملی تحقق یافته و این کمیته راهبردهای دستیابی به این هدف را مورد بررسی قرار دهد. این کمیته زمانی میتواند به نتیجه دلخواه خود برسد ابتدا روحیه و نفوس (اعتقادات و نگرشها) را پیش از «نصوص» (متون و قوانین) تعدیل و بهسازی کند. وضعیت طایفهای در لبنان تا حدودی در جامعه ریشهدار شده است، اکنون وضعیت طایفهای در اعتقادات و نگرشهای جامعه لبنان وجوددارد.
تصور میکنم که شرایط وجود آمده پس از نشست طایف به هر شکل مانع از گسترش طایفهگری در لبنان شده است. در مورد رویکردهای طایفهای کنونی موجود در لبنان هم باید بگویم که اکثر این رویکردها ویژگیهای سیاسی داشته و میتوان گفت که در واقع جریانهای سیاسی هستند که در پوشش طایفهای خود را پنهان کردهاند.
در لبنان اکنون مساله خلع سلاح مقاومت به بحث روز مبدل شده است، آیا واقعا خلع سلاح مقاومت لبنان در راستای منافع ملی این کشور است؟ برنده اصلی از خلع سلاح مقاومت کیست؟
طیفهای مختلف لبنانی بر این مساله تاکید کردند که از سلاح مقاومت حمایت میکنند و خواهان قانونمند شدن این سلاح و قرار گرفتن آن در یک ساختار و چارچوب مشخص هستند. میزان هواداری مردم لبنان از سلاح مقاومت بسیار بیشتر از طرفداریشان از قطعنامه 1559، آنها تاکید کردند که خود باید شکل ساختار این سلاح را مشخص کرده و در مورد سرنوشت آن تصمیم گیری کنند.
موسی ابومرزوق، جانشین رئیس دفتر سیاسی حماس: اسرائیل و آمریکا با بحران مواجه هستند نه حماس
*برخی از تحلیلگران بر این باورند که حماس با ورود خود به ساختار تشکیلات خودگردان و تشکیل دولت فلسطین خود را در وضعیت بغرنجی قرار داده است، چه پاسخی به این نظر دارید؟
**برعکس این حماس نیست که دچار مشکل و وضعیت بغرنجی شده بلکه دیگران دچار این مشکل شدهاند و اکنون از بحران رنج میبرند. حماس وارد انتخابات شد و ملت فلسطین هم آنرا بعنوان نماینده خود برگزید تا راه مبارزه حقیقی فعلی را رهبری کند. از اینرو جنبش در برنامهها و راهبردهایی را در این رابطه با مردم فلسطین در میان گذاشت و ملت فلسطین نیز آنرا برگزید. جنبش حماس اکنون در حال اجرای این برنامههاست.
طرفهایی که اکنون با بحران مواجه هستند، اسرائیل و آمریکا هستند، همچنین گروههایی که ملت فلسطین به آنها رای نداد نیز در وضعیت بحرانی و بغرنجی قرار دارند زیرا آنها راهی را برگزیدند، آنرا 10 سال تجربه کردند اما موفقیتآمیز نشد، از اینرو آنها اکنون به دلیل گزینه ها و راهبردهایی که در پیش گرفتند دچار مشکل شدهاند.
*وی گزارشهای اقتصادی چیز دیگری میگویند؟
**اقتصاد نمیتواند دلیلی بر صحیح بودن راهبردها و نیز بحرانی یا بحرانی نبودن شرایط یک جریان باشد.
ما بر این باوریم جنگی که اکنون آمریکا و اسرائیل علیه گزینه ملت فلسطین در پیش گرفتهاند، یک فرصت نادر برای ملل اسلامی است تا شرایط را به سوی یک مرحله نوین از مبارزه سوق دهند و بار دیگر فلسطین را به مرکز ثقل جهان عرب و اسلام برای مبارزه با امپریالیسم آمریکایی تبدیل کنند. از اینرو میتوان گفت که این یک فرصت است و نه یک بحران.
* شما بارها تاکید کردهاید که تنها بخشهایی از توافقنامههایی سازش را بپذیرید که در راستای منافع ملت فلسطین باشد اگر روزی توقف مبارزات فلسطینی را در راستای منافع ملی فلسطینیان ببینید آیا مانع از انجام مبارزه دیگر گروهها خواهید شد؟
**خیر، حماس همواره در راستای سیاستها و برنامههای خود در مبارزه و مقاومت علیه رژیم صهیونیستی حرکت خواهد کرد.
هرگز روزی را نخواهید دید که حماس دست به هماهنگی امنیتی با اسرائیل بزند و وارد چارچوب همکاری امنیتی با رژیم صهیونیستی شود. زیرا اصولا حماس، اسرائیل را یک شریک و دوست نمیداند بلکه از نظر جنبش ما اسرائیل یک دشمن است که خاک ما را به اشغال خویش درآورده است و ملت ما را آواره کرده است و همواره با این دشمن مبارزه خواهد کرد.
* به مبارزه اشاره کردید بیش از شش ماه است که خبری از فعالیتهای گردانهای عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی حماس نیست؟ آیا این کمرنگ شدن و حتی محو شدن شاخه نظامی هم در راستای گرایش سیاسی حماس است؟
**فکر نمیکنم که بتوان تنها با نگریستن به یک دوره شش ماهه تجربهای عظیم همچون تجربه مبارزاتی گردانهای عزالدین قسام را کوچک کرد. حماس اکنون در شرایط بسیار حساس و دقیقی قرار گرفته است و باید هر گام خود را حساب شده بردارد و شرایط را به خوبی بسنجد. از اینرو من تاکید میکنم که گردانهای عزالدین قسام موجود بوده و باقی خواهد ماند و مبارزات خود را در کنار دیگر گروههای فلسطینی ادامه خواهد داد.