بسماللهالرحمنالرحیم
شورای امنیت سازمان ملل ، دیروز قطعنامه ضد ایرانی پیشنهادی آمریکا درباره فعالیتهای هسته ای کشورمان را تصویب کرد. در این قطعنامه تهدید شده در صورتی که ایران تا 9 شهریور ، غنی سازی اورانیوم را متوقف نکند ، موضوع تحریم ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت . این اقدام شورای امنیت در حالی صورت گرفت که ظرف 20 روز اخیر ، بارها همین شورا به دلیل ممانعت آمریکا از صدور قطعنامه ای برای برقراری آتش بس در لبنان و متوقف ساختن حمله نظامی رژیم صهیونیستی به مردم غیرنظامی این کشور ، ناکام مانده است . معنی روشن این واقعیت تلخ اینست که شورای امنیت سازمان ملل آلت فعل بی اختیار آمریکاست.
درباره دور جدید تلاش آمریکا علیه فعالیتهای هسته ای ایران ، تاملات متعددی وجود دارد که اشاره به برخی از آنها ضروری است:
1 ـ ادعای آمریکا درباره حصول توافق میان گروه 1 +5 درباره این قطعنامه همانند سایر ادعاهای دولتمردان واشنگتن از سر بزرگنمایی ، تحمیل نظرات مقامات کاخ سفید بر دیگران و خفه کردن صداهای مخالف با مواضع آمریکا بود . حتی خبرگزاری انگلیسی رویتر اعلام کرده بود توافق گروه 1 +5 درباره قطعنامه ضد ایرانی کاملا غیر رسمی و صرفا « توافقی موقتی » است . از سوی دیگر سفیر چین در سازمان ملل اعلام کرده بود همه اعضا ، دارای دیدگاه مشترکی نیستند و صدور قطعنامه درباره ایران به دلیل مخالفت برخی کشورها با پیش نویس آمریکا که به بندهای 39 و 40 فصل 7 منشور سازمان ملل استناد شده و در آن خواستار تدابیر موقت سختگیرانه از قبیل تحریم است ، عملا بدون اجماع می باشد. بنابراین ، تصویب قطعنامه در چنین شرایطی ، فقط با فشار آمریکا صورت گرفته است.
مقایسه پیش نویس آمریکا با پیش نویس قبلی غرب نشان داد علیرغم همه جوسازیهای آمریکا ، پیش نویس آمریکا فاقد اجماع بوده و طرح عملی مشخصی هم در آن برای اقدام علیه ایران وجود ندارد ، آنچنان که خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس نیز اذعان دارد این متن در اثر اصرار روسیه و چین ، ضعیف تر از متن های قبلی است که تهدید تحریم ها را « فوری » اعلام کرده بودند. در همین زمینه سفیر روسیه در سازمان ملل تاکید کرد هیچ تحریمی در این قطعنامه وجود ندارد. این واقعیت ها نشان میدهند حتی در میان اعضای دائم شورای امنیت نیز برخلاف ادعای آمریکائیها ، بر سر نحوه برخورد با پرونده ایران اجماع وجود ندارد.
2 ـ یکی از اهداف دور جدید تلاش آمریکا علیه پرونده هسته ای ایران صرفا وارد آوردن فشار روانی به ایران و قطع باب مذاکرات درباره بسته پیشنهادی اروپاست زیرا آمریکائیها ادامه مسیر مذاکره را به معنای راهی به سوی رسیدن ایران به همه و یا بخشی از حقوق مسلم هسته ای خود می دانند که براساس پادمان های بین المللی حق برخورداری از آنرا دارد ، درحالیکه استراتژی آمریکائیها علیرغم تمایل برخی از کشورهای عضو گروه 1 +5 به ادامه مذاکرات ، بر رویارویی مبتنی است ; هر چند آمریکائیها می دانند که ایران در صدد تشدید تنش ها نیست ولی اگر دیگران در روند مذاکرات مانع تراشی کرده و باعث تشدید و پیچیده شدن پرونده شده و عملا در مسیر محدود کردن حقوق مسلم هسته ای ایران گام بردارند ، ایران چارهای جز تجدید نظر در سیاست هسته ای خود نخواهد داشت که در این صورت هم پیمانان آمریکا بیش از همه متضرر خواهند شد.
3 ـ تهیه قطعنامه از سوی آمریکا و سه کشور اروپایی فرانسه ، انگلیس و آلمان به طور شتابزده در حالیکه ایران به طور روشن بیان کرده تا اواخر مرداد نیازمند بررسی نقاط ضعف و قوت بسته پیشنهادی غرب و ارائه ارزیابی خود در این باره می باشد، نشان می دهد که آمریکائیها صرفا به دنبال دریافت پاسخ مورد نظر خودشان از تهران هستند و اصولا هدف از تهیه و ارائه بسته پیشنهادی ، صرفا محروم کردن ایران از حقوق هسته ای و رسیدن به اهداف ضد ایرانی بود بنابراین ، تصویب قطعنامه در موقعیت کنونی که سه هفته بیشتر به ارائه نقطه نظرات ایران درباره بسته پیشنهادی باقی نمانده، تنها به منظور افزایش فشار بر ایران برای تسلیم شدن در برابر بسته پیشنهادی غرب است.
4 ـ به اعتراف برخی مقامات و رسانه های غربی « اکنون فقط برنامه های هسته ای ایران نیست که موجب نگرانی آمریکا و هم پیمانان غربی آن شده بلکه نقش قدرتمند ایران در خاورمیانه بر نگرانی های غرب افزوده است . » آنچه مسلم است اینست که این روزها حوادث دنیا به میل آمریکا رقم نمیخورد و نظم نوین جهانی مورد نظر کاخ سفید زمین گیر شده و موج مخالفت با آمریکا و زایده نامشروعش ، اسرائیل غاصب ، بیش از هر زمان دیگری جهانگیر شده است . این موج آنچنان فراگیر گردیده که حیات خلوت آمریکا در آمریکای لاتین را نیز دربرگرفته است . آمریکائیها نیز از آنجا که در بسیاری از تحلیل های خود به بیراهه می روند، این قضیه را نیز به ایران بازمی گردانند درحالی که این موج بیداری و آزادی خواهی ملتها ، منبعث از سیاستهای سلطه گرانه آمریکا و حمایتهای بی چون و چرای کاخ سفید از اقدامات جنایتکارانه اسرائیل است و تا این سیاست ادامه داشته باشد ، آمریکائیها باید شاهد شعله ورتر شدن خشم و قهر ملتها از سیاستهای یکجانبه گرایانه سردمداران کاخ سفید باشند. قدر مسلم اینکه واشنگتن به جای فرافکنی و متهم نمودن ایران به تحریک ملتها ودولتها علیه آمریکا باید عاقلانه به بررسی این موضوع بپردازد که چرا پرچم آمریکا ورژیم صهیونیستی در کنار هم در سراسر جهان به آتش کشیده شده و شعار مرگ بر آمریکا در همه دنیا فراگیر می شود. مقامات کاخ سفید به جای عصبانیت از اینکه چرا « هوگو چاوز » رئیس جمهور ونزوئلا که در حوزه جغرافیایی آمریکا قرار دارد ، بهترین لحظات زندگی خود ، یعنی جشن تولد پنجاه ودو سالگی خود را در ایران و در میان مقامات ایرانی و با شعارهای ضد آمریکایی می گذراند ، باید اندکی ـ حتی لحظه ای ـ درباره سیاستهای ضد بشری وانسان گریز خود بیندیشند و راه چاره را در برگشت از این راه بیابند.
5 ـ آمریکائیها قصد دارند با فعال کردن سیاستهای ضد ایرانی و تشدید تحریکات علیه پرونده هسته ای ایران ، به نوعی با شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در مقابله با حزب الله لبنان مقابله کرده و سرپوشی بر این جنایات بگذارند. به روشنی پیداست که بین شکست اسرائیل در تجاوز به لبنان با موضوع فعال شدن تحرکات هسته ای علیه ایران ارتباط وجود داشته و آمریکائیها قصد دارند به زعم خود ، مقاومت حزب الله و قدرت بلامنازع مخالفان سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی را تضعیف کنند ، درحالی که آنها دیگر نه تنها نمی توانند با توسل به هیچ شیوه ای برقدرت جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد کنند. بلکه قادر نیستند حزب الله لبنان را که به سمبل مقاومت در کشورهای اسلامی وجهان تبدیل شده ، درهم بشکنند.
6 ـ تلاش آمریکا برای تصویب قطعنامه ضد ایرانی در شورای امنیت در موقعیتی که رژیم جنایتکار صهیونیستی بیش از 20 روز مردم بیدفاع لبنان وزیر ساخت های این کشور را زیر آماج حملات وحشیانه خود قرار داده و شورای امنیت در کمال بی تفاوتی هیچ اقدام عملی در راستای عمل به منشور ملل متحد و جلوگیری از جنایات اسرائیل به عمل نیاورده ، جای تامل بسیار دارد. چگونه است که این شورا برخلاف فلسفه تاسیسی خود تحت نفوذ آمریکا هیچ اقدامی علیه جنایات ضد بشری اسرائیل انجام نداده و تنها به ابراز تاسف بسنده می کند ولی در مقابل قطعنامه پیشنهادی آمریکا وغرب علیه ایران با تمام توان وارد عمل می شود این قبیل سیاست های یک بام و دو هوا باعث شده که ملتهای جهان به بی خاصیتی این شورا و آمریکایی بودن بسیاری از مجامع بین المللی پی برده و نه تنها به آن دل نبندند بلکه از آرا فرمایشی آنها نیز خم به ابرو نیاورند.
قطعا و بر همین اساس صدور این قطعنامه در شورای امنیت که با هدف تعلیق فعالیت های اتمی ایران صورت گرفته ، با عکس العمل ملت و دولت ایران روبرو شده و زمینه ساز تعلیق عضویت ایران در « ان .پی .تی » و قطع همکاری ایران با آژانس خواهد بود که عواقب آن برای غربی ها زیان بارتر است.