* در برهه های مختلف مشخص شده که در سطوح عالی مدیریت کشور، اعتماد خاصی به شما وجود دارد. هم اکنون هم در شورای راهبردی سیاست خارجی عضویت دارید. چطور شد که به عضویت این شورا درآمدید؟
** با تشکر از شما و همکارانتان در روزنامه شرق که فرصتی را برای ارتباط با مردم عزیزمان در اختیار من قرار دادند، در پاسخ به سئوال شما درخصوص تشکیل شورای راهبردی روابط خارجی باید بگویم، در حد اطلاع من، مقام معظم رهبری از سال های قبل مترصد ایجاد چنین تشکلی بودند. به نظر من از زمان ریاست جمهوری ایشان ایجاد چنین تشکلی را مدنظر داشتند. تشکلی شبیه به آنچه در دنیا وجود دارد و مکانیسمی است برای ارتباط گرفتن با نخبگان جامعه برای طراحی سیاست های کلان در عرصه روابط خارجی. ایشان از آن زمان علاقه مند به ایجاد چنین تشکلی بودند اما ظاهرا زمینه های بروز و ظهور آن تاکنون فراهم نشده بود و در اواخر دوران دولت هشتم بعد از تشکیل دولت نهم، ایشان تشخیص دادند این کار باید آغاز شود. اما انتخاب خودم را همانطوری که شده فرمودید مرهون اعتماد و حسن ظن مقام معظم رهبری میدانم.
* در زمان ریاست جمهوری خود، پیشنهاد تشکیل چنین شورایی را داده بودند؟
** فکر می کنم، با دوستان تاثیرگذار که می توانستند ذی مدخل باشند، مذاکراتی کرده بودند. و مذاکرات مختلفی که انجام داده بودند، علاقه ایشان برای تشکیل چنین نهادی برای ما آشکار بود.
* هدف ایشان از ایجاد تشکل در آن زمان، هماهنگ سازی بین تصمیمگیریها بود؟
** فکر می کنم ایجاد تشکلی مستقل از دولت ها که بتواند مسائل مربوط به توسعه روابط خارجی را در عرصه های گوناگون سیاست خارجی، روابط اقتصادی، دفاعی و امنیتی و فرهنگی تعقیب کند، از نیات و انگیزه های ایشان از گذشته بود. دولت ها درگیر فعالیت های اجرایی هستند، بخش های تقنینی کشور متناسب با لوایح و طرح ها، فعالیت جاری خود را انجام می دهند، یعنی همه متکفل انجام فعالیت روزمره حوزه خودشان هستند. هر چند آنها هم دارای مراکز تحقیقاتی هستند و به نوعی برای تماس با نخبگان برنامه ریزی کرده اند اما به هر صورت همواره این در ذهن مقام معظم رهبری بوده که باید دارای تشکلی مستقل از این قوا باشیم. در دنیا هم نمونه آن هست مثل شورای روابط خارجی آمریکا که در سال های 1921و 1922شکل گرفت و چندین دهه از عمر آن می گذرد و بیش از چهار هزار عضو در عرصه های مختلف دارد. بنیادهایی هم در کشورهای اروپایی هستند. که کارکرد مشابهی دارند. و انگلستان نیز Chatham house نقش مشابهی ایفا میکند.
* هیچ کدام از این تشکل ها الگوی تشکل ایجاد شده در ایران بوده است؟
** ساختار نهایی و تشکیلاتی ما در ایران با آن کشورها کاملا متفاوت است. نظام پارلمانتاریستی با تکیه بر دو حزب قدرتمند در آمریکا یک ساختار سیاسی است. در اروپا هم ساختارهای متنوع دیگری وجود دارد. قانون اساسی ایران هم شکل و ساختار کاملا متفاوتی دارد پس نمی توانیم دقیقا از آنها یک الگو گرفته باشیم. ولی کلیت این فکر که یک قوه عاقله منفصله در زمینه مسائل مختلف روابط خارجی کشور وجود داشته باشد و به صورت جامع به مسائل گذشته، حال و آینده نگاه کند و اجازه رشد و نمو افکار و اندیشه های گوناگون را در کشور فراهم کند، وجه مشترک این تشکل در ایران با سایر تشکل های موجود در دنیا است. اما ساختار سیاسی ایران منحصر به فرد است و لذا الگوی ما از سایر الگوها در دنیا تبعیت نمیکند.
* چطور شد که این ایده تاکنون اجرایی نشد؟
** محذورات مختلفی وجود داشت که این تشکل ایجاد شود. تصور می کنم این نکته را باید مستقیما از مسئولان اولیه ای که پیشنهاد تشکیل را در ماه های اخیر دادند بپرسید لابد امروز شرایط کشور برای تشکیل این تشکل فراهمتر بوده است.
* منظورتان از فراهم بودن شرایط، آمدن دولت نهم است یا اینکه نیاز آن بیشتر احساس شده؟
** پیچیده تر شدن مسائل سیاست خارجی و روابط خارجی ایران با دنیا هر روز ضرورت داشتن چنین تشکلی را بیشتر به ما شناسانده است. به هر صورت ایران با قصد و نیاتی آغشاز به برقراری روابط با دنیا کرده است. اول به غیرمتعهدها گرایش پیدا کرده، بعد تلاش کرده تا براساس موازنه بین قدرت های دنیا در عرصه سیاست بین الملل ایفای نقش کند و متناسب با جغرافیایی که در آن قرار دارد خود نقش قدرتمندی را برعهده بگیرد. اما هرچه گذشته بر پیچیده شدن روابط خارجی در دنیا افزوده شده، تغییراتی در قطب بندی دنیا مشاهده می کنیم دنیا به سمت نظام تک قطبی می رود و آمریکا داعیه رهبری آن را دارد. به نظر می آید همه این موارد ضرورت داشتن یک تشکل خارج از دولت را نمایانده است. پس به نظر من هر روز پیچیده تر شدن صحنه روابط بین الملل تحقق این فکر را ضروری تر ساخته است. این شورا همان طور که از نامش پیدا است، یک شورای راهروی مشورتی برای مقام معظم رهبری است. عملیات آن به گونه ای که در طول دستگاه های اجرایی و سیاستگزار یا ناظر باشد نیست. محصولات شورا وقتی ارزش پیدا می کند که به تائید ایشان برسد و برای اجرا ابلاغ شود. قبل از آن یک کار کاملا علمی و آکادمیک است و برقرارکننده ارتباط با نخبگان. در واقع شورا بسترساز بروز و ظهور افکار نو در عرصه روابط خارجی است.
* الان در این مرحله هستید؟
** ارتباط با اندیشمندان کار عمومی ای است که این نهاد مستقلا می تواند به آن بپردازد. وقتی دیدگاه های شورا عینیت پیدا می کند که اولا ملهم از بررسی های کارشناسانه دقیق باشد، ثانیا به تائید مقام معظم رهبری برسد و ابلاغ شود.
* چیدمان شورا چطور شکل گرفت؟ آیا اعضا بیشتر از دایره مشاوران رهبری انتخاب شدند؟
** در پاسخ به این سئوالات بیشتر باید گمان خودم را بگویم. لابد شروع کار بررسی با جست وجو از موضوعاتی که می تواند مجموعا به تنظیم روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران بینجامد آغاز شده. و معلوم شده عناصری که در شورا هستند باید علی الاصول از بخش های مختلف و مرحله روابط خارجی باشند. از حوزه اقتصادی .بخش دفاعی و امنیتی از حوزه مسائل سیاست خارجی و مسائل فرهنگی هرکدام نماینده و یا نمایندگانی. فکر می کنم ترکیب و هم انتخاب اعضا بیشتر به تقسیم موضوعی آنچه در ذهن مقام معظم رهبری تحت عنوان روابط خارجی کشور وجود دارد، برمی گردد. طبیعتا در انتخاب کسانی را برگزیدند که بیشتر مورد وثوق بوده اند و البته در شرایط کافی امکان همکاری شان در این مجموعه باهم فراهم بوده است.
* انتخاب مستقیما از طرف رهبری صورت گرفته؟
** بله.
* آیا برای افزایش تعداد اعضا هم برنامه ای وجود دارد؟
** محدودیتی در افزایش تعداد اعضای شورا وجود ندارد. طبیعتا برای شروع و پایه گذاری تعداد فعلی مشخص شده است. در سند ابلاغی مقام معظم رهبری خطاب به اعضای شورا، آمده است که تعیین تعداد اعضا برعهده رهبری است. هر وقت انتخاب جدیدی انجام دهند یا دستوری بدهند، تغییرات عملی می شود. باید دید در آینده شورا اعضای دائم یا زمان دار نیاز دارد یا اعضای حقیقی و حقوقی وجود دارد یا نه. فعلا اعضای مرکزی مشخص است. و طبیعتا ترکیب شورا نظیر مجلس یا مجمع نخواهد بود و محدودتر است.
* تاکنون چند جلسه تشکیل دادید؟
** از سوم خردادماه به طور منظم جلسه داشتهایم.
* جلسات با چه فاصله زمانی تشکیل می شود و سوژههای طرح شده چیست؟
** جلسات هفتگی است و مباحث کلان و ساختارساز فعلا مطرح است. فعلا بنیانهای مورد نیاز تشکل را در عرصه های مختلف عمومی و تخصصی در تدارک هستیم و درباره مفاهیم کلی و تحصیل منافع قرارداد و روابط خارجی در حال بررسی هستیم.
* نام شورا خودش مفهومی را القا می کند، آیا طبق نام شورا، قرار است راهبرد سیاست خارجی از دل آن بیرون بیاید. به ویژه آنکه به لحاظ سیاست خارجی در مرحله خطیری هم قرار داریم.
** مقام معظم رهبری، سه عرصه مشخص را برای شورا تبیین و تشریح کرده اند: 1- تهیه راهبردها، سیاست ها و راهکارهایی که ما را در سیاست خارجی به نتایج مطلوب نظام برساند. 2- بررسی اقداماتی که در حوزه روابط خارجی در بخش دولتی، خصوصی و عمومی انجام می شود و تطابق آنان با سند چشم انداز و انعکاس آن به مقام معظم رهبری و البته این نگاه بلندمدت است. به این معنا که گاهی ممکن است مقتضیات زمان ایجاب کند که در مواردی به طور مقطعی از چشم انداز فاصله بگیریم اما جهت گیری کلی نبایستی تغییر کند. 3- ایجاد هماهنگی و بیشتر در کلیه فعالیت ها در عرصه روابط خارجی با تعیین راهبردهایی که ما را به این هدف نزدیک می کند، همان طور که مستحضرید بخش های مختلفی در حوزه سیاست خارجی ایران فعال هستند. هماهنگی و هدایت اینها اهمیت فوق العاده ای دارد. ممکن است شورا گاهی راهبرد جدیدی ارائه کند که موجبات موضع بیشتری را فراهم آورد.
* شما در دولت گذشته مسئولیت وزارت بازرگانی را به عهده داشتید. در آن زمان مهمترین دستاورد تیم مذاکره کننده ایران در مسئله هسته ای بسته پاریس بود. برخی تحریم ها در قالب پیشنهادات آن بسته قابل لغو بود. امروز در شرایطی هستیم که تهدید مرحله اول تحریم را پیش روی خود داریم. شما به عنوان کسی که در سمت های اجرایی و مشاوره ای سطوح عالی کشور بوده تغییر مسیر سیاست های خارجی کشور را چطور ارزیابی میکنید؟
** به هر صورت حرکت ایران در عرصه مسائل مربوط به مسائل هسته ای دو طرف دارد. اسناد قانونی محکمی مثل سند NPT وجود دارد که فعالیت های هسته ای دنیا متکی به آنها است و یک سری هم شرایط سیاسی خاصی وجود دارد که مذاکرات هسته ای ایران را متاثر کرده است. طبیعتا اقتضائات مذاکرات تصمیماتی را از طرف ایران طلب می کند. گاهی لازم است ایران نقش اعتمادساز را ایفا کند و طرف مقابل هم حقوق ایران را به رسمیت می شناسد. این گفت وگو نرم و بسیار خوب است. در دولت سابق این فضا پررنگ تر بود. تدریجا دیدیم در مقام عمل، مطابق آنچه در جلسات گفته شده، اقدام نمی شود. مثلا در بسته پیشنهادی غرب در دولت قبل، عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت مطرح شده بود. آن زمان اظهارنظر کردم اولا پیوستن ایران به سازمان جهانی تجارت حق است و امتیاز محسوب نمی شود.
چون این پیوستن هم فرصت هایی را برای ایران فراهم می کند و هم فرصت هایی را در اختیار شرکای تجاری ایران قرار می دهد. یعنی این امتیاز متقابل است که تجارت ایران را به دنیا و دنیا را به ایران بیشتر متصل می کند و نمی شود این مورد را به عنوان یک لطف در بسته پیشنهادی به ایران قبول کرد. در واقع عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت لزوما یک امتیاز برای ما نیست. اگر پروتکل الحاقی مناسب نباشد، ممکن است ایران از این عضویت زیان ببیند. ما باید پروتکل الحاقی مناسب داشته باشیم. یک زمان بسته ای پیشنهاد می کنند که حاوی چنین مواردی است.
* پس شما بسته پاریس را چندان مهم ارزیابی نمیکنید؟
** به نظر من این طور بود. حتی پیشنهاد اخیری هم که به ایران شده، چندان مهم برای آینده ما تعیین کننده نیست. در عوض انتظار دارند ایران بیش از آنچه در قواعد حاکم بر فعالیت های هسته ای در نظام بین المللی آورده است رفتار اعتمادساز داشته باشد. یعنی گفتند خارج از چارچوب NPT هم اجازه بازرسی بدهیم و فراتر از مصوبات مجلس شورای اسلامی با آژانس همکاری کنیم. این بسته احتیاج به بررسی دقیق تر و رفع ابهام دارد. طرف مقابل بدون توجه به اینکه ایران برای پایان زمان اظهارنظر، تعیین وقت کرده و پذیرفته که بسته را مطالعه کند، علیه ما قطعنامه صادر کرده است. خوب این برخورد غیرمنطقی و طبیعی است که جواب های، هوی است. اینکه تاکتیک های مورد عمل در چند ماهی که از عمر دولت و ترکیب جدید شورای امنیت می گذرد چطور بوده و اینکه اگر مذاکره کنندگان، ثابت می مانند به چه نتیجه ای می رسیدیم، چندان قابل بررسی نیست. از سویی شرایط خارجی هم ثابت نبوده است.
* یعنی شما تصور می کنید، رفتار طرف مذاکره تغییر کرد و مشی سیاسی ما را تغییر داد یا به دلیل تغییر مشی دولت نهم رفتار طرف مقابل تغییر کرد.
** حتما دولت نهم تغییر مشی داد. رفتار اروپایی ها هم با تغییر دولت تغییر کرد.
* رفتار دولت کنش بود یا واکنش؟
** چون سیر جریان در دولت نهم تغییر جدی پیدا کرد، حرکت متقابلی هم از طرف اروپایی ها دیده شد. در آن زمان استراتژی کشور، استراتژی نرفتن پرونده ایران به شورای امنیت بود. ظاهرا اروپایی ها هم می خواستند از این حربه به عنوان نقطه استقرار استفاده کنند و نقاط بعدی را تسخیر کنند. دولت نهم به این جمع بندی رسید که نباید این نقطه استقرار تثبیت شود و هر روز چیز جدیدی از ایران طلب شود. این تغییر بسیار مهم و اساسی بود. ممکن است این تغییر ما را به نتایج مطلوبی برساند که در برخی موارد هم رساند. دولت آقای خاتمی زمینه های بسیاری را فراهم کرد. حتی دولت های قبل هم در دستیابی امروز ایران به فناوری هسته ای نقش داشتند. آنچه امروز مسئله روز دنیا شده که هم افتخارآمیز است و هم امکان تهدید علیه ایران را ایجاد کرده، حاصل 8 سال تلاش دولت آقای خاتمی است. منتقدینی هم که می گویند بحران خلق شده به دلیل سیاست های دولت نهم است اشتباه می کنند. اساس فعالیت هسته ای در دولت آقای خاتمی شکل گرفت. طبیعتا دفاع از این حق در دولت آقای خاتمی هم با قوت ادامه پیدا می کرد. امروز هم همین طور است. یعنی دستاوردی که طی دوره ای به دست آوردیم و یا بروز تهدیدات، هر دو مربوط به هر دو دولت است.
* یعنی اگر دولت تغییر نمی کرد هم به همین جا میرسیدیم؟
** نمی شود در مورد موضوع به دلیل فقدان اطلاعات کافی از برنامه پیش بینی درستی انجام داد. چون اگر دولت تغییر نمی کرد، ممکن بود سیاست های اروپایی ها هم تغییر نکند و جریان اعتمادساز نقش پررنگ تری بیابید. و البته این هم ممکن بود که آنها مسیر عقب راندن قدم به قدم ما را بخواهند ادامه دهند. پس نمی توانم پیش بینی جامعی ارائه کنم که اگر دولت تغییر نمی کرد، امروز در چه نقطه ای بودیم. حتی ممکن است تصور شود اگر دولت تغییر نمی کرد چرخه سوخت با این تعداد سانتریفوژ و رسیدن به محصول جدید هم به دست نمی آمد. همه اینها قابل پیش بینی است. نباید گفت اگر دولت آقای خاتمی تداوم یافته بود، هیچ تهدیدی نبود و ما هم به چرخه سوخت دست می یافتیم. برخی چنین اعتقادی دارند اما چون این نظر در عرصه عمل آزمایش نشده، نمی توان از آن دفاع کرد.
تغییر در تاکتیک و نحوه برخورد با تغییر گروه های مذاکره کننده، قطعا صورت گرفته است. این تغییر تاکتیک هم منافعی داشته و هم شرایط خاصی را برای کشور به وجود آورده است. منافع آن چرخه سوخت است و اینکه امروز با درصد قابل قبولی امکان تحقیقات هسته ای در ایران وجود دارد و به جریان افتاده. طبیعتا شرایط خاصی هم به وجود آمده که پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع و از آژانس خارج شده و الان بازگشت آن به آژانس جزء تقاضاهای ما است و سخت تر است. قطعنامه ای هم علیه ما صادر شده که از اهمیت برخوردار است و زمانی هم برای صدور قطعنامه های شدید تر علیه ایران تعیین شده که اینها همه روی دیگر سکه است. امروز برای حفظ منافع ملی کشور فعالیت دیپلماتیک بسیار پیچیده ای در جریان است و با نگاه ملی باید به آن نگریست.
قصه هسته ای ایران به هیچ عنوان عرصه هماوردی سیاسی گروه های سیاسی داخلی نیست.
* آیا در شورای راهبردی تحقیقی شده یا تحقیقی در دست دارید که در صورت بروز تحریم، ایران در چه شرایطی قرار میگیرد؟ اینها از وظایف دستگاه های اجرایی در گرو امر هستهای کشور است؟
** البته به هر صورت هر تصمیمی یک هزینه و یک فایده ای دارد. در ایران خودمان عادت کرده ایم و هم جامعه را عادت داده ایم که هزینه تصمیمات صفر یا صد باشد. در تصمیم گیری های دنیا، معمولا تصمیمات با پیش بینی موفقیت 55یا 60درصد، اتخاذ می شود. در زمینه فعالیت های جاری ایران، احتمال بروز تحریم هست. تحریم در شکل حاضر با تحریم در گذشته، کاملا متفاوت است. اقتصاد ایران به شدت تغییر کرده است. زمانی کشور آنقدر محدود بود که مردم با اجازه خروج ارز 500دلار می رفتند ترکیه و یک فال کالا می خریدند و به کشور می آوردند که شامل مسواک و خمیردندان تا مایحتاج روزمره دیگر بود. سوریه یکی از صادرکنندگان مهم کالای مصرفی به ایران بود. امروز تغییراتی در کشور ایجاد شده که غیرقابل انکار است. و نیازهای ما تا حدود زیادی متکی به اقتصاد داخلی قابل تامین است اما به همین نسبت دنیای اقتصاد و مناسبات آن پیچیده تر شده است. شکل تحریم هم متفاوت شده است.
ممکن است تحریم لطمات سنگین به کشور بزند اما دنیا و منطقه هم از این رویداد سود نمی برند. ما حتما به دنبال منافع ملی ایران هستیم. آنها حتما به دنبال به دست آوردن حداکثر منفعت در عرصه بین المللی برای اهداف خود هستند. مهم این است که ما در میز مذاکره، قدرت مذاکراتی بالاتری داشته باشیم و ابزارهای مناسبی را برای مذاکره به کار ببریم تا منافع حداکثری را برای جمهوری اسلامی ایران تحصیل کنیم. این رفتار عاقلانه و منطقی است و در واقع این جهت گیری را در پیش خواهیم گرفت. وقتی تجمعی از همه نخبگان این عرصه در تصمیم سازی های هسته ای مشارکت کنند. این اقدام در چارچوب منافع ملی ایران خواهد بود. لذا فکر می کنم کاری که ایران امروز انجام می دهد، سخت و پیچیده است. ضمن اینکه معتقدم در شرایط موجود با توجه به منابع خوب درآمدی ما باید اقتصاد کشور را بسازیم و نباید فرصت ها را از دست بدهیم. معتقدم جمهوری اسلامی ایران هویت دارد و انقلابی در این کشور اتفاق افتاده که انقلاب ایدئولوژیک برخاسته از مردم بوده است. طبیعتا منویاتی که مردم دارند اساس زندگی شان را تشکیل میدهد.
با رهبری امام و پیروزی انقلاب اسلامی امروز استقلالی در حوزه سیاست خارجی به وجود آمده است که دستاورد اصلی انقلاب ماست. اساسا کشوری که بر روی پای خود ایستاده و نمی خواهد به هیچ وجه استقلال خود را از دست بدهد. حتما برای حفظ این آرمان حتی در صورتی که هزینه هایی داشته باشد. ایستادگی خواهد کرد. این موضوع زمینه مذاکره را فراهم می کند و ما امیدواریم حداکثر منافع را جمهوری اسلامی ایران کسب کند.
* در زمان وزارت شما تهدیدهایی مبنی بر تحریم وجود داشت. وزارت بازرگانی گزارشی تهیه کرده بود که بازارهای هدف صادراتی را مشخص کرده بود که در صورت تحریم کدام بازارها را می توان جایگزین کرد. با توجه به وضعیتی که در شورای راهبردی داریم آیا این اطلاعات را جمع آوری کردهاید؟ و یا تصمیماتی در این رابطه اتخاذ شده است؟
** به هر صورت در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور حاصل و نتایج مطالعاتی که در وزارتخانه های مختلف طی این ایام انجام شده، جمع شده است. در دوره جنگ بودجه با گزینه های مختلف تهیه می کردیم در ایامی که هرازچندگاهی با بحران هایی مواجه می شدیم. ظرفیت های جایگزین مورد بررسی قرار می گرفت. اسناد و مدارکی هم در این رابطه در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور وجود دارد چه در عرصه نیازمندی های اساسی و چه برای تداوم تولید صنعتی پیش بینی هایی شده و حتما نیازمند به روز شدن است. قطع به یقین دولت حتما در جریان کار هست و در این رابطه اقدام خواهد کرد. ما در شورای راهبردی در این رابطه بحث و گفت وگویی برای به روز کردن اطلاعات نداشته ایم چون این موضوع از مسائل جاری دولت محسوب میشود.
* بخش اقتصادی شورای عالی امنیت ملی هم در این بخش کار می کند، حتی تصمیمگیری میکند که مثلا نیاز کالاهای اساسی کشور چقدر است آیا شورای راهبردی با شورای عالی امنیت ملی ارتباطی خواهند داشت؟
** پس از صدور حکم مقام معظم رهبری استقبال خوبی در مسئولان شورای عالی امنیت ملی مشاهده کردیم. استقبال خوبی کردند اما تاکنون جلسه هماهنگی بین این دو شورا برگزار نشده است. مذاکرات اولیه ای را آقای خرازی با مسئولان شورای امنیت ملی داشته اند، چون بیشتر فعالیت های ما به فعالیت های راهبردی و بنیادین در عرصه روابط خارجی ارتباط پیدا می کند. و شورای امنیت ملی درگیر تعیین و اجرای راهبردهای عملیاتی موضوعات در چارچوب راهبردها و سیاست های کلان موضوعی پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی است. لذا خیلی نگرانی در این رابطه نداریم که این شوراها با هم ارتباط روزمره نداشته باشند. زمینه هایی که شما بدان اشاره کردید امور جاری است که در چارچوب راهبردهای مصوب که هنوز آن راهبردها تغییر نکرده، اتخاذ می شود. طبیعتا تا آن راهبردها به قوت خود باقی است، نهادهای اجرایی و عملیاتی فعالیت های خود را ادامه خواهد داد.
* در بخش اقتصادی شورا که شما عضو آن هستید، رئوس کاری مشخص است؟
** همان طور که اشاره فرمودید کارهایش تقسیم بندی شده و هر کدام از مسئولان شورا مسئولیت یکی از کمیسیون ها را برعهده دارند. برای کمیسیون اقتصادی که مسئولیت آن به بنده محول شده عرصه ای تعریف شده است که در آن چاره ای جز تماس با بخش دولتی در حوزه مسائل اقتصادی برای کسب آخرین اطلاعات از روابط اقتصادی خارجی ارتباط برقرار خواهد شد ارتباط دیگر با بخش خصوصی متشکل ایران است. شامل اتاق بازرگانی، خانه صنعت و معدن و تشکل های مشخص. در این رابطه نیز صاحبان صنایع و بنگاه های مختلف حقوقی دارای فعالیت بین المللی هستند، البته الان در شروع کار هستیم. به زودی محل تجمعی را برای برقراری ارتباط با بخش های مختلف اقتصادی فراهم می کنیم تا در این محل ارتباطات تعریف شده تر و سازمان یافته تر شوند و از همه نظرات بهره بگیریم. در حال حاضر نیاز و امثالهم فعالیت های شورا بیشتر در مرحله تدوین مقدمات برای اهداف و البته ساختارسازی است و در حال برداشتن گام هایی در این خصوص هستیم. همان طور که می دانید محصولات این شورا باید با نگاه میان مدت و بلندمدت ارائه شود.
* آقای شریعتمداری! ما در شرایطی هستیم که یکی از بهترین دوره های درآمد ارزی را سپری می کنیم. در همین دوره با وجود درآمدزایی سیل برداشت از حساب ذخیره ارزی هم ادامه دارد ضمن اینکه آمار دقیق و شفافی از برداشت این حساب مانند قبل ارائه نمی شود. در کنار این موضوع وابستگی به بودجه 85به زعم قریب به اتفاق کارشناسان اعم از دولتی و غیردولتی به نفت بیشتر شده است. یعنی به جای اینکه به سوی اقتصاد نفتی که حکم برنامه چهارم است پیش برویم به طرف بودجه نفتی حرکت کردیم. به عنوان کسی که مسئولیت اقتصادی دارید، این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
** به هر صورت هر دولتی با یک سری شعارهایی سرکار می آید و برای تحقق آن از مقدمات و امکانات خود استفاده می کند. جهت گیری دولت سابق عمدتا متکی به این بود که حتی اگر منابع ارزی کافی برای تامین برخی از نیازهای بودجه جاری داشته باشیم، برداشت حد متوسطی از منابع صندوق ارزی را مبنا قرار دهیم برای آن و نیازهای مصرفی کشور و جهت گیری اصلی تخصیص منابع را به سمت فعالیت های اقتصادی مولد بخش غیردولتی سوق دهیم. جهت گیری ما عمدتا این بود. یعنی حتی برای تامین برنج و روغن و شکر و گوشت کشور به کالاهای اساسی مثل گندم به رغم وجود منابع ارزی همچنان محدودیت اعمال می شد و این جهت گیری ها با دقت پیگیری می شود. یا برخی مواقع با وجودی که منابع ارزی موجود بود و نیاز های مشخصی نیز تعریف می شد ولی اعتقاد دولت سابق بر این بود که انتقال ارز به بانک مرکزی درصورتی که بانک امکان فروش آن را در بازار نیابد موجب افزایش دارایی های خارجی بانک و رشد پایه پولی و نقدینگی و تورم در کشور میشود.
در این رابطه شاهد بحث های فراوان در زمینه افزایش حقوق و دستمزد در دولت و برای تعیین حداقل دستمزد بحث های جدی صورت می گرفت و اعتراضاتی هم همان موقع به این سیاست در داخل و خارج دولت وجود داشت اما دولت نهم با شعارهای دیگری سر کار آمد. یکی از مهم ترین شعارها این بود که مردم باید وجود منابع مازاد بردرآمد ارزی پیش بینی شده در بودجه را در زندگی خود احساس کنند. دولت نهم با این شعار که آن را بر پایه عدالت اقتصادی مطرح کرده بود. وارد صحنه انتخابات شد و روی کار آمدن رئیس جمهور جدید نشانه اقبال مردم و استقبال آنها از این تفکر و شعار بوده است. با این تفکر بخشی از منابع از حساب ذخیره ارزی خارج می شود تا نیاز جوانان برای ازدواج یا افزایش دستمزدها و عادلانه کردن آنها پرداخت یارانه برای تثبیت قیمت ها، واردات مازاد مصرف بنزین و نظایر آن صرف شود.
این جهتگیریهای جدیدی بود که میزان برداشت از حساب ذخیره ارزی را افزایش داد. دولت قبلی به این نتیجه رسیده بود که صرف منابع ارزی برای تامین سوخت هر چند آرامشی به جامعه می دهد، اما آثار تبعی تثبیت قیمت سوخت حتی بدون تامین کامل حوزه حمل ونقل عمومی ممکن است تبعات منفی بیشتری داشته باشد. به همین منظور دولت قبلی قصد داشت با افزایش قیمت بنزین به صورت دونرخی یا تک نرخی با اخذ قانون از مجلس این مشکل را لااقل کم کند. اما در دولت نهم به دلایل پیش گفته این سیاست عملی نشد.
* شما این شیوه جدید را میپسندید؟ همان گونه که اشاره کردید دولت قبلی در قبال حساب ذخیره ارزی رویه ای را در پیش گرفته بود که منجر به ورود بی حساب ارز به جامعه نمی شد بعضی از کارشناسان پیش بینی کرده اند که ورود ارز بسیار سریع موجب رشد نقدینگی و تورم بالا می شود. آیا هنوز هم این نتایج ممکن است اتفاق بیفتد؟
** در دولت قبل با توجه به مطالعاتی که در این زمینه انجام شده بود تصمیم گرفتیم تمام رساله های Ph.D که موضوع آنها برخی ریشه های تورم در اقتصاد ایران بود را مورد بررسی قرار دهیم. در واقع آثار مستقیم نقدینگی بر شاخص بهای خرده فروشی کالا و خدمات را در اکثر قریب به اتفاق رساله ها مشاهده کردیم. در کمترین حد برخی از دوستان مثلا آقای طبیب نیا که کمترین میزان ارتباط رشد نقدینگی با تورم را مطرح کرده بودند لذا هر یک واحد درصد رشد نقدینگی 27/0واحد درصد نرخ تورم را تخمین زده بودند. حداکثر آن هم برخی از علمای اقتصاد به ازای هر یک واحد درصد رشد نقدینگی 3/1واحد درصد نرخ تورم پیش بینی کرده بودند. اما هیچ کس عدم ارتباط رشد نقدینگی با رشد نرخ تورم را تایید نکرده بود. همه به اتفاق رابطه مستقیم و مثبت رشد نقدینگی و تورم را در اقتصاد ایران مورد تاکید قرار داده بودند. فاصله زمانی بین وقوع رشد نقدینگی و بروز تورم هم به تدریج در اقتصاد باقی بود یعنی پس از رشد نقدینگی با فاصله زمانی شش ماهه و بیشتر تورم رشد میکرد.
* حدود 6/0 شده بود؟
** نه منظور فاصله زمانی است. یعنی اینکه تورم با 6-7 ماه فاصله زمانی خود را در اقتصاد نشان می داد. امروز این فاصله زمانی طولانی تر شده. اخیرا دکتر کمیجانی هم به این موضوع اشاره کرده اند یعنی افزایش این فاصله زمانی را مورد بررسی قرار داده اند. براساس این گزارش این فاصله طولانی شده اما این اتفاق حتما خواهد افتاد البته در صورتی که نقدینگی کنترل نشود و یا به سمت فعالیت های تولیدی زودبازده هدایت نگردد.
* توسط استفاده از ابزارهای کنترلی؟
** بله، مثلا جمع آوری پول با فروش اوراق مشارکت. یا تخصیص بهینه منابع دولتی و نیز منابع بانکی به سمت فعالیت های تولیدی زودبازده.
* اما عملا جز اوراق مشارکت ابزار دیگری نداریم.
** همین فروش موبایل که به میزان 28هزار میلیارد ریال از سطح جامعه پول جمع آوری کرد تاثیر خوبی در جمع آوری نقدینگی از اقتصاد ایران داشت. اما نهایتا اگر نرخ رشد نقدینگی 34درصد شود، آثار خودش را در اقتصاد ایران بر جای خواهد گذاشت. به همین دلیل باید در این رابطه احتیاط هایی به عمل آید. هر چند دولت به نظر می رسد نسبت به این موضوع حساس است. از طرفی هم باید به وعده های داده شده و تفکری که براساس آن دولت شکل گرفته توجه شود. طبیعتا چنین تفاوتی در اقتصاد بین سیاست های اقتصادی دولت امروز و دولت قبل وجود دارد. اساسا تاسیس حساب ذخیره ارزی صرف نظر از اینکه منابع آن چگونه هزینه می شود، اتفاق مبارکی است و حتما می تواند برای اقتصاد کشور مفید باشد. امیدواریم در آینده این حساب ذخیره ارزی به صندوق یا چیزی شبیه بانک توسعه و سرمایه گذاری تبدیل شود تا قابلیت بسیار مفید بیشتری را از خود بروز دهد.