تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۶  ، 
کد خبر : ۹۵۲۲۰

جنگ اراده‌ها


مهدی محمدی
منابع غربی می گویند مذاکرات خاویرسولانا و علی لاریجانی به این دلیل که ایران همچنان از پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم امتناع می کند، در آستانه شکست قرار دارد.
چند هفته پیش در دیداری که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد میان کاندولیزا رایس و نمایندگان دیگر کشورهای عضو گروه 6 صورت گرفت آنها به طور محرمانه توافق کردند که تا هفته اول ماه اکتبر (16-9مهر) به خاویرسولانا فرصت بدهند تا ایران را به پذیرش تعلیق غنی سازی اورانیوم متقاعد کند. اکنون آمریکایی ها می گویند این مهلت روز شنبه به سر خواهد آمد و از آنجا که ایران زیر بار پذیرش تعلیق نرفته، باید به شورای امنیت بازگشت و تحریم ها را در دستور کار قرار داد.
در این مدت چند هفته ای صحنه دیپلماسی تحولات زیادی را به خود دیده است. مسئول پرونده هسته ای ایران چهار دور به طور حضوری و چند نوبت هم از طریق تلفنی با سولانا به عنوان نماینده گروه 6 گفت وگو کرده است. در تمام این مکالمات درخواست برای تعلیق در صدر موضوعاتی بوده که طرف غربی به طرح آن پرداخته و در مقابل ایران فقط به شرح و بسط همین یک جمله بسنده کرده که در صورت آغاز رسمی مذاکرات حاضر به گفت وگو درباره تعلیق خواهد بود و به هیچ وجه آن را به عنوان پیش شرط آغاز مذاکرات نمی پذیرد. غربی ها ـ تقریباً تمامی اعضای گروه 6 ـ پس از مواجهه با مقاومت ایران ظرف دو هفته گذشته از تاکید خود بر لزوم تعلیق غنی سازی پیش از آغاز مذاکرات دست شستند و آشکارا گفتند که آماده اند با ایران وارد گفت وگو شوند ولو غنی سازی همچنان در حال انجام باشد. منتها آنچه گروه 6 در سر می پرورد این بود که حالا که پذیرفته بدون توقف غنی سازی مذاکره با ایران را آغاز کند، متقابلاً ایران هم باید بپذیرد «پس از آغاز گفت وگوها» غنی سازی را به حال تعلیق درآورد.
ضمن اینکه آمریکایی ها هم اعلام کردند تا زمانی که غنی سازی به شیوه ای قابل راستی آزمایی معلق نشده باشد، به گفت و گوها با ایران نخواهند پیوست. در واقع آنچه سولانا در چند هفته گذشته دنبال می کرد این بود که یک جلسه نمایشی با حضور نمایندگان گروه 6 (با یا بدون آمریکا) با ایران برگزار کند و بعد با این بهانه که مذاکرات آغاز شده از ایران بخواهد که غنی سازی را به حال تعلیق درآورد. آنچه این روند را دچار مشکل ساخته این است که ایران تعلیق را نه به عنوان «پیش شرط مذاکرات» و نه به عنوان «اقدامی در حین مذاکرات» نمی پذیرد و اصرار دارد که تنها آماده است درباره تعلیق مثل هر موضوع دیگر گفت وگو کند و نهایتاً اگر مجموعه فضا را مثبت و سازنده دید، به هر نتیجه ای که به طور مشترک از خلال گفت وگوها بیرون آمد پای‌بند بماند.
غربی ها اکنون برای چندمین بار در فتح بدون خونریزی سنگر ایران درمانده اند. ایران به خوبی می داند که اگر تعلیق را بپذیرد عملاً گفت وگوهای خود با طرف غربی را به دست خویش بی خاصیت ساخته است. به راستی اگر غرب آنچه را که هدف نهایی گفت وگوهایش با ایران است، پیش از آغاز گفت وگوها یا در ابتدای آن بی زحمت تمام و کمال دریافت کند، دیگر چه انگیزه ای برای انجام یک گفت وگوی سازنده با ایران خواهد داشت الا اینکه به هر بهانه ای آن را کش بدهد تا زمان تعلیق طولانی تر شود؟ تداوم غنی سازی در ایران تضمین «جدی» بودن گفت وگوهاست و روشن است که ایران چنین اهرم ارزشمندی را به سادگی از دست نخواهد داد.
اکنون دوباره چماق بالا رفته است. غربی ها می گویند ایران یکی دو روز بیشتر وقت ندارد و اگر تن به تعلیق و آغاز گفت وگوها ندهد پروژه تحریم ها که چند هفته ای معلق مانده بود دوباره کلید خواهد خورد. گروه 6 دوباره می خواهد با استفاده از ابزار تهدید از ایران امتیاز بگیرد و این یعنی توسل به شیوه ای که حتی یک بار هم در مقابل ایران نتیجه نداده است. احتمالاً در چند هفته آینده بررسی یک قطعنامه حاوی برخی تحریم ها علیه ایران در دستور کار شورای امنیت قرار خواهد گرفت و این یعنی پس از یک دوره بی نتیجه قربان صدقه رفتن و مهربانی ظاهر سازانه، دوره ای از تندخویی آغاز خواهد شد.
در چنین وضعیتی دیپلمات های ایرانی باید به هوش باشند که خطر تحریم ها بسیار بیشتر از آنی که واقعیت دارد بزرگنمایی شده است. تنها شکلی از تحریم ها که احتمالاً «تصویب» ـ و نه لزوماً «اعمال» ـ خواهد شد منع صادرات فناوری های مرتبط با برنامه های موشکی و هسته ای به ایران است. این موضوع را می توان مصداق اتم و اکمل نذر کردن روغن ریخته برای امامزاده دانست. مگر تا امروز غربی ها فناوری های موشکی و هسته ای به ایران می دادند که حالا تصمیم گرفته اند دیگر چنین کاری نکنند؟!
چنین تحریم هایی سال هاست علیه ایران اعمال شده و اکنون بی خاصیت بودن آن از هر زمان دیگری آشکارتر است. فراتر از این، اطلاعات دقیقی وجود دارد که نشان می دهد گروه 6 و مجموعه شورای امنیت قادر به توافق بر سر هیچ شکل دیگری از تحریم ها نیستند و خود نیز به این امر به خوبی واقفند. ایران اگر چند ماهی به مقاومت خود ادامه دهد همانطور که موفق شد موضع غربی ها را درباره تعلیق به مثابه پیش شرط مذاکرات بشکند، قادر خواهد بود آنها را در زمینه اصرار بر تعلیق در حین مذاکرات هم به نرمش وادارد.
کلیدی ترین نکته در شرایط فعلی این است که هرگونه انعطاف در مقطع فعلی چون سمی مهلک برای دیپلماسی هسته ای ایران خواهد بود. هر نرمشی ـ هر چند کوچک و در حد زبانی ـ باعث خواهد شد طرف مقابل دچار این سوء تفاهم شود که رفتار ایران تابع فشار است و با تهدید می توان آن را تغییر داد؛ فقط باید فشار به اندازه کافی بزرگ باشد. به این ترتیب به طور منطقی می توان نتیجه گرفت که هر انعطافی از جانب ایران به افزایش بی امان فشارها خواهد انجامید. روشن است که با تغییر الگوی رفتار ما، الگوی رفتار غرب هم تغییر خواهد کرد. اگر الگوی رفتار ما از مقاومت به انعطاف پذیری تغییر کند، مسلماً الگوی رفتار آنها هم از عقب نشینی و نرمش به سرسختی تغییر خواهد کرد. پیروی غرب از روش اعمال فشار یک علت بیشتر نمی خواهد و آن هم این است که احساس کند فشار به شرطی که شدت آن «کافی» باشد، بالاخره جواب خواهد داد.
پرونده هسته ای ایران در آستانه بسته شدن است. تا توافق نهایی یکی دو قدم بیشتر نمانده، در واقع مقاومت ایران و برتری داخلی و منطقه ای آن غرب را به این نتیجه رسانده که چاره ای جز توافق با آن ندارد. این یکی دو قدم باقی مانده هم از جنس مقاومت است. ذره ای انعطاف کل این دستاوردها را به باد خواهد داد. غرب می تواند یک فشار مقطعی برما وارد کند. از ابتدا هم کسی منکر این نبود. مهم این است که ما بدانیم این فشارها نمی تواند به نحو مؤثر در یک مدت زمان کم و بیش طولانی تداوم یابد و به علاوه ایران اهرم های بسیار متنوعی برای مقابله به مثل در اختیار دارد ک هنوز هیچ کدام از آنها را فعال نساخته است. ما درست محاسبه کرده ایم؛ هیچ اقدام مؤثری علیه ایران وجود ندارد، اگر خودمان خودمان را نترسانیم از ناحیه دشمن کاری ساخته نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات