تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۰  ، 
کد خبر : ۹۵۲۵۱

محور جدید قدرت


پروفسور حمید مولانا
کره شمالی با ساخت و آزمایش بمب اتمی که هفته گذشته رسما آن را به دنیا اعلام کرد در حقیقت سیلی بزرگی به صورت امپراتوری آمریکا زده است. دولتمردان و به اصطلاح کارشناسان فن آوری هسته ای آمریکا در واشنگتن و نیویورک نیز چنین احساسی دارند ولی به روی خود نمی آورند و رسانه های جمعی و مسلط ایالات متحده نیز به خاطر حفظ احترام و جریحه دار نکردن افکار عمومی و حس ملی در این مورد سکوت اختیار کرده و بیشتر از ماهیت اقتدارگرانه نظام کره شمالی سخن می گویند.
ولی حقیقت و واقعیت را در این دنیای اطلاعاتی و ارتباطی نمی توان به مدت کوتاه پنهان نگاه داشت. روند و دگرگونی روابط بین المللی جا به جائی قدرت را آشکار می سازد. در عرض کمتر از چهار سال «محور شرارت» جرج دبلیو بوش رئیس جمهور آمریکا، که به ادعای او کره شمالی، ایران، و عراق بودند، اکنون به یک محور جدید قدرت تبدیل شده است. کره شمالی با اقدام خود آمریکا و متحدانش و حتی چین و روسیه را در مقابل عمل انجام شده ای قرار داده و این به اعتراف همه به آن کشور جایگاه برجسته ای را در قدرت منطقه ای و بین المللی می دهد. ایران با موفقیت های شگفت آمیز در مسیر استفاده صلح آمیز از فن آوری هسته ای، نه تنها پیشنهاد تعلیق غنی سازی اورانیوم را رد کرده بلکه قاطعانه در مقابل فشارهای وارده از آمریکا و گروهی از کشورهای اروپائی ایستادگی کرده و در حقیقت شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی و پیمان «ان.پی.تی.» ـ عدم تولید و تکثیر تسلیحات هسته‌ای ـ را در بن بست قرار داده است. عراق نیز به طور کلی از کنترل رژیم بعث خارج شده و در مسیر اسلام گرایان در حرکت است و آمریکا با اشغال آن کشور خود را در یک تله سیاسی و نظامی انداخته است که هر لحظه می تواند به یک شکست افتضاح آوری مثل جنگ ویتنام منجر شود.
زبان بزرگترین ابزار تبلیغ و پروپاگانداست و کسی که مواظب زبان خود نباشد و ناشیانه و بدون آگاهی از معنا و عواقب کلام به این روش روی آورد باید انتظار خوارشدن را هم داشته باشد. ارتباطات با یکی از اشکال زبان صورت می گیرد: زبان گفتاری، زبان رفتاری و زبان نشانه‌ای.
ولی زبان بیش از هرچیز دیگر نشانه و شاخصی از نوع و روند اندیشه و تفکر ما است. زبان حوزه ای است که در آن قدرت و مرجعیت به برخی اعطا می شود و از دیگران دریغ می شود. بنابراین، به جای نگریستن به زبان و کردارهای زبانی به عنوان ابزارهای نشانه ای کشف جنبه های تجربه، ما می توانیم به آنها به عنوان بازنمودهای روابط سیاسی در خود بنگریم: «محور شرارت»، «فاشیسم اسلامی»، «آزادی و دموکراسی در خاورمیانه بزرگ» عناوین پروپاگانداهائی بودند که از زبان دولتمردان آمریکائی در این چند سال خارج شدند و امروز مشاهده می کنیم که مجبورند بها و خسارت آن را بپردازند. چند روز قبل خبرگزاری رویتر به ارائه تحلیلی، گزارش داد که «آمریکا از برقراری دموکراسی در خاورمیانه منصرف شده است زیرا برقراری دموکراسی در منطقه به زیان اهداف واشنگتن و نظام های هم پیمان با اوست.» ولی هر دانشجوی حوزه سیاست و پروپاگاندا باید بداند که گسترش دموکراسی هیچگاه جزو برنامه و دستور اشغال و حمله به عراق نبود. معماران و برنامه ریزان جنگ و اشغال عراق به قدری ناشیانه عمل کردند که حتی نقشه استقرار یک دولت باثبات عراقی را نداشتند چه برسد به نوع مردم سالاری و دموکراسی آن.
سلطه گرائی و عدم صداقت آمریکا و سیاست های متناقض ولی کاملا حساب شده دولت های بیل کلینتون و بوش و رؤسای جمهور پیشین ایالات متحده، بالاخره باعث شد که کره شمالی برای حفظ نظام خود از دکترین «براندازی و تغییر رژیم» واشنگتن، مسیر تقویت تسلیحات هسته ای را اختیار کند. ما فراموش می کنیم که فن آوری هسته ای در اصل یک دانش است و در تاریخ علم و صنعت هیچوقت و هیچکس موفق نشده است که از انتشار و گسترش آن جلوگیری کند. اسرار تسلیحات نظامی نیز در تاریخ دنیا همیشه موقتی بوده و دیگران بالاخره از آن آگاهی پیدا کرده اند. آنچه امروز از همه چیز مهم تر است منابع و پایه های غیرملموس قدرت (غیرنظامی) است.
به عبارت دیگر، نرم افزارهای قدرت است که به سخت افزارهای قدرت (نظامی و تسلیحاتی) جان و روح می بخشد. نظام یک حزبی و دیکتاتوری کره شمالی دقیقا موقعی جان گرفت که آمریکا به مدت سه دهه از 1950 تا 1980 رژیم دیکتاتوری «سیگمان ری» و امثال او را تحت قشون 40 هزار نفری آمریکا بر مردم کره جنوبی تحمیل کرد. آزادی سیاسی نسبی در کره جنوبی و پیشرفت اقتصادی و صنعتی آن کشور یک پدیده جدید دو دهه اخیر است.
امروز صدای نارضایتی ملل در دنیا تشدید شده است و به نظر می رسد که رهبرانی چون محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران، هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا، اوو مورالس رئیس جمهور بولیوی و دیگر رهبران قاره های آسیا و آمریکای لاتین و آفریقا در پی تشکیل بلوک جدیدی از اعضای سازمان ملل متحد هستند که قصد دارند در برابر سلطه گرائی آمریکا ایستادگی و مبارزه کنند.
گروه کشورهای معروف به کشورهای عدم متعهد که در جنگ سرد چندین دهه قبل آمریکا و شوروی سابق کوشش کردند بی طرفی را حفظ کرده و در مسائل مربوط به «جهان سوم» صف آرائی کنند متأسفانه نتوانستند از توسعه طلبی ابرقدرت های روز جلوگیری کنند. مواضع رهبران نهضت کشورهای عدم تعهد موسوم به گروه 77 که از سال های بعد از جنگ جهانی دوم تحت رهبری افرادی مثل جواهر لعل نهرو از هند، مارشال تیتو از یوگسلاوی، سوکارنو از اندونزی، جمال عبدالناصر از مصر، و فیدل کاسترو از کوبا شکل گرفت اغلب برپایه سیاست «توازن منفی» یا دوری از آمریکا و شوروی عمل می شد. امروز رهبری ضدامپریالیستی و ضداستکباری سیاست خود را بر مبنای تهاجم مثبت پایه گذاری کرده است. اصول گرایان اسلامی در خاورمیانه و نقاط دیگر از ادبیات انقلاب اسلامی بهره مند هستند و رهبران امروزی آمریکای لاتین به جای گفتمان های مارکسیستی و لیبرالیستی دهه های گذشته بیش از پیش از فرهنگ و ایدئولوژی بومی و ساکنان اصلی قاره آمریکا صحبت می‌کنند.
رویداد آزمایش بمب اتمی در کره شمالی باید بیش از پیش موضع ایران در مورد استفاده صلح‌آمیز از فن‌آوری هسته‌ای را تقویت کند. رویدادها و تحولات سیاسی اخیر در آمریکای لاتین و خیزش استقلال‌طلبانه و عدالت‌خواهانه و ظهور تمایلات انقلابی و بروز گرایش‌های بومی و همگرایانه در کشورهای این منطقه نیز باید فرصت بسیار بی‌نظیر و پربهائی در توسعه عمیق روابط جمهوری اسلامی ایران با مردم ستمدیده این سرزمین‌ها باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات