محمدصادق جوادی حصار
شاید یکی از مشکلترین انواع نوشتن همین باشد که بخواهی ماجرایی را که یک ملت بزرگ در شکلگیری آن نقشآفرینی کردهاند در چند سطر و در حد یک یادداشت واگویه کنی. چرا که هر کسی نوشته را میخواند با هر سطر از آن دهها و صدها خاطره و داستان را به یاد میآورد و حتما طلب میکند که آنچه در ذهن او زنده میشود در جایی از نوشته نیز به ثبت برسد. بر همین اساس باید به اصولی که محوریترینهای آن رخداد بودهاند و کسی را در اصالت آنها تردیدی نیست بسنده کنی تا هم کتاب خاطره را گشوده باشی و هم به مخاطب فرصت جولان اندیشه و یاد داده باشی تا مثلا در ذیل هر سرفصل تیترها و عناوین فراوانی را با اولویتهای خودش رقم بزند. دوم خرداد نیز از همین دست پدیدههاست. روشن است که درباره علل پیدایش دوم خرداد از جانب طرفداران، منتقدان و حتی مخالفان و نیز تحلیلگران حرفهای و آکادمیک که اینگونه پدیدهها را معمولا ـ حتیالمقدور ـ به دور از علایق سیاسی و اجتماعی به بررسی مینشینند فراوان سخن رفته است اما صاحب این قلم معتقد است که دوم خرداد چیزی بود از جنس جنبش مشروطهخواهی اجداد ما در یکصد سال پیش.
آنجا اراده ملت ایران بر آن گشت که توازن قوا در کشور به نفع مردم دگرگون شود و ملت لوازم تحدید قدرت و پاسخگوسازی حاکمیت را فراهم سازد. مشروطهسازی حاکمیت مطلقه پادشاهی و انداختن قیود قانونی بر دستها و پاهایی که معمولا بر مدار اراده مردم به حرکت در نمیآمدهاند و جایگزینی سیطره قانون با استیلای اراده ملوکانه. تاسیس مجلس و... دیگر لوازم تجددخواهی و توسعه کشور مثل مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی چیزی بود که اراده ملت به حاکمیت قجری دیکته کرد.
هر چند پس از آن حماسه بزرگ و به یاد ماندنی مسیرهای انحرافی توانست کار را به جایی برساند که از دل دارالشورای ملی حکومت استبدادی سر بر آورد. اما آن حادثه سرفصل ماندگاری شد که توان بازتولید یافت و اگر چه همه فصلهای آن کتاب سترگ در آن دورههای تاریخی خوانده و اجرا نشد اما میتوانست بماند تا در زمانهای دیگر توسط دانشآموختگان جدید بازخوانی و تدریس شود و مفاد ناخوانده و صفحات ناگشوده آن سرمشق و مشوق پویندگان علم و معرفت جدید بشری و معلم انسانهایی باشد که گفتمان جدید دولت ـ ملت را برای رشد و توسعه همه جانبه کشور پی میگیرند. دوم خرداد نیز از جنس مشروطه بود. چرا که تبلور اراده ملت ایران است. مردم ایران در دوم خرداد یک بار دیگر حماسه آفریدند. چون به فهم جدیدی از رابطه دولت ـ ملت رسیده بودند و میخواستند که دریافت خود از نحوه اداره کشور را به قرائت رایج و مسلط ـ تبلیغ شده از جانب بخش غالب حاکمیت ـ تحمیل کند. مردم ایران در دوم خرداد 76 حتی به دریافت مشترک و جدیدی از مقابله با موانع مشارکت و اعمال اراده خود در حاکمیت دست یافته بودند. بنابراین به رغم تمامی تلاشهایی که جریان حاکم به کار گرفت، آگاهانه و هوشمندانه مخالفت خود را در لباس قانونی به نمایش درآورند و نه بزرگ را به کسانی گفتند که خود را عقل منفصل اجتماع و قیم ملت میدانستند.
دوم خرداد بنابراین با اراده ملت شکل گرفت و چون مقاومتهای فراوانی را پشت سر گذاشت در حقیقت به یک مبارزه سترگ تبدیل شد که یک طرف آن ملت ایران بود، یک طرف آن کسانی که با دریافت عمومی ملت از رابطه ملت ـ دولت و چگونگی اعمال حاکمیت هماهنگی نداشت. احصای دستاوردهای فراوانی که از جنبش دوم خرداد به دست آمد در این مقال نمیگنجد. اما اگر بخواهیم به عمدهترین آنها اشارت ببریم باید بگوییم که
- تاکید بر روح جمهوریت نظام و تقویت مبانی مردمسالاری و اعمال حاکمیت ملی
- بسترسازی برای تاسیس و گسترش لوازم دموکراسی و نهادهای مدنی
- مشارکت دادن مردم در امور عمومی با احیای قانون شوراهای شهر و روستا و توجه به رای و نظر ملت در امور اساسی
- تنشزدایی در روابط بینالملل و غلبه دادن گفتمان گفتوگوی تمدنها به جای جنگ میان ادیان و ملتها و فراوان فاکتور و مولفه دیگر از دوم خرداد حاصل شد و اگر چه در این مدت نشد و مجریان امور نتوانستند به آنها جامه عمل بپوشند آن دریافتها در حافظه مردم ایران ماندگار شده است و میتواند در فرصت مناسب باز تولید شده و به مرحله اجرا درآید.
و جالب اینکه بعضیها میخواهند بین دوم خرداد و سوم خرداد که آن هم از همین جنس است تفاوت ایجاد کرده و آنها را دو مقوله جدا از هم معرفی نمایند. هر کس جنگ را دیده باشد و حماسههای به یاد ماندنی مانند فتح خرمشهر را از نزدیک رصد کرده باشد میداند که در سوم خرداد همان حماسهای رخ داد که در دوم خرداد شکل گرفت هر دو پدیده محصول اراده ملت ایران بودند. قدرت واقعی ما در فتح خرمشهر نه از هواپیما و موشک و سلاحهای مدرن که از اراده جوانان و مردان سلحشور ایرانی نشات میگرفت. مردانی که نمیخواستند یک وجب از خاک ایران در دست غیر بماند و نمیخواهند که غیرت ایرانی مخدوش و ملکوک به نمایش درآید و امروز نیز آن دو پدیده سترگ یا نه آن سه پدیده ماندگار یعنی مشروطه و دوم خرداد و سوم خرداد را باید ذیل سر فصل سترگی به نام اراده ملت ایران که قابلیت بازتولید و به روز شدن دارد تفسیر کرد و اگر چنین باشد میتوان گفت ایران هر اندازه به علوم و فنون جدید مسلح شود که باید بشود هیچ انرژی دیگری نمیتواند جایگزین اراده ملت در دفاع از کیان میهن اسلامی و حقوق انسانی و شهروندی او گردد. گرامی باد نام، یاد و خاطره حماسهآفرینانی که دوم خرداد، سوم خرداد، مشروطه و انقلاب اسلامی ایران را آفریدند.