رحمتالله خسروی/ رئیس کمیته مناطق حزب اعتماد ملی
شوراها در قانون اساسی با جایگاه رفیع و اختیارات و اقتدار دیده شدهاند و قانون تشکیلات وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران به نظر اینجانب اقتدار و اختیارات قانون اساسی را کامل و بدون نقص ارائه نکرده است و نهایتا آییننامههای اجرایی نیز بعضا سطح قانون را پایین آورده است به شکلی که به صورت پلکانی جایگاه شوراها تضعیف شده است و امروزه شاهدیم که شوراهای شهر تبدیل به شوراهای شهرداری شدهاند در صورتیکه نظر قانون اساسی تاکید برای شورای شهر دارد و حتی مسئولان دولتی را در مواردی تابع خواستههای قانونی شوراها نموده است و شورای عالی استانها را در حدی تصور نموده که میتواند لایحه به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد بدهد.
البته به نظر اینجانب تلاش و کوشش شوراها در کشور در مجموع با توجه به نارساییهایی از جمله سکوت و ابهام و تناقص در قانون شوراها و نداشتن تجربه کافی اعضا و عدم همکاری کامل دستگاهها قابل قبول است ولی کافی به نظر نمیرسد. موانع مورد اشاره بار و مسئولیت اعضای شوراها را در دورههای اولیه افزایش میدهد زیرا فاصله زیادی تا شوراهای مورد نظر قانون اساسی داریم از طرفی شوراها از جنبههای اجتنابناپذیر زندگی امروزی است و باید تلاش کرد تا این امر هرچه سریعتر تحقق پذیرد. شوراها با هدفهای گوناگون و مختلفی پدید میآیند و طبیعی است که با دشواریها و چالشهای گوناگون نیز روبرو باشد که در اصلاح قوانین مربوطه و آموزش لازم اعضا و همکاری دستگاهها و تلاش مردم و حضور در انتخابات تحقق آن را امکانپذیر مینماید. اگر به اصل 100 قانون اساسی توجه کنیم اینگونه بیان مینماید؛ برای پیشبرد سریع برنامههای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی به نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت میگیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب میکنند.
در اصل فوق کاملا واضح است که شوراها چه کارهاند در واقع فعالیتهای شهرداری جزء کوچکی از وظایف شوراست در صورتیکه مشاهده میشود که نه تنها اینکه شهرداریها وقت شوراها را کاملا گرفتهاند بلکه شوراها را از جایگاه مورد نظر قانون اساسی تبدیل به شوراهای شهرداری نمودهاند که در واقع این خود خسارت بزرگی به شمار میآید.