1 ـ سوابق طرح دولت وحدت ملی
سال 2005 شاهد حضور جدی حماس در عرصه سیاسی بود. جنبش حماس پیش بینی می کرد که پس از تشکیل دولت با چالشهای عدیده ای مواجه شود لذا سعی کرد تا دولتی را با مشارکت همه گروههای فلسطینی تشکیل دهد ولی از همان ابتدا مشکلاتی در مسیر حرکت آن پدیدار شد.
اولین مشکل حماس ناکامی در تشکیل دولت ائتلافی بود . این جنبش در 25 ژانویه 2006 (5 بهمن 1384) در انتخابات شورای قانونگذاری پیروزی شد و کابینه خود را حدودا 2 ماه بعد و با ترکیبی از اعضای حماس و چندکاندیدای مستقل تشکیل داد ولی با این شرائط دولت تحت رهبری حماس مجبور شد به تنهایی با مشکلات داخلی و خارجی مواجه شود.
دلایل ناکامی دولت حماس جهت تشکیل دولت ائتلافی را می توان اصرار و پایبندی هر دو جنبش حماس و فتح بر اصول و معیارهای سیاسی و اعتقادی خود مربوط دانست . عمده اختلاف فتح و حماس بر سر اصولی بود که هریک از طرفین به عنوان دلایل وجودی خود معرفی می کردند. جنبش فتح براین عقیده بود که حماس باید در به رسمیت شناختن اسراییل اقدام کند عملیات نظامی علیه اسرائیل را متوقف نموده و توافقنامه های امضا شده میان ساف با اسرائیل را بپذیرد ولی جنبش حماس مصرانه این موضوعات را رد می کرد. یکی دیگر از عوامل عدم دستیابی به ائتلاف تهدید آمریکا مبنی بر درج نام وزرای حماس در لیست تروریسم و نیز تهدید اسراییل در خصوص ترور اسماعیل هنیه و اعضای کابینه وی بود. ساف نیز از این بیم داشت که با مشارکت در کابینه تحت رهبری حماس کمکهای مالی به آن قطع شود.
2ـ دلایل طرح مجدد تشکیل دولت وحدت ملی
پس از آنکه حماس ناچار شد به تنهایی دولت خودگردان فلسطین را تشکیل دهد از سوی تمام طرف هایی که پیش از آن دولت خودگردان را از لحاظ اقتصادی و مالی تامین می کردند مورد تحریم قرار گرفت و بشدت در ابعاد مختلف اجتماعی ـ امنیتی ـ اقتصادی با ناکامی مواجه شد.
بعد اقتصادی
از آنجا که اقتصاد نوار غزه به علت محدودیت منابع مالی و غذایی یک اقتصاد وابسته محسوب می شود و کمکهای خارجی منبع اصلی تامین بودجه تشکیلات خودگردان و نقش بسزایی در زندگی مردم فلسطین دارد بنابراین قطع کمکهای خارجی عامل فشار تعیین کننده ای به حساب میآید.
با پیروزی حماس در انتخابات کمیته چهارجانبه متشکل از کشورهای آمریکا ـ اروپا ـ روسیه و وسازمان ملل 2 الی 3 ماه به حماس فرصت داد تا اسراییل را به رسمیت بشناسد و خشونت را کنار بگذارد در غیراینصورت کمکهای مالی مجامع بین المللی به فلسطین قطع خواهد شد. پس از مخالفت حماس با این موضوع کمکهای بین المللی به تشکیلات خودگردان قطع شد و آمریکا اعلام کرد از اجرای برخی پروژه های اقتصادی وعمرانی خودداری خواهد کرد. علاوه بر آن اسراییل از تحویل مالیاتهای حاصل از واردات کالا به این جنبش خودداری کرد و این امر باعث شد بخش مهمی از بودجه تشکیلات خودگردان تامین نشود. این در شرایطی بود که حتی از ارسال کمک های کشورهای عربی و ایران از طریق ایجاد محدودیت های بانکی جلوگیری بعمل آمد. به این مجموعه تنبیهات اقتصادی جلوگیری از واردات و صادرات کالا به مناطق فلسطینی نشین را می توان اضافه کرد.
بعد اجتماعی
مشکلات اجتماعی هر کشور پیامد مشکلات اقتصادی کلان آن است زیرا چالشهای اجتماعی عموما معلول نارسایی های موجود در بودجه به شمار رفته و رفع آنها نیز نیازمند سقف خاصی از اعتبارات است . اگر چه فقر پدیده نوظهوری در میان جامعه فلسطینی محسوب نمی شود ولی پس از تحریم اقتصادی دولت تحت رهبری حماس این پدیده شاهد رشد بی سابقه ای بود به طوریکه طبق آمار منتشره شده 65 درصد فلسطینی ها در حال حاضر زیر خط فقر زندگی می کنند. عدم پرداخت به موقع حقوق کارمندان و مشکلات مربوط به آن موجب برگزاری اعتصابهای گسترده ازجمله در میان صنف معلمان و بهداشت و درمان شده است.
همچنین بحران بنزین و گاز در مناطقی از غزه حمله اسرائیل به نیروگاههای تولید برق قطع برق بیمارستانها باعث کاهش امکانات رفاهی پس از تشکیل دولت حماس گردید. از سوی دیگر وخامت وضعیت امنیتی مردم فلسطین این روزها امکان هرگونه آرامش و زندگی بی دردسر را از آنها سلب کرده است.
اگرچه ناامنی های پدید آمده توسط رژیم صهیونیستی از دیرباز اوضاع فلسطین را تحت الشعاع قرار داده است و جنبش حماس سعی داشت تا با آن مبارزه و آن را کاهش دهد ولی عملا نتوانست پیشرفت خاصی را در این زمینه حاصل کند و در حالی که تا قبل از عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه 45 نفر کشته و 461 تن مجروح شدند اما پس از عقب نشینی اسرائیل 173 نفر از جمله 27 کودک در غزه کشته و هزار و 195 تن از جمله 165 کودک مجروح شدند.
بعد سیاسی
عرصه داخلی
با به قدرت رسیدن حماس رقابت های نه چندان سازنده میان دولت حماس و محمودعباس و عدم پذیرش عزل و نصب های انجام گرفته توسط رئیس تشکیلات از سوی حماس و جنگ تبلیغاتی گسترده فتح و حماس باعث تزلزل اوضاع داخلی فلسطین شد. این در حالی است که در این راستا دستگیری 8 وزیر و 37 نماینده شورای قانونگذاری توسط اسرائیل نیز با هدف کاهش اثرگذاری حماس در زمینه های مختلف انجام گرفت و اجرای طرح عقب نشینی یکجانبه از کرانه باختری و طرح الحاق با شدت بیشتری دنبال شد و حتی مذاکرات با محمودعباس نیز قطع گردید.
عرصه عربی
کشورهای عربی دولت حماس را برای به رسمیت شناختن اسراییل ساف و توافقنامه های گذشته تحت فشار قرار دادند و کشورهای مصر و اردن نیز استقبال چندانی از این دولت بعمل نیاوردند. نقطه اوج فشارهای عربی بر حماس درخواست از این جنبش برای پذیرش طرح صلح عربی است که در آن عقب نشینی همه جانبه اسرائیل از اراضی اشغالی 67 و تشکیل دولت فلسطین در این مناطق در ازای به رسمیت شناختن اسراییل از سوی کشورهای عربی مطرح شده است.
عرصه بینالمللی
با توجه به اینکه حماس از سوی بسیاری از کشورهای غربی به عنوان یک سازمان تروریستی قلمداد می شود روی کار آمدن آن موجب اعمال فشار بر حماس برای به رسمیت شناختن اسراییل شد. آنان تلاش کردند حماس را در انزوای سیاسی قرار داده و روابط دیپلماتیک خود را با آن قطع کردند علاوه بر این به هیئت ها و مقامات حماس نیز اجازه حضور در همایش ها و اجلاسهای برگزار شده در خاک این کشورها داده نشد.
بعد نظامی
خشونت نظامی اسراییل یکی دیگر از مشکلات دولت حماس محسوب می شود این مسئله بعد از به اسارت گرفتن «گیلاد شائیت» ابعاد تازه تری به خود گرفت ترور گسترده رهبران مقاومت با مشارکت عوامل مزدور و جاسوس اسرائیل شدت گرفت تا جایی که گروههای مختلف خواهان رسیدگی جدی به این مسئله شدند.
حماس پس از مواجه شدن با مشکلات ذکر شده با نگرشهای جدیدی سعی کرد قدرت خود را با دیگران تقسیم کند و به این نکته پی برد که تداوم این وضعیت علاوه بر این که ممکن است باعث وقوع جنگ داخلی شود ایدئولوژی مقاومت را نیز به شکست خواهد کشاند. بنابراین حماس با تلاش برای تشکیل دولت وحدت ملی سعی دارد به جای اینکه یکباره مواضع سیاسی خود را در عرصه داخلی و منطقه ای و جهانی مطرح کند در یک مسیر آرام گام نهد. این تدبیر دقیقا در شرایطی مطرح و به اجرا گذاشته شده است که جنبش فتح که تا بیش از انتخابات قدرت شماره یک در عرصه سیاسی فلسطین محسوب می شد اکنون در طی بهره گیری از اوضاع پیش آمده است نگران آن است که اگر فعالیت حماس در جایگاه اداره کننده دولت و شورای قانوگذاری تداوم یابد امکان کاهش تاثیرگذاری فتح وجود دارد.
اکنون فتح تلاش می کند با توجه به مشکلات فراوان موجود پیش روی حماس امتیاز بیشتری از حماس گرفته و با پا نهادن به عرصه دولت خود را به عنوان عامل نجات برای مردم فلسطین معرفی کند.
3ـ دولت وحدت ملی و پیامدهای آن
الف ـ تشکیل دولت وحدت ملی
با توجه به اینکه همه طرفهای تاثیرگذار در عرصه فلسطین خواستار تشکیل دولت وحدت ملی هستند گزینه تشکیل دولت وحدت ملی محتملتر است.
در صورتیکه دولت وحدت ملی مورد قبول بین الملل تشکیل شود احتمال لغو محاصره از سرگیری کمکهای دولتهای بزرگ از بین رفتن مشکلات اقتصادی اعتصابات و بهبود وضعیت معیشت مردم وجود دارد و از طریق محول کردن مذاکرات به جنبش فتح احتمال مسترد شدن درآمدهای مالیاتی نیز موجود است . اما نباید انتظار داشت که دولت وحدت ملی بتواند همه مشکلات و موانع را از سر راه بردارد و در زمینه بازگرداندن آوارگان عقب راندن اسرائیل از اراضی اشغالی و پایان دادن به شهرک سازی بتواند به خواست ملت فلسطین جامه عمل بپوشاند.
ب ـ عدم تشکیل دولت وحدت ملی
در صورتیکه دولت وحدت ملی تشکیل نگردد محاصره کماکان تداوم خواهد داشت و اعتصابها از گستردگی بیشتری برخوردار خواهد شد که اگر این گونه شود احتمالا محمودعباس دولت را منحل اعلام کرده و اعلام انتخابات زودرس خواهد کرد. در این رابطه نباید از نقش منفی کشورهای خارجی و گروههای داخلی غافل بود. همچنین امکان دارد حماس پس از رویارویی با این مشکلات تصمیم به خروج از صحنه سیاست را اتخاذ کند و دوباره به روند مقاومت مسلحانه بازگردد.