علی معصومی(وزوایی)
ارائه تعریف و توصیفی که بتواند وجود مبارک امام علی علیه السلام را به خوبی نشان دهد واقعا مشکل و حتی غیر ممکن است. به همین دلیل است که امام خمینی در تعریف و توصیف امام علی(ع) آن امام بزرگ را معجزه خلقت معرفی می کند و می فرماید:
او یک موجودی بوده معجزه ای جمع ما بین تضاد جمع بین همه ضدها را کرده بود.یک آدم در قدرت آن طور که به حسب نقل از این طرف می زد دو تا می کرد در جنگ می زد می کشت تمام کسانیکه بر ضد اسلام بودند. از آن طرف یک آدم زاهد یک آدم عابد تا صبح بنشیند نماز بخواند. آدم زاهد و عابد اهل جنگ نیست آدم جنگجو هم بیشترش اهل زهد و تقوا وامثال ذلک نیست جمع می کرده او بین همه . ماها نمی توانیم اما می توانیم که اقتدا کنیم به او تا حدودی. می توانیم رسیدگی کنیم به فقرای مملکتمان به ضعفایمان.(1)
یکی از علل معجزه بودن وجود مبارک امام علی علیه السلام این است که آن امام بزرگ شخصی بود که ابعاد بسیار مختلف و حتی ابعاد متضاد داشت. به تعبیر امام خمینی امام علی علیه السلام موجود هزار بعدی بود. امام خمینی می فرماید:
ما باید پیرو یک چنین انسان کاملی باشیم که در همه ابعاد متخصصین برای ایشان تواضع می کنند. در هر بعدی اگر کسی بخواهد مثل بزند به ایشان مثل می زند. در بعد زهدو علم و در بعد رحمت به مستضعفین ومستمندان و در بعد جنگ و شجاعت و خلاصه در همه ابعاد به ایشان مثل زده می شود. و در حقیقت یک موجود هزار بعدی است و ماباید تابع یک همچو فردی باشیم هر چند که کسی نمی تواند حتی یک هزارم هم شبیه ایشان باشد لکن به آن اندازه ای که می توانیم باید از ایشان تبعیت کنیم از تعهدی که به اسلام داشت و از اینکه همه چیزش را برای اسلام داد.(2)
ابعاد مختلف امام علی(ع) سبب شده است که هر گروهی احساس کند که مقتدای کاملش در وجود مبارک امام علی علیه السلام تجلی یافته است. امام خمینی در این باره میفرماید:
این علی همه چیز است یعنی در همه ابعاد انسانیت درجه یک است. ولهذا هر طایفه ای خودشان را به او نزدیک می کنند و خاصیت هر طبقه ای را هم دارد. خاصیت قدرت ورزشکارها به طور وافی دارد. می گویند که حضرت این بازوی ایشان تا اینجا مثل آهن بوده است و قدرتهایی که در شمشیرزنی به کار برده است ضربتهای علی را می گویند که یکی بوده. از این طرف که می زده دوتا می کرده از آن طرف هم که می زده دو تا می کرده . با یک ضربت یک دفعه اگر بر فرق می زده که این طور هم می زده دو نیم می کرد... این علی همه چیز ماست و ما همه باید تابع او باشیم. در عبادت فوق تمام عبادت کنندگان بود در زهد فوق همه زاهدها بود در جنگ فوق همه جنگجویان بود در قدرت فوق همه قدرتمندان بود و این یک اعجوبه ای است که جمع مابین چیزهای متضاد با هم کرده است.(3)
عدالت گرایی یکی از مهم ترین ابعاد وجودی امام علی علیه السلام می باشد. امام خمینی امام علی علیه السلام را عدالت مطلق میداند و چنین میفرماید:
حضرت امیر سلام الله علیه قسم می خورد (به حسب روایتی که هست توی نهج البلاغه) که اگر چنانچه همه اقالیم دنیا را به من بدهند که بخواهم یک ظلم بکنم اینقدر که یک چیزی را از دهن یک مورچه من بگیرم ظلم است من نمی کنم.(4)
این روزی است که به واسطه تولد مولا علیه السلام که تولد عدالت مطلق و تولد رحمت الهی است به همه شماها تبریک عرض می کنم . من امیدوارم که این عدالت الهی که به چهره تابناک علی بن ابیطالب سلام الله علیه ظاهر شده است درملت ما وبخصوص قوای انتظامیه جلوه گر شود. شماها که پاسدار جمهوری اسلامی هستید و پاسدار اسلام و قرآن هستید باید به همان نحو که مولا علیه السلام مظهر عدالت بود و مظهر رحمت شما هم اقتدای به آن حضرت کنید و با عدالت با مردم وبین خودتان رفتار کنید و با عطوفت.(5)
اخلاص مطلق ازدیگر ویژگی ها و ابعاد وجودی امام علی علیه السلام است و امام خمینی در این باره میفرماید:
شمشیر علی بن ابیطالب سلام الله علیه و فرود آوردن شمشیر و به دشمن آن شمشیر را ضربه زدن و او را کشتن این امری است که در همه جا واقع می شود و بسیاری از اشخاص این اعمال را کرده اند و میکنند.
ارزش به اینها نیست ارزش به آن است که در قلب علی بن ابیطالب چه می گذشته است ومرتبه اخلاص او چه اندازه بوده است.
آن مرتبه اخلاص است که یک ضربت را با عبادت ثقلین عبادت جن و انس مقابل کرده است.(6)
امام علی علیه السلام از یک سو در مرتبه اعلای عرفان قرار داشت و از سوی دیگر از نظر حضور در عرصه سیاسی و اجتماعی نیز در حد اعلا قرار داشت . امام خمینی در این باره میفرماید:
ما ندیدیم در تاریخ کسی گفته باشد رسول اکرم و امیر مومنان درجایی از صحنه کناره گیری کنند و در مسجد بنشینند و ذکر بگویند بلکه بعکس در همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند.(7)
مرتبه اعلای عرفان را امام علی سلام الله علیه داشته است و هیچ این چیزها نبوده در کار. خیال می کردند که کسی که عارف است باید دیگر به کلی کناره گیرد از همه چیز و برود کنار بنشیند و یک قدری ذکر بگوید ویک قدری تغنی بشود و یک قدری چه بکند و دکانداری. امیرالمومنین در عین حالی که اعرف خلق الله بعد از رسول الله در این امت اعرف خلق الله به حق تعالی بود مع ذلک نرفت کنار بنشیند و هیچ کاری به هیچی نداشته باشد. هیچ وقت هم حلقه ذکر نداشت مشغول بود به کارهایش ولی آن هم بود.(8)
امام علی علیه السلام از نظر معرفت علم ویقین نیز بعد از رسول اکرم هیچ همتایی نداشت. امام خمینی در این باره چنین می فرماید:
حضرت مولی الموالی میفرماید: و الله لا بن ابی طالب انس بالموت من الطفل بثدی امه. «به خدا قسم که پسر ابوطالب مانوستر است به مردن از بچه به پستان مادرش . » زیرا که آن سرور حقیقت این عالم را مشاهده کرده به چشم ولایت و جوار رحمت حق تعالی را به هر دو عالم ندهد. و اگر به واسطه مصالحی نبود در این محبس ظلمانی طبیعت نفوس طاهره آنها لحظه ای توقف نمی کرد و خود وقوع در کثرت و نشئه ظهور و اشتغال به تدبیرات ملکی بلکه تاییدات ملکوتی برای محبین و مجذوبین رنج و المی است که ما تصور آن را نمی توانیم کنیم.(9)
شما شیعه همان هستید که می فرمود اگر همه عالم در مقابل من بایستند تنها درمقابل می ایستم . آن ایمان است که او را آن طور در مقابل همه چیز می ایستادند. آن اخلاص اوست آن روحانیت و معنویت اوست و شما هم شیعه او هستید. امیدوارم که از روحانیت او و از علومی که خدای تبارک و تعالی به او عنایت کرده است و نفخات الهی که در روح مبارک او دمیده شده است. به شما و همه ما نصیبی داده بشود.(10)
نگذاشتند و نشد که ائمه ما علیهم السلام آن طوری که می خواستند بروز بدهند حقایق را. این هم بسیار مورد تاسف است. تاسف این از تاسف او بالاتراست . این چه علمی بوده است که نزدیک وفات حضرت رسول(ص) بیخ گوشی به حضرت امیر(ع) فرموده است و ایشان به حسب روایت می فرماید که « هزار باب از علم (یا هزار علم هر کدام چه) برای من حاصل شده » .1 این علم معمولی که دست ما هست دست فقها هست دست فلاسفه هست دست عرفا هست این نیست . آن چه بوده است که حضرت امیر می گوید که من علم جم دارم «هیهنا علوم جما» لکن حمله نیست این علم فقه نبوده علم فقه را تعلیم کرده اند. هیچ در او قصوری نشده است. این فلسفه و این چیزهایی که دست ماهاست اینها هم نبوده است و این مورد تاسف است که مهلت ندادند به اینها، نشد.
در آن وقت حمله ای که آنها می خواستند نبود و آن علوم با خود آنها به ملا اعلی رفت و ماباید تا آخر دنیا تاسف از این بخوریم که از آن هیچ بهره نداریم و او بلااشکال از این علوم رسمی که دست بشر است و دست مسلمین است از اینها خارج است برای این که اینها حمله داشتند. آن که حمله نداشته است آن که مورد تاسف خود ائمه علیهم السلام بوده است که پیدا نکردند کسانی را که به آنها تعلیم بدهند آن علوم را وقرآن که مخزن همه علوم است نشد که آنها تفسیر کنند و آن معارفی که در قرآن هست آنها بیان کنند برای ما. اینها از تاسفهایی است که ماباید در گور ببریم.(11)
امام خمینی معتقد است امام علی علیه السلام با همه توضیحاتی که درباره ایشان شده و با همه مطالبی که در طول تاریخ درباره آن بزرگوار نوشته شده است هنوز گمنام وناشناخته اند : زیرا تمام شناخت هایی که بشر توانسته است درباره امام علی(ع) به دست آورد در برابر عظمت وجودی آن حضرت ناقص و ناچیز است . امام خمینی در این باره چنین می فرماید:
درباره شخصیت علی بن ابیطالب از حقیقت ناشناخته او صحبت کنیم یا با شناخت محجوب و مهجور خود اصلا علی(ع) یک بشر ملکی و دنیایی است که ملکیان از او سخن گویند یا یک موجود ملکوتی است که ملکوتیان او را اندازه گیری کنند اهل عرفان درباره او جز با سطح عرفانی خود وفلاسفه و الهیون جز با علوم محدوده خود با چه ابزاری می خواهند به معرفی او بنشینند تا چه حد او را شناخته اند تا ما مهجوران را آگاه کنند دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضایل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کرده اند در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا غیر از آن است. پس اولی آن است که از این وادی بگذریم و بگوییم علی بن ابیطالب فقط بنده خدا بود و این بزرگترین شاخصه اوست که می توان از آن یاد کرد و پرورش یافته و تربیت شده پیامبر عظیم الشان است و این از بزرگترین افتخارات اوست . کدام شخصیت می تواند ادعا کند که عبدالله است و از همه عبودیتها بریده است جز انبیای عظام و اولیای معظم که علی(ع) آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست که حجب نور و ظلمت را دریده و به تمدن و به معدن عظمت رسیده است در صف مقدم است . و کدام شخصیت است که می تواند ادعا کند از خردسالی تا آخر عمر رسول اکرم در دامن وپناه و تحت تربیت وحی و حامل آن بوده است جز علی بن ابیطالب که وحی و تربیت صاحب وحی در اعماق روح و جان او ریشه دوانده. پس او بحق عبدالله است وپرورش یافته عبدالله اعظم.(12)
اساسا سربازان اگر چه نامدار باشند در این جهان گمناماند.
نامدارترین سرباز فداکار در اسلام امیرالمومنین است و او گمنامترین سرباز است . با کدام تفکر عرفانی فلسفی سیاسی و کدام قلم و زبان و بیان بشر این سرباز گمنام را معرفی کند و بشناسد و بشناساند (13)
امید است ماه مبارک رمضان به ویژه ایام سوگواری امام علی علیه السلام فرصتی باشد تا مسلمانان پیش از گذشته با عمق وجود امام علی علیه السلام آشنا شوند.