تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۴  ، 
کد خبر : ۹۵۳۳۳

اى فلسطین!


اکبر خوردچشم
گروه سیاسی
اى فلسطین، اى سرزمین سبز، اما در خون سرخ جوانانت غوطه‌ور شده. اى نگاه‌هاى معصومت، منتظر همت امت، بدین سو خیره مانده؛ بدان که به خاطرت جان خویش را در کف ایثار مى‌نهیم و سینه چاک کرده به سویت راهى مى‌شویم. چرا که قلبمان با قلب تو مى‌تپد و خون رگهایمان با ضرباهنگ قلب عاشق تو به جریان مى‌افتد.
اى فلسطین، اى سرزمین زیتونهاى در انتظار رسیدن، اى خاستگاه عشق و ایمان، اى سنگهایت مهر نماز عاشقانه پیامبران، اى سجدگاه مومنان به وجد آمده از سیر در ملکوت، اى مظلوم چشم دوخته به گلهاى فتح و پیروزی، دیگر آه و افسوس جانکاه بس است، زیرا تمام آنچه را که از تو به زور گرفته‌اند، خواهیم گرفت تا بار دیگر لبخند شادى بر لبان زیبایت نقش بندد و اینچنین نغمه دل انگیز شوق و طرب از جویبارهایت جارى باشد.
اى فلسطین! مى‌دانیم که سالهاست بوى عشق و آزادى در کوچه باغهاى به انتظار مانده‌ات، پیچیده، سالهاست درختان زیتون و مرکبات ناصره‌ات، چشم در راه رویشى جاودانه است، سالهاست که از تخته سنگهاى روستاهایت بوى خون جوانانت به مشام مى‌رسد، سالهاست که مظلومیت تو خون مسلمانان بیدار را به جوش آورده و آنان را بیش از پیش بیدارتر کرده است.
اى فلسطین، اى خاکستر سبز خفته در بیداد زمان! سالها پیش همگان مى‌دانستند که روزى این خاکستر به ظاهر خاموش تو، زبانه خواهد کشید و همصدا با تمام مظلومان عالم، ریشه ظلم و ستم را خواهد سوزاند و اینک، آرى اینک، لحظه بیدارى و خروش است و فرزندان برخاسته از خاک پاکت، دوش به دوش دیگر برادرانشان در سر جنون عشق به شهادت و رادمردى دارند. خودت مى‌دانى که اینان عاشق هستند. پس بى‌دلیل نیست که عاشقانه سینه‌هایشان را مقابل تیرهاى جور و جفاى غاصبان سپر مى‌کنند و با شهادت خود لبخند مى‌زنند و به همگان این نوید را مى‌دهند که روزى تو آزادخواهى شد. پس آن زمان است که تاریخ با تعجب نظاره‌گر مى‌شود.
اى سرزمین پیامبران! آیا تو همان جایى نیستى که رسولان الهى در کوچه‌هایت نغمه‌هاى صلح و دوستى سر دادند؛ آنگونه که هر زمان سخن از دوستى و محبت مى‌شد، همگان رو به تو مى‌نهادند و با چشم و زبان اشاره مى‌کردند که آنجا مهد دوستى و مهرورزى است. پس حالا چه شده که از کوچه‌هاى تنگ و کوچک تو صداى گلوله شنیده مى‌شود بر روى سنگفرشهاى خیابانهایت خون انسانهاى بى‌گناه جارى است؟ آیا دنیاى متمدن امروزی، نمى‌تواند صلح و دوستى دیرین تو را ببیند؟‌نمى‌دانم. دیگران هم نمى‌دانند که چگونه است در مهد صلح و سازش و مهربانی، اینگونه خون بى‌گناهان در سینه‌ات جارى مى‌شود.
اى فلسطین، اى قبله‌گاه وحدت و برادرى مسلمانان، دیگر انتظار به پایان آمده است. هر روز بر تعداد عاشقانت افزوده مى‌شود. دیگر همگان مى‌دانند که قدرتهاى پوچ و توخالى چیزى جز حرف و ادعا ندارند. پس همتها راسخ شده است و چشمها به سویت نظاره‌گر تا پاسخ نداى مظلومیت تو را با دفع غاصبان بدهند.
اى فلسطین، اى سرزمین سبز! این صداى هلهله و شادى کودکان و جوانانت است که در آینده‌اى نه چندان دور آزادى‌ات را جشن گرفته و آن هم چشمان تعجب زده جهانیان است که با حیرت هرچه تمام‌تر به تو و همت و ایثار فرزندان و دوستانت نگاه مى‌کنند که چطور در برابر مدعیان قدرت، حماسه‌ها آفریدند.
اى فلسطین! این نوید و این پیروزى که در سحرگاه آزادى رخ خواهد داد، گواراى تو و یارانت باد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات