تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۶  ، 
کد خبر : ۹۵۳۷۳

جایگاه فرهنگ در امنیت ملى

حجت الاسلام رضا غلامى مقدمه: بررسی چالش‌های گذشته حال و آینده در هنگام مطالعه مقوله امنیت ملی جمهوری اسلامی همواره حائز اهمیت بسیار بوده است. مقاله پیش‌رو سعی دارد با روشی استراتژیک زاویه جدیدی از امنیت ملی کشور را مورد بازخوانی قرار دهد. از دیدگاه مولف مواجهه با تهدیدات فرهنگی مستلزم تغییر ساختار نظام امنیت ملی و نگاهی مجدد به جایگاه فرهنگ در این ساختار می‌باشد. توجه شما را به مطالعه این رویکرد جلب می‌کنیم.

امنیت در لغت به حالت فراغت از هرگونه تهدید یا حمله و آمادگى جهت رویارویى با آنها اطلاق مى شود. [1] معمولا در علوم سیاسى و حقوق امنیت به پنج بخش امنیت فردى، اجتماعى، ملى، بین المللى و امنیت جمعى (Colective Security)تقسیم مى شود.
امنیت ملى که در این گفتار به آن خواهیم پرداخت به حالتى اطلاق مى شود که در آن هر ملتى فارغ از تهدید تعرض به تمام یا بخشى از جمعیت، دارایى یا خاک خود به سر مى برد. [2]
از این منظر بررسى ساختار امنیت ملى یکى از موضوعات بین رشته اى [3] به شمار مى رود که تاکنون در کشورمان تحقیقات قابل توجهى درباره آن صورت نگرفته است. بدون تردید ایران پس از پیروزى انقلاب اسلامى مستمرا با چالشها و تهدیدات مخاطره آمیز مواجه بوده و از این لحاظ همواره تعریف و تامین امنیت ملى موضوعى حائز اهمیت در نظر گرفته شده است.
واقعیت آن است که تاکنون هیچ تعریفى از امنیت ملى که مورد توافق همگان باشد ارائه نشده و عمدتا این مقوله در چارچوب ملاحظات نظامى و انتظامى مورد توجه بوده است. این در حالى است که مطمئنا مى توان تعریف هاى دقیقى با در نظر گرفتن ابعاد امنیت ملى از آن ارائه کرد به نحوى که تمرکز مسئولیت حراست از امنیت کشور صرفا بر روى نیروهاى نظامى و امنیتى قرار نگیرد.
به عبارت دیگر باید تعریفى از امنیت ملى ارائه کرد که سهم اندیشه و فرهنگ در آن به صورت دقیق مشخص شده باشد. دانشکده دفاع ملى کانادا امنیت ملى را چنین تعریف مى کند: امنیت ملى حفاظت از شیوه پذیرفته شده زندگى مردم است که با نیازها و آرمان هاى مشروع دیگران نیز سازگار مى باشد. امنیت شامل فارغ بودن از حمله نظامى یا فشار، آزادى از انهدام داخلى و رهایى از زوال ارزشهاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى است که براى نحوه زندگى اساسى است. [4]
اما درخصوص انقلاب اسلامى باید گفت این حرکت که تحقیقا بیشتر یک انقلاب فرهنگى است همواره از همین زاویه فکرى - فرهنگى نیز مورد تهدید واقع شده است. این تهدید به ویژه پس از پایان جنگ تحمیلى روند فزاینده اى به خود گرفته است. همچنین شواهد گویاى این مهم است که انقلاب اسلامى در دهه آینده و به ویژه با ظهور نسل هاى جدید با چالش هاى فکرى - فرهنگى جدى ترى مواجه خواهد بود که این وضعیت صرف نظر از تاثیر پروسه ارتباطات و اطلاعات جهانى بر آن عمدتا با مقاصد شیطنت آمیز از سوى شبکه هاى مخالف خارجى و داخلى طرح ریزى گردیده است.
بنابراین مى توان تعریف تازه اى از طرح امنیت ملى ارائه کرد که شامل موقعیت خاص کشورمان نیز باشد: طرحى که منابع و امکانات مادى و معنوى کشور را به منظور حفظ حراست و ترویج منافع ملى، ارزشهاى انقلاب اسلامى و فرهنگ ملى و دینى، بسیج و سازماندهى مى کند. طبعا این طرح باید مبتنى بر اصولى روشن و مجاب کننده باشد تا بتواند به مثابه نیرویى هدایت کننده در بخشهاى سیاسى، فرهنگى، اقتصادى و نظامى کشور عمل کند. هنگامى که این اصول شناخته شدند باید از آنها نه تنها در جهت مشخص کردن اولویتهاى منافع ملى بلکه علاوه بر آن همچون شیوه اى جهت تصمیم گیرى درخصوص چگونگى حفاظت از این منافع در برابر تهدیدات معین نیز بهره جست.
هدف از طراحى شیوه مذکور انضباط و قدرت بخشیدن به این تصمیم است که در جمهورى اسلامى چگونه، کجا و تحت چه شرایطى باید امکانات مختلف را به کار بست.
این کوتاه نوشته بدون انگیزه سنجش قدرت ملى در حوزه فرهنگ و با پیش فرض قراردادن اولویت مند بودن این دیدگاه در امنیت ملى کشور، درصدد نگاهى راهبردى به امنیت ملى از زاویه فرهنگ است.
1. علل بى سهم ماندن فرهنگ در امنیت ملى:
وقتى سخن از دانش امنیت ملى به میان مى آید تصور بر این است که باید آن را صرفا در مراکز و دانشکده هاى نظامى و امنیتى جست وجو کرد. متاسفانه در مراکز تصمیم گیرى نگاه فرهنگى به امنیت از جایگاه شایسته اى در ساختار نظام امنیت ملى کشور برخوردار نیست. صرف نظر از این واقعیت تماس و برخورد غیرفرهنگى با مقوله هاى فرهنگى موضوعى است که همواره کشور ما را در برابر تهدیداتى از این نوع آسیب پذیر ساخته است. این معضل علاوه بر فقدان اعتقاد به وجود تهدید جدى فرهنگى در فرضى خوش بینانه به خلا برآورد ملى از تهدیدات و خطرات فرهنگى باز مى گردد. بنابراین باید پذیرفت که فرایند تصمیم گیرى و تصمیم سازى در این زاویه مى بایست با نگاهى کاملا تخصصى توام باشد. بر این اساس شش ضعف اساسى ذیل در حوزه امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران قابل توجه مى باشد:
1- فقدان اعتقاد به وجود تهدید امنیتى جدید از زاویه فرهنگى (فقدان درک دقیق از مفهوم و مراتب تهاجم فرهنگى) .
2- عدم توجه به فرهنگ در تعریف امنیت ملى به جهت رشد نامتوازن این مفهوم همگام با تحولات جهانى.
3 - فقدان برآورد ملى از مخاطرات و ترسیم ابعاد و دامنه تهدیدات فرهنگى.
4-عدم مواجهه تخصصى با مقولات فرهنگى در حوزه امنیت ملى (جمع آورى اطلاعات، پردازش، تئورى سازى، تعیین استراتژى، تاکتیک، برنامه و اجرا).
5- فقدان قدرت و اقتدار در متولیان و هماهنگ کنندگان فعال امور فرهنگى.
6- عدم گسترش دانش امنیت بیرون از دایره عناصر نظامى و امنیتى (فقدان مشارکت پذیرى در تامین امنیت ملى).
2 - لزوم برخوردارى از دانش عملیاتى استراتژیک
بى تردید امروزه در فضاى انقلاب اطلاعاتى امنیت ملى رابطه تنگاتنگى با فناورى اطلاعات دارد. دارندگان این فناورى در صورتى که از دانش عملیاتى استراتژیک نیز برخوردار باشند همواره از قدرت برتر در تامین امنیت ملى بهره مند مى شوند. تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران پس از تعریف دقیق دامنه امنیت ملى اطلاعات و داده ها را جهت تصمیم گیرى و اقدام سازماندهى و تنظیم مى کنند. [6] نباید فراموش کرد که این مرحله یعنى ورود و سازماندهى اطلاعات یک عملیات رشته اى و بعضا بین رشته اى است که مى بایست کاملا در فضاى تخصصى مرتبط با آن انجام گیرد چرا که در غیر این صورت اطلاعات و داده ها فاقد ارزش خواهند بود. پس از این مرحله نوبت به پردازش اطلاعات مى رسد. این پردازش محور تعیین کننده اى در مراحل پیشینى براى اتخاذ یک تصمیم صحیح و به موقع قلمداد مى شود. معمولا پردازش سطحى و کم عمق که از جامع نگرى نیز بى بهره است تصمیم گیرندگان را با اشتباهات فاحشى مواجه مى کند.
دانش عملیاتى استراتژیک در واقع طراحان امنیت ملى کشور را با فرایند صحیح عملیات در حوزه امنیت ملى و شیوه هاى مقابله با چالشهاى حال و آینده بیشتر آشنا مى سازد.
با این وجود این دانش در کشور ما عمر بسیار کوتاهى دارد و فارغ التحصیلان این رشته کم تعداد و اغلب فاقد تجربه کافى مى باشند، لذا تقویت این رشته به ویژه توسعه آن در مقوله فرهنگ و عناصر فرهنگى بسیار ضرورى به نظر مى رسد.
3- گامهاى نخست در تدوین برنامه استراتژیک
علاوه بر تلاشهاى گسترده و مهمى که باید به منظور رفع نقایص و کاستى هاى موجود و جهت مقابله با تهدیدات کنونى یا در حال ظهور علیه کشور در حوزه فرهنگ انجام شود مى بایست چهار اقدام مقدماتى به مثابه گام هاى نخست براى تهیه یک برنامه استراتژیک در حوزه فرهنگ پیش بینى شود. نباید فراموش کنیم که متاسفانه هنوز استراتژى هاى قابل قبولى براى مواجهه صحیح و به موقع با چالشهاى فرهنگى در کشور وجود ندارد و طرح ها و برنامه هاى فرهنگى دستگاه هاى مختلف کشور اغلب غیرمنسجم، ناهماهنگ و حتى بعضا متناقض و ضدامنیت ملى مى نماید. در هر حال این چهار اقدام اصلى عبارتند از: ارزیابى امکانات و قابلیت هاى فکرى - فرهنگى بالفعل و بالقوه، شناسایى منابع و شناخت روش ها و انتخاب ابزارها.
در طى این مطالعه اولا نقاط ضعف و قوت به ویژه در بخش منابع آشکار خواهد شد، ثانیا کارآیى و کارآمدى روشها و ابزارها نیز مشخص شده و ما را به سوى تهیه طرحى جهت ایجاد قابلیتهاى متناسب با سطوح تهدید و اقدام رهنمون خواهد ساخت. باید توجه داشت که پیش از قابلیت افزایى و به عبارتى تقویت پى ساختها ورود عجولانه به صحنه عملیات در خوش بینانه ترین نگرش تاثیرات مقطعى و در نگاهى واقعیت انگارانه پیامدهاى مخربى در پى خواهد داشت.
4- ضرورت تحول در دکترین استراتژى امنیتى
در موقعیت تهاجم فرهنگى، دفاع تنها گزینه براى مقابله قلمداد مى شود ولى در درازمدت دفاع به تنهایى قادر به مقابله موثر با گسترش عمیق تهدیدات نیست. صرف نظر از این که انفعال نوعى قرارگرفتن در موضع ضعف مى باشد مدافعین را از جهت روحیه نیز تدریجا دچار ضعف خواهد کرد. لذا بهترین مواجهه با تهدیدات فرهنگى دفاع در کنار اتخاذ موضعى فعال است که ما از آن به اقدامات بازدارنده با هدف ایجاد مصونیت نام مى بریم. براى طراحى و شکل گیرى سلسله اقدامات بازدارنده، تقویت ورودى و پردازش اطلاعات با انگیزه گمانه زنى درباره آینده کاملا ضرورى است. مجددا باید یادآور شد که گمانه زنى درباره آینده یک پروژه پژوهشى است که باید در حوزه تخصصى مرتبط و از سوى متخصصان همان رشته صورت گیرد. ذیلا به دو نمونه از اقدامات بازدارنده موثر اشاره خواهد شد که مى تواند از جایگاهى ویژه در ساختار نظام امنیت ملى کشور برخوردار گردد.
5- تولید علم و نظریه پردازى
موضوع ضرورت ایجاد «جنبش» تولید علم و نظریه پردازى که نخستین بار نزدیک به دو سال و اندى پیش از سوى رهبر معظم انقلاب مطرح و پیگیرى شد، مى تواند یک استراتژى بازدارنده و پیشرو در حوزه امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران باشد.
امروز عمده رقابت هاى قدرتهاى جهانى از طریق تولید و عرضه علم و فناورى صورت مى گیرد و برخوردارى از علم و فناورى یکى از امتیازات اساسى در این رقابتها محسوب مى شود. اما باید توجه داشت که موضوع تولید علم فناورى و نظریه پردازى صرفا در حوزه علوم طبیعى فنى و علوم مشابه محدود نمى شود بلکه به صورت هم عرض و بلکه با مراتبى حائز اولویت در حوزه علوم انسانى نیز متبلور مى گردد. در این میان در کشور ما به اقتضاى اهداف انقلاب اسلامى و نوع تهدیدات گذشته و پیش رو طراحى و تئورى پردازى در علوم انسانى و دین پژوهى از اهمیت خاصى برخوردار است. تولید علم و نظریه پردازى در کشور ما در حالى به عنوان یک ضرورت مطرح مى شود که: 1- قابلیت و پتانسیل آن در ایران به ویژه در زمینه نیروى انسانى مستعد و با انگیزه در حد قابل توجهى وجود دارد. 2- تولید علم و نظریه پردازى به سرعت کشور را در حوزه علوم تجربى و اندیشه سازى از موضع انفعال خارج و در موضع فعال قرار خواهد داد. 3- بسیارى از تهدیدات جهانى علیه ایران خنثى و یا کمرنگ خواهد شد. 4- به تدریج بسیارى از محدودیتهاى ناشى از تحریم هاى اقتصادى علیه کشور مرتفع خواهد شد. 5- ایران در مواجهه با پروژه جهانى شدن ضمن حفظ استقلال، قدرت رقابت و بازیگرى بیشترى خواهد داشت. 6- انقلاب اسلامى ایران از جهت فکرى قدرت رهبرى مطلق جهان اسلام را به صورت دو چندان به دست خواهد آورد. 7- بسیارى از منازعات سیاسى بى ثمر داخلى در مسیر جنبش تولید علم به سمت سازندگى، رفع معضلات اساسى و به عبارت دقیق تر همان وفاق ملى تغییر خواهد کرد.
با وجود اهمیت موارد هفتگانه فوق تولید علم و نظریه پردازى هنوز در ساختار تعریف امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران جایگاهى ندارد و سهم مراکز پژوهشى در اولویتهاى امنیتى و بودجه امنیت ملى نزدیک به صفر است.
6. صدور انقلاب:
صدور انقلاب- یکى از استراتژى هاى موفق دهه نخست انقلاب- چندى است به علل ضعف نگرش و مدیریت در چهارراه تردید قرار گرفته و با ملاحظات یک سویه سیاسى به امرى حاشیه اى بدل گردیده است. برخى صاحب نظران دلیل این افت یا توقف را کاهش زایندگى فکرى در حوزه علوم انسانى کشور تفسیر کرده اند. اما باید گفت که این یک برداشت ناقص و ناشى از نوعى فقدان برآورد از تحولات فکرى ایران طى ربع قرن اخیر است که هر چند ناکافى اما قابل توجه مى باشد. چه بسا تلقى اشتباه از صدور انقلاب در داخل به خاطر روش شناسى غیردقیق، ناکامى در برخى برنامه ها یا عدم ترسیم ابعاد و دامنه تاثیرگذارى انقلاب در بیرون مرزها پیوند این مقوله با چارچوبهاى سیاسى و یا اقدامات رعب انگیز غرب براى جلوگیرى از گسترش تفکر انقلاب اسلامى در جهان موجب عدم گسترش هدفمند این طرح شده باشد، ولى در هر صورت صدور انقلاب همچنان مى تواند به عنوان یک استراتژى بازدارنده در مواجهه با تهدیدات بین المللى علیه منافع و امنیت ملى کشور در نظر گرفته شود. باید توجه داشت بدون وجود این اعتقاد در کارگزاران فرهنگى که انقلاب اسلامى به عنوان یک قدرت برتر فکرى - فرهنگى قادر به ایفاى نقش اساسى در شکل گیرى وضعیت آینده جهان خواهد بود استراتژى صدور انقلاب با ثمربخشى کامل همراه نخواهد بود. در پایان باید گفت که صدور انقلاب در حوزه امنیت ملى مى تواند فواید ششگانه ذیل را براى کشور به همراه داشته باشد؛ یک: شکست دشمن در طرح انزواى تحمیلى، دو: افزایش رو به گسترش قدرت بازدارندگى امنیتى، سه: برخوردارى از سهم متناسب در جهان براى جهت دهى به سیاست هاى بین المللى در مسیر منافع ملى، چهار: رهبرى و هدایت جهان اسلام در مسیر اهداف انقلاب اسلامى، پنج: مبارزه موثر نسبت به گسترش مرزهاى جهانى شدن در ایران و جهان اسلام، شش: کاهش تهدیدات علیه امنیت جهان اسلام.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات