تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۴  ، 
کد خبر : ۹۵۳۹۸
در گفتگوی رسالت با کمال سجادی سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری مطرح شد

عدالت زیرساخت گفتمان اصولگرایى است

عبدالحسین عباسى اشاره: اصولگرایى و دفاع از ارزشها مفهوم مقدسى است که از بدو پیروزى انقلاب اسلامى و از اندیشه‌هاى حضرت امام خمینی(ره) سرچشمه گرفت. خلف صالح ایشان، مقام معظم رهبرى با ژرف اندیشى و رهبرى حکیمانه خود، جنبش و تفکر اصولگرایى را بسط داده و اصول آن را تشریح کردند. با این حال بر کارگزاران، مسئولان، صاحبان فکر و اندیشه و رسانه‌ها فرض است تا با برنامه‌ریزى کلان و مدون و با پیروى از فرامین معظم له، گفتمان اصولگرایى را از مثلث تئورى و نظریه خارج کرده و از عملیاتى کردن آن در متن جامعه لحظه‌اى غافل نشوند. گفتگوى پیش رو با سید کمال سجادى سخنگوى تشکل اصولگرایى جبهه پیروان خط امام و رهبری، درنگى است بر گفتمان اصولگرایى که آن را هم از نظر مى‌گذرانیم:

* تعریف شما از اصولگرایى چیست و به نظر شما اصولگرا کیست؟
** در ارتباط با اصولگرایى و اصولگرایان تعریف بنده این است که کسانى که به اسلام، اهداف انقلاب اسلامی، افکار و اندیشه‌هاى حضرت امام خمینی(ره) و ولایت فقیه و رهبرى مقام معظم رهبرى پایبند هستند آنها در دایره اصولگرایى قرار دارند.
ویژگیهاى اصولگرایى که در شاخصه‌هاى هشتگانه مقام معظم رهبرى تعیین شده گستره وسیعى را در بر مى‌گیرد و فقط اصولگرایانى که ما مى‌شناسیم اصولگرا تلقى نمى‌شوند بلکه اصولگرایان اصلاح‌طلب و یا اصلاح‌طلبان اصولگرا هم اگر این شاخصه‌ها را داشته باشند و در واقع به اسلام، انقلاب امام و رهبرى باور داشته باشند اصولگرا هستند.
* با توجه به اینکه شما به اصلاح‌طلبى اشاره کردید چه رابطه‌اى بین اصولگرایى و اصلاح‌طلبى وجود دارد؟
** اصلاح‌طلبى و اصولگرایى باید جدا از هم تعریف شوند. ببینید انقلاب اسلامى غیر از اینکه یک انقلاب بوده براى اصلاح بسیارى از ساختارهاى فرهنگی، سیاسی، اقتصادى و اجتماعى شکل گرفته است و خود انقلاب اسلامى در جامعه ایران کار اصلاحى انجام داده است. اشکالى که اصولگرایى اصلاح‌طلبانه در ایران دارد این است که اصلاح‌طلبى در ایران بد تعریف شده است چون آن جریانى که خود را هشت سال سردمدار اصلاح‌طلبى مى‌دانست تعریف و تحدید مشخصى را ارائه نداده و کارهاى شالوده شکنانه در ارتباط با محکمات نظام انجام داده‌اند بالفرض سعى کرده‌اند که قانون اساسى را زیر سئوال ببرند چیزهاى لایتغیر قانون اساسى را مثل اسلام و رهبرى را که در آنجا ذکر شده‌ و از خط قرمزهایى که نباید عبور مى‌کردند، اینها مى‌گذشتند. تلقى ما از اصولگرایى اصلاح‌طلبانه با الهام از فرمایشات مقام معظم رهبرى این است که اصولگرایى اصلاح‌طلبانه ساختارشکن نیست، بلکه اهدافى را بر اساس اهداف انقلاب اسلامی، چشم‌انداز بیست ساله اندیشه‌هاى مقام معظم رهبرى و امام راحل تنظیم مى‌کند و براساس آن در گرایشها و روشها اصلاح به وجود مى‌آورد نه اینکه بخواهد کارآمدى نظام را تضعیف کند و زیر سئوال ببرد و یا در اصول نهادینه نظام تغییراتى را به وجود بیاورد.
اصولگرایى اصلاح‌طلبانه با توجه به اهداف انقلاب اسلامى و اصلاحاتى است که در چارچوب نظام و روشمند صورت مى‌دهد تلقى ما از اصول‌گرایى اصلاح‌طلبانه این است که اصولگرایان نیز همواره بر آن تاکید دارند.
* بنابراین با توجه به پارامترهایى که شما ذکر کردید گفتمان اصولگرایى را نمى‌توان در قالب‌ها و مرزبندى‌هاى جناحى نگاه کرد. آیا اصولگرایى یک اصل فراجناحى است؟
** در گفتمان اصولگرایى همچنان که تاکید کردم کسانى که به اهداف انقلاب اسلامى و قانون اساسى باور داشته باشند اینها اصولگرا محسوب مى‌شوند حالا عضو جبهه پیروان خط امام و رهبرى و یا عضو فلان تشکل اصولگرا باشند و یا نباشند در این دایره قرار دارند.
* مشخصه‌هاى غیراصولگرایى چیست؟
** مشخصه‌هاى غیراصولگرایانه این است که برخوردشان با نظام، ساختارشکنانه است و محکمات نظام را در نظر نمى‌گیرند مثلا قانون اساسى را مى‌خواهند تغییر دهند و یا آنچه در قانون اساسى تغییر ناپذیر است. مثلا مى‌خواهند در جمهوریت و اسلامیت نظام تشکیک وارد کنند. اینها اصلاح‌طلبان ساختارشکن هستند که ما اینها را متعهد به خدمت در چارچوب نظام نمى‌دانیم. خدمت به نظام مد نظرشان نیست و اهداف گروهى و جمعى خود را دنبال مى‌کنند.
* به نظر شما تفاوت حاکمیت اصولگرایى در مقابل دیگر گروههاى حاکم در جامعه براى مردم ملموس شده است؟
** اصلاح‌طلبى یک پارادایم بوده که به عنوان نظریه‌هایى است که شیوه عمل اجتماعى به آن وابسته است. در حالى که آنچه دوم خردادى‌ها منادى آن بودند یک اصلاحات تعریف و تحدید نشده بود لذا به صورت یک شیر بى‌یال و دم و اشکم ترسیم شده و مردم از آن سر در نیاوردند و واضعان آن هم هنوز در تعریفش مانده‌اند و خودشان هم به آن اعتراف مى‌کنند.
روشنفکران دوم خردادى افکار بعضى از لیبرال‌هاى غربى مثل میشل فوکو را گرفتند و با کپى‌بردارى از آن ساختار قدرت را بر اساس برداشت‌هاى امثال میشل فوکو نقد کردند و با این اهدافى که داشتند بسیارى از کارکردهاى نظام را زیر سئوال بردند در حالى که خود میشل فوکو یک بار قبل از پیروزى انقلاب و یک بار بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به ایران آمد. در مقابل انقلاب اسلامى ایران سر فرود آورد. در همان مقاله بلندش با عنوان “ایرانیها چه در سر مى‌پرورانند” بهترین تجلیل را از حرکت مردم ایران داشته است، در حالى که این آقایانى که از امثال میشل فوکو الهام گرفته‌اند ساختارشکنانه برخورد کردند.
* آیا در عرصه بین‌المللى که از سیاست به عنوان ابزار سلطه و تزویر استفاده مى‌شود دیدگاه اصولگرایانه چطور تحقق پیدا مى‌کند و در این خصوص چه ظرفیتهایى وجود دارد که باید از آن در صحنه تعاملات جهانى استفاده کرد؟
** گفتمان اصولگرایى از قرآن کریم و معارف و اقیانوس عظیم اسلام الهام گرفته است و در خصوص محورهاى اصولگرایى حرفهاى زیادى براى دنیا داریم.
مثلا در خصوص ایمان و هویت اسلامى حرفهاى زیادى داریم که حداقل براى بیش از یک میلیارد مسلمان جهان جاذبه دارد یعنى اینها علاقه‌مند به هویت اسلامى‌شان هستند که مى‌توانیم در سطح جهان و دنیاى اسلام آن را به پیش ببریم.
مطلب دیگر عدالت است در اسلام گفتمان عدالت زیرساخت گفتمان اصولگرایى است. ملکه عدالت در اسلام وجود دارد و مردم دنیا به لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسى و فرهنگى تشنه عدالت‌اند. وقتى مى‌بینیم شعارهاى رئیس جمهور ایران در کشورهاى مختلف نفوذ مى‌کند و توده هاى مردم نسبت به آن واکنش نشان مى‌دهند مى‌بینیم که این گفتمان عدالت که در قالب گفتمان اصولگرایى گنجانده شده مى‌تواند جاذبه داشته باشد و اعتماد به نفس که امام (ره) مى‌فرمودند بعد از توکل و اتکال به خداوند منشا بسیارى از برکات است که این هم باز از همان چیزهایى هست که ما مى‌توانیم در گفتمان اصولگرایى استفاده کنیم. ملت ایران و جوانان کشور در سایه این اعتماد به نفس از استعداد علمى بالایى برخوردارند.
در اصلاح و بهبود روشها، ما هیچ وقت نمى‌گوییم این روشى که وجود دارد وحى منزل است. در اصلاح، روشهاى جهانى کارآمدى داریم که باید مدنظر قرار گیرد.
در مقابل سیاستهاى قدرت طلبانه جهانى مثل آمریکا مى‌توانیم با هوشمندى سیاسى و اهرمها و امتیازاتى که جمهورى اسلامى ایران به لحاظ استراتژیک، موقعیت منطقه‌اى و به لحاظ نفوذ فرهنگى که در میان افکار عمومى کشورهاى دیگر دارد گفتمان اصولگرایى و جمهورى اسلامى را به پیش ببریم و از اهرمهاى قدرتى که در اختیار داریم استفاده کنیم ما حداقل در زمینه مسائل فرهنگى و معنوى در دنیا و جهان اسلام یک ابرقدرت هستیم و بر اساس آیه “و مکرو ومکروالله والله خیرالماکرین” در مقابل سیاستهاى زیرکانه دشمنان انقلاب اسلامى باید اقتدار دیپلماتیک و هوشمندى سیاسى که “المومن ینظر بنورالله” در پیشبرد اهداف نظام جمهورى اسلامى داشته باشیم. در ارتباط با انرژى هسته‌اى جمهورى اسلامى با دیپلماسى و کیاست و زیرکى که نظام در صحنه جهانى ترسیم کرده پیش رفته‌ایم و در بسیارى از موارد با قدرت عمل و ابتکارى که در دست داریم به سرعت به پیش مى‌رویم.
* منابع اصلى ما در اصولگرایى کدامند؟ و آیا آنچنان که برخى از تئوریسین‌هاى ورشکسته سیاسى حکم کرده‌اند، اصولگرایى راه را بر اندیشه اصلاحى مى‌بندد؟
** دریا و اقیانوس عظیمى از معارف اسلامی، قرآنى و سنت و رفتار پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین “سلام‌الله علیهم” را به عنوان سرمایه عظیمى از اصولگرایى داریم؛ با تکیه بر این سرمایه‌ها و اندیشه اندیشمندان اسلامى از ابن سینا گرفته تا شیخ اشراق و ملاصدرا و معاصرین ما از جمله شهید مطهری، شهید بهشتى و اندیشه‌هاى امام (ره) و... سرمایه‌ عظیمى هستند که در صحنه جهانى مى‌توان از این منابع غنى استفاده کرد. در واقع غنى سازى را فقط در انرژى هسته‌اى نباید داشته باشیم بلکه درحوزه معنویت هم باید غنى‌سازى کنیم. ایمان گفتمان اصولگرایى و منابعى که در اختیار داریم مى‌تواند در دنیا جاذبه عظیمى ایجاد کند. کما اینکه این کار صورت گرفته و ملتهاى اروپایى و آمریکایى خواستار افرادى هستند که معارف اسلامى را برایشان تفسیر و تشریح کنند. یعنى ما تولیداتى داریم که در دنیا ارزش دارد و مى‌توانیم در مقابل اندیشه‌هاى به بن‌بست رسیده یا پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما یا برخورد تمدن‌ هانتینگتون عرضه کنیم. یعنى با ورشکستگى تفکرات لیبرال که خودشان هم کم کم به این مسائل بى باور مى‌شوند ما با آن منابع عظیمى که در اختیار داریم به نحو احسن و با زبان روز مى‌توانیم در اختیار آنها قرار دهیم.
در ضمن آیا اسلام راه را بر اندیشه‌ مى‌بندد که اصولگرایى منعبث شده از اسلام اصیل، راه را بر اندیشه ببندد. اتفاقا چون اصولگرایى در چارچوب اسلام حرکت مى‌کند مى‌تواند غیر از اینکه از دستاوردهاى بشرى استفاده کند از منبع لایزال وحی، قرآن و سنت رسول‌الله و اهل‌بیت(ع) تجربه‌هاى انقلاب اسلامى و اندیشمندان اسلامى در اصلاح و بهبود روشها بهره ببرد و در ایجاد عدالت و مردم‌سالارى دینى استفاده کند.
همه نهادهاى نظام جمهورى اسلامى در عین حال که از اسلام اصیل نشات مى‌گیرند از راى ونظر مردم هم استفاده مى‌کنند بر اساس فرموده امام (ره) “میزان، راى ملت است” در واقع مردم سالارترین نظام دنیا، نظام جمهورى اسلامى است آن هم با الهام از آموزه‌هاى دینى که دریچه و سرچشمه‌اى براى تقویت اندیشه‌ها و دستاوردهاى بشرى است.
* نقش رهبرى در هدایت جریان اصولگرایى چیست؟
** از خود اندیشه‌هاى امام گرفته که همه مضبوط و مکتوب است تا خلف صالحش که مقام معظم رهبرى هستند نقش رهبرى در هدایت این جریان روشن مى‌شود. اندیشه‌هاى مقام معظم رهبرى در این سالها نقشه راه و سرمشق درستى در هدایت گفتمان اصولگرایى بوده است. تبیینى که ایشان از گفتمان اصولگرایى داشتند دریایى از معرفت است که به نظر من احزاب و تشکل‌هاى اصولگرا، رسانه‌ها و صاحبان تولید فکر و اندیشه باید تفسیرها و تحلیل‌هاى مختلف از بیانات مقام معظم رهبرى داشته باشند. به ویژه در خصوص تبیین اصول هشتگانه که با فکر دقیق، عمیق و با ژرف‌اندیشى که رهبرى دارند راهنماى بزرگى براى استفاده اصولگرایانه است؛ هرچند که در تدوین منشور اصولگرایى مطالب ایشان به عنوان چراغ راه اصولگرایان ذکر شده است و مى‌توانیم براى مدتهاى طولانى جامعه‌مان را با تبیین گفتمان اصولگرایى و همه اندیشه‌هایى که مقام معظم رهبرى در این خصوص و در مواقع مختلف بیان کرده‌اند پیش ببریم و این منبع بسیار ارزشمندى در طریق اصولگرایى مدنظر امام و رهبرى است.
* چه راهکارهایى را باید در پیش گرفت که اصولگرایى به عنوان مبناى تفکر انقلاب اسلامى به گفتمان قالب در جامعه و گفتمان مدیریت اجتماعى تبدیل شود؟
** آن چیزى که مقام معظم رهبرى بر روى آن تاکید دارند عملى کردن جریان اصولگرایى در جامعه است یعنى آنهایى که تولید فکر و اندیشه مى‌کنند باید کرسى‌هاى تولید علم و مناظره و مباحثه تشکیل داده تا فرمایشات ایشان عملیاتى شود و در عرصه عمل هم نمود داشته باشد. مسئولین فرهنگى نظام؛ وزارت ارشاد، دانشگاهها، وزارت علوم، صدا و سیما، کلیه رسانه‌هاى نوشتارى و گفتارى و شنیداری، احزاب و فعالان سیاسى مى‌توانند در عملیاتى شدن اندیشه‌هاى حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبرى به عنوان گفتمان غالب در مدیریت اجتماعى جامعه استفاده کنند.
* با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید در خاتمه اگر توصیه‌اى براى خوانندگان و جوانان اصولگرا دارید بفرمایید؟
** به عنوان یک برادر کوچک عرض مى‌کنم که باید همه قدردان نعمت نظام جمهورى اسلامى ایران باشیم و تلاش کنیم در این فضاى معطر و عطرآگین، خودمان بهره‌مند بشویم و نظام را از تلاش‌هایمان بهره‌مند سازیم. در ارتباط با گفتمان اصولگرایی، جوانان ما منشا برکات هستند و با استعداد این جوانان اصولگرا و آینده‌نگر مى‌توانیم افق روشنى را براى مردمى که در همه صحنه‌ها حاضر هستند، بسازیم. در پایان براى روزنامه رسالت که بهترین تریبون اصولگرایى است آرزوى توفیق داریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات