حنیف غفاری
گروه دیپلماتیک: بیش از 100 سرباز آمریکایى در اقدامى بىسابقه اقدام به تهیه طومارى کردند که در آن از کنگره آمریکا خواسته شده است تا هرچه زودتر طرح خروج سربازان وابسته به کاخ سفید در عراق را به عینیت برساند. مقامات حزب جمهورىخواه ایالات متحده آمریکا که به علت سیاستهاى تند و افراطى بوش پسر هم اکنون مورد فشار افکار عمومى آمریکا و جهان قرار گرفتهاند در این برهه حساس باتلاق عراق را به صورتى عمیقتر و آزاردهندهتر در مقابل خود مشاهده مىنمایند. آنها آرزو دارند که به ابتداى سال 2003 میلادى بازگردند و جلوى شلیک موشکهاى کاخ سفید و انگلستان به شهرهاى عراق را بگیرند اما زمان قابل بازگشت نیست...
باید اذعان داشت که نیروهاى آمریکایى دوران بسیار سخت و طاقتفرسایى را در عراق مىگذرانند! عدهاى بیگانه که از سوى مردم عراق حکم اشغالگرانى غاصب و متوحش را دارند. با افشاى چهره اصلى بوش پسر و همراهانش در جریان حوادثى مانند آنچه در ابوغریب یا روستاى حدیثه رخ داد نفرت از واشنگتن در بغداد و دیگر شهرهاى عراق حالتى همهگیر یافته است، کاخ سفید در ابتداى اشغال عراق ادعاى ایجاد امنیت کامل دراین کشور عربى را داشت. پس از آن شاهد بودیم که “پل بومر” و همراهانش به صورتى مخفیانه شروع به غارت منابع طبیعى عراق نمودند و چاههاى نفت این کشور را یکى پس از دیگرى به تصرف خود درآوردند. در حالى که مقامات آمریکایى مشغول چپاول و غارت منابع عراق بودند تئوریسینهاى نومحافظهکار که در ظاهر خود را پیروز میدان عراق مىدیدند سعى کردند بغداد را به کانون انتشار عقاید باطل خود در خاورمیانه تبدیل نمایند. از این رو افرادى مانند “ایروینگ کریستل” و “پل ولفویتس” مامور شدند تا زمینه را براى ایجاد تحولات زیربنایى در عراق فراهم سازند؛ آنها با تئورىهاى خود رایس و چنى را نسبت به دخالت بیشتر در امور داخلى عراق ترغیب مىنمودند، فارغ از اینکه در ماوراى خیالپردازیهاى نومحافظهکاران جریانى شناور و پیوسته به نام قرار گرفتن واشنگتن در باتلاق عراق در حال رخ دادن بود. اما فرضیات و نظریات مضحکانهاى مانند پایان تاریخ و جنگ تمدنها آنچنان چشمان مجریان کاخ سفید را کور ساخته بود که از مشاهده حقایق و به عبارتى بهتر فجایعى که در مقابل واشنگتن در راه بودند غافل ماندند.
اولین شخصى که به صورت عینى نسبت به فرجام شوم آمریکا در عراق آگاه شد “کالین پاول” وزیر امور خارجه وقت نومحافظهکاران در دوران اشغال عراق بود. وى که شخصیتى نظامى داشت با اندک محاسبهاى واقعبینانه دریافت که میان واقعیات عراق و تئوریهاى نهفته در میان نومحافظهکاران فاصلهاى بسیار زیاد وجود دارد. فاصلهاى که در آیندهاى نزدیک خود را در مقابل واشنگتن هویدا خواهد ساخت. پاول بعدها به علت اتخاذ این نوع رویکرد توسط بوش و رامسفلد مجبور به استعفا شد و “کاندولیزا رایس” در دوران دوم ریاست جمهورى بوش جایگزین وى شد ...
اکنون در سال 2006 میلادى قرار داریم. در حالى که سه سال از اشغال عراق مىگذرد سربازان آمریکایى با موانعى سخت و عدیده در این کشور روبهرو هستند. مخالفت افکار عمومى عراق و آمریکا و سرتا سر جهان با اشغال این کشور عربى هر روز شدت مىپذیرد و بسیارى سربازان آمریکایى از اینکه نماد این اشغال هستند احساس شرم مىکنند. آنها در ابتداى سال 2003 تحت فرمان بوش پسر و با وعدههایى از جمله افزایش حقوق و مزیتها وارد باتلاق خودساختهاى شدند که تئوریسینهاى نومحافظهکار و جمهورىخواهان افراطى کاخ سفید آن را ایجاد کردند.
هم اکنون بسیارى از سربازان آمریکایى به بیماریهاى حاد روانى و روحى دچار شدهاند. آنها به هیچ عنوان نمىتوانند روزها وشبهاى راحتى را در بغداد و دیگر شهرهاى عراق سپرى کنند. کابوس مرگ لحظهاى آنها را آرام نمىگذارد. از سوى دیگر مشاهده چهرههاى رامسفلد و بوش در کاخ سفید که فارغ از آنچه بر سربازان آمریکایى مىگذرد لبخندى وقیحانه برلب دارند بیش از هرچیز آنها را آزاد مىدهد.
البته در این میان شنیدن برخى اخبار نیز تن و بدن آنها را مىلرزاند: اینکه بسیارى از سربازان آمریکایى در زمان جنگ کویت (1992) به بیمارى لاعلاجى مبتلا شدهاند که به تشخیص پزشکان متبحر آمریکایى ریشه در تماس سلاحهاى میکروبى آن زمان و تشعشعات آنها با سربازان آمریکایى داشته است. هم اکنون بوش پدر به عنوان جنایتکار اصلى جنگ خلیج فارس از هرگونه سخنى در این خصوص اجتناب مىکند و سربازان آمریکایى سابق شرکت کننده در این جنگ با مرگ دست و پنجه نرم مىکنند.
اکنون سال 2006 میلادى است و 15 سال از آن زمان مىگذرد. در حال حاضر سلاحهاى میکروبى به مراتب نسبت به جنگ خلیج فارس پیشرفتهتر شدهاند. از سوى دیگر بوش پسر نیز نسبت به بوش پدر خصلتهایى کاملا غیرانسانىتر دارد. جمع میان این دو خبر از آیندهاى دردناک براى سربازان آمریکایى دارد. شاید بسیارى از این سربازها قادر به ادامه زنگى تا ده سال آینده نباشند و در اثر عوارض ناشى از جنگ عراق جان خود را از دست بدهند. در آن هنگام نیز مسلما قهقهههاى وحشیانه بوش پسر و رامسفلد و رایس و چنى در فضاى مرگ و تابوت و در میان اجساد آنها طنینانداز خواهد شد ...
“القاعده” هنوز از میان نرفته است پخش تصاویر سر بریدن دو تبعه آمریکایى در عراق و یادآورى آنها هنوز سربازان آمریکایى را مىآزارد. آنها مجبور هستند دائما در کنار یکدیگر باشند و با لباسهاى نظامى و اسلحههایى بىروح مسیرهاى تکرارى هر روزه خود را طى نمایند. صداى هرگونه انفجارى در گوشههاى شهر این نیروها را از خود بىخود مىنماید. آنها از مرگ به شدت مىهراسند و این در حالى است که مرگ در چند قدمى آنها قرار دارد. در ماه اکتبر تلفات نیروهاى آمریکایى در عراق به شدت افزایش یافت. بسیارى از سربازان مورد هدف گلوله مستقیم قرار گرفتند و انفجار بمب عدهاى دیگر را به هلاکت رساند. بحران سرتاسر اردوگاه آمریکایى را در عراق فرا گرفته و فرصت هرگونه ابتکار عملى را از آنها سلب نموده است ...
از آمریکا اخبار خوبى نمىرسد! سربازان آمریکایى نا امیدانه به روزنامهها و رسانههاى خارجى مىنگرند: افزایش مخالفتها با اشغال عراق، روى کار آمدن حکومتى برخلاف انتظار واشنگتن در این کشور، احتمال افزایش تلفات نیروهاى آمریکایی، کشته شدن چند سرباز دیگر در عراق و افزایش خشم ملت عراق از حضور اشغالگران به اخبارى تکرارى و آزار دهنده براى سربازان آمریکایى تبدیل شدهاند. بعضا پخش سخنان و اظهارات افرادى مانند جیمى کارتر، بیل کلینتون و جان کرى درخصوص عواقب اشغال عراق ترس نیروهاى آمریکایى را دو چندان مىسازد.
اما تصویر عراق پس از اشغال به گونهاى دیگر براى آنها توصیف شده بود: یک زندگى آرام در میان مردم عراق و گشت و گذار در شهر “علىبابا و چهل دزد” و کسب پشتوانه و امتیازى جهت بازگشت غرور آفرین به ایالات متحده آمریکا!!
امروزه هیچ یک از این موارد به عینیت نرسیدهاند . بغداد به شهر اشغالگران تبدیل شده است. آرامش از میان سربازان وابسته به کاخ سفید رخت بسته است و در مقابل ترس و اضطراب لحظهاى آنها را آرام نمىگذارد. شهروندان آمریکایى با اشغال عراق مخالف هستند. این حقیقت را مىتوان از درون نظرسنجىهاى موسسات زاگبى و کارنگى دریافت. 83 درصد از افکار عمومى آمریکا نسبت به آینده عراق و حضور کاخ سفید در این کشور دید خوشبینانهاى ندارند، بنابراین دیگر کسى سربازان آمریکایى موجود در عراق را قهرمان نمىداند. بیشتر مردم این سربازها را افرادى ضعیف و بىاراده مىدانند که در بازى شطرنج بوش در قبال جهان محکوم به زوال هستند.
اینک صداى مادرانى که فرزندان خود را در باتلاق عراق از دست دادهاند با سرعت و شدت بیشترى به گوش سربازان آمریکایى موجود در این کشور مىرسد. آنها در میان صداى اعتراض مادران آمریکایى علیه دولت بوش آیندهاى دهشتناک را براى خود مشاهده مىکنند.
“عراق ناامن است.” این جمله را تنها مخالفان جنگ نمىگویند. بسیارى از جمهورىخواهان سنتى بر سر خروج از عراق با بوش پسر درگیریهاى شدیدى پیدا نمودهاند. آنها به هیچ عنوان حاضر به تحمل بیشتر اوضاع نیستند. اراده مسلمانان در جهت پاکسازى خاورمیانه از اشغالگران افزایش یافته است. پس از پیروزى حزبالله لبنان بر اسرائیل این اراده حالتى همهگیر پیدا کرده است. دیگر از حامیان اولیه جنگ صدایى بلند نمىشود و قهقهههاى دونالد رامسفلد و لبخندهاى دیک چنى جاى خود را به سکوتى سخت دادهاند. در حالى که هر روز بر آمار کشته شدگان سربازهاى آمریکایى افزوده مىشود، افرادى مانند بوش، بلر، جان هاوارد و دیگر حامیان اصلى اشغال همچنان بر ادامه سیاستهاى غلط خود در عراق اصرار دارند. باید اذعان کرد که مقامات کشورهاى آمریکا، انگلستان، ژاپن، کره جنوبى و استرالیا بازى سختى را در عراق آغاز کردهاند که هم اکنون توان پایان آن را ندارند. پایان اشغال عراق براى این کشورها به منزله پذیرش شکستى سخت است و ادامه اشغال این کشور نیز حکم شکستى سخت را دارد. واقعا منگنهاى که کاخ سفید و حامیانش را در عراق تحت فشار قرار داده است هرلحظه فشار بیشترى را بر آنها وارد مىسازد. از سوى دیگر شرایط موجود و ابهت و حیرت ناشى از شکست در عراق به اندازهاى است که اشغالگران و حامیان آنها را از هرگونه تفکر و عملکرد موثر در قبال شرایط موجود باز مىدارد.
افکار مختلف و پراکنده لحظهاى ذهن نیروهاى اشغالگر را آرام نمىگذارد.
آنها نمىدانند که در آیندهاى نه چندان دور چه سرنوشتى در انتظار آنها خواهد بود. مسلما و اگر در خوشبینانهترین حالت ممکن نیز آنها به سرعت به خانه برگردند و از شر عواقب و تبعات تماس با سلاحهاى میکروبى و مواردى از این قبیل در امان بمانند یک حقیقت بر آنها روشن است: اینکه در حال و آینده هیچکس از آنها به عنوان یک قهرمان یا انسان دلسوز یاد نمىکند.“مهرههاى سوخته کاخ سفید” و قربانیان سیاستهاى آمریکا در اوایل هزاره سوم میلادى در آینده زندگى دشوارى در پیش رو خواهند داشت. شاید نگاه کنجکاوانه نسلهاى بعدى آمریکا و سایر جهانیان آنها را به شدت آزار دهد، آزادى فراتر از رنجشى که هم اکنون در عراق مىبینند.