تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۹۵۴۵۴

کامیابی قدرت نرم ایران در منطقه

مقدمه: گروه سیاسی - حسین مهدی تبریزی: در پی شکست پروژه های آشکار و پنهان کاخ سفید محدود کردن قدرت تأثیرگذاری ایران در تحولات منطقه، رویدادهای اخیر منطقه‌ای و بین‌المللی به سمت‌وسویی جریان داشته است که در نهایت، سردمداران واشنگتن ناچار به پذیرش قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران شده‌اند. در همین راستا و به تازگی جیمز بیکر، وزیر امور خارجه اسبق آمریکا در دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل با دکتر محمدجواد ظریف، نماینده ایران در این نهاد بین المللی درباره زمینه برخی همکاریهای احتمالی میان تهران و واشنگتن در خصوص وضعیت عراق مذاکراتی را انجام داده است. خبرنگار گروه سیاسی قدس با دکتر محمود دهقان، استاد دانشگاه و کارشناس مسایل خاورمیانه پیرامون موضوع این دیدار، انگیزه های تغییر نگرش سردمداران آمریکا در مورد نقش ایران در عراق و نیز مواضع و دیدگاههای مشترک احتمالی در این مورد گفتگویی را انجام داده که هم اینک پیش روی شماست.

* محور گفتگوهای جیمز بیکر، وزیر اسبق خارجه آمریکا و رئیس گروه مطالعات عراق با نماینده ایران آقای ظریف، پیرامون چه موضوعاتی بوده و چه الزاماتی آمریکاییها را برخلاف اقدامات خصمانه خود علیه ایران به این مذاکره وادار کرده است؟
** ابتدای بحث باید متذکر شویم که این مذاکرات از جانب ایران کاملاً از موضع اقتدار انجام شده است.
آمریکا در یک سال گذشته به دلیل این که اقدامات محدود کننده خود علیه ایران را بی نتیجه دید، خواهان مذاکره پیرامون مسایل عراق شد و همان طور که می دانیم بنابر درخواست آیةالله عبدالعزیز حکیم از ایران و آمریکا برای گفتگوی مستقیم بر سر مسایل عراق، هنگامی که تهران به این درخواست پاسخ مثبت داد، آمریکاییها طرف مذاکره کننده از سوی خود را زلمای خلیل زاد، سفیر خود در بغداد قرار دادند.
شخصی که اکنون بسیاری از توطئه های داخل عراق متوجه وی است. در درجه دوم آمریکاییها اساس مذاکره را بر اتهاماتی قرار دادند که ایران در مسایل عراق دخالت می کند، بنابراین ایران باید پاسخگوی این اتهامها باشد. یعنی تلاش داشتند، جلسه مذاکره را به نشستی برای اتهام زدن و محاکمه ایران تبدیل کنند.
بدین معنا که آمریکا خود را قاضی می دانست که باید ایران را مورد قضاوت قرار دهد و ایران نیز از آن جا که موضع مذاکرات را نابرابر و غیرعادلانه می دانست، آن مذاکرات را رد کرد.
اما در روند تحولات خاورمیانه به خصوص جنگ 33 روزه واشنگتن ـ تل‌آویو علیه مردم لبنان، آمریکاییها، متوجه شدند که قدرت تأثیرگذاری ایران غیرقابل انکار است.
پس از آن با وخامت وضعیت امنیتی در عراق و افزایش قابل توجه تعداد کشته های نظامیان آمریکایی در عراق، بسیاری از نخبگان آمریکایی به خصوص دموکراتهای واقع بین مانند برژینسکی و رئیس جمهور سابق آمریکا، بارها مطرح کردند که ایران به لحاظ نفوذ معنوی که بر شیعیان عراق دارد، از قدرت تأثیرگذاری غیرقابل انکاری در صحنه عراق برخوردار است و دست کم باید درباره عراق با ایران به صورت مستقیم گفتگو کرد.
* آمریکا چه منافعی را از همکاری با ایران در مسایل عراق دنبال می کند و اصولاً چه منافع مشترکی در این باره بین تهران و واشنگتن وجود دارد؟
** به دنبال اشغال افغانستان و بعد عراق، آمریکا محور استراتژی خود را بر طرح خاورمیانه بزرگ قرار داد که سپس به خاورمیانه جدید تبدیل شد.
برای عملیاتی کردن این پروژه، آمریکا اساس فعالیت خود را بر محدودسازی قدرت ایران در منطقه متمرکز کرد.
در همین راستا بود که آمریکا به مخالفت با دولت قانونی و مردمی حماس پرداخت و محدودیتهای شدیدی را برای دولت و مردم فلسطین به وجود آورد.
از سوی دیگر، تلاش کرد که در جنگ 33 روزه علیه لبنان، حزب‌الله را خلع سلاح و در نهایت به قول خودشان، بازوی ایران در منطقه را قطع کنند.
اما به لطف خدا و استفاده صحیح ایران از قدرت نرم در صحنه منطقه ای، بین همه شیعیان در منطقه یک وحدت و یکپارچگی به وجود آمد و از سوی دیگر نیز مسلمانان و افکار عمومی منطقه، حمایت معنوی ایران از حزب‌الله و مردم لبنان را مورد تقدیر قرار دادند.
این مسایل به اضافه موقعیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژی ایران در عراق، به واسطه مرزهای طولانی مشترک و علایق مذهبی و همچنین روابط خوبی که ایرانی ها با اقلیت کرد عراق دارند؛ به علاوه مخالفتهای داخلی آمریکا در مورد استراتژی بونی در عراق منجر به این شد که آمریکاییها مانند برخی دیگر از سران کشورهای غربی اعتراف کنند که در استراتژی خود در عراق دچار اشتباههای فراوانی شده اند و در نهایت، در صدد تغییر این استراتژی برآیند.
براین اساس، آمریکا خواهان خروج آبرومندانه از عراق است و ایران هم همواره اعلام کرده که خواهان یک عراق یکپارچه، متحد و مستقل است که این مهم در درجه اول به خروج نیروهای اشغالگر از عراق بستگی دارد.
همین مسأله می تواند نقطه مشترکی برای همکاری ایران و آمریکا در عراق باشد، یعنی کمک ایران به خروج نیروهای آمریکایی از عراق و شکل گیری عراقی امن، منسجم و با ثبات.
* این تغییر نگرش آمریکا تا چه حدی از شکست جمهوری خواهان و پیروزی دموکراتها در انتخابات اخیر کنگره ناشی شده است؟
** بی تردید، نتیجه این انتخابات در تغییر این نگرش مؤثر بوده است.
جمهوری خواهان می دانند، با شکست سنگین در این انتخابات، اگر در دو سال باقیمانده که قدرت اجرایی را در دست دارند، در صدد تغییر استراتژی خود در منطقه که محور آن هم ایران است، برنیایند ناچارند که انتخابات ریاست جمهوری را هم به دموکراتها واگذار کنند.
دموکراتها نیز که قدرت مقننه را در دست گرفته اند، تلاش خواهند کرد با تصویب قوانین معتدل تر و نرمشی که در تبلیغات انتخاباتی خود به مردم قول داده اند، (از جمله خروج سربازان آمریکایی از عراق)، رأی آمریکاییها را در دو سال آینده برای خود نگه دارند که برای رسیدن به این موفقیت، آنها باید واقعیتهای منطقه را آنگونه که هست، درک کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات