مترجم: فریده شریفی
هم اکنون ما در برهه ای زندگی می کنیم که نه اضطراب های پس از حادثه 11 سپتامبر و نه شوک های اقتصادی ناشی از تغییرات قیمت نفت بر بازارهای جهانی نتوانسته چندان تاثیری بر زندگی ما داشته باشد اما مسائل مربوط به جهانی سازی در بسیاری از زوایای زندگی مردم کشورها رسوخ کرده و تاثیرات فراوانی بر اقتصاد این کشورها گذاشته است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند که از زمان فروپاشی دیوار برلین و شاید پیش تر از آن در برخی از کشورها مسائلی به وجود آمد که باعث شد مخالفت های جدی با پدیده جهانی شدن صورت بگیرد. به ویژه آنکه این کشورها روند جهانی سازی را متاثر از سیاست های «جرج بوش» رئیس جمهور آمریکا میدانند.
این کشورها، آلمان، کشورهای اروپای شرقی و آمریکای لاتین و برخی دیگر از کشورها را مثال می زنند که به طور مستقل و خارج از سیاست های اعمال شده ایالات متحده آمریکا به فعالیت های اقتصادی می پردازند و از روند جهانی سازی تبعیت نکردهاند.
از سوی دیگر، برخی دیگر از کشورهای آسیایی یا خاورمیانه نیز با داشتن منابع طبیعی غنی و نیروی انسانی کارآزموده و فراوان معتقدند بدون پیروی از سیاست جهانی سازی هم می توان رقابت گسترده ای با دیگر کشورهای صنعتی جهان داشت.
این گروه از کشورها که تعدادشان اندک هم نیست در جهان کوچکی که برای خود ساخته اند و به کارکرد اطمینان بخش آن دل بسته اند آن چنان تاثیری بر اقتصاد جهانی دارند که برخی کارشناسان معتقدند بدون وجود این نوع کشورها ادامه حیات اقتصاد جهانی امکان پذیر نیست. هرچند که به نظر برخی از تحلیلگران روند جهانی شدن اجتناب ناپذیر است بالاخص با حمایت هایی که از سوی قدرت های بزرگ از آن می شود اما با این حال دیگر کشورها را قانع نمی کند که به کشورهای حامی جهانیسازی بپیوندند.
اقتصاددانان چنین استدلال می کنند که تبعیت از روند جهانی سازی به کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه این امکان را می دهد که بتوانند از فقر فاصله بگیرند و فرصت های زیادی برای دستیابی به قیمت های مناسب بازار داشته باشند اما متقابلا پاسخ می دهند که این آرامش ها ممکن است موقتی و زودگذر باشد و به بحران ها و مشکلات بیشتری منجر شود.
این کارشناسان مثال هند را عنوان می کنند که در این کشور با هزینه ای کم می توان از خدمات رایانه ای استفاده کرد و در عین حال از کارگران هم به خاطر پیروی از برنامه جهانی سازی حمایت بیشتری می شود. با این حال می توان گفت که این نوع نگرش چندان هم محکم و با ثبات نیست و یک درمان زودگذر و موقتی است.
در هر صورت نگرش جهانی سازی در بستر تاریخی اش با فراز و نشیب های فراوانی روبه رو بوده است و موافقت ها و مخالفت های زیادی را هم به همراه داشته است اما آنچه که مشخص است این است که تا زمانی که قدرت های بزرگ نگرش های استکباری به مسائل جهانی سازی و اقتصاد جهانی دارند نمی توانند دیگر کشورها به ویژه کشورهای مستقل را با خود همراه سازند.