غلامعلی رجایی
بیانات اخیر آیتالله مصباح یزدی در رابطه با مقایسه دو دولت خاتمی و احمدینژاد، امساک چند ماهه من را در ننوشتن به دلیل گرفتاری پایاننامه دکتری به شکست کشاند. چه احساس کردم نقد فرمایشهای ایشان، خدمتی است؛ هم به ایشان و هم به رییسجمهور سابق، آقای خاتمی که حالا حالاها باید منتظر چنین نقدهایی باشد! اما این نقد و رویکرد ماهیت دولتهای هفتم و هشتم خاتمی ـ و نه اصلاحطلبان! ـ یک جنبه مثبت دیگر هم دارد و آن به نقد کشیده شدن عملکرد و دیدگاههای موافقان و مخالفان آن است. در خبر سخنان ایشان آمده است: آیتالله محمدتقی مصباحیزدی، استاد حوزه علمیه قم در تحلیلی پیرامون انتخابات ریاست جمهوری گفت: در اثر نذر و نیازها و گریههای خانوادههای شهدا و مردم متدین، خدای متعال دوباره همان خانوادههای شهدا و متدینان را پیروز کرد و قدرت دست کسانی آمد که گمنام بودند و کسی به آنها اعتنایی نمیکرد. به گزارش ایرنا به نقل از هفتهنامه پرتو سخن که توسط موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی منتشر میشود، مصباح یزدی این مطلب را در جمع گروهی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مطرح کرده است. مصباح یزدی افزود: مردم چشم باز کردند، دیدند اوضاع عوض شده است و فرد دیگری آمده که اصلا مطرح نبود.مدیر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی به اوضاع جامعه در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی اشاره کرد و گفت: دو سال پیش وضع شما متدینان چگونه بود؟ کار به جایی رسیده بود که چادریها را مسخره میکردند. همان هنرپیشههای زمان شاه دوباره سرکار آمده بودند و تجدید شخصیت میشدند. کمبودها! را هم از جاهای دیگر تامین میکردند: از ارمنستان رقاص میآورند و... مومنان خون دل میخوردند شب و نیمه شب پیش خدا اشک میریختند و مینالیدند که ما شهید دادیم برای اینها؟ مصباح یزدی با اشاره به پیروزی محمود احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری گفت: خدا دوباره دعاهای شما را مستجاب کرد و شرایط بهتری پیش آمد، اما یادتان نرود خدا اینها را به شما داد، در صورت فراموش کردن، دوباره نعمتها گرفته میشود. صاحب این قلم، داعیه دفاع مطلق از دولتهای پیشین را ندارد و برعکس، معتقد است، یکی از کاستیهای جدی کنونی جامعه ما، عدم نقد صحیح و منصفانه دولت خاتمی است و خدا کند که هرچه زودتر، باب آن گشوده و نظریات منصفانه منتقدان در رسانهها و به ویژه صدا و سیما به جامعه ارایه شود، اما درباره همین بیانات آیتالله مصباح و از منظر نقد فرمایشات ایشان، چند پرسش اساسی به نظر میرسد که امید است از سوی ایشان و پیروان فکریشان پاسخی به آنها داده شود:
1- باز هم تاکید میکنم که نقد عملکرد دولت پیشین از نظرگاه فرهنگی و نیز تحلیل فرهنگی انتخابات اخیر ریاست جمهوری، ضرورتی است که کارشناسان و علمای جامعه هرچه واقعبینانهتر و دقیقتر بر آن همت گمارند، میتواند چراغی برای روشن ساختن راه آینده باشد. البته نگارنده، خود را در جایگاهی نمیبیند که بتواند، نقش دعاها و گریههای شبانه را در نتیجه این انتخابات تبیین نماید، اما میتوان اقرار کرد که نتیجه انتخابات، یک پیام فرهنگی نیز داشت و آن انتقاد از وجود نوعی ولنگاری و هرجومرج فرهنگی و تأکید بیشتر بر موازین فرهنگی انقلاب اسلامی بود. از این رو، فارغ از آن که دولت و دولتمردان گذشته را در این ارتباط مقصر بدانیم یا ندانیم، پیشبرد جامعه به سوی سلامت فرهنگی را میتوان از پیامهای این انتخابات دانست،. اکنون، دولت جدیدی با شعارهای اصولگرایانه در موضوع فرهنگ بر سر کار آمده و به تغییراتی در سطح مدیران کشور دست زده است. اما مهم آن است که از رهگذر این تغییر و تحولات، چه ثمرهای نصیب فرهنگ این سامان میشود؟ آیا مدیران دولت جدید توانستهاند راهی اصولی و نتیجهبخش در راستای تقویت فرهنگ دینی در جامعه پیش گیرند و با در پیش گرفتن روشهای درست، بتوانند در پایان عمر خود، کارنامهای موفق در تعمیق تدین و گسترش اقبال جوانان به اسلام از خود بر جای گذارند؟
2ـ اگر دعوت هنرمندان و به تعبیر ایشان، رقاصان ارمنستان از سوی معاونت هنری وزارت ارشاد دولت خاتمی، امری زشت و ناپسند بود، آیا حضرت ایشان میدانند که وزیر کنونی ارشاد بنا به توصیه مقام مسئول خود، همان فرد را که اتفاقا فردی حزباللهی است، به دلیل توصیه یکی از بزرگان قوم در قم که آقای مصباح هم به خوبی او را میشناسد! در سمت و مسئولیت خود ابقا کرده است؟ آیا بهتر نبود آقای مصباح حتی نیمنگاهی هم به صورت مساله میکردند؟ حال آیا جای آن نبود که جناب آقای مصباح، پس از نقد آن برنامه در اهواز که دل همه اهل ایمان را به درد آورد، انتقاد خویش را متوجه دولتمردان کنونی میکردند که چرا چنان مسئول خطاکاری - به زعم ایشان - در مسئولیتش ابقا شده است؟ بگذریم از اینکه خطای مدیران حزباللهی را نباید با برکناری پاسخ داد.
3- این هفتهها و روزها، شاهد سفرهای استانی دولت محترم به استانها هستیم. وقتی میبینیم که چگونه مردم در برابر سخنان انقلابی و حماسی جناب رییسجمهور به وجد آمده و سوت و کف میزنند. یاد آن روزهای نخست ریاست جمهوری آقای خاتمی میافتم که وقتی مردم مثل این روزها احساسات خود را با سوت و کف ابراز میکردند، برخی حرمت سوت و کف زدن را به رسانههایی خاص کشاندند و برخی پا را فراتر گذاشته و این اجتماعات را با طواف مشرکین به دور کعبه که با کف و سوت همراه بود، مشابه دانستند و نتیجه گرفتند که با روی کار آمدن خاتمی، صلوات از جامعه رخت بر بست و... .جدا تاریخ چه درسهایی را در سینه به یادگار برای آیندگان نگه داشته است. راستی! این که این روزها دیگر کسی از حرمت سوت و کف زدن و پیشنهاد صلوات به جای آن دم نمیزند، نشانه آن است که آن قشر خاص جامعه به طرف عقلانیت بیشتر و تشرعی بهتر گام برداشتهاند یا نه، دعوا بر سر بودن یا نبودن خاتمی بوده است! والله اعلم بحقایق الامور.
4- به نظر میرسد، اکنون زمان کار و فعالیت مثبت و دستکم نقادی منصفانه است و عالمان دینی، از جمله جناب آقای مصباح نیز باید دغدغه خود را در این سوی میدان قرار دهند، به ویژه که اکنون گفته میشود، نظریات و ارشادات ایشان بر بسیاری از مقامات دولتی کنونی تاثیرگذار است، چه فاجعه آنجاست که عمر این دولت به پایان برسد و نه تنها دستاورد قابل توجه فرهنگی به همراه نداشته و بالعکس، آفات زیادی نیز در جامعه ایجاد کند. خدایا! به علمای ما سعهصدر و به دینداران ما انصاف و به مستضعفان ما جرات و به قدرتمندان ما آزادگی، از هرچه غیر رضای توست، ارزانی فرما و این ملت همیشه عزیز و سرافراز جنگ و تربیتشده حضرت امام(ره) را در آزمونهای خطیری که فراروی خود دارند، همواره پیروز و سربلنددار.