بخش سیاسى خارجى
“آنگلا مرکل” صدر اعظم آلمان در اظهارات اخیر خود از جرج واکر بوش رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا خواسته است تا بیش از حد براى تحریم ایران شتاب نکند زیرا این کار انسجام جامعه بینالملل را از بین مىبرد.
در لابهلاى جملات صدر اعظم آلمان و یکى از نزدیکترین همپیمانان جرج واکر بوش در اروپا مىتوان سه نکته را استنباط کرد:
اول اینکه “شتاب نکردن” و “صرف نظر کردن” دو بار معنایى و محتوایى کاملا متفاوت دارند. هم اکنون در حالى که غرب در حال رسیدن به اظهارات “برژینسکی” مبنى بر پذیرش ایران هستهاى و زندگى در کنار آن است بسیارى از دیپلماتهاى اروپایى از لزوم اعطاى تضمینهاى امنیتى و مشوقهاى تجارى به تهران سخن مىگویند. در چنین فضایى مرکل از عبارت “شتاب نکردن براى تحریم ایران” استفاده مىکند. شاید این عبارت تندترین موضعى است که یک مقام اروپایى در حال حاضر مىتواند علیه قدرت اول خاورمیانه بر زبان راند.
دوم اینکه “آنگلا مرکل” علىرغم لمس شکست برلوسکونی، اسنار و مهمتر از این دو تونى بلر در انتخابات اخیر شهردارىها هنوز سعى دارد از جملات و عباراتى استفاده کند که در قالب آنها پیوند مستقیم برلین - واشنگتن را حفظ کند. مسلما ادامه چنین رویکردى باعث سقوط زود هنگام صدر اعظم آلمان از قدرت خواهد شد. هم اکنون “گرهارد شرودر” و همپیمانان حزبى او به اندازه کافى از سیاستهاى صدر اعظم جدید آلمان ناراضى هستند و همین امر جرقههاى شکست را براى مرکل از اکنون به صدا در آورده است.
نکته آخر اینکه مرکل نیز همانند بوش، بلر و متحدان دیگر کاخ سفید درک صحیحى از اوضاع ایران ندارد. او نیز در رویکردى غلط و ایدهآل گرایانه حاضر به پذیرش تهران به عنوان یک “قدرت” نیست و سعى دارد به ایران در قالب یک کشور یا جریان معمولى بنگرد. چنین نگاه غلطى تاکنون باعث شکست سیاستهاى افراد متعددى شده است. مرکل مىتواند از کسانى مانند “کارتر”، “کلینتون”، “بوش پدر”، “جان میجر”، “مارگارت تاچر” و... عواقب و تبعات چنین نگاه ایدهآلگرایانه و غلطى را جویا شود.