تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۶  ، 
کد خبر : ۹۵۵۱۸

هرج و مرج رسانه‌ای


م. اردبیلی
هفده سال پیش در چنین ایامی وقتی وجود مبارک حضرت امام(ره) در بستر بیماری در انتظار لقای پروردگار بود، کبک‌های غرب به ویژه کاخ سفید موقتا خروس خواند؛ آنها امیدوار بودند بعد از رحلت امام جنگ داخلی بر سر تصاحب قدرت در ایران شروع شود. آنها اعتقاد داشتند با ارتحال امام(ره) خلاء جبران‌ناپذیری در مدیریت سیاسی کشور به وجود می‌آید و این خلا موجب ایجاد شکاف عظیم در راس هرم مدیریت کشور می‌شود. لیکن انتخاب مقام معظم رهبری با کوهی از تجربه مملکت‌داری و گداخته شده در کوران حوادث انقلاب و شاگرد ویژه ممتاز فقهی، انقلابی و سیاسی حضرت امام برای زعامت مسلمین جهان تمام امیدهای آنان را به یاس تبدیل کرد.
انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری کابوس وحشتناک دیگری برای غرب بود؛ چرا که سیاست غرب در ایران در ده سال گذشته استحاله از درون و فروپاشی بود. آنها اعتقاد داشتند ملت ایران با رای خود انقلابی نارنجی به نفع سیاست‌های غرب را رقم خواهند زد. لیکن نتیجه بازی کاملا معکوس بود، محصول انتخابات، گزینش یک عنصر به شدت معتقد به اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی ایران، عنصری معتقد به توسعه درون‌زا در ایران، عنصری معتقد به قابلیت‌های درونی ملت ایران بود.
آری، انتخاب دکتر احمدی‌نژاد اصولگرا، کابوسی برای آمریکا بود، اما بلافاصله بعد از انتخابات چالش غرب نیز شروع شد؛ آنها استراتژی جدید خود را برای مقابله با دولت جدید ایران تنظیم کردند. محورهای مقابله آن در دو جهت شکل گرفت:
1- تلاش بر ایجاد مانع در تحقق اهداف اقتصادی دولت جدید. آنها تصمیم گرفتند با افزایش فشارهای اقتصادی به ایران مانع پاسخگویی دولت عدالت محور به مطالبات اقتصادی مردم باشند.
2- تلاش برای تحریک اقوام مختلف به منظور ایجاد رخنه در وحدت و همگرایی ملت بزرگ ایران اسلامی. آنها تصمیم گرفتند برای دور کردن دولت جدید از مسیر خود و همچنین مشغول ساختن آن، مسائل قومی را در بعضی از استانها برجسته کرده و تبدیل به شورش‌های اعتراض‌آمیز بکنند.
و جالب آنکه همین اهداف خود را نیز در رسانه‌های عمومی اعلام کردند، در روز روشن با مزدوران خود ارتباط برقرار کردند و برای کمک به آنها بودجه قابل توجهی تخصیص دادند.
برای آگاهان سیاسی و آشنایان به مدیریت سیاسی تقریبا آشکار و قابل پیش‌بینی بود که آنها به آذربایجان عزیز ایران چشم دوخته‌ا‌ند. نوع ارتباط آنها با جمهوری آذربایجان، تحرکات صورت گرفته در سفارت آمریکا در باکو، نوع رفت و آمدها میان باکو و رژیم صهیونیستی تقویت‌کننده این پیش‌بینی بود.
اما کسی انتظار نداشت آنها بتوانند برای شروع عملیات خود از یک روزنامه دولتی استفاده کنند.
آذربایجان به قول مقام معظم رهبری سر ایران است، آذربایجان به قول رئیس‌جمهور، پرچم شجاعت ملت ایران است، انتظار هم همین بود که ملت آذربایجان خود پاسخ یاوه‌سراها و شغالان در انتظار افول ستاره نظام را بدهند و بحمدالله نیز چنین شد. اما از سیستم مدیریت دولت بر رسانه و مطبوعات کشور نیز انتظارات بجایی وجود دارد؛ درست است که در راس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک عنصر اصولگرا با سابقه کار مطبوعاتی نشسته است اما نباید با کارها تعارف داشت. چرا باید تنها مطبوعه دولت به دلیل ضعف نظارت و مدیریت بسته شود؟ چرا عرصه مطبوعات پس از چندین ماه از عمر دولت نهم این چنین عرصه تاخت و تاز و جولان قلم بدستان مزدور و بازی خورده باشد که اولین نتیجه آن تعطیلی تنها روزنامه دولتی باشد؟
الان هر روز شاهد رشد فعالیت‌های بنگاه‌های بی‌نام و نشان خبر پراکنی به نام سایت‌های اینترنتی هستیم؛ بنگاه‌هایی که هیچ نظارتی بر کار آنها، عوامل آنها، مکان استقرار آنها و نوع فعالیت آنها نمی‌شود. هر خبری که می‌خواهند می‌سازند و در طرفة‌العین منتشر می‌کنند و بلافاصله بعضی از روزنامه‌ها نیز همان اخبار و گزارش‌ها را با آب و تاب منعکس می‌کنند و به این وسیله مشکل ذکر منبع خبر را نیز حل می‌کنند.
بازار شایعات داغ داغ است. چرا باید عرصه رسانه‌ها و اطلاع‌رسانی کشور از اینگونه آسیب‌ها رنج ببرد؟ آیا هیچ مکانیزمی برای نظارت بر این کار بنگاه‌ها متصور نیست؟
دولت برای پیشبرد برنامه‌ها خود به بسترسازی فرهنگی به آرامش، نیاز دارد؛ در حالی که هرج و مرج در فضای رسانه‌ای راه را بر رواج فرهنگ نقد سالم و منصفانه نیز بسته است. بنابراین، وزارت ارشاد ما باید یک تکانی بخورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات