یوسف محسنزاده
سفر شتابزده رایس- وزیر خارجه آمریکا- به منطقه، البته برای پیدا کردن راهی برای حفظ آبروی ریخته شده اسراییل در جنگ و تجاوز دیوانهوار آن علیه مردم لبنان و فلسطین صورت گرفته است.
اکنون بعد از کشوقوسهای فراوان و اعزام زبدهترین نیروهای نظامی اسراییل به مناطق مرزی، تنها از اشغال یک منطقه محدود و کوچک در جنوب لبنان خبر دادند و این در حالی است که هر روز با اصالت موشکهای حزبالله به بندر صفا و شمار زیادی از شهرکهای صهیونیستنشین، ابهت جعلی و خودساخته اسراییل، فرو میریزد و اسراییلیها که به ارتش خود بعنوان یک ارتش شکستناپذیر مینگریستند، شاهد متلاشی شدن افسانه شکستناپذیری این ارتش شدند، امری که هیچگاه تصور آن را در گذشته نمیکردند. رایس البته طرح خاورمیانه بزرگ را در اظهارات خود فراموش نکرده است. طرحی که برپایه آن دولتهای سازشکار و همسو با دیدگاههای واشنگتن در منطقه تقویت میشوند و مرزهای رژیم اسراییل برای تحرکات و فعالیتهای منطقهای این رژیم در جهت عادیسازی روابط و اشغال جایگاه مهم اقتصادی و صنعتی در خاورمیانه امن میشوند و در کنار آن رژیمهای ناهمسو با نگرشهای استیلاجویانه و سلطهطلبانه واشنگتن تحت محاصره شدید سیاسی و نظامی قرار میگیرند. اما این طرح که با حملات نظامی به افغانستان و عراق، مراحل اولیه خود را پشت سرگذاشت با ایستادگیها و مقاومتهای مردم عراق متلاشی شد و اینک سران آمریکا به اشتباه چنین میپندارند که کشمکشهای جنوب لبنان و تجاوزات گسترده و کمسابقه هوایی و دریایی و زمینی ارتش اسراییل راه را برای پیادهسازی طرح آمریکا برای خاورمیانه هموار ساخته است. اما مقاومت و سرسختی رزمندگان حزبالله و بهم زدن آرایش از قبل طرحریزی شده اسراییل برای شکستن مقاومت اسلامی محاسبات قبلی را بشدت بهم زد و واقعیت جدیدی را در صحنه تحمیل کرد. بنابراین میتوان انتظار داشت که رایس و سران تلاویو برای رد گم کردن و ایجاد پوشش دیپلماتیک برای پنهان کردن شکست خود مدعی ادامه جنگ علیه حزبالله شوند ولی به موازات آن از سفرها و تلاشهای دیپلماتیک مقامات آمریکایی برای تحمیل شروط خود و پایان عملیات جاری بدون ایجاد خدشه بر ابهت اسراییل بهرهبرداری مینمایند. بنابراین سفر رایس را باید در چارچوب طرح واشنگتن برای نجات اسراییل از ورطهای تلقی میشود که با دست خود آنرا ایجاد کردند.