بسماللهالرحمنالرحیم
«اوضاع در عراق به شدت وخیم و فاجعه بار است » تونی بلر نخست وزیر انگلیس ضمن اعتراف به این مطلب از ایران و سوریه خواست در تلاشها برای ایجاد صلح در خاورمیانه مشارکت کنند.
این برای نخستین بار است که تونی بلر در یک اظهارنظر صریح و آشکار از وخامت اوضاع در عراق سخن بمیان می آورد. وی که در گفت وگو با شبکه تلویزیونی الجزیره سخن می گفت سعی کرد ادعاهای کهنه و تکراری واشنگتن مبنی بردخالت همسایگان در عراق را عینا تکرار کند. به فاصله چند ساعت پس از این اعتراف صریح « بلر » که توسط اکثر رسانه های جهان نیز منعکس شد « بی بی سی » رادیو دولتی انگلیس در یک اقدام شتابزده برای کاستن از اهمیت اعتراف صریح « بلر » وارد عمل شد و بنقل از بلر ادعا کرد که مشکلات عراق د لیل وجود اشکال و نارسائی در برنامه ریزیها نیست . این اظهارنظر جدید بلر در واقع برای تصحیح و اصلاح اعتراف وی تلقی می شود که بطور ناخودآگاه به فجیع بودن اوضاع عراق اعتراف کرد. مسئله اینست که بلر در این زمینه تنها نیست بلکه پس از شکست خفت بار جمهوریخواهان در انتخابات آمریکا و اعتراف بوش در مورد تاثیر قطعی اوضاع نابسامان عراق در آرا مردم آمریکا بلافاصله سران و مقامات کشورهای متحد آمریکا یکی پس از دیگری زبان به اعتراف و انتقاد گشودند و هر یک سعی کردند که از دیگران در بیان واقعیت های عینی در عراق سبقت بگیرند.
با اینهمه اظهارات بعدی بلر نشان داد که وی هنوز هم با وقاحت کامل سعی دارد بر مسائل بغرنج و رسوائی های اشغالگران در عراق سرپوش بگذارد.
اکنون که مدیریت بحران در عراق و حتی در آمریکا به دست دمکراتها و رقبای بوش افتاده بلر سعی دارد چنین وانمود کند که گویا در برنامه ها و طرحهای اشغالگران عراق اشتباهی صورت نگرفته است بلکه فقط مشکل در اجرای پراشتباه همین برنامه ها رخ داده است.
اما آیا برنامه های اجرائی اشغالگران در عراق درست بوده و مشکلات عراق فقط ناشی از نارسائی های اجرائی است و در همین یک مورد خلاصه میشود؟
با نگاهی به ابعاد عظیم ویرانیهای روزافزون در عراق که باعث تخریب تقریبا تمامی زیرساخت های اقتصادی صنعتی و شهری عراق شده و همچنین ایجاد محیط ناامن برای مردم مظلوم عراق و حاکمیت مطلق تروریست ها در این کشور که در واقع عراق را به یک « سرزمین سوخته » و به یک ویرانه مبدل ساخته است دیگر جائی برای مرزبندی میان برنامه ها و اجرای برنامه ها باقی نمی گذارد. فراموش نکنیم که مردم عراق تا این مرحله دستکم 300 هزار قربانی داده اند و حدود 800 هزار تن نیز دچار مجروحیت و معلولیت های جسمی شدهاند.
بعلاوه با در نظر گرفتن حاکمیت اشغالگران در عراق به تناسب قوانین بین المللی بایستی اشغالگران مسئولیت تمامی فجایع و جنایاتی که تحت سلطه آنان در عراق رخ می دهد بپذیرند چرا که قوانین موضوعه اشغالگران را مسئول حفظ و برقراری امنیت در کشور تحت اشغال تلقی میکند.
نکته مهم در این میان آنست که حتی رفتار و تصمیمات امروز اشغالگران هم در مسیر برقراری نظم و امنیت و با هدف پایان دادن به ناامنی ها و جنایات سازمان یافته صورت نمی گیرد. ارتباطات پنهان و آشکار آمریکا و انگلیس با بعثی ها و سایر گروههای تروریستی در عراق که حتی اخبار و گرازشات آن گهگاه اعلام می شود دقیقا در جهت شعله ور نگهداشتن آتش عملیات فرقه ای در عراق است که معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا میکند.
مقامات ارشد دولتی عراق اکثر نمایندگان مجلس این کشور و بخش عظیمی از مردم عراق در مورد منشا و مبنای عملیات تروریستی به این جمع بندی رسیده اند که سرنخ بسیاری از حوادث خونبار عراق به مراکز سازماندهی و جاسوسی اشغالگران ختم می شود. به عبارت دیگر این اشغالگران هستند که با هدف انتقام گرفتن از مردم مظلوم عراق و خسته کردن آنها و درعین حال برای توجیه ضرورت ادامه حضور نظامی در عراق سعی دارند با توسل به جنایات بیشتر در آن واحد به چند هدف دست یابند. دقیقا به همین دلیل است که عملیات تروریستی در عراق را بایستی یک « اقدام چند منظوره » از جانب اشغالگران تلقی کرد که هیچ هدفی بجز تامین اهداف مقطعی و دراز مدت آمریکا و انگلیس در عراق ندارد.
مردم و مقامات عراقی فراموش نکرده اند که وقتی 2 جاسوس انگلیسی را در لباس عربی دستگیر کردند که سرگرم انجام عملیات تروریستی بودند تانکهای ارتش انگلیس با حمله به زندان محل نگهداری این 2 جاسوس انگلیسی با وقاحت کامل تلاش کردند که مانع محاکمه و افشای ماهیت جاسوسان انگلیس در عراق شوند.
این بدان معنی است که حتی اظهارات اخیر بلر هم اشک تمساح است و اگر اشغالگران به جنایات خود خاتمه دهند عراق دوباره به آرامش و امنیت خواهد رسید.
ادعای دخالت همسایگان عراق در فجایع این کشور هم دقیقا شگرد تکراری و کهنه ای است که با هدف انحراف افکار عمومی جهان صورت می گیرد و اشغالگران با توسل به این شیوه های تبلیغاتی سعی دارند بر نقش محرز خود در فجایع عراق سرپوش بگذارند.
اگر قرار باشد مقایسه ای بین صدام بوش و بلر صورت گیرد یقینا بوش و بلر بخاطر شرارت بیشتر و رفتار وقیحانه تر امتیازات بیشتری می گیرند چرا که اگر صدام بخاطر ادامه حاکمیت نکبت بارش بر سرزمین خود در زندانها جنایت می کرد و به قتل عام مردم شهرها و روستاها می پرداخت و مانع انتشار اخبار آن می شد بوش و بلر برای ادامه حاکمیت اشغالگرانه بر سرزمین دیگران حتی در مقابل دوربین ها هم جنایت می کنند. عکس ها و فیلم هائی که از جنایات آمریکا و انگلیس در عراق تهیه شده عموما توسط عوامل جنایتکار صورت گرفته و آنها بعنوان گزارش کار خود به مقامات مافوق از عکس و فیلم استفاده کرده اند تا به مقامات ارشد نشان دهند که ماموریت آنها مطابق دستورات صادره عینا انجام شده است.
این بدان معنی است که بوش و بلر تقریبا از همان ابتدا در جریان دخالت اوضاع در عراق بوده اند و حتی اعتراف دیرهنگام آنها نیز از جنس سکوت مرگبار آنها درباره وجود اینهمه نابسامانی در عراق محسوب می شود و هرگز به منزله درک حقایق عینی و ملموس عراق تلقی نخواهد شد. آیا اعتراف بوش و بلر می تواند نقطه شروع برای اصلاح امور عراق و پایان بخش فجایع در این کشور باشد پاسخ این سئوال به دلایل فوق پیشاپیش منفی است و منطقا امید نمی رود که اشغالگران از جنایات سازمان یافته ای که در عراق مرتکب شده اند پشیمان شده باشند.