* شما جبهه بودید. همرزمان شما دینباور بودند؟
** عموماً دین باور بودند. در بین بسیجیها، غیر دین باور ندیدم. تنها برادرم هم شهید شد. مبنای حرکت ما اعتقادات ایدئولوژیک بود.
* گمان میکنید جوانان امروز از زاویهء ایدئولوژیک به جهان نگاه میکنند؟
** من معتقدم نگاه ایدئولوژیک، مثل یک طیف است. من معتقدم جوانان امروزی ما به مسایل ایدولوژیک نگاه میکنند؛ اما سطح امروز با سطح آن روز تفاوت دارد.
* چه تفاوتی مثلاً؟
** ما عموم مسایل خودمان را از زاویهء ایدئولوژی نگاه میکردیم. رفتارهای فردی، اجتماعی، اقتصادی و... امروز تفاوت عمده به وجود آمده است.
* نگفتید که تفاوت سطوح در چیست. بگذریم. به زعم شما جمهوری اسلامی یک سیستم پیشاسرمایهداری است؟
** نه.
* چرا؟
** چون در نظام سرمایهداری یا رو به سرمایهداری، اولین مبنا، آزادی سرمایه است. در جامعهء ما محدودیتهایی برای آزادی سرمایه وجود دارد. در سرمایهداری، بحث رابطهء کارگر و کارفرما با وضعیتی که در کشور ما وجود دارد، متفاوت است. در سرمایهداری نگاه برخورداری از امکانات عمومی وجود ندارد. ما در آرمان و عمل با سرمایهداری متفاوت هستیم.
* جمهوری اسلامی اساساً چپ و راست دارد؟
** من اینجا فرمایش رهبر بزرگوار انقلاب را بیان میکنم. آنچه که در جامعهء ما به عنوان چپ و راست مصطلح شده، واقعی نیست.
* چرا برخی، بخشی از حاکمیت را که مثلاً در دوران جنگ و دولت آقای موسوی، اقدامات خاصی برای مقابله با بحران حاکمیت انجام دادند، چپ اطلاق میکنند؟
** چپ باید به معنای کامل چپ باشد. هم الگوهای اقتصادی، هم الگوهای سیاسی و فرهنگی آن. نمیشود در سیاست بین الملل راست بود; اما در سیاست داخلی چپ بود. نمیشود به اقتصاد باز معتقد بود بعد حرکت دیگری انجام داد. طبیعی آنچه که در جامعۀ جهانی مصطلح است افراد چپ کسانی هستند که به عدالتخواهی بیشتر معتقدند و در برابر نظام بازار آزاد میایستند. به نظر من تحلیل رهبری در این زمینه بسیار جامع است.
* به خاطر دارم، چندی پیش، وقتی جایزهای در مراسم «چهرههای ماندگار» به منوچهر آتشی اهدا شد، شما یکی از فعالترین چهرههایی بودید که نسبت به این امر شدیدائ معترض شدید و امضا جمع کردید. حالا چرا آنقدر ناراحت شدید؟
** منوچهر آتشی را از سالهای دور میشناختم. اگر بناست جمهوری اسلامی تجلیلی از هنرمندان کند، باید نگاه ملی و فرهنگی داشته باشد.
* خب؟
** در جریان تمجید از آقای آتشی با توجه به پیشینۀ ایشان به نظر میرسد که این تمجید از سوی جمهوری اسلامی توجیهی ندارد.
* آثار آتشی ملی نبود؟
** چرا؛ اما آیا کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران با نگرش فرهنگیای که دارد و من هم در آن فرهنگ بزرگ شدم، اجازه دارد از کسانی تجلیل کند که در مجموعه آثار آنها تعارضات اساسی با آرمانی که من میبینم وجود دارد!
* این «آرمانی که میبینید» چه هست؟
** آرمانی که منتج از نگاه امام است.
* روشنفکرانی مانند آتشی در مبارزه با رژیم سابق و پیروزی انقلاب نقشی داشتند؟
** بله،من معتقدم داشتند. اما آیا این توجیه جدی برای پاسداشت و نکوداشت آنهاست!
* نیست؟!
** بخشی از نگاه ایدئولوژیک ما باید با آنچه در تاریخ رخ داده، منطبق شود. در تاریخ اسلام افرادی را مشاهده میکنیم که در زمان پیامبر مورد قبول بودند؛ اما بعداً مورد نقد قرار گرفتند.
* احمدینژاد پیروز شد تعجب نکردید؟
** من این دوره را دورهء اصولگرایان میدانستم.
* در مورد پیروزی احمدینژاد؟
** در این مورد گمانه زنیها متفاوت بود.
* گفتید اصول گرا، بقیه چطور؟ یعنی سایرین اصول ندارند؟
** نه، آنچه که به عنوان اصول و مبانی گفته میشود، در یک نگاه وسیع همه را در بر میگیرد. اما میزان نزدیکی به آن اصول و مبانی که امام مشخص کردند و رهبری امروز آنها را راهبری میکنند، مد نظر است.
* از شکستهاشمی رفسنجانی چطور; تعجب کردید؟
** زمانی که بحث ورود آقایهاشمی به انتخابات مطرح شد، با توجه به هوش سیاسی بالای ایشان، معتقد بودم که وارد صحنه نمیشوند. ایشان در انتخابات مجلس ششم یک بار مورد داوری مردم قرار گرفته بودند! کاری ندارم درست بود یا خطا; بسیاری از افرادی که با ایشان کار کردند مورد نقد جدی مردم قرار دارند.
* جوان امروزی که از دموکراسی و حقوق بشر و... سخن میگوید، چقدر میتواند نقش آفرین تحولات آتی باشد؟
** طبیعی است که هر نسلی اختیار این تجدید نظر را دارد و به نظر من تجدید نظر هم حد و اندازهء خود را دارد. نمیتوان در همهء اصول و مبناها تجدیدنظر کرد.
* همانطور که بنیانگذار جمهوری اسلامی هم گفتند، هر نسلی میتواند تصمیم پدرانش را عوض کند؛ اما...
** اما همانطور که گفتم نمیتوان در همهء اصول و مبانی تجدیدنظر کرد.
* تعریف شما از سیاست چیست؟
** امام(ره) فرمودند، بخش پدرسوختگی سیاست را به کسانی که علاقهمند به این حوزه هستند واگذار میکنیم ، اما دین برای آبادانی دنیا و آخرت آمده است.