علی کرمی
زمانى که مى خواهیم اوضاع کنونى عراق را بعد از سه سال از ورود امریکا بررسى کنیم، نیازمند درک عمیق از عوامل داخلى و خارجى تاثیرگذار بر روند تحولات این کشور هستیم، یعنى هم بافت قومى، مذهبى و قبیله اى عراق و هم حضور نیروهاى اشغالگر و چالش برانگیز که در ابعاد مختلف تاثیر بسزایى از آنچه در عراق مى گذرد، دارد. چالش و فرصت هاى اولین دولت دموکراتیک عراق را مى توان در سه فصل سیاسى، اقتصادى و امنیتى مورد ارزیابى قرار داد و موفقیت و عدم موفقیت کشور عراق در مسیر پیشرفت، چه در عرصه داخلى و چه در عرصه بین المللى به تعامل نیروهاى داخلى و گروه هاى سیاسى مختلف این کشور و تعاملات آن با نظام بینالمللى بستگى دارد.
به نظر آگاهان سیاسى، سه سال از اشغال عراق مى گذرد که هنوز ابعاد اقتصادى و امنیتى در شرایط نامناسبى قرار دارد. اگر چه در بعد اقتصادى پیشرفت هاى زیر ساختى صورت پذیرفته است؛ ولى در بعد امنیتى نشانه هایى از پیشرفت در مسیر استقرار ثبات در شهرها و مرزهاى این کشور دیده نمى شود یا حداقل کمرنگ است. به نظر مى رسد همین متغیر امنیتى بهترین و مهمترین گزینه براى استمرار حضور نیروهاى اشغالگر در عراق کافى است، البته خشونت چاشنى این متغیر است. امریکایى ها به انحاى مختلف به دنبال تقویت ریشه هاى خشونت در عراق هستند تا از این طریق نیروهاى عراق را در از بین بردن خشونت و برقرارى ثبات و نظم بى کفایت قلمداد کنند تا این که خود را مسوول این امر مهم تلقى کنند و اعلام مى دارند تا بر پایى امنیت مطلق در این کشور مى مانیم. به طور کلى غربى ها معتقدند تا زمانى که ارتش عراق بازسازى نشده و نتواند کنترل اوضاع را در دست بگیرد، نیروهاى چند ملیتى در عراق باقى خواهند ماند. البته همین حضور نیروهاى خارجى یکى از عوامل درگیرى خشونت آمیز و تروریستى در عراق است و این کشور به محلى بسیار مناسب براى هرکسى که از امریکا نفرت دارد، تبدیل شده است از جمله گروه هاى تروریستى القاعده به سرکردگى بن لادن.
دولت جدید عراق، چالش و فرصتها:
کارشناسان خاورمیانه معتقدند جنگى که در عراق وجود دارد به نوعى جنگ بین القاعده و امریکا است. مقامات ارشد بن لادن جنگ عراق را جنگ جهانى سوم مى دانند و معتقدند همان جا به پایان خواهد رسید. جنگ کاخ سفید با القاعده و گروه هاى تروریستى از مهم ترین لایه هاى منازعات و خشونت عراق است که تاکنون هزینه هاى فراوانى را در پى داشته است. انفجارهاى متعدد در عراق در نتیجه کشته شدن مردم غیرنظامى و گروگان گیرى و بیم و هراس همه به دلیل ناامنى در این کشور است. جورج بوش بارها گفته است که ما جنگ با تروریسم را به خانه آن ها بازگردانده ایم و امروز به جاى این که آن ها به پایتخت هاى ما در غرب حمله کنند ما به خانه آن ها هجوم آورده ایم. به عبارت دیگر، اساساً امریکا بعد از حوادث یازدهم سپتامبر به دنبال این بود که جنگ را به قلب خاورمیانه بکشد تا کسى براى جنگ با امریکا راهى این کشور نشود و اعلام مى دارند هرکس با ما همکارى دارد ما در عراق هستیم. مردم و سربازان عراقى هم گوشت دم توپى براى حفظ جان سربازان ما هستند. اگر هم چند سرباز سیاه پوست یا مهاجر امریکا کشته شوند، ملالى نیست. پس مى توان گفت امنیت مهم ترین بیم و چالش دولت جدید عراق است و نورى مالکى باید هرچه سریع تر با کمک کابینه نظم و امنیت را از طریق دو وزارتخانه کشور و دفاع به وجود آورد. چرا که این دو وزارتخانه از متولیان اصلى امنیت و یکپارچگى در همه کشورها هستند.
به هر حال، عدم یا به تأخیر افتادن امنیت و آرامش در عراق، منجر به این خواهد شد که امریکایى ها دولت نورى مالکى را در تحقق ثبات در این کشور ناتوان معرفى کنند و کاخ سفید با ترفند مانع تراشى و سپس اعلام ناتوانى به دنبال تضعیف کلیه ابعاد دولت جدید عراق به خصوص بعد امنیتى باشد. چون مى خواهد چهره ائتلاف یکپارچه که نقطه قوت عراق است را در اذهان مردم تخریب کنند و آن ها را متهم به فرقه گرایى و تحریک درگیرى هاى طایفه اى کنند. در افق رویکرد کلان هم، کاخ سفید به دنبال به وجود آوردن رژیم هاى محدود و وابسته است.
بدین ترتیب، عراق کشورى با تنوع فرهنگى، قومى، سیاسى، مذهبى و غناى تاریخى است و همین تنوع موزائیکى در عراق باعث شده است امریکا براى توجیه ماندن در این کشور سیاست تفرقه و خشونت را در بین گروه هاى عراقى دنبال کند. البته نزاع فرقه اى از طریق تحریک گروه هاى تروریستى هم صورت مى پذیرد و عراق میدان تازه اى براى گروه هاى تروریستى است. آگاهان سیاسى معتقدند، کشور عراق مدت ها مرکز حکومت اهل سنت بوده است که حال به صورت دموکراتیک و رأى گیرى به دست شیعیان افتاده است و شیعیان به بازیگران جدید عراق تبدیل شده اند. به همین دلیل گروه هاى سنى به خاطر از دست دادن امتیازات در دولت جدید عراق و نداشتن جایگاهى مثل قبل، وادار به عملیات تروریستى شده اند. از نقطه نظر نگرو پونته هم به طور کلى کشورهاى عرب در پشت نارضایتى هاى اهل سنت یا عرب هاى سنى خارج از قدرت قرارگرفته و آن ها را تحریک مى کنند، چرا که معتقدند باید جامعه عراق سنى عربى باقى بماند و کشورهاى عربى چندان رضایت ندارند گروه ها و شخصیت هایى به غیر از عرب سنى در صحبت هاى گوناگون دولت آینده عراق جایى داشته باشند.
علاوه بر دیدگاه کشورهاى عربى نسبت به دولت جدید عراق، امریکا هم به دنبال شخصیت هاى مورد نظر خود در دولت آینده عراق است. آگاهان سیاسى معتقدند عدم اجماع و تأخیر در معرفى وزراى باقى مانده براى احراز سه وزارتخانه مهم و کلیدى که از اهمیت بسزایى در دولت آینده عراق برخوردار است، نتیجه سنگ اندازى نیروهاى اشغالگر از جمله کاخ سفید بوده است. واشنگتن در پى آن است با نفوذ در وزارتخانه هاى دفاع و کشور در حکومت عراق همچنان نقش داشته باشد تا از این طریق منافع خود را تأمین کند و هم در فعل و انفعالات مهم سیاسى آینده عراق سهم داشته باشند.
به نظر مىرسد منافع اشغالگران از به نتیجه رسیدن تعیین تکمیل کابینه دولت آینده عراق و پست هاى وزارت کشور و دفاع که ارتباط مستقیمى با امنیت داخلى و حفظ استقلال و یکپارچگى این کشور دارد، تا حدودى تعدیل شود. به همین دلیل آن ها تلاش مى کنند دولت نورى مالکى را به بهانه هاى مختلف مورد انتقاد قرار داده و مقام هاى عراقى را در اجراى پروسه امنیتى ناتوان معرفى کنند. روندى که در نهایت منجر به مشروعیت بخشى حضور مستقیم نیروهاى خارجى در عراق مى شود. البته کاخ سفید از این وضعیت که نورى مالکى با کمک پارلمان و گروه هاى سیاسى و مذهبى تاثیرگذار عراقى در ایجاد امنیت و صلح در این کشور موفق نباشند، خشنود است. زیرا کاخ سفید از این وضعیت هم در جهت منافع خود در عراق بهره مى برد و هم به نظر مى رسد در پى آن است تاخیر به وجود آمده در روند تامین امنیت کامل را به عنوان دغدغه اولین دولت دایمى عراق معرفى کند موضوعى که در بلندمدت در جهت سیاست و استراتژى امریکایى پروژه دموکراسىسازى در خاورمیانه است.
بدین ترتیب مى توان گفت در مقابل چالش هاى موجود بهترین فرصت و نقطه امید مردم و کشور عراق در بعد سیاسى تشکیل اولین دولت دایمى در این کشور است. حضور مردم عراق در پاى صندوق راى و پیروزى ائتلاف شیعیان این نوید را مى دهد که عراقى ها با اتخاذ سیاست اتحاد و انسجام درونى بین گروهى مى توانند گام هاى مثبتى در جهت اعتلاى خود و کشورشان بردارند که به دلایل گوناگون در گذشته موفق به این کار نشدند. از جمله این دلایل مى توان به مستعمره بودن عراق، حکومترانى دیکتاتورى حاکمان مستبد به خصوص صدام حسین و دخالت کشورهاى بیگانه اشاره کرد.
هر آنچه که مردم عراق با اتحاد و همبستگى دنبال کنند شدنى است و زمینه را براى خروج هر چه زودتر نیروهاى اشغالگر فراهم خواهد کرد و از همه مهمتر شکاف داخلى بین گروه هاى مختلف را پر خواهد کرد و بهانه را از گروه هاى تروریستى به عنوان چالش داخلى عراق و ایالات متحده به عنوان چالش خارجى خواهد گرفت.
در غیر این صورت شکاف بین مردم عراق به ویژه فرقه هاى مذهبى سنى و شیعه هم دشمنان داخلى و هم دشمنان خارجى را در تحریک خشونت و جنگ داخلى و فرقه اى کمک خواهد کرد و عراق را در آستانه جنگ داخلى قرار خواهد داد. نورى مالکى، نخست وزیر دولت عراق باید با کمک گروه ها و احزاب سیاسى به ویژه مراجع عظام عراق از جمله حضرت آیت الله سیستانى فرصت هرگونه بهانه را از دشمنان سلب کند و آن ها را در سیاست هایشان ناکام کند و هر روز بر حفظ انسجام و یکپارچگى بیافزاید.
حمایت بى چون و چراى مردم از دولت جدید عراق بهترین حامى براى مالکى است تا هر چه سریع تر سیاست هاى دولت را تدوین و اجرا کند و در ادامه با کمک نهادهاى بین المللى از جمله سازمان ملل متحد خواستار خروج نیروهاى چند ملیتى از عراق شود. تاخیر در آرامش بین نیروهاى عراقى ممکن است این کشور را به مرز جنگ هاى داخلى بکشاند و این روند تماماً به نفع گروه هاى تروریستى، امریکا و هم پیمان او در منطقه، اسراییل است.
سخن آخر:
نورى المالکى با همراهى کابینه جدید، پارلمان، گروه ها و احزاب سیاسى و تاثیرگذار در روند تحولات داخلى و از همه مهم تر مراجع عظام تقلید از جمله حضرت آیت الله سیستانى به عنوان شخصیت مذهبى تاثیرگذار در فعل و انفعالات درونى عراق، باید سیاست وحدت و یکپارچگى و هم با کمک دو وزارتخانه کشور و دفاع، امنیت را در بعد داخلى و بین المللى دنبال کند. تا دولت دایمى عراق با یک شروع موفق و هماهنگ با سیاست هاى کلان کشور به اصل حکومت دارى در جهت رفع مشکلات امنیتى، اقتصادى مردم گام بردارد.
در ادامه مهم ترین کار ویژه دولت نورى مالکى به وجود آوردن امنیت کامل و برقرارى صلح و آرامش است تا مردم عراق بعد از سه سال جنگ، ترور و خشونت به دست نیروهاى اشغالگر و گروه هاى تروریستى در آرامش و ثبات به زندگى روزمره خود بپردازند.
نکته پایانى این که مى توان گفت: دیگر کشورهاى منطقه مى توانند همکارى خوبى با دولت جدید عراق داشته باشند و تجربه هاى خود را در اختیار آن ها قرار دهند، در این روند جمهورى اسلامى ایران به خاطر علقه هاى مشترک تاریخى، مذهبى و دینى که با مردم عراق به خصوص شیعیان دارد مى تواند سهم بسزایى در فرایند حرکت اولین دولت دایمى در عراق داشته باشد و تجارب حکومترانى خود را در اختیار آن ها قرار دهد و در نهایت حمایت مادى و معنوى خود را از دولت نورى مالکى اعلام نماید چرا که کشور عراق مى تواند از نظر ژئوپلتیک بهترین منافع را براى ایران داشته باشد و در نهایت در زیر ساخت هاى اقتصادى عراق و بازسازى آن نقش مهمى ایفا کند.