تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۹۵۵۸۱

چرا سخنان غلوآمیز؟ چرا سکوت؟


ابراهیم امیری
یکی از صفات مذموم و مورد نکوهش در منابع دینی، مدح و ثنا و تعریف و تمجید از افراد و اشخاص است به خصوص که این عمل در حضور آنان صورت گیرد و اگر این عمل همراه با چاپلوسی و سخنان غلوآمیز همراه باشد، بر قبح و زشتی آن افزوده می‌گردد.
در روایاتی که از معصومین(ع) وارد شده است از مدح و ثنای افراد به خصوص در حضور آنان به شدت نهی شده است.
در تاریخ آمده است که «جا رجل فاثنی علی عثمان فی وجهه، فاخذالمقدادبن الاسود ترابا فحثافی وجهه و قال: قال رسول الله (ص) «اذالقیتم المداحین فاحثوافی وجوههم التراب1؛ مردی در حضور عثمان از او مدح و ثنا گفت: مقدادبن اسود، خاکی برداشت و بر چهره او پاشید و سپس گفت که پیامبر خدا فرمود : هرگاه مدح کنندگان را دیدید به چهره آنان خاک بپاشید.»
پیامبر(ص) نه فقط از مدح گویی دیگران جلوگیری می کرد بلکه مانع مدح خویش نیز می شد. چنانکه از اسودبن سریع نقل شده است که «قلت: یا رسول الله انی قلت شعرا، اثنیت فیه علی الله و مدحتک «فقال رسول الله(ص): اماما اثنیت فیه علی الله فهاته، و اماما مدحتنی فیه فدعه2؛ گفتم: یا رسول الله من شعر گفتم که در آن خدا را ثنا گفتم و شما را هم مدح کردم، پیامبر(ص) فرمود: اما آنچه درباره ثنای خداوند گفتی، بیاور، ولی آنچه که در آن مدح مرا کرده‌ای، رهایش کن.»
در این موضوع، احادیث متعددی وجود دارد که دو مورد بالا برای بیان مطلب کافی است و نیازی به طرح همه مواردی نمی‌باشد.
با توجه به روایات موجود، عالمان دینی و بزرگان تربیت یافته در مکتب اسلام به شدت با مدح کنندگان و ثناگویان برخورد و مقابله می کردند و از این روش جلوگیری می نمودند هر چند گویندگان چنین سخنانی از انسانهای وارسته و متقی بوده و قصد خیر و بیان حقیقت را داشتند نه چاپلوسی.
نمونه بارز و روشن این موضوع ، رهبر فقید انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی، آن مرد الهی و وارسته و متخلق به اخلاق انبیا و ائمه اطهار است که در برابر چنین مواردی به شدت برخورد و اعتراض می‌کرد.
در اولین دوره تشکیل مجلس شورای اسلامی که نمایندگان مجلس به حضور امام خمینی رسیدند، قبل از بیانات و رهنمودهای آن بزرگوار به نمایندگان، آقای فخرالدین حجازی، به عنوان نماینده اول مردم تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی، سخنرانی خود را با جمله «بابی انت چوامی» آغاز کرد و در ادامه نیز به تجلیل از مقام والای امام پرداخت که سریعا با گلایه شدید معظم له روبه رو شد.
امام خمینی در ابتدای بیانات خود در پاسخ به آقای حجازی فرمود: «من خوف این را دارم که مطالبی که آقای حجازی فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که با این فرمایشات ایشان و امثال ایشان، برای من یک غرور و انحطاطی پیش بیاید. من به خدای تبارک و تعالی پناه می برم از غرور. من اگر خودم را برای خودم نسبت به سایر انسانها یک مرتبتی قایل باشم، این انحطاط فکری است و انحطاط روحی. من در عین حال که از آقای حجازی تقدیر می کنم که ناطق برومندی است و متعهد، لکن گله می کنم که در حضور من مسائلی که ممکن است من باورم بیاید، فرمودند.»3
همچنین یکبار حضرت آیت الله مشکینی در محضر امام خمینی به تعریف و تمجید و تجلیل از شخصیت ایشان پرداخت که این امر موجب ناخشوندی آن بزرگوار گردید به گونه ای که در ابتدای بیانات خویش فرمود: «من قبلا از آقای مشکینی گله کنم، ما آن قدری که گرفتار به نفس خود هستیم کافی است. دیگر مسایلی نفرمایید که انباشته بشود در نفوس ما و ما را به عقب برگرداند. شما دعا کنید که آدم بشویم، دعا کنید که حتی به همین ظواهر اسلام عمل بکنیم. ما که دستمان به آن بواطن نمی رسد، لااقل به این ظواهر عمل بکنیم.»4
مورد دیگر هنگامی است که یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نطق خود، مقاماتی همچون «ولایت کبرا» را برای امام خمینی مطرح کرده بود که این امر انتقاد و اعتراض معظم له را به دنبال داشت تا جایی که ایشان با انتشار پیامی خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی فرمود: «با تشکر وافر از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، چون گفتار آقایان پخش می شود و ممکن است سوتفاهمی بین مردم حاصل شود، لازم است عرض کنم آیات و روایاتی وارد شده است که مخصوص به معصومین ـ علیهم السلام ـ است، و فقها و علمای بزرگ اسلام هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب. هر چند فقهای جامع الشرائط از طرف معصومین نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امور در غیبت کبرا موکول به آنان است، لکن این امر غیر ولایت کبرا است که مخصوص به معصوم است. تقاضای اینجانب آن است که در صحبتهایی که می شود و پخش می گردد ابهامی نباشد، و مرزها از هم جدا باشد.»5
موارد فوق به قدری آشکار و روشن است که اولا، نباید کسی به خود اجازه دهد به مدح و ثناگویی و تعریف و تمجید از دیگران به خصوص اگر غلوآمیز و غیر واقعی و انحرافی باشد، بپردازد و ثانیا اگر افرادی به خود اجازه چنین کاری را دادند، باید مدح شوندگان به شدت با مدح گویان برخورد و مقابله نموده و از تکرار چنین اموری در آینده، جلوگیری نمایند.
با این وجود چه شده است که امروزه گروهی به آسانی به خود اجازه می دهند انواع تعریف و تمجیدهای غلوآمیز از دیگران نمایند و دیگران هم در برابر این گفتارهای ناصواب مهر سکوت بر لبان خود زنند و هیچ گونه واکنش و عکس العمل و برخوردی بروز ندهند آیا به این سخنان درباره خود اعتقاد دارند و یا اینکه مصحلت اقتضای سکوت میکند!
یک روز، نمایندگان مجلس را تائید شده از سوی امام زمان در شب قدر به شمار می آورند، بار دیگر، انتخاب رئیس‌جمهور را براساس خواب و خیال با رضایت امام زمان قلمداد می کنند و یکبار هم نامه رئیس جمهور به جرج بوش را الهام الهی می‌خوانند!
برخی را چه شده است که به این وادی انحرافی و خطرناک افتاده‌اند؟
این مسایل به اینجا هم پایان نمی پذیرد تا اینکه آقای رحیمی، رئیس دیوان محاسبات در حضور رئیس‌جمهور سخنان غلوآمیز و ناشایستی را بر زبان جاری می سازد که متاسفانه با هیچگونه برخورد و اعتراضی از سوی رئیس جمهور مواجه نمی شود، سخنانی که حتی روزنامه های طرفدار ایشان هم آنرا انعکاس ندادند.
رئیس دیوان محاسبات در سخنان خود می‌گوید: «در سوریه در شهر تاریخی بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنیده باشید، یکی از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پیامبر، پیامبری بیاید، آن احمدی نژاد بود و این ابراز احساسات برای ما افتخار بزرگی است»6
اخیرا هم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در یک برنامه تلویزیونی از گل زدن یکی از بازیکنان تیم ملی ایران به آمریکا در مسابقات جام جهانی 1998 میلادی، به یاد این کلام الهی می افتد که «ضربة علی یوم الخندق، افضل من عبادة ثقلین» آیا بیان اینگونه سخنان غلوآمیز و تعریف و تمجیدهای ناروا و اغراق آمیز مطابق دستورات دینی و روش و سیره معصومین(ع) و بزرگان دین است و آیا سکوت در برابر این گونه رفتارها و روش ها اسلامی، امری پسندیده است؟!
به نظر می‌رسد در اینجا مطرح نمودن دو سئوال ضرورت دارد.
1ـ آیا عالمان دینی و مراجع بزرگوار و شخصیتهای نظام در این زمینه وظیفه و مسئولیتی را برعهده ندارند و نباید در برابر اینگونه رفتارها و سخنان انحرافی عکس‌العملی نشان دهند؟
2ـ آیا صدا و سیمای جمهوری اسلامی که یک رسانه ملی و عمومی است، وظیفه ای در برابر این جریانات احساس نمی کند و نباید به مقابله با چنین روشهایی بپردازد، اسف بارتر آنکه در مواردی به تطهیر و پاک کردن اینگونه رفتارها اقدام می کند که این زیبنده این رسانه نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات