تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۴  ، 
کد خبر : ۹۵۵۸۹

خط انحرافی


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
زمزمه های لزوم مبارزه با آمریکا ، قطعا یک خط انحرافی است . از استدلال های کسانی که این روزها این خط انحرافی را پی می گیرند ، کاملا مشخص است که تحلیل درستی از شرایط کنونی ایران و جهان ندارند و بدون توجه به واقعیت ها نسخه مذاکره با آمریکا را می‌پیچند.
مبنای تحلیل این افراد اینست که «اساسا هنر دیپلماسی اینست که به شکلی در کنار خانواده بین المللی به زندگی ادامه دهیم».
این مبنا ، دارای یک اشکال اساسی است که آنرا با مبنای سیاست خارجی نظام اسلامی متفاوت میسازد. اشکال اینست که میگویند «به شکلی در کنار خانواده بین المللی به زندگی ادامه دهیم». تعبیر «به شکلی» با بسیاری از فروض سازگاری دارد، درحالیکه سیاست خارجی نظام اسلامی بر پیش فرض های روشن و مشخصی مبتنی است و این چنین رها نیست.
اصل 152 قانون اساسی جمهوری اسلامی ، خطوط کلی سیاست خارجی را به روشنی مشخص کرده است:
«سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس نفی هرگونه سلطه جوئی و سلطه‌پذیری، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور ، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است».
علاوه بر این، بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت ملت های دیگر نیز مورد قبول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیست و اصل 154 قانون اساسی صریحا مقرر میدارد:
«جمهوری اسلامی ایران، سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد. بنابر این در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند».
با توجه به این محورهای روشن، هرگز نمیتوان گفت «به شکلی» در کنار خانواده بین المللی زندگی کردن، هنر دیپلماسی نظام اسلامی است. شاید چنین روشی، هنر دیپلماسی سایر نظام های حکومتی باشد، اما در نظام حکومتی اسلامی، هنر اینست که سیاست خارجی بر اصول و قواعدی مبتنی باشد که در دو اصل یاد شده آمده است.
در بخش اجرائی، کسانی که نسخه مذاکره با آمریکا را می‌پیچند، برای آمریکا در مسائل منطقه جایگاهی قائل هستند و توصیه می کنند ما با توجه به آن جایگاه، با آمریکا وارد مذاکره شویم و به تفاهم برسیم:
«مثلا ما میخواهیم در عراق یک حکومت ملی بر سر کار بیاید. خوب تا یک حدی از این مساله را آمریکائی ها هم میخواهند و از یک حد بیشتر آنها نمی خواهند. و یا در منطقه خلیج فارس به نفع ما نیست که آشوب و درگیری باشد. خوب شاید آمریکائی ها هم تا حدی با این مساله موافق باشند ، چرا که در آنجا منافع و حضور دارند. نمیخواهم بگویم که منافع آنها در منطقه مشروع است ، بلکه بطور طبیعی اینگونه نیست که در همه زمینه ها ما با آنها سرشاخ باشیم».
تکیه بر آن مبنای مطلق گرا ، بطور طبیعی این عارضه را هم دارد که آمریکای اشغالگر متجاوز جنایتکار ، حق داشه باشد درباره دولتی که باید در عراق تشکیل شود نظر بدهد و در تصمیم گیری برای صلح یا آشوب در منطقه خلیج فارس سهیم باشد. جالب است که از یکطرف گفته می شود آمریکا در منطقه منافع مشروع ندارد ولی از طرف دیگر نظر دادن و تعیین تکلیف برای حکومت عراق و سرنوشت منطقه خلیج فارس ، حق آمریکا هم هست !
این نقطه نظر را اگر در مقابل آنچه فقه اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگویند قرار دهید ، تفاوت اساسی میان آنها آشکار خواهد شد. دولتهای آمریکا و انگلیس ، به دلیل اشغال عراق و افغانستان ، کفار حربی هستند و تکلیف کفار حربی در فقه اسلامی روشن است. اصول 152 و 154 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تکلیف ما را در برابر ملت های تحت ستم و تحت اشغال بیگانگان روشن کرده است . از نظر عرف بین الملل و مقررات و قوانین شناخته شده جهان و حقوق بین المللی نیز حضور نظامی کشوری که آنطرف کره زمین قرار دارد ، در منطقه ما بهیچوجه پذیرفته شده نیست. تکلیف چنین دولتی که از هر نظر و براساس هر منطقی ، متخلف می باشد، روشن است. اشغالگران فقط زبان زور را میفهمند، سهم دادن به آنها علاوه بر آنکه به رسمیت شناختن اشغالگری است، پایه های اشغال را محکم‌تر می‌کند.
در بخش مربوط به ایران ، علاوه بر اینکه آمریکا به دلیل 25 سال ملاحظه مستقیم در امور داخلی در زمان محمدرضا شاه معدوم از 28 مرداد 1332 تا 22 بهمن 1357 ، ارتکاب جنایات زیاد ، غارت ثروت ، ضربه زدن به فرهنگ جامعه ، حمایت از دیکتاتوری و استبداد داخلی و سرکوب آزادیخواهان ، باید گذشته را جبران کند تا شایستگی طرف مذاکره بودن با ایران را پیدا کند ، امروز نیز باید به پیش شرط ما تن در دهد. آمریکا قبل از آنکه شرط های همیشه تکرار شده گذشته ، یعنی عذرخواهی کتبی بخاطر دخالت های قبل از انقلاب ، استرداد اموال بلوکه شده و سپردن تعهد کتبی به عدم دخالت در امور داخلی ایران در آینده ، را عملی سازد اصولا نمیتواند طرف مذاکره با ایران باشد. درحال حاضر ، علاوه بر این سه شرط ، یک پیش شرط نیز وجود دارد که التزام به آن مقدمه غیرقابل اغماض برای مذاکره است. آمریکا میداند که ایران اکنون یک کشور اتمی است . به همین دلیل باید بپذیرد که اتمی ماندن ایران و اعمال همه جانبه حقوق فناوری هسته ای بویژه غنی سازی ، اعم از تحقیقاتی و صنعتی، بهیچوجه قابل مذاکره نیست. هر نوع مذاکره ای با آمریکا (بعد از تحقق شرط های گذشته ) صورت بگیرد، اصولا باید فارغ از مبحث انرژی هسته‌ای باشد.
کسانی که این روزها درباره مذاکره با آمریکا تحلیل میدهند، برخلاف این واقعیت انکارناپذیر، انرژی هسته ای را نیز قابل مذاکره میدانند. این، دخالت دادن آمریکا در تصمیم گیری برای حقی است که قوانین و مقررات بین المللی برای ملت ایران در نظر گرفته است. ما اصولا مجاز نیستیم با هیچ کشوری بر سر حق قانونی ملت با این و آن مذاکره نمائیم.
بدین ترتیب، مسئولین کشور نه تنها در برابر زمزمه هائی که برای مذاکره با آمریکا صورت میگیرد نباید سکوت کنند ، بلکه باید با آن برخورد نمایند و اجازه ندهند منافع کشور با این وسوسه ها به خطر بیفتد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات