گروه سیاسی- محمدی: آمریکا بسیار ضعیف شده و نیازمند ارتش بزرگتری است.
سرمقاله تازه ترین شماره دو هفته نامه آمریکایی «ویکلی استاندارد» با عنوان «سربازان بیشتر»، با اشاره به افول قدرت آمریکا بر ضرورت گسترش ارتش و جذب نیروهای جدید تأکید کرده است.
در بخشی از سرمقاله این نشریه که نوشته ویلیام کریستول(سردبیر و مؤسس ویکلی استاندارد) و فردریک کاگان است، می خوانیم: محققان تینک تنک های(اتاقهای فکر) محافظه کاری مانند مؤسسه امریکن اینترپرایز و بنیاد هریتیج خواستار افزایش نیروهای نظامی زمینی شده اند و متفکران سازمانهای میانه رو و لیبرالی همانند مؤسسه بروکینگز و مرکز مطالعات بین المللی و استراتژیک و حتی مرکز مطالعاتی امریکن پروگرس نیز پیشنهادهای مشابهی ارایه کردهاند.
به نوشته ویکلی استاندارد، کمترین پیشنهادها برای افزایش شمار نظامیان آمریکایی در چند سال آینده بین 50 تا 100 هزار نفر میباشد.
با این وجود، سرمقاله نویسان این نشریه تأکید کرده اند که ایالات متحده باید با جذب فوری 250 هزار نیروی نظامی، ارتش این کشور را از 500 هزار به 750 هزار نفر افزایش دهد.
اما چرا نظریه پردازان آمریکایی به این نتیجه رسیده اند که ایالات متحده به سربازان بیشتری نیاز دارد؟
پیش از پرداختن به پاسخ این پرسش، شاید لازم باشد ابتدا با رسانه هایی نظیر «ویکلی استاندارد» بیشتر آشنا شویم؛ خاصه آنکه آگاهی از جایگاه آنها در صحنه سیاسی ایالات متحده به درک بهتر مواضعشان کمک میکند.
ویکلی استاندارد به لحاظ سیاسی یک نشریه نومحافظه کار محسوب می شود و در محافل رسانه ای به عنوان یک مجله محافظه کار پیشرو شناخته می شود(این بخش را به خاطر بسپارید زیرا در ادامه قرار است واکنش یکی از نشریات پیشتاز آمریکایی را که به لحاظ سیاسی هم قطار ویکلی استاندارد به شمار می آید اما به لحاظ رویکردهای رسانه ای کاملاً متفاوت عمل می کند، مورد توجه قرار دهیم). ویکلی استاندارد نیز همانند دهها رسانه دیگر، یکی از اهالی امپراتوری رسانه ای روپرت مرداخ می باشد.نکته قابل توجه در مورد ویکلی استاندارد، جایگاه ویژه آن در محافل دولتی است.
«نشنال ریویو» نشریه محبوب رونالد ریگان بود و «ویکلی استاندارد» مجله محبوب دولت بوش است.
شواهد حاکی از آن است که دفتر معاون رئیس جمهور، دیک چنی، به صورت ویژه سه نسخه از هر شماره این نشریه را دریافت میکند.
با وجود تلقی عمومی مبنی بر نزدیکی بسیار ویکلی استاندارد به حکومت آمریکا، سردبیر این دو هفته نامه چندین بار خواستار استعفای دونالد رامسفلد، وزیر دفاع، شده است.
(توضیح: ترجمه و نگارش این مقاله، چند روز قبل از برکناری رامسفلد انجام شده بود).
در عالم روزنامه نگاری، ویکلی استاندارد را نمونه ای از ژانر «روزنامه نگاری جانبدارانه» میدانند.
در این نوع از روزنامه نگاری بر خلاف آموزه های کلاسیک ژورنالیسم که بر «بی طرفی» و جدایی «نیوز»(خبرها) از «ویوز»(نظرات و دیدگاههای اصحاب رسانه ها) اصرار و تأکید دارد، رسانه ها اجازه «ابراز عقیده» دارند.
چند سال پیش یکی از نویسندگان برجسته ویکلی استاندارد در پاسخ به سؤالی در مورد دلیل اقبال افکار عمومی به خروجی رسانه های محافظه کار، به شوخی گفت: زیرا آنها به خشم دامن می زنند. ما رسانه های لیبرال را آزار می دهیم. این کلمات را از سر تمسخر می گویم با این وجود تا اندازه ای درست است. ما با یک دیدگاه قوی به میدان آمده ایم و مردم دیدگاههای روزنامه نگاری را دوست دارند... ما این کارگاه خانگی(ویکلی استاندارد) را ایجاد کرده ایم و برای «بی طرف نبودن» پول می دهیم!
ویکلی استاندارد سالانه بیشتر از یک میلیون دلار ضرر می دهد اما روپرت مرداخ قصد تعطیلی آن را ندارد.
جالب است بدانید، ویکلی استاندارد بر روی جلد شماره 17 نوامبر 1997(6 سال پیش از حمله به عراق) خود تیتر زده بود: «صدام باید برود».
در سرمقاله ای که زیر این عنوان به قلم سردبیر بیل کریستول و رابرت کاگان منتشر شد، این دو خواستار جنگ بر ضد عراق شده بودند.استدلال نویسندگان این یادداشت آن بود که صدام با اخراج مقامات آمریکایی از تیم بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل، ایالات متحده را تحقیر کرده است.
سرمقاله نویسان به نقل از منابع نامشخص در مورد سلاحهای بیولوژیک و شیمیایی نوشته بودند: «اگر به این گزینه علاقمند نیستید(حمله به عراق) ما راه دیگری را پیش پای شما می گذاریم: روند فعلی را ادامه دهید و برای روزی آماده شوید که صدام سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک را در نوک موشکهایی که اسرائیل و نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس را نشانه رفته اند، به کار گرفته است.
کریگ آرون، گزارشگر ماهنامه آمریکایی «این دیز تایمز»، در مطلبی با عنوان «پیامدهای استاندارد» که پاییز سال گذشته منتشر شد، به بررسی و نقد عملکرد 10 ساله دو هفته نامه استاندارد پرداخت. به نوشته او، در ابتدا به نظر می رسید این نشریه که در ابتدا «امریکن استاندارد» نام نهاده شد، ساز «وطن پرستی» را بدرستی کوک کرده و از هر اشتباهی برکنار است اما دیری نپایید اوضاع این نشریه به آشفتگی گرایید، زیرا کسی به آنها تذکر داد که یکی از مشهورترین مارکهای توالت با نام «امریکن استاندارد» تولید می شود! به دنبال این مسأله «امریکن استاندارد» در یک دگردیسی ظاهری به «ویکلی استاندارد» تغییر نام داد.
کریگ آرون پس از فهرست کردن برخی اشتباهات ویکلی استاندارد می نویسد: سرمقاله سال 1997 ویکلی استاندارد با عنوان «صدام باید برود» بسیار تأثیرگذار بود، زیرا بذر تهاجم و اشغال عراق را در ذهنها کاشت. پس از 11سپتامبر، «استاندارد» که امپراتوری رسانه ای مرداخ آن را تقویت کرده بود، گرفتن انگشت اشاره را به سوی عراق آغاز کرد... استاندارد تا اواخر نوامبر 2003(چهار ماه قبل از حمله به عراق)، همچنان با تیترها و عکسهای روی جلدش بر وجود ارتباط بین صدام و القاعده تأکید می کرد. {ارتباطی که بعدها بارها و بارها تکذیب شد.}
پاتریک جی بوکانان، سیاستمدار کهنه کار و سردبیر مجله «محافظه کار آمریکایی»، در واکنش به سرمقاله «سربازان بیشتر» در یادداشتی با عنوان «سربازان بیشتر یا امپراتوری کوچکتر» نوشته است: پس از انتخابات }میان دوره ای 7 نوامبر{، این مسأله در کنگره مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت، بنابراین باید زمینه را برای مذاکره گسترده تر مهیا کرد تا پاسخ سؤالاتی از این دست روشن شود: آیا براستی به سربازان بیشتری احتیاج داریم یا بیشتر نیازمند کاستن از تعهدات ایالات متحده برای جنگیدن در نقاطی از دنیا هستیم که هیچ یک منافع حیاتی ما در آنجا به مخاطره نیفتاده است؟
آیا زمان آن نرسیده است که پس از گذشت 15 سال از پایان جنگ سرد، شروع به فسخ پیمانها و اتحادیه های قدیمی کنیم و تعهدات مربوط به دوران سلطه غول اتحاد جماهیر شوروی بر اروپا و آسیا را کنار بگذاریم؟
یکی از نمونه هایی که به درک این موضوع کمک می کند، مسأله کره جنوبی است. چرا با وجود گذشت نیم قرن از زمانی که چین، کره شمالی را ترک کرد و 15 سال پس از فروپاشی اتحاد شوروی، سربازان آمریکایی همچنان در شبه جزیره کره به سر میبرند؟
در جنگ کره (بین سالهای 1950 تا 1953)، ایالات متحده ارتشی 300 هزار نفری را روانه این منطقه کرد.
در این جنگ، ماهانه یک هزار سرباز آمریکایی کشته می شدند(مقایسه کنید با هزار سربازی که هر سال در افغانستان و عراق کشته میشوند).
اکنون سالهاست جنگ سرد پایان یافته و کره جنوبی با اقتصادی 40 برابر بزرگتر و جمعیتی دو برابر کره شمالی و نیز جدیدترین سلاحهای آمریکایی باید تأمین امنیتش را خودش بر عهده گیرد.
لیندون جانسون پیش از درگیر شدن ایالات متحده در جنگ ویتنام، گفته بود: مردان آمریکایی نباید درگیر جنگی شوند که مردان آسیایی باید به خاطر خودشان در آن مشارکت کنند. این گفته در آن زمان درست بود. چرا اکنون در درستی آن تردید کنیم؟
... ناتو، اوکراین و گرجستان از دیگر نمونه هایی است که می توان مورد توجه قرار داد. در گذشته هنگامی که بین هر یک از کشورهای عضو ناتو و روسیه مناقشه ای در می گرفت، پای ما نیز به لحاظ نظامی به ماجرا باز می شد، زیرا بنا بر اساسنامه ناتو، حمله به هر یک از اعضا تهاجم به همه انگاشته می شود. آیا هم اکنون طرحی احمقانه تر از این وجود دارد؟
کیف و مسکو به سبب گرایش دولت جدید و شبه جزیره کریمه (که مقر نیروی دریایی روسیه در دریای سیاه است) به غرب رو در روی هم ایستاده اند. خروشچوف شبه جزیره کریمه را به اوکراین واگذار کرد. شرق اوکراین به لحاظ زبانی، فرهنگی و قومی «روسی تبار» است و مناطق مرکزی و غربی این کشور به ترتیب ارتدکس و کاتولیک میباشد.
ایالات متحده با پذیرش تعهد جنگیدن با دومین قدرت هسته ای دنیا، چگونه تقویت می شود؟ آیا اختلاف و درگیری میان روسیه و اوکراین باید به جنگی منطقه ای منتهی شود؟ متحد شدن با گرجستان که هم اکنون درگیری آن با مسکو بر سر جاسوسان روس و نیز استانهای جدایی طلب آبخازی و اوستیای جنوبی بالا گرفته است، چگونه می تواند آمریکا را تقویت کند؟! 50 سال قبل، ژنرال آیزنهاور حاضر نشد برای نجات انقلاب مجارستان، خطر جنگ با روسیه را به جان بخرد. آیا اکنون ما می خواهیم به خاطر گرجستان با روسیه بجنگیم؟!
هنگامی که در سال آینده میلادی بحث درباره توسعه ارتش ایالات متحده آغاز می شود، ضروری است صاحبنظران خواستار عقب نشینی نیروهای زمینی آمریکا از شبه جزیره کره و آسیای مرکزی شوند (نقاطی که آمریکایی ها متعلق به آن نیستند) و در ادامه تمام تعهدات جنگی آمریکا مورد بازنگری قرار گیرد.بی تردید به چنین درخواستهایی انگ انزواگرایی می زنند و آنها را محکوم میکنند.
اما آیا وقتی روسها کوبا را ترک کردند و به خانه بازگشتند، روسیه منزوی شد؟
... شمار سربازان آمریکایی بیشتر از نیاز این کشور برای دفاع از منافع حیاتی خود و متحدانش می باشد. اگر آمریکا تله های انفجاری را که در جنگ سرد ایجاد کرده برچیند، آن گاه می تواند سربازانی راکه برای نگهبانی از آنها به کار گمارده است به وطن باز گرداند.
در این صورت ناگهان در می یابیم نسبت به آنچه حکومت برایمان به ارمغان آورده، درگیری کمتر و دشمنان کمتری داریم!