دکتر ابراهیم یزدی
1- در اولین سالهای قرن بیست و یکم، به رغم پیشرفتهای حیرت برانگیز در بسیاری از زمینههای علمی و نهادینه شدن مردمسالاری در بسیار از کشورهای جهان و تشکیل پستهای مردم سالار متاسفانه جهان ما هر روز شاهد سیاستها و رفتارهای جاهلانه در جامعه است دولتهای تمامیت خواه در سطح ملی و بینالمللی میباشد.
مشکل جهانی کنونی، چه در روابط بینالمللی و چه در سیاستهای ملی، فقدان ابزارهای موثر برای مهار رفتار دولتها میباشد.
در روابط بینالمللی دولتهای مقتدر جهان به صرف داشتن امکانات نظامی و ابزارهای امنیتی، به طوری که یک طرفه، هر آنچه را که میخواهند عمل میکنند. عربها مثلی دارند که میگویند، حق زیر سایه شمشیر است. مائوتسه تونگ زمانی گفته بود که «حق از لوله تنفگ بیرون میآید.»
این نوع رفتارهای مهار نشده در سطوح ملی نیز قابل مشاهده است. حکومتهای سرکوبگر در قلمرو ملی، تحت عناوین متنوع و به بهانههای مختلف از همین سیاستها تبعیت میکند و در غیاب ابزارهای ملی و بینالمللی مهارکننده و هر نوع رفتاری را با شهروندان که آنان را رعایایی فاقد حق اما مکلف میدانند، مجاز میشمارند. این دولتها چون خود را (حق) و حق مطلق میدانند، در رفتار با مخالفین خود آرزوی مطلق دارند.
جهان کنونی ما در دوران بعد از انقلاب الکترونیک که یک دهکده جهانی تبدیل شده است از ادامه رفتارهای سرکوبگرانه دولتهای ملی و سیاستهای سلطه گرایانه قدرت برتر نظامی، اقتصادی، به شدت رنجور است.
2- در میان بسیاری از اقوام بدوی و توسعه نیافته، که در گفتمان اسلامی از آن به دوران جاهلیت یاد شده است، اگر فردی از یک قبیله بدست فرد یا افرادی از قبیله دیگر کشته میشد، به جای دستگیری و مجازات فرد مجرم تمام قبیله مجازات میشدند.
و جنگهایی در میگرفت که گاه چندین نسل و در مواردی 100 سال به طول میانجامید.
قرآن کریم در برابر رسم رایج جاهلانه نه انتقام همه جانبه، انتقام عادلانه یا قصاص را عنوان کرده است: و لکم فیالقصاص حیاه یا اولی الاباب لعلکم تتقون (بقره179)
امروز مردم جهان شاهد رفتارهای جاهلانه انتقام همه جانبه هستند.
3- دولت اسرائیل به بهانه و در واکنش به اسارت یک سرباز اسرائیلی توسط گروههای جنگجوهای فلسطینی، نوار غزه را به آتش و خون کشیده است. با بمبارانهای هوایی و ساختارهای ساختمانهای فلسطینی را در هم میکوبد، نه تنها کسانی را که مظنون به عضویت یا رابطه یا مراجعه با سازمانهای جهاد میداند، به طور انتخابی میکشد بلکه مردم بیگناه کوچک و خیابان، زن و مرد، پیروجوان ،را قتل عام مینماید.
وزرای دولت و نمایندگان مجلس فلسطین را هم به همین بهانه بازداشت کرده است. بدین ترتیب بحران خاورمیانه ابعاد تازه و بیسابقهای پیدا کرده است که هم برای دولت فلسطین و هم برای اسرائیل سرنوشتساز میباشد.
4- همه شواهد و قرائن نشان میدهد که دولت اسرائیل منتظر فرصت و بهانهای است تا با اشغال مجدد غزه و تشدید عملیات گسترده نظامی خود را از بار تهدیداتی که در راستای تشکیل دولت فلسطینی به عهده گرفته است آزاد سازد. مردم اسرائیل در برابر واقعیت و حقانیت انکارناپذیر مردم فلسطین و اجتنابناپذیر بودن تخلیه تمام سرزمین اشغال شده در جنگ 1967 در تشکیل دولت مستقل خود و اتفاق نظری که در سطح جهان بر تشکیل دولت مستقل فلسطینی بوجود آمد. دچار یک تفرقه و تشتت آرای تاریخی است. دولت اسرائیل با تشدید عملیات نظامی و اشغال مجدد نوار غزه به ادامه ساخت و دیوار حائل و اعمال محدودیتهای گسترده اقتصادی علیه دولت فلسطین امیدوار است که بتواند بر مشکلات درونی فایق آید.
5- در انتخابات اخیر فلسطین که با نظارت گسترده نهادها و شخصیتهای معتبر بینالمللی انجام شده سازمان مقاومت فلسطین- حماس- اکثریت کرسیهای مجلس ملی فلسطین را بدست آورد و دولت جدید را تشکیل داد. اما دولت حماس با یک تعارض حقوقی سیاسی روبهرو گردید. حماس به عنوان دولت، لاجرم میبایستی تعهدات و قراردادهای تصویب شده توسط پارلمان و دولت قبلی را بپذیرد و در راستای تحقق آنها تلاش نماید.
این امر مستلزم تائید قرار داد ساف اسرائیل و پذیرش قطعنامه 242 سازمان ملل متحد میباشد. این قطعنامه که توسط کلیه کشورهای غرب پذیرفته شده است دو محور اصلی دارد: اول تخلیه تمام سرزمینهای اشغالی شده در جنگ جهانی 1967 توسط اسرائیل و تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی در بین مناطق (نوار غزه غرب رودخانه اردن و بیتالمقدس شرقی) دوم شناسایی دولت اسرائیل.
اما حماس به عنوان یک جنبش سیاسی- نظامی، هیچ یک از این توافقنامهها را نپذیرفته و بر آزادی تمام سرزمینهای فلسطینی (آنچه که به عنوان اسرائیل شناخته شده است) تاکید داشته است. بنابراین حاضر به شناسایی اسرائیل نبوده است. یک جنبش انقلابی میتواند چنین هدف یا آرمانی را برای خود انتخاب کند و در راستای تحقق آن تلاش نماید. اما به محض این که جنبش انقلابی از طریق یک فرآیند دموکراتیک عهدهدار دولت فلسطینی میگردد، لاجرم دیگر نمیتواند، هم دولت باشد و هم یک جنبش سیاسی- نظامی. حماس میتواند، نسبت به تعهدات و موافقتنامههای دولت قبلی معترض باشد و بر عملیات نظامی خود علیه دشمن، هماهنگ با دولت یا بدون هماهنگی ادامه دهد. اما به عنوان دولت نمیتواند خصوصا که رئیس جمهور دولت فلسطین، همچنان به تعهدات خود وفادار است و تحقق آرمان تشکیل یک دولت فلسطین مستقل را از طریق ابزارهای دیپلماتیک پیگیری مینماید.
نخستوزیر دولت حماس، که خود به این تعارض توجه پیدا کرده بود، به تدریج گامهایی در جهت کاهش این تعارض برداشت از این که تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی در سرزمینهای اشغالی را از جمله اهداف حماس و دولت حماس اعلام کرده، اما این چیزی نبود که نهادهای بینالمللی و اسرائیل را راضی و یا گامی باشد در جهت تحقق تشکیل کشور مستقل فلسطین
6- هنگامی که رهبران ساف و از جمله شادروان یاسرعرفات با تصویب مجلس شورای ملی فلسطین توافقنامهای را با اسرائیل امضا کردند، نیروهای افراطی، هم در میان فلسطینیها و هم در میان اعراب غیرفلسطینی با آن به مخالفت برخاستند.
در ایران نیز برخی از گروههای تندرو، نیز آنرا رد کردند و یاسر عرفات را سازشکار و بعضا خیانتکار خواندند. اما پس از آن که رهبری ساف به موجب این توافقنامه، مرکزیت خود را در کشورهای عربی به سرزمینهای اشغالی منتقل نمود، بسیاری از آن استقبال کردند. اگر تا آن زمان ارتشهای عربی، وظیفه سرکوب فلسطینیها را انجام میدادند و هزینه آنرا میپرداختند. با انتقال رهبری فلسطین به سرزمینهای اشغالی، این دولت اسرائیل است که هزینه سرکوب فلسطینیها را میپردازد. مظلومیت مردم فلسطین، که با دست خالی علیه ارتش اشغالگر میجنگیدند، خشونت و بیرحمی ارتش اسرائیل در مقابله با مردم فلسطین آرام آرام افکار عمومی مردم جهان را به نفع فلسطینیها علیه اسرائیل بسیج کرده است. امروز یک اتفاقنظر و اجماع در جهان به نفع تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی شکل گرفته است و فشار بسیار زیادی به دولت اسرائیل برای تخلیه سرزمینهای اشغالی بوجود آمده است. در چنین شرایطی، استفاده از ابزارهای سیاسی- دیپلماسی، گزینه مطلوب فلسطینیهاست. استفاده از ابزارهای نظامی به عنوان فشار از پائین تنها در شرایطی که اقدامات دیپلماتیک و چانهزنی از بالا دچار رکود شده است میتواند موثر باشد. رهبران فلسطین در آرایش نیروهای خود، به صورت چپ و افراطی و میانهرو، هنرمندانه عمل کردهاند این نوع آرایش نیروها معادلهای را بوجود آورده بود که اسرائیل یا باید با میانهروها کنار بیاید یا با تندروها رو بهرو شود هنگامی که حماس در انتخابات اخیر مجلس اکثریت را بدست آورد، برخی از سیاستمداران تیزبین اسرائیل دولت شارون را به خاطر سختگیری در برخورد و معامله با محمود عباس مورد سرزنش قرار دادند.
7- اکنون با روی کار آمدن دولت حماس، آرایش قبلی نیروهای فلسطینی بر هم خورده است.
رهبران ساف از جمله محمود عباس نمیتوانند از معادله چانه زنی از بالا و فشار از پائین استفاده کنند.
حماس هم نمیتواند نقش دوگانه ایفا نماید. اسرائیل ازاین وضعیت حداکثر استفاده را میبرد و ازآن که علیالاصول با طرح صلح به ازای زمین مخالف است و به بهانه حوادث نظیر آنچه در هفتههای قبل اتفاق افتاده است توافقها را یک جانبه زیرپا میگذارد.
حماس دوگزینه پیش رو دارد: از دولت بیرون برود و با تفاهم با سایر نیروها یک دولت میانهرو، هماهنگ با محمود عباس بر سر کار آید و حماس همچنان به عنوان یک جنبش سیاسی- نظامی، موقعیت خود را حفظ کند. یا این که خود را با سیاستهای محمود عباس همراه و هماهنگ سازد و ادامه مبارزات سیاسی- نظامی را به جهاد اسلامی واگذار نماید. جهاد اسلامی با تکیه بر مواضع خط مشی خود با شرکت در انتخابات خودداری و اعلام کرده است که شیوه مبارزه نظامی را ادامه میدهد.
چنین گزینه به حماس و محمود عباس این امکان را میدهد. که نقش فشار از پائین را به جهاد اسلامی واگذارند چانهزنی از بالا را ادامه دهند. اتخاذ چنین گزینه، از طرف دیگر موقعیت دولت فلسطینی (اعم از ریاست جمهوری، نخستوزیری و مجلس) را در ادامه راهکارهای دیپلماتیک تقویت خواهد نمود.