حسن فتحی
یک بار دیگر همسایههای عراق در تهران گرد هم آمدند تا به بررسی اوضاع این کشور پرداخته و نقش خود را در برقراری صلح و آرامش در این منطقه تشریح کنند. ولی شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که این نشستها و تبادل نظرها تاکنون مثبت و راهگشا نبوده و نتوانسته تاثیری بر تحولات این کشور بر جای بگذارند. زیرا کشورهای همسایه عراق دارای اتفاق نظر و هماهنگی آرا و نظریات درباره چگونگی بازگشت نظم و آرامش به این کشور نیستند و تشدد آرا مانع اتحاد آنها شده است. عراق در همسایگی ایران، ترکیه، کویت، عربستان، اردن و سوریه قرار داشتند و از زمان سقوط رژیم بعث صدام حسین با مشکلات امنیتی مواجه شده است. اگر چه این کشور با مشکلات بسیار دست به گریبان است ولی به جرات میتوان اعلام کرد که ناامنی ناشی از فقدان امنیت است بر روی دیگر مسائل و مشکلات عراق سایه انداخته است. این انتظار وجود داشت که استقرار پارلمان و دولت قانونی و در پی آن مرگ زرقاوی که از او به عنوان بنلادن عراق نام برده میشود تاثیری مثبت بر روند تحولات این کشور بر جای گذارده و زمینهساز وحدت و آشتی ملی شود. اما بنا به دلایلی اوضاع آن گونه که انتظار میرفت پیش نرفته و از دامنه بحران جدیدی از همکاری بین کشورهای همسایه با عراق باشد. هر چند که نشستهای قبلی چندان راهگشا و مفید نبوده و نتوانست باری از دوش مقامات عراق بردارد. مشکل اصلی در ارتباط با نشست اجلاس وزرای خارجه کشورهای همسایه اختلاف سلیقه این کشورهاست که سبب گردیده این کشورها توافقها و آنچه را که مورد تائید قرار میگیرد چندان جدی نگرفته و خود را موظف به اجرای آن ندانند. کشورهای همسایه عراق که نقش به سزایی در تحولات این کشور دارند را با توجه به چگونگی دیدگاهها و نظریاتشان درباره حوادث داخلی عراق، میتوان به 3 دسته تقسیم کرد.
1- دست اول کشورهایی که متحد آمریکا بوده و در حمله این کشور و متحدانش به عراق که به سقوط رژیم بعث و صدام حسین انجامید ایفای نقش کردند. این کشورها از وجود و رشد تروریسم و ناامنی میتواند به کشورهای آنها نیز نفوذ کرده و امنیت و آرامش را از بین ببرد. در میان این کشورها میتوان از اردن و عربستان و کویت نام برد.
2- دسته دوم کشورهایی هستند که از تمامیت ارضی عراق حمایت کرده و فدرالیسم گسترده و غیرقابل کنترل را که مورد توجه برخی از گروههاست مورد تائید قرار نمیدهند. عراق از 3 گروه کردها، اهل سنت و شیعیان تشکیل شده که این گروهها رابطه گسترده و مطلوبی با کشورهای همسایه دارند. در این میان کردها که در شمال عراق ساکن هستند از موقعیت ویژهای برخوردارند زیرا کردها در مجاورت مرزهای عراق با ایران، سوریه و ترکیه پراکنده بوده و از یکدیگر تاثیرپذیری دارند به همین دلیل هرگونه تغییر و تحول درباره وضعیت کردهای عراق میتواند بر روی دیگر گروههای کرد نیز تاثیر بگذارد. در این ارتباط باید به وضعیت نامساعد کردهای ترکیه با مقامات دولتی این کشور اشاره کرد. این وضعیت سبب گردیده ترکها تمایل چندانی به بهبود شرایط کردهای عراقی نداشته باشند.
3- دسته سوم کشورهایی هستند که به دلیل بافت حکومتی و سیستم سیاسی حاکم بر آنها از تحولات دموکراتیک در عراق چندان راضی نبوده و تمایلی به استقرار دموکراسی در این کشور ندارند. این کشورها متهم به حمایت از تروریستها و ارتباط با این گروهها هستند. ولی آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد این واقعیت است که به دلیل بافت قومی و جمعیتی عراق و تاثیرپذیری کشورهای همسایه از تحولات این کشور اگر آرامش و صلح به عراق باز نگردد علاوه بر بغداد تمامی همسایهها متضرر خواهند شد. به این دلیل که گروههای قومی، مسلکی و فرقهای عراق دارای وابستگیهای غیرقابل انکار با همکیشان هم نژادها و دوستانشان در آن سوی مرزها بوده و میتوانند به آسانی مسائل و خواستههایشان را به آنها منتقل سازند لذا اگر آمریکا و متحدانش میخواهند این منطقه حساس و استراتژیک دچار تلاطم نشود باید به نوعی رضایت کشورهای همسایه را در همراهی با مقامات عراقی در راستای برخورد با تروریسم و ناامنی جلب کنند زیرا مشارکت آنها میتواند مانع تحرک و تردد تروریستها و گروهها و افرادی شود که از ناامنی سود برده و بقای خود را در تشنج و درگیری میبینند لذا همسایهها نقش مثبت و انکارناپذیری در اوضاع عراق داشته و اگر مایل به حفظ آرامش موجود هستند باید دست عراقیها را فشرده و ضمن خودداری از دخالت در امور داخلی این کشور سدی نفوذناپذیر در مقابل اخلالگران و تروریستها به وجود بیاورند.