* در قوانین مربوط به مجلس خبرگان، از خبره چه تعریفى ارایه شده است و دایره شمول آن تا کجاست؟
** آنچه که تاکید شده تا یک فرد شرایط حضور در مجلس خبرگان را پیدا کند این است که این فرد اولا مجتهد مسلم و مسلط در فقه دینى باشد، ثانیا شخصى عادل باشد و به امور سیاسى زمان خود آگاه باشد. اینهاجزو شرایط اساسى است که یک فرد باید داشته باشد تا بتواند وارد مجلس خبرگان شود.
به نظر مىرسد امسال تحرک و فعالیت گروهها و شخصیتها در زمینه انتخابات مجلس خبرگان نسبت به سالهاى گذشته زود شروع شد و حرف و حدیثهاى بسیارى در این زمینه زده شد با توجه به اینکه زمان زیادى تا انتخابات مجلس خبرگان باقى بود. ارزیابى شما از این شروع زودهنگام چیست؟
به نظر من تشکلها و گروهها در قضیه مجلس خبرگان دغدغهاى دارند و هر مجموعه و هر تشکلى تلاش مىکند تا در این قضیه براى خود نقش و جایگاهى را ایجاد کند و این موضوع آنها را به این سمت مىکشاند که زودتر از دیگران خود را داخل مبارزات انتخاباتى بکنند و نظرات خودشان را مطرح کنند.
ماباید ملتزم به قانون باشیم و باید جایگاه و اهمیت مجلس خبرگان در جامعه ما شناسانده شود و بهنظر من اطلاعرسانى گروهها و شخصیتها از این جهت مىتواند براى جامعه ما مفید باشد اما اگر صحنبه انتخابات مجلس خبرگان بخواهد تبدیل به یک صحنه سیاسى ومنازعات اجتماعى بشود کاملا مضر خواهد بود.
* یکى از شبههها و انتقاداتى که از سوى بعضى نیروها در خصوص شوراى نگهبان مطرح مى شود این است که از آنجایى که نامزدهاى مجلس خبرگان باید به تایید شوراى نگهبان برسند و از طرفى خود اعضاى شوراى نگهبان هم در کاندیدشدن محدودیتى ندارند ممکن است که اعضاى این شورا رقباى خود را از صحنه خارج کنند و شرایط را براى انتخاب خود مهیا بسازند، نظر شما در این رابطه چیست؟
** اگر بخواهیم از دیدگاه اعتقادى به این موضوع نگاه کنیم باید بگویم که اعضاى شوراى نگهبان از نظر ما افرادى عادل، و فقیه آگاه به احکام دینى هستند و لذا از این نگاه نمىتوانیم همچنین شائبهاى را ایجاد کنیم که اینها عدالت خود را خدشهدار کنند وبهخاطر یک موقعیت دنیوى حاضر به کنارزدن ناعادلانه رقباى خود شوند. از نظر قانونى هم هیچ منافاتى در این زمینه وجود ندارد چرا که حق و حقوق اعضاى شوراى نگهبان اگر بخواهنددر حوزهاى در انتخابات شرکت کنند محفوظ است، ضمن اینکه هیچوقت اتفاقى به این صورت نیفتاده که هر شش فقیه جامعالشرایط درشوراى نگهبان، بخواهند کاندیداى مجلس خبرگان بشوند. اینها یک سوءتفاهمهایى است که مطرح مىشود و تا الان هم تجربه نشان داده است که یک چنین اتفاقاتى نیفتاده است. لذا دغدغهاى در این زمینه وجود ندارد.
* بعضىها هم در گفتهها و نوشتههاى خود این موضوع را مطرح کردند که مجلس خبرگان یک حالت صنفى پیدا کرده وباید آن را از این حالت صنفى خارج کنیم؟ نظرشما در این رابطه چیست؟
** اینکه بعضى ها تلقى صنفىبودن مجلس خبرگان را دارند که صرفا از یک صنف اعضاى مجلس خبرگان تعیین مىشوند ممکن است در اوایل انقلاب تاحدودى شرایط انقلاب واجتماع به این سمت کشش پیدا کرده باشد اما باید گفت در مباحثى که در مجلس خبرگان مطرح مىشود ما نیازمند تخصصهاى مختلف هستیم و به نظر من گام برداشتن در این مسیر یعنى استفاده از متخصصین مختلف هیچ مشکلى را ایجاد نخواهد کرد.
* همانطور که شما اشاره کردید بعضى براین اعتقادند که ما در مجلس خبرگان که وظیفه آن نظارت بر نهاد رهبرى است نیازمند تخصصهاى مختلف هستیم تا از ابعاد مختلف این نهاد را مورد نظارت قرار دهند و معتقدند که نظارت بر نهاد رهبرى تنها در حوزه فقاهت نیست. لذا نیازمند تخصصهایى چون حقوق، سیاست، جامعهشناسى و امثالهم هستیم نظر شما در این رابطه چیست؟
** به نظر من منافاتى ایجاد نمىکند که اگر در تخصصهاى متعدد افراد صاحبنظر متعهد وجود داشته باشند و بخواهند به مجلس خبرگان در تصمیماتش کمک کنند و همچنین رهبرى را در سیاستهاى کلان نظام که محدود به یک بخش هم نیست یارى کنند . لذا مىشود در مجلس خبرگان یک مطالعه و برنامهاى در این رابطه طراحى شود تا راهکارهاى مناسب این طرح به کارگیرى متخصصان اتخاذ شود.
* این کمک کردن متخصصین در چه قالبى باید باشد آیا در قالب نمایندگى مجلس خبرگان مىتواند باشد؟ یا در کنار اعضاى مجلس خبرگان؟
** این را مىشود در کنار و هم در قالب عضویت مجلس خبرگان لحاظ کرد.
* شرط اجتهاد در اینجا چه مىشود؟
** اگر اجتهاد بهمعناى اجتهاد در فقاهت و مسایل دینى باشد، قاعدتا منظور صاحبنظر ومجتهد در فقه است ولى اگر از این اجتهاد برداشت صاحبنظر بودن در سایر تخصصها را تلقى بکنیم، ممکن است بحث عضویت این دسته هم مدنظر قرار بگیرد اما آنچه که در حال حاضر در قانون انتخابات مجلس خبرگان وجود دارد، منظور ، اجتهاد و صاحبنظر بودن در فقه دینى است.
* حال وقتى که یک جامعهشناس و یا یک حقوقدان داراى درجه اجتهاد نیست چگونه مىتواند به مجلس خبرگان کمک برساند؟
** خود مجلس خبرگان مىتواند از صاحبنظران مختلف و متخصص در رشتههاى مختلف دعوت کند و در کمیسیونهاى خود از نظرات آنان استفاده کند تا بتواند در تصمیمات خود تخصص آنان را بهکار بگیرد، همان طورى که الان مجلس شوراى اسلامى عمل مىکند و در کمیسیونهاى خود از متخصصین دعوت بهعمل مىآورد و از آنان استفاده مىکند.
* یکى از مباحث مطروحه در مجلس خبرگان راهیابى زنان به مجلس خبرگان است؟ نظر شما در این رابطه چیست و آیا اساسا منع قانونى در این زمینه وجود دارد؟
** اگر شرط اجتهاد فراهم باشد و آن اجتهاد هم اجتهاد دینى باشد، فکر نمىکنم منعى براى آن وجود داشته باشد.
* از شما تشکر مى کنم به خاطر اینکه در این گفتگو شرکت کردید.
** من هم از شما متشکرم.