علی نورایی یگانه
از دیدگاه تاریخى، حضور اسلام در ایتالیا در واقع یک بازگشت محسوب مى شود. در ایتالیا حضور مسلمانان عرب در جزیره سیسیل از قرن 7 میلادى یعنى از همان ابتداى تاریخ اسلام به چشم مى خورد و از قرن 9 تا 11 میلادى این جزیره تحت کنترل مسلمانان بوده است. در قرن 18 میلادى نیز در چندین شهر از جمله در “جنوا"، “لیورنو“ و “ناپل”، مساجدى براى مسلمانانى که از کشورهاى اسلامى از مغرب تا بوسنى به ایتالیا آمده بودند ساخته شد.
ایتالیا گذشته قابل ذکرى به عنوان یک نیروى استعمارى بزرگ ندارد و روابط بازرگانى آن با جهان اسلام ، از گذشته تاکنون همواره وجود داشته است. دریاى مدیترانه نیز برا ى داد و ستد و تجارت به جا ى این که مانعى براى دو طرف باشد، همواره یک امتیاز محسوب شده و مانند یک پل طبیعى عمل کرده است.
گفته مى شود در خلال دوره فاشیسم در اروپا و در دوران حکومت موسولینى در ایتالیا روابط خوبى میان جهان اسلام و این کشور برقرار شد. در حدى که موسولینى علاقه خاصى به حمل “ شمشیر اسلام “ داشت که در منطقه تریپولى در سال 1937 از سوى گروهى از روساى محلى مسلمان به او اهدا شده بود. ده سال پیش از آن ، او ایتالیا را “ دوست جهان اسلام “ و حتى یک قدرت بزرگ اسلامى خطاب کرده بود.
جریان مهاجرت به ایتالیا در دهه هاى 1980 و 1990 میلادى سرعت زیادى به خود گرفت و این جنبش با ورود گروه هاى مختلفى از مهاجران، بیشتر از فیلیپین و سایر کشورها ، چون “ السالوادور “ آغاز شد. این مهاجرت کارگرى بوده و به صورت چند موج پى در پی، که جدیدترین گروههاى مهاجران چه قانونى و چه غیر قانونى اهل کشورها ى مغرب، برخى کشورهاى آفریقایى زیر صحرا، آلبانى و پرو هستند، ادامه داشته است. فرایند ورود و اسکان مسلمانان به ایتالیا را مى توان شتابان تر از سایر نقاط اروپا دانست.
اسلام در قالب اجتماع بزرگى از مسلمانان به ایتالیا وارد شده است. کاملا روشن است که اسلام در ایتالیا سریعا جا باز کرده است و همراه با آن مساجد، انجمن ها ، فرق صوفیه و دراویش ، جنبش هاى سیاسى ، تولیدات فکرى ، ارتباط با قدرت هاى فراملى ، مداخله کشورهاى مبدا و “ نو گروندگان “ به اسلام در همه جا دیده مى شود. البته همه این پدیده هاى اسلامى اکنون در ایتالیا یافت مى شود. اما بدون تردید ، مسائل مربوط به رهبرى به ویژه در سطح کشورى هنوز حل و فصل نشده و رقابت همچنان ادامه دارد.
اما ارزیابى میزان حضور فعلى مسلمانان در ایتالیا ، به این دلیل ساده که حتى تعداد مهاجران نیز در این کشور معلوم نیست، کمى دشوار است. ایتالیا یکى از کشورهاى اروپایى است که کمترین تعداد مهاجر را نسبت به سایر کشورهاى اروپایى دارد، اما یکى از بالاترین درصدهاى خارجیان غیر اتحادیه اروپایى را در خود جاى داده است و از حیث مهاجران غیر قانونى نیز در رده بالاى این جدول قرار دارد.
بیش از 900 هزار نفر خارجى در ایتالیا اقامت قانونى دارند که در میان آنان حدود 300 هزار نفر (حدود 33 درصد) اهل کشورهاى اسلامى یا کشورهایى که جمعیت مسلمان دارند هستند. اگر به این رقم اخیر افراد مهاجر غیر قانونى اما ساکن در ایتالیا و ایتالیایى هایى که به اسلام روى آورده اند و کسانى که تابعیت ایتالیایى گرفته اند را بیافزاییم ، با کمى تساهل مى توان مدعى حضور 500 هزار مسلمان در ایتالیا شد. این تعداد را در ضمن مى توان کسانى دانست که به اندازه کافى مستقرند، تا بتوانند منشا خواسته هاى دینى و مذهبى اسلامى در ایتالیا باشند.
برخلاف حضور گسترده مسلمانان ترک در آلمان ، مسلمانان الجزایرى در فرانسه و مسلمانان هندى و پاکستانى در انگلستان، حدود یک سوم مسلمانان ایتالیا اهل مراکش اند و بقیه آنان از چندین کشور دیگر، از مصر تا ایران گرفته، از تونس تا یوگسلاوى سابق ، از سنگال تا آلبانى، از سومالى تا پاکستان و از سایر نقاط دیگر مهاجرت کردهاند.
اغلب مهاجران غیر قانونى این کشور ، اهل مغرب (عمدتا مراکشى و تونسى) بوده اما در حال حاضر تعداد فزاینده اى بوسنیایى و آلبانیایى را نیز شامل مى شوند. در مجموع با این وصف، ویژگى هاى حضور اسلام در ایتالیا را کاملا مى توان مشاهده کرد، یعنى حضور چند قطبى با تعداد کمى ترک، حضور متوسط مسلمانان آسیایى و صرفا یک حضور کمرنگ از مهاجران اهل مسعتمره هاى سابق ایتالیا.
اسلام در ایتالیا با سرعتى به مراتب بیشتر از سایر مناطق اروپا در حال گسترش در این کشور است براى مثال تا سال 1970 تنها یک مسجد در ایتالیا وجود داشت. در دهه 1970 شش مسجد جدید دیگر در ایتالیا احداث شد. بین سال هاى 1981 تا 1990 میلادى شاهد گسترش 23 مسجد دیگر در مناطق مختلف این کشور بوده ایم . (تنها در سال 1990 ، هفت مسجد جدید احداث شده است.) اما رونق واقعى این گسترش در همین اواخر بوده است. به طورى که اکنون بیش از 60 مسجد و 100 تا 120 نمازخانه در ایتالیا ساخته شده است.
در جایى که بتوان ریشه قومى بنیانگذاران اصلى مساجد ایتالیا را شناسایى کرد، معمولا به مراکشى ها بر مى خوریم اما مساجدى با بنیانگذاران تونسى ، الجزایرى ، ایرانی، مصرى ، پاکستانى ، لیبیایى ، ترک و ... نیز وجود دارند. اغلب اوقات بنیانگذاران یک مسجد از یک گروه خاصى نیستند بلکه متعلق به یک انجمن خاص هستند. لااقل در گذشته ، سازمان ( USMI اتحادیه دانشجویان مسلمان ایتالیا ) در این زمینه نقش خاصى داشته است.
دراویش و صوفى ها نیز در ایتالیا تشکیلات خاص خودشان را دارند. حتى در مواردى که تشکیلاتشان مخفى نیست، کسانى که عضو این فرقه هستند ، عضویت خود را در برخورد اول آشکار نمى کنند. بارزترین نمونه این انجمن ها طریقت سنگالى “ مریدى “ است که اکثریت سنگالى هاى ساکن در ایتالیا به این فرقه مربوطند. فرق مذکور علاوه بر نقشى که در امور دینى و مذهبى دارند در امور اجتماعى و اقتصادى نیز دستى دارند.
در ایتالیا مى توان آثار طریقت هاى دیگر صوفیه را نیز یافت. به طور مثال از “ تیجانیه “ دو شعبه در این کشور فعالند : یکى از آنها سنگالى است ( و در سنگال هنوز احتمالا مهمترین طریقت بر حسب تعداد پیروان به شمار مى آید) و دیگرى عمدتا از نو گرویدگان به دین اسلام تشکیل شده است. دیگرى فرقه برهانیه است که طریقتى با ریشه مصرى است که در اروپا نیز خیلى فعال شده است و مرکز اروپایى آن در آلمان قرار دارد و در میان برخى گروه هاى نو گرویده به اسلام نیز حضور دارد. ازجمله گروه هاى دیگرى که عمدتا (و گاه منحصرا) از افراد نو گرویده به اسلام تشکیل شده اند، فرق نقشبندیه ، دارقونیه ، علویه و برخى دیگر را مى توان نام برد که هر یک حداکثر در حدود دو جین عضو بیشتر ندارند.
از جمله گروه هایى که اهمیتشان رو به افزایش است، چند نهضت سیاسى و مذهبى را مى توان برشمرد که در جامعه مسلمانان ایتالیا حضور داشته و صاحب نفوذند. اما برخى از آنان در مقایسه با دیگران حضور جا افتاده ترى دارند، مانند سازمان جماعت تبلیغ و اخوان المسلمین، که شاید اهمیت آنها به عنوان یک تکیه گاه ایدئولوژیک بیشتر از یک سازمان متشکل براى برخى مسلمانان ساکن ایتالیا باشد. دیدگاههاى آنان در میان رهبرى اتحادیه دانشجویان مسلمان (USMI) و برخى مراکز دیگر اسلامى اهمیت خاصى دارد.امام مهمترین بازیگران در نقش رهبرى جامعه مسلمانان ایتالیا در شرایط کنونى را مى توان اینگونه بر شمرد:
مرکز فرهنگى اسلامى ایتالیا
(Centro Islamico Culturale d Italia)
این مرکز گروهى است که در مرحله اول با مسجد اعظم رم مرتبط است و مى توان آن را گروهى دیپلماتیک دولتى تعریف کرد. هیات امناى این مرکز رسما از سفیران کشورهاى اسلامى در ایتالیا تشکیل شده است. گر چه نقش رهبرى را عربستان سعودى از طریق گروه رابطه العالم الاسلامى (World muslim league) بر عهده دارد.
اتحادیه اجتماعات و سازمانهاى اسلامى در ایتالیا (UCOII)
این اتحادیه در سال 1990 میلادى به منظور ایفاى نقش نمایندگى واقعى مسلمانان ایتالیا (در مقابل نمایندگى رسمى مرکز فرهنگى اسلامى رم) تاسیس شد. در کمیته موسس این تشکیلات، مرکز اسلامى میلان که به لحاظ تاریخى یکى از نیرومندترین و سازمان یافته ترین تشکل هاى اسلامى ایتالیا محسوب مى شود و اتحادیه دانشجویان مسلمان (USMI) که بر نقش آن پیشتر تاکید شد، قرار دارند.
اتحادیه اجتماعات و سازمان هاى اسلامى در سازماندهى داخلى و نیز در روابط عمومى بیرونى با رسانه ها و سایر نهاد هاى جامعه ایتالیا کاملا فعال است. این اتحادیه یک ماهنامه اسلامى دو زبانه (عربى و ایتالیایى) به نام ایل موسولمانو (Il musulmano) منتشر مى کند و هدف اصلى آنان دستیابى به یک توافقنامه (Intesa) با دولت ایتالیا به منظور شناسایى اسلام ( در کنار ادیان و مذاهب دیگر که شبیه این شناسایى را دریافت کرده اند، نظیر کلیساهاى پروتستان و یهودیان ) به عنوان یکى از ادیان رسمى کشور است.
در ایتالیا بازیگران اسلامى دیگرى نیز نقش مهمى ایفا مى کنند. در برخى مناطق کشور شبکه هاى منطقه اى که مساجد قدیمى تر یا متشکل تر در مرکز آنان قرار دارند، کاملا فعال بوده و به طور نسبى از فدراسیون و سایر تشکل هاى پیش گفته مستقل هستند. سازمان هاى فراملیتى مثل الرابطه العالم الاسلامى و جمعیت الدعوه لیبیایى نیز در ایتالیا نفوذ دارند. برخى دولت ها چون مراکش، تونس، مصر و... نیز سعى دارند بر شهروندان خود در ایتالیا اعمال نظارت کنند. همچنین ایتالیایى هاى نو گرویده به اسلام و به خصوص نو گرویدگان شیعه، اخیرا شروع به ساختن شبکه هاى خود در سطح اروپا نمودهاند.
اما در بررسى این مرحله از تاسیس و استقرار اسلام در ایتالیا، باید بر نقش نو گرویدگان به اسلام نیز تاکید کنیم. آنان کسانى اند که زبان ایتالیایى را بهتر مى دانند؛ از دانش مورد نیاز براى سازماندهى گروه ها در چارچوب جامعه ایتالیا برخوردارند و به نظر مى رسد که بهتر قادر به یافتن منابع مالى مورد نیاز خود باشند. اما همه اینها به این معناست که نو گرویدگان ایتالیایى با طرز فکر و سبک زندگى خاص خود در قالب اسلام، رابط اصلى با رسانه ها و به طور کلى با جامعه ایتالیایى مى شوند. به نظر مى رسد آنان حتى قادرند بر چهره اى که از اسلام در جامعه عرضه مى شود، تاثیر زیادى بگذارند. ناگفته نماند که متاسفانه چهره اى که هم اکنون از اسلام در این جامعه معرفى شده است، بسیار متفاوت از واقعیت چهره دین مبین اسلام و سیره واقعى مسلمانان ایتالیا است.