بخش سیاسى خارجى
بالاخره نخست وزیر انگلستان نتیجه مستقیم پیروى از یونیوریالیسم و تفوق سیاست خارجى بر سیاست داخلى را در قالب انتخابات شهردارىها مشاهده کرد تا توازن سیاسى و حزبى موجود در لندن به سود مخالفان حزب کارگر ترسیم گردد. در حقیقت بلند پروازىهاى “تونى بلر” به نقطه نهایى خود رسیده است. نقطهاى که دو عنصر “سقوط” و “انزوا” اجزاى تشکیل دهنده آن هستند.
در بسیارى از رخدادهاى مشابه آن چه در انتخابات شوراهاى محلى انگلستان به وقوع پیوست کارشناسان و تحلیلگران از ریشههاى شکست و نقاط آسیب حزب شکست خورده سخن به میان مىآورند. اما در مورد تونى بلر چنین ریشهیابى و تحلیلى نیاز به واکاوى جدى ندارد.
از دست رفتن بیش از دویست و پنجاه کرسى حزب کارگر در شوراهاى شهر انگلستان آخرین سکانس تراژدى همکارى بلر با کاخ سفید بود. به عبارت دیگر شکست اخیر مرد شماره یک لندن نتیجه یک روند نبوده، بلکه نقطه پایانى یک مسیر غلط به شمار مىرفت.
“تونى بلر” پس از شکست “خوزه ماریا اسنار” و حتى “سیلویوبرلوسکونی” متحدان واشنگتن در اسپانیا و ایتالیا هرگز نسبت به عواقب روند غلط و رویکرد و رفتار خود در تقابل با نظام بینالملل تامل نکرد. او در راستاى هم پیمانى با نومحافظهکاران صدمات جبران ناپذیرى را بر حزب کارگر و شهروندان کشورش وارد ساخت.
در شکست اخیر حزب کارگر مىتوان رد پاى اعتراض شهروندان انگلیسى نسبت به جنگ عراق را مشاهده کرد.
در رسوایى اخیر بلر مىتوان عواقب قتل دکتر دیوید کلى و مسدود شدن سریع و مشکوک این پرونده حساس به دست بلر و استراو را به خوبى نظاره کرد.
در انتخابات شوراهاى شهرى صداى خشم و انزجار بیش از هفتاد درصد مردم انگلستان نسبت به رسوایىهاى اخلاقى “تونى بلر” و “جان پرمسکات” معاون وى به گوش مىرسد.
“تونى بلر” در شرایط حساس کنونى به حربهاى قدیمى دست زده است. او سعى کرده با تغییر برخى افراد در کابینه خود و ایجاد بزرگترین تغییر در طول دو دهه اخیر در سطح حزب کارگر از تبعات چنین شکست سختى جلوگیرى کند. برکنارى افرادى مانند “جک استراو” و “چارلزکلارک” و دو تن دیگر از وزراى کابینه از سمت خود بدون شک مانع از سقوط بلر در آیندهاى نزدیک نخواهد شد. شاید دیگر زمان آن رسیده است تا به نخست وزیر انگلستان لقب “مرد سر در گم نظام بینالملل” را بدهیم.
در این راستا عکسالعمل بوش پسر عامل اصلى این شکست دیدنى است. وى در حال از دست دادن نزدیکترین متحد خود در اروپاست. در حقیقت میان شکست حزب کارگر و از دست رفتن موقعیت نومحافظهکاران در ایالات متحده آمریکا مىتوان رابطه نزدیکى برقرار نمود.
هم اکنون “تونى بلر” در دریایى از تناقضها و تضادها سر در گم مانده است.
در چنین اوضاعى یادآورى اظهارات “جوزف ویلسون” یکى از دیپلماتهاى آمریکایى وخامت حال درونى بلر را به نقطه اوج خود مىرساند:
“جرج واکر بوش” در جریان جنگ عراق توانست با استفاده از واژگان فریبنده و ترسیم کاذب اوضاع، تونى بلر را فریب داده و با خود همراه سازد...