تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۲  ، 
کد خبر : ۹۵۶۶۶

حمله به همه، دفاع از احمدی‌نژاد‌


فاطمه رجبی
این که گرانی در برخی کالاها به وجود می آید و این که مقام معظم رهبری نسبت به رفع آن به دولت رهنمود داده اند، برای فضاسازی و بلوای جناح ها دلیل موجهی پیش نمی آورد. چرا که این قصه جناحی سر دراز دارد. از سوی دیگر کاهش قیمت اجناس و فراوانی برخی کالاهای ضروری هم مساله ای است که از چشم کم سوی شکست خوردگان در انتخابات همواره دور می ماند. به راستی به استثنای سیاسی کاران و قدرت طلبان و باندهای قدیم و جدید مافیایی و هواداران نامزدهای پرمساله با پرونده های مالی سنگین در انتخابات نهم، چه کسی انکار می کند که اگر وکلای مجلس با داشتن ماشین های مدل بالا و حقوق و مزایا و سفرهای خارجی و پی در پی و مرخصی‌های بی حساب، گاه موکلان. ‌از این روی مردم گرایی شدید و غلیظ کنونی و این دردمندی برای مردم و این همه غم و بیماری دو جناح از گرانی و فقر سبب می‌شود تا ملت بگویند : ای کاش زودتر احمدی نژاد رییس جمهور می شد که ملت آدم به حساب بیایند. گرانی مطالبه آنها باشد. فقر واقعیت پیدا کند و مخارج دولت زیر ذره بین های سیاه راست و چپ برود. واقعیت آن است که هر دو جناح مسیر آلوده‌ای را در پیش گرفته اند. نامش را هرچه بگذارند و پوشش آن را هر رنگی بدهند، مطمئن باشند مردم بنیان ها را دریافته و بر آن تامل دارد. روند تخریب گری فاجعه آمیز انتخابات به شهادت ملت حتی یک لحظه هم پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد توقف نداشته است. آن ویرانگری بی سابقه با اشتباه گمانه زنی‌های سیاسی پیرامون اولویت بندی برنامه‌های احمدی نژاد در انتخابات، پروژه فرهنگ را میدان تاخت و تاز خود قرار داد. ملت بخوبی بخاطر دارد یک دارنده لباس روحانی که نامزد کنونی خبرگان رهبری هم هست رای دادن به احمدی نژاد را بدلیل مرتجع بودنش یعنی دیندار بودن او حرام اعلام کرد.
‌در یک کلمه ملت به یاد می آورد که چه سخن ها که گفته نشد، چه تخریب ها که انجام نگرفت و چه اضطراب و وحشتی که از جمود و تحجر و ارتجاع مردم را بمباران نکرد. اما اراده الهی به این وحدت تخریب و ترور پاسخ داد و آرای مردم را معجزه آسا بر گرد احمدی نژاد رقم زد و این یعنی ایستادگی آگاهانه و یکپارچه ملت در برابر مافیای خطرناکی که با همه وجود ملت را به مصاف گرفته بود.حزب ها، گروهها، باندها، مطبوعات، راست، چپ، صاحبان قدرت پیشین همه و همه به برکت صدا و سیمای ضرغامی هرچه تیر در ترکش داشتند و دارند به سوی احمدی نژاد پرتاب می کنند. چرا ؟ ملت به درستی واقعیت را دریافته است : احمدی نژاد نه تنها خارج از حلقه مافیاگران است، بلکه در اندیشه اش قطع دست این اژدهای هفت سر را می پروراند.از این روی باید فرصت های او را سوزاند، کاه را کوه کرد، هر سخن و قدم و عمل را تخریب نمود و هرکاری انجام داد تا نیمه راه احمدی نژاد از پای بیفتدو مافیا دوباره بر مسند کار قرار بگیرد. به معنای دیگر ملت باید بفهمد خارج از حلقه مافیا هیچ کس دیگر را به ریاست جمهوری نمی تواند برگزیند‌؟! به هرحال امروز همه مردم گرا شده اند و همه از گرانی که گویی یک پدیده عجیب و جدید و بی سابقه است برای مردم مینالند الحق که ضرغامی هم برای مافیا ابزار خوبی است و در بست پوشش همه چیز را توام با کمرنگ کردن، حذف، تضعیف و تخریب دولت دنبال می کند. امروز رییس دولت سازندگی با نوعی دهن کجی به مردم از عدالت به توزیع فقر تعبیر می‌کند و آن را خیانت می خواند!!! و شور مردم را نادیده می گیرد که 8 سال توسعه فقر فزاینده را به مردم ارزانی داشت و خاندان های سرمایه خوار را در حلقه های به هم فشرده حاکمیت بخشید. شگفت تر آنکه امروز درد مردم حتی خاتمی را هم دردمند کرده تا بیاد بیاورد که به احمدی نژاد پیرامون توزیع فقر هشدار داده بود. امروز رییس قوه قضاییه به دولت اخطار می دهد که گرانی بی رویه !؟ را رفع و فتق کند. امروز رییس مجلس مدام اعلام خطر می کند، هشدار می دهد اما او وقت خواندن مقاله های انتقادی نسبت به کارکرد مجلس را ندارد و مردم را هم از دادن نامه به مسولان توبیخ می کند. امروز وکلا، مردم دوست شده اند.
اقلیت و اکثریت از گرانی به مانند یک مولود تازه برای مردم می نالند. وکلایی که 70 نفر از آنها در مجلس ششم حضور داشتند و در مجالس پیشین هم تعدادی از آنها صاحب کرسی بوده اند اما له شدن اکثریت مردم را زیر چرخ های فقر فزاینده گرانی سرسام آور و دیگر مصیبت ها نه دیدند و نه شنیدند.‌امروز کارشناسان هم افزایش یافته اند و هم بسیار مردم گرا. کارشناسانی که به همه امور وقوف کامل دارند و همه با داشتن سمت های متفاوت یک دکتر هم پیشوند نامشان شده است و البته بیشتر تزیینی است و همه برای مردم علیه دولت فریاد سر می دهند. این فضای مسموم، البته دکتر توکلی را به انصاف وا می دارد که به جنگ روانی پیرامون گرانی اشاره کند و مطبوعات چی ها را به پاسخگویی در پیشگاه خداوند انذار دهد و خبرنگاران را به اطلاع رسانی واقعی و نه جنجال آفرینی رهنمون شود.‌اما در سوی دیگرخوش چهره که از آغاز بکار دولت نهم حتی یک جمله جز ناسزا و تخریب و تضعیف علیه دولت از او شنیده نشده 16 سال روند سکولار کردن جامعه و برنامه های نمودن از بالا را از خاطر برده به همین دلیل اینک به هراس افتاده است که عملکرد دولت در آینده جامعه را به لاثیم سوق دهد ؟!!‌ از او می پرسم عملکرد مجلس چطور ؟ شهرداری چطور ؟ شورای شهر ؟ آیا مردم فقط یک چشم دارند و مقدار کمی شعور که آن را هم به عملکرد دولت طبق روال کار حزبها و باندها و تخریب ها و تضعیف ها نموده اند ؟ آیا مجلس را و تصویب ورد لوایح را و نطق ها را و خط و نشان کشیدن ها را و تخریب ها و دشنام ها را و ... ملت را از دستور کار خود خارج کرده است ؟اما من در این واویلای خیلی مردم گرایانه بیاد می آورم روزی از روزهای اوج توسعه و سازندگی را که در مغازه میوه فروشی بر خود لرزیدم و هنوز از یادآوریش بشدت متاثر می شوم. آن روز که رییس دولت در خطبه‌های نماز جمعه سخنرانی ها و ... همراه با دهها تریبون یار و یاورش از رفاه مردم می گفت و ثمربخشی برنامه های توسعه را مدام بر سر و جان مردم می کوفت. همان روز که زن بدحجابی به دلیل قیمت سرسام آور میوه نیم کیلو زردآلوی خریده را پس از شنیدن قیمت بسیار بالای آن به فروشنده باز گرداند. آن زن کودک خردسالی هم در آغوش داشت. اما نه آن روز و نه فردای اصلاح طلبانه و نه امروز هیچ یک از این حنجره های مردم دوست کمترین زحمتی به خود نداد از گرانی و بیدادهای رفته بر ملت مانند امروز فریاد کند. چرا ؟ باز بیاد می آورم یک برنامه تلویزیون هنگام افطار ماه رمضان در دوره درخشان اصلاح طلبی را که ثمره شوم توسعه و سازندگی بود. در آن برنامه زن جوانی با تمام عزت نفس از نبود حتی نان بر سر سفره افطارش اشک ریخت و شوهر جوانش با دست صورت خود را پوشانید. اما باز هم هیچ گوشی نشنید و هیچ چشمی ندید.
فردای آن روز مقاله ای تحت عنوان آی صاحبان پژو پرشیا، زن جوانی بر سفره نان ندارد خطاب به مجلسیانی نوشتم که دهها نفر از اکثریت امروز مجلس در آن حضور داشتند. چرا که دولت در فکر اصلاحات بود و هیچ صدایی را جز آن نمی شنید!اما نه آن وکیلان و نه آن وزیران و نه رییس قوه قضاییه و نه هیچ کارشناسی وقت خواندن آن مقاله را نداشت و دیدن آن صحنه هم از تلویزیون حتماٌ حرام بود و اینها همه یعنی اصلاحات و توسعه یعنی آنچه دهها وکیل این مجلس و دهها حزب و گروه و باند برای استمرار برنامه های آن پیرامون رقیب احمدی نژاد حلقه زدند و برای رای آوردنش آنچه توانستند انجام دادند.ملت از رییس مجلس و وکیلان چه انتظاری دارد ؟ تنها می توان گفت مردم خشم رییس مجلس در برابر اظهار اعلان لیست 70 نفره مفسدان اقتصادی توسط رییس جمهور از یاد نخواهد برد. هر چند که پی در پی تیترهای روزنامه های چپ و راست از فریادهای ضد گرانی او پر شود. ملت از وکیلان چه توقعی می تواند داشته باشد آنگاه که وکیل تهران روحانی و معلم اخلاق دردمندی نسبت به مردم چنان بی تابش می کند که این جمله بسیار اخلاقی او تیتر روزنامه دوم خرداد می شود : دولتمردان زیپ دهنشان را ببندند و در مورد گرانی ها حرف نزنند. به روی چشم، آقای وکیل و معلم اخلاق !! اما من و بسیاری از موکلان متاسفانه یا خوشبختانه نمی توانیم فراموش کنیم که شما از نخستین کسانی بودید که در برابر مخالفت دکتر توکلی با گرفتن موبایل نمایندگان در آغاز بکار مجلس اصولگرای هفتم با همین خشم فریاد برداشتید : من اولین کسی هستم که در برابر مخالفین خواهم ایستاد ؟ و باز هم فراموش نمی کنیم که شما بارها با رقیب احمدی نژاد با صراحت و قاطعیت حتی پس از پیروزی احمدی نژاد تجدید بیعت نموده اید. آیا خدای شما هم می پذیرد که گرانی امروز را یک پدیده خلق الساعه و با این دردمندی علیه دولت آن هم با این اخلاق گرایی علم کنید ؟ ملت که پذیرا نیست این را. مردم گفته ها، نوشته ها و رفتارهای همه دل سوزان امروز !!؟ را با سکوت، تایید و تحسین دیروزشان از اصلاح طلبی و توسعه به خوبی در ذهن نگه‌داشته اند. همین است که با این دل نگرانی ها نه تنها تحریک نمی‌شوند بلکه برای یاری احمدی نژاد فرصت بیشتری در اختیار او می گذارند. در عین آنکه هم تحرکات فرصت سوز تخریب گران دو جناح را بدقت دنبال می کنند و هم اهداف سیاسی را سیاستمدارانه مورد توجه قرار می دهند.مردم مراقب رفتار قوتی مقننه و قضاییه هستند. مطبوعات را بخوبی می شناسند. رسانه ضرغامی را بی اعتماد طرد می کنند. مردم واقعیت ها را درک می کنند و آنها را با سخن و عمل صادقانه مخلصانه و به دور از هر شایبه احمدی نژاد ارزیابی می‌نمایند.بنابراین مردم هوشمند هستند، دینمدارند، مرز میان اخلاص و صداقت، اخلاق گرایی و اخلاق ستیزی، دین مداری و فریبکاری، عدالت محوری و حزب محوری و در یک سخن دین گرایی و خدا گرایی را به خوبی می شناسند. لباس و اسم و نشان و دیگر درجات میدان سیاست مردم را طعمه خود نخواهد کرد. آنها بخوبی می‌دانند که برای هر دو جناح کرسی ریاست جمهوری هدف و مقصد است. اما آیا این تلاش نافرجام، فرجامی خواهد داشت ؟!‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات