گردآوری: ژیلا رشیدینیا
هوگو چاوز تا قبل از آنکه در سال 99 میلادی کرسی ریاست جمهوری را در دست بگیرد اشاره چندانی به سوسیالیسم نمی کرد. ولی در روز سه دسامبر سال جاری میلادی بیش از 60 درصد از ونزوئلایی هایی که به پای صندوق رای رفته بودند ادعا داشتند که نه به چاوز که به سوسیالیسم بولیواری رای میدهند.
چاوز حق دارد که مدعی این پیروزی بزرگ باشد. آمارهای مربوط به نتایج انتخاباتی نشان می داد که 61 درصد آرا انتخاباتی متعلق به چاوز و 38 درصد آن متعلق به مانوئل روسالس رقیب انتخاباتی وی است. اما نکته ای که بسیار حایز اهمیت بود آن است که مردم ونزوئلا در مورد انقلاب بولیواری چه میدانند؟ بولیوار در واقع نام قهرمان اسطوره ای قرن 19 است که برای کسب استقلال این سرزمین مبارزه میکرد.
نظرسنجی هایی که در سطح ونزوئلا صورت گرفته نشان می دهد که مردم این سرزمین می پندارند بولیوار تبلور نوعی طرح جدید برای توسعه رفاه اجتماعی است و با تقسیم عادلانه ثروت در میان مردم سروکار دارد. هنوز بسیاری از مردم ونزوئلا از ایده پذیرش نظام کوبایی و سلطه چنین نظامی بر کشورشان نگرانند. نظرسنجی های اخیر نشان می دهد که این عده بیش از 80 درصد از مردم ونزوئلا را تشکیل می دهند. این در حالی است که چاوز و فیدل کاسترو روابط نزدیکی با هم دارند و انقلاب «پنهان» آنان تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد.
آنچه از نوع نظام چاوزی برمی آید آن است که این نظام درصدد ایجاد نوعی حکومت مادام العمر با عنوان جمهوری است که درآن چاوز و هوادارانش اوضاع کشور را به طور کامل در دست دارند. مشابه همین نظام حکومتی را در کوبا نیز می توان مشاهده کرد.
از منظر سیاسی این دو کشور نظام خود را مردمسالار می دانند. طبق این نوع از مردمسالاری سوسیالیستی، شوراها و انجمن های سوسیالیستی نظارت بیشتری بر منابع کشور دارند و می توانند بدون درگیرشدن در بروکراسی رسمی دولتی به کمک مردم بشتابند. احزاب سیاس موجود در ونزوئلا اختلاف چندانی با یکدیگر ندارند و به راحتی می توان همه آنها را در یک «حزب انقلابی چاوزی» دستهبندی کرد.
ایجاد چنین نظامی می تواند فواید بسیاری برای صاحب انقلاب داشته باشد. چاوز می تواند با کمی تغییر در قانون اساسی کشور، طرح جدیدی در را در مجلس به تصویب برساند که به وی امکان پیروزشدن در انتخابات های آینده را می دهد و او قادر خواهد بود که بارها و بارها به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری در انتخابات شرکت کند.
هوگو چاوز نام این قبیل اقدام ها را دموکراسی مشارکتی گذاشته است. در عالم خیال بحث بر سر دموکراسی مشارکتی می تواند جالب باشد ولی در عالم واقع این نوع از دموکراسی باعث شده که تمرکز قدرت در دستگاه حکومتی چاوز بیشتر شو و او بتواند بیش از پیش با مردم ونزوئلا به نوعی تفاهم دست یابد.
هنوز مشخص نیست که این اقدام های دولت چه فضای آزادی را می تواند برای اپوزیسیون ونزوئلا باز کند. هوگو چاوز پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سعی کرد سخاوت خود را به رقیبان انتخاباتی نشان دهد. او در سخنانی اعلام کرد که معتقد است رقیبان انتخاباتی اش به قوانین «دموکراتیک» احترام می گذارند. این درحالی است که تعبیر چاوزی از قوانین دموکراتیک با تعریفی که در سایر نقاط جهان وجود دارد متفاوت است. چاوز در این حال خط مشی آینده ونزوئلا را درنطق پس از پیروزی خود مشخص کرد و گفت؛ «در ونزوئلا دیگر جایی برای نظام های غیر از نظام انقلاب بولیواری وجود ندارد.»
روسالس رهبر حزب سوسیال دموکرات که از پیش نسبت به شکست خود در انتخابات آگاه بود، پس از مشخص شدن نتایج آرا بلافاصله شکست حزب خود را در انتخابات اعلام کرد. وی سپس مدعی شد که چاوز نمی توانسته با این اختلاف زیاد 20 درصدی در انتخابات پیروز شده باشد.
با این حال، آنچه که تحلیلگران غربی را نگران کرده این است که چاوز دیدگاه های سوسیالیستی خود را به نحوی افراط گرایانه دنبال می کند. نیروهای اپوزیسیون داخلی ونزوئلا نیز که می پنداشتند نوعی اختلاف نظر میان این دو رقیب انتخاباتی وجود دارد از روسالس خواسته بودند که مردم را دعوت به راهپیمایی علیه حکومت چاوز کند. اما او به شدت با برگزاری تظاهرات مخالفت کرد و حتی نسبت به نتیجه انتخابات اعتراضی نشان نداد. این احتمال وجود دارد که روساس بخواهد اپوزیسیون ونزوئلا را با هم متحد کند و امیدوار باشد که شاید بتواند در انتخاباتی دیگر بر چاوز پیروز شود. این امر تنها درصورتی امکانپذیر خواهد بود که وی بتواند در دستگاه حکومتی چاوز رخنه کند و بعضی از هواداران وی را به خود جلب کند.
درصورتی که چاوز بخواهد بیش از پیش به سوسیالیسم کوبایی نزدیک شود و به آن پایبند بماند احتمال آن می رود که محبوبیت خود را در میان هوادارانش از دست دهد. این امر می تواند در نهایت به پیروزی رقیبانش تمام شود. در چنین حالتی حکومت فقط دچار نوعی انتقال قدرت می شود و انقلاب همچنان پابرجا می ماند. این احتمال نیز وجود دارد که چاوز فشار بیشتری را بر بخش خصوصی اقتصادی ونزوئلا وارد کند. پیش از این نیز بخش خصوصی این کشور از نظارت دولت بر قیمت ها و تبادل ارز آسیب زیادی دیده بود. چاوز معتقد است که نظام سرمایه داری سرمنشاء همه بدبختی های جهان است و پیشنهاد کشورهای آمریکای لاتین و ایالات متحده آمریکا را برای ایجاد بازار آزاد در منطقه قبول ندارد. او معتقد است که نظام سرمایه داری را با نظامی مبتنی بر یکپارچگی و جایگزین می کند. در نظام ایده آل چاوز شرکت های جدیدی باعنوان «شرکت های تولیدی سوسیال» اقتصادی کشور را در دست می گیرند و در دنیایی مجازی سود خود را در اختیار نیازمندان قرار می دهند. با این وجود باید گفت که تئوری های چاوز هرگز مورد توجه اقتصاددانان برجسته قرار نگرفتهاند.
پلههای پرش چپگرایان
تاکنون روند گسترش اندیشه های چپ در آمریکای جنوبی چندان هم بد نبوده است. دانیل اورتگا در نیکاراگوا، رافائل کورنا در اکوادور و حالا تضمین باقی ماندن چاوز در قدرت برای 13 سال متوالی. این امر بیانگر آن است که چپگرایان آمریکای لاتین قصد دارند این منطقه را از آن خود کنند. این در حالی است که ونزوئلا قصد دارد مدلی سوسیالیستی را به جهان عرضه کند که اقتصاد آن بر دلارهای نفتی استوار است و می خواهد این الگو را به کشورهای همسایه خود صادر کند. هرگاه که بهای نفت کاهش می یابد مسئله صدور انقلاب با وقفه مواجه می شود و چاوز ناگزیر به حفظ دستاوردهای آن در داخل کشور میشود.