تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۸  ، 
کد خبر : ۹۵۷۱۱

پنتاگون در گرداب عراق


گرفتار شدن ارتش آمریکا در عراق که تاکنون 2500 سرباز خود را از دست داده و فقدان چشم انداز سیاسی یا نظامی برای خروج از بن بست، باعث ایجاد شورشی در وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) و سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) شده است.
نگرانی از دشواری های سربازگیری و بانگ خطر ژنرال های پیشین بازنشسته که به شدت طنین انداخته بود، دست و بال کاخ سفید را به شدت بسته است.
اکنون «جرج بوش» رییس جمهور آمریکا، در میان مردم حتی از «لیندون جانسون» در سال 1968هم نامحبوبتر است.
به یقین می توان گفت که نزد بسیاری از مردم آمریکا، بیانیه های خوش باورانه دولت درباره جنگ عراق که بارها تکرار شده است و هر بار خلاف آن ثابت شده، درست مانند بیانیه هایی ازهمان قماش در دوران جنگ ویتنام، تنها می تواند خشم و ریشخند مردم را برانگیزد.
بی اعتنایی بوش به کنگره و صلاحیت های فراقانونی که به خویش بخشیده، نه تنها اعتراضات تند نمایندگان دمکرات مجلس، بلکه ناخشنودی جمهوریخواهان را نیز برانگیخته است.
در خود نهادهای دولتی، بحران از همه جا آشکارتر است. «لوئیس لیبی» معروف به «سکوتر» رئیس دفتر «دیک چنی» معاون رئیس جمهور به اتهام افشای هویت خانم «والری پلیم» کارمند مخفی سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) نزد روزنامه نگاران خودی به منظور بدنام کردن همسرش «جوزف ویلسون» که به نزد مخالفت با جنگ عراق برخاسته بود، تحت تعقیب قانونی قرار گرفت.
فاش کردن نام ماموران مخفی سیا، جرمی است که در دیوان فدرال قابل پیگرد است و قطعا متهمان دیگر از جمله «کارل روو» مشاور سیاسی اصلی بوش که از سمت خود در کاخ سفید استعفا داده را نیز به دادگاه می‌کشاند.
با این همه صدور قرار مجرمیت تنها بخش نمایان شکافی است که میان کاخ سفید از یکسو و سازمان مرکزی اطلاعات و نیز قسمت مهمی از سلسله مراتب نظامی از دیگر سو گسترش می‌یابد.
دیر زمانی است که ناسازگاری میان اعضای سازمان مرکزی اطلاعات و دستگاه ریاست جمهوری درباره جنگ عراق آشکار شده است. «وال استریت ژورنال» در سال 2004 در تفسیری بر قضیه ویلسون، درز کردن اطلاعات ازمنشا سیا را که در ادعاهای رییس جمهور خلل می انداخت محکوم کرد و نوشت: «دستگاه بوش» با دو یورش سر و کار دارد، یکی در عراق و دیگری در صحن سازمان مرکزی اطلاعات.
مسئولان سازمان و دستگاه های امنیتی از چندین سال پیش به نکوهش ترفندهای بوش برای درگیر ساختن ایالات متحده در جنگ پرداخته‌اند.
به تازگی نیز «پل پیلار» مسئول پیشین خاورمیانه و جنوب آسیای سیا و نویسنده گزارشی بدبینانه درباره عراق که در سال 2004 به بیرون درز کرد، بار دیگر تاکید کرده است که دولت «کوششی سازمان یافته برای گمراه کردن» به منظور برافروختن آتش جنگ براه انداخته بود.
برای پایان بخشیدن به نغمه های ناسازگار و مهار سیاسی منتقدان بود که بوش در سال 2004 «پورتر گاس» را در راس سیا گماشت. اما دلسردی ها و تفرقه هایی که این سازمان اطلاعاتی را به لرزه درآورده است بر عزم وی پیروز آمد و باعث کناره گیری اجباری وی شد.
در طول دو سالی که وی بر سر کار بود، ده ها تن از مسئولان و تحلیل گران سازمان و به طور مشخص در ادارات مسئول عملیات پنهانی از سمت خود کناره گرفتند.
از سوی دیگر، اینک ناخشنودی در رده های ارتش هم برملا شده است. چندین ژنرال نامدار بازنشسته که روشن است بسیاری از نظامیان در صف همراهی آنان هستند، آشکارا «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع و شیوه اداره جنگ عراق به دست وی را به باد انتقاد گرفته‌اند.
بخشی از این حمله های بی سابقه را مخالفت نظامیان با تهاجم احتمالی دیگر برانگیخته است که از فرجام زیانبارش برای ایالات متحده و ارتش آمریکا بیمناک هستند.
اطلاعاتی که از درون دستگاه های دولتی به گوش روزنامه نگارانی چون «سیمور هرش» از نیویورکر رسانده اند، شاهد مثالی بر عزم بسیاری از افسران برای پیشگیری از ستیزه تازه‌ای است.
در واقع نظامیان عقیده دارند که حمله آمریکا به یک کشور دیگر مخاطره راه افتادن موجی از رویارویی ها و اقدامات تلافی جویانه ای را دربردارد که می توانند سرانجام آتش جنگی پردامنه را شعله‌ور سازند.
آنها فقط از پیامدهای زیانباری که چنین جنگی می تواند برای نیروهای آمریکایی به بار آورد واهمه ندارند، بلکه هراس آنها همچنین از چشم انداز کارزار عمده دیگری است که ایالات متحده را به برقراری مجدد سربازگیری ناچار سازد زیرا تجربه ویتنام یادآور آن است که ارتشی که از سربازان وظیفه فراهم آمده باشد، غالباً بیشتر دستخوش رنجش و باختن روحیه است.
اگر چنین شود اعتراضات گسترده مردمی در خاک آمریکا علیه ماجراجویی های بین المللی واشنگتن می تواند امپراتوری آمریکا در خاورمیانه را تندتر به سوی فرجام خود پیش راند.
رئیس جمهور ایالات متحده توان کارشکنی نهادهایی مانند ارتش و سازمان های اطلاعاتی در سیاست کاخ سفید را دست کم گرفته بود، که نه با شورشی مستقیم بلکه با سیل مداومی از کناره گیری ها و به بیرون درز دادن اطلاعات با کاخ سفید به مقابله برخاسته‌اند.
این «سلاح ها» که نهادهای محافظه کار همواره علیه حکومت های دمکرات به کار می برند، امروز گروه حاکمی را نشانه رفته که هرگز از پیش کشیدن اولویت های امنیتی دست برنداشته است.
مداخله سیاسی ارتش و دستگاه های اطلاعاتی در نگاه نخست برای دمکرات ها اطمینان بخش نیست. اما اگر این نیروها به مخالفت با قدرت حاکم درآویخته اند، به دلیل اهمال کاری دوگانه است. از یکسو کنگره در انجام وظایف نظارت و کنترلی که قانون اساسی برعهده وی نهاده ناتوان است و از سوی دیگر حزب دمکرات در مسائل مربوط به دفاع و سیاست خارجی یارای رویارویی با کاخ سفید را ندارد.
پیروزی احتمالی در انتخابات مجلس قانونگذاری نوامبر 2006 شاید دمکرات ها را برانگیزاند تا مسئولیت شکست و هزیمت عراق را برگرده دولت بوش بگذارند و زنجیره ای از تحقیق و تفحص های مجلس را به راه اندازند که شاید به وارد ساختن اتهامات دیگر و برکناری هایی در بالاترین سطح بیانجامد.
با این همه هرچه پیش آید شیوه رفتار ایالات متحده در جهان تأثیر چندانی از آن نخواهد پذیرفت.
به یقین برخی از سردمداران دمکرات خواستار واقعیت پذیری و خویشتنداری بیشتری از آنچه دولت بوش تاکنون نشان داده، هستند. با این همه رهبران این حزب هرگز تردید واقعی در رویکرد آمریکایی به جهان روا نمی‌دارند.
برداشتی از برتری جویی ایالات متحده در جهان که رئیس جمهور «بیل کلینتون» مدافع آن بود، کمتر از رویکرد جمهوری خواهان به ستیزه کاری گرایش داشت و هم پیمانی ها زیر سایه رهبری آمریکا را بیشتر از فرمانروایی یک جانبه می پسندید، اما به همان اندازه بلندپروازانه بود زیرا هر دو حزب اصلی از همان بینش «تافته جدا بافته»ای برخوردارند که به موجب آن «ماهیت نیکوکارانه» قدرت آمریکا و روا شمردن موقعیت مسلط آن در جهان اصول اعتقادی است که به ندرت محل گفت وگو بوده است.
بینش های دو حزب به ویژه در حیطه ای که اوضاع در آن از همه جا وخیم تر است، یعنی درباره مسئله «خاورمیانه»، به یکدیگر نزدیکترند. همانگونه که کلینتون نشان داده است، هم دمکرات ها و هم جمهوری خواهان با دستمایه استیلای اسرائیل، خواهان تضمین سیطره آمریکا در منطقه بوده اند، حتی اگر چنین هدفی احتمال جنگ های پیاپی را افزایش دهد.
هر دو حزب همچنین از هرگونه سازشی با دولت هایی سر باز می زنند که آنها را «اوباش» توصیف کرده‌اند.
هر دو حزب که به یکسان تحت نفوذ محافل توانمند هواخواه اسرائیل قراردارند، عزمی همانند برای خودداری از دست زدن به عملی قاطع برای پایان بخشیدن به ستیزه اسرائیل و فلسطین را آشکار ساخته‌اند.
هرچند بیش از پیش برخی دمکرات ها خواستار بیرون کشیدن زود هنگام نیروها از عراق هستند، اما برد فراخوانی آنها به طرز غریبی کاهش یافته، زیرا از ارائه تدبیر دوراندیشانه متفاوتی با آنچه بوش برای سرتاسر خاورمیانه عرضه کرده است، ناتوانند.
سیاستی که دمکرات ها درباره نقاط دیگر جهان روا می دارند کمتر از سیاست کاخ سفید بلند پروازانه نیست، به ویژه هنگامی که مسئله اغوای روسیه در قلمرو نفوذ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پیشین باشد.
نظامیان بیشماری هستند که قصد دارند جلوی این ستیزه تازه را بگیرند. ایستادگی آنها هنوز به گشایشی سیاسی راه نبرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات