م. اردبیلی
اگر تصور کنیم کاخ سفید با اشغال عراق و افغانستان و به عضویت در آوردن برخی از همسایههای شمالی کشور ما در پیمان ناتو و ارتباط تنگاتنگ با حاکمیت برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس برای مقابله با امواج انقلاب اسلامی، تلاش میکند کشور ما را در محاصره اقتصادی، فرهنگی و فیزیکی قرار دهد، به طور طبیعی این سوال پیش میآید، در شرایطی که آمریکا و ایران از نظر در اختیار داشتن ابزارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی بسیار متفاوت هستند تکلیف حاکمیت و ملت ایران چیست؟ برای روشن شدن فاصله این تفاوت کافی است دقت کنیم که بودجه نظامی سالانه آمریکا حدود 550 میلیارد دلار است در حالی که کل درآمد ارزی کشور ما شاید از 25 میلیارد دلار تجاوز نکند.
سیاستی که برخی از کشورهای جهان سوم در پیش گرفتند پذیرش استراتژی یکجانبهنگر غرب است. حاکمیت غالب اینگونه کشورها برخلاف نظر ملتها آرمان نخبگان و استقلالطلبان خود و صرفاً برای حفظ دوام چند سال حکومت است. آنها حاضر شدهاند دقیقاً همان نقشی که غرب تحمیل کرده است را قبول کنند. به طور طبیعی آینده این کشورها و ملتها روشن و امیدبخش نیست. این گونه کشورها اجازه ندارند اقتصاد و فرهنگ و سیاست بینالمللی خود را آنگونه که ترجیح میدهند بسازند؛ چون اصولاً استقلال ندارند.
اما کشور ایران با پیشینه تاریخی بسیار عمیق و پتانسیلهای فرهنگی و اعتقادی و به واسطه داشتن ملتی شجاع و استقلالخواه و مسلمان به طور طبیعی نمیتوان راه این کشورها و ملتها را پی بگیرد. در طول تاریخ، مطلوب غالب جنبشهای اجتماعی و سیاسی مردم ایران دستیابی به حاکمتی اسلامی بوده است و این آرمان تاریخی در ربع قرن اخیر به وقوع پیوسته است و ملت ایران بالاخره روی سکوی پرش به سمت بازیابی جایگاه رفعی تاریخی خود است.
برای پاسخ دادن به سوال فوق لزوماً باید به این پرسش پاسخ بدهیم که اصول حاکم بر سیاست خارجی در اسلام چیست؟
اولین اصل حاکم بر سیاست خارجی در اسلام «نفی سلطه بیگانه» است و «ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً.»
طبق آموزههای قرآن برای اینکه مسلمانان اسیر دام بیگانگان نگردند و استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ کنند، لزوماً باید «دشمنشناس» باشند، سپس «اهداف» او را شناسایی کرده و در نهایت «برنامهها و راههای دستیابی به آن اهداف»را درک کرده باشند؛ چون غفلت از هر یک از این امور زمینههای شکست و در نتیجه سلطه بیگانگان را به دنبال دارد.
در قرآن به برخی از اموری که غفلت از آنها برای مسلمین خطرناک است اشاره و تأکید شده است.
- غفلت از ایدئولوژی و مکتب «ودوالوتکفرون کما کفروا فتکونون سواء»
- سهلانگاری و بیتفاوتی در مقابل ارزشها «ودوا لو تدهن فیدهنون»
- خلع سلاح نظامی «ود الذین کفروالو تغفلون عن اسلحتکم»
- خلع سلاح اقتصادی «ود الذین کفروالو تغفلون عن اسلحتکم و امتعتکم»
و شاید در همین راستاست که در جای دیگر به مسلمین تأکید میشود که خود را به حدی مجهز کنند که دشمن از آنها قطع امید کند.
بنابراین ملت مسلمان نمیتواند استراتژیهای سیاسی بینالمللی خود را برخلاف ایدئولوژیاش تنظیم کند و بحمدالله دولت نهم سیاستهای خود را در همین راستا تنظیم کرده است. کوتاه نیامدن در بحث دستیابی ایران به انرژی هستهای فقط یک جنبه از جوانب مختلف این رقابتهاست.
خداوند متعال به مسلمانان وعده داده است در شرایطی که عِده و عُده آنها نسبت به دشمنان کمتر باشد در صورت پایداری و مقاومت از نصرت الهی برخوردار میشوند، بنابراین پاسخ سوال فوق کاملاً روشن است.