محمد پهلوانی
مخالفت استکبار جهانى با دستیابى ایران به دانش هستهاى و تامین سوخت هستهاى در داخل کشور، امرى طبیعى و قابل پیشبینى بود، چرا که اقتضاى خوى استکباری، همین است. ماهیت استکبارى غرب و آمریکا و مخالفتهایشان با ملتها و دولتهاى استقلالخواه بویژه با ملت و دولت ایران پس از پیروزى انقلاباسلامى مسئله جدیدى نیست و تا زمانى که جمهورى اسلامى ایران بر استقلال خود اصرار مىورزد، استکبار جهانى همین رویه را ادامه خواهد داد.
آنچه مسلم است دیپلماسى مسئولان پرونده هستهاى در چند سال اخیر براساس تدابیر رهبر معظم انقلاباسلامى توانسته است مصالح ملی، منافع جمهورى اسلامى ایران و ملت ایران را حفظ کند و این مهم در دوره مسئولان جدید هستهاى بیش از پیش محقق شده است. پس از آنکه با توجه به شرایط داخلى در دوره دولت اصلاحات و مجلس ششم که شرایط خاصى را از لحاظ مولفههاى اقتدار داخلى و ملى براى کشور رقم زده بودند تمام راههاى ممکن پیرامون اعتمادسازى امتحان شد.
با شکلگیرى مجلس اصولگرا و بویژه بعد از روى کار آمدن دولت نهم و تغییر مسئولین پرونده هستهاى شرایط داخلى بسیار مناسبى فراهم شد و با دستور قاطع رئیس جمهور محترم، مبنى بر فک پلمب مراکز هستهای، غرور سرشار از امید، تحرک، شادمانى وافتخار زایدالوصفى سراسر وجود ایرانیان را فرا گرفت.
هم اکنون هرچند قطعنامه 1737 پس از مدتها، به منظور ایجاد جنگ روانى علیه ایران و حفظ آبروى آمریکا و انگلیس با بهرهگیرى از لابىهاى صهیونیستى از ترکیب شوراى امنیت صادر شد ولى هوشمندى و اقتدار مسئولین ایرانى باعث شد که رسانههاى خارجى که ذرهاى نیت خیرخواهانه و مسالمتآمیز راجع به ایران ندارند اعتراف کنند که “اقتدار ایران، شوراى امنیت را به بازى گرفته است.”(1) روزنامه قطرى الوطن نوشت: “آرزوى حمله به ایران مثل این است که شیطان آرزوى بهشت کند.”(2)
برخى فعالان سیاسى که سالیان سال، همفکرانشان از افراد موثر در جریان پرونده هستهاى ایران بودهاند اظهاراتى مىکنند که حقیقتا محل تامل است. آقاى حسین مرعشى از اعضاى حزب کارگزاران سازندگى که با فعالان مدعى اصلاحطلبى ائتلاف نموده است، در نوشتاری(3) چنین مىنگارد: “ما در دوره گذشته با مذاکرات فشرده و با استفاده از ظرفیتهاى ملى خود توانسته بودیم راه را براى ارجاع پرونده هستهاى خود به شوراى امنیت ببندیم و اجازه ندهیم حتى یک قطعنامه در شوراى حکام علیه ما صادر شود. چه شد که تحت تاثیر سیاستهاى اشتباه در دوره اخیر پرونده برخلاف پیشبینى آقایان به شوراى امنیت رفت. ملت ایران با افتخار هزینه هر مبارزهاى را براى احقاق حق خود مىپردازند ولى ظلم است که هزینه بىکفایتى این و آن مسئول را بپردازند. به نظر من سیاست خارجى و امنیت ملى کشور اگر نمىتوانند که با تجربه یک و نیم سال اخیر مشخص شده که نمىتوانند، بهتر است به جاى تحمیل هزینههاى سنگین به کشور و نظام اسلامى راه کنارهگیرى را انتخاب و امور کشور را به افرادى که قادرند با عقل و تدبیر مشکل را حل کنند بسپارند.” سعى ما بر این است رویکرد تحلیلى واقعبینانه به اظهارات فوق داشته باشیم.
1- اگر پیشفرضهاى جناب مرعشى را احصا کنیم، به نظر مىرسد ایشان هنوز در حال و هواى هفته دوم انتخابات ریاست جمهورى 84 هستند که در برنامه تلویزیونى بىمحابا، بدون رعایت اخلاق پسندیده عباراتى شبیه به همین عبارات رابه کار مىبردند. ایشان هنوز در این فکر هستند که در میتینگ انتخاباتى علیه رقیب صحبت مىکنند.
2- ایشان خود و بستگانشان مسابقه طولانى مدیریتى وسیاسى دارند، اگر واقعا ذرهاى از هوش و درایت سیاسى بهرهمند بودند و به خوبى از شرایط بینالملل و سوءاستفاده مالى تبلیغاتى رسانههاى بیگانه از هر نکته ولو بىاهمیت علیه نظام جمهورى اسلامى ایران مطلع بودند هرگز چنین عبارات اهانتآمیزى را علیه مسئولین مربوطه به کار نمىبردند. چرا که این نوع موضعگیرى از همگان غلط است چه برسد به یک فعال سیاسى منتسب به یکى از مسئولین بلندپایه کشور.
3- ظاهرا ایشان تا هنگامى که همانند گذشته تمام مناصب و مصادر حکومتى را در قبضه خود و همفکرانشان مشاهده نکنند، همگان را متهم به بىتدبیرى و ناکارآمدى مىنمایند.
4- ایشان هیچ اشارهاى نکردند که در دوره قبل چگونه از صدور قطعنامه علیه ایران جلوگیرى کردهاند؟ آیا انفعال و سستى در روابط خارجى و پذیرش خواستههاى مخالفان در رنگ و لعابهاى متفاوت دلیل بر دیپلماسى فعال و مدبرانه است؟خوشبینانه بیندیشیم اوضاع و احوال در آن زمان اقتضا مىکرد براى جلب اعتماد کشورهاى بیگانه، موقتا به تعلیق غنىسازى بپردازیم.
5- به نظر مىرسد با تعریفى که آقاى مرعشى و غالب اصلاحاتیان از تدبیر، عقلگرایى و دیپلماسى قوى با توجه به عملکرد دوران خود ترسیم مىکنند، باید سلاطین بىکفایت قاجاریه را که شهرهاى ایران را به طرفهالعینى با مذاکره و بدون ذرهاى تنش و خونریزى به بیگانه واگذار کردند، مدبرترین، زیرکترین، عاقلترین و سیاستمدارترین زمامداران تاریخ ایران بدانیم. نمىخواهم مسئولین قبلى را به وادادگى وضعف متهم کنم، بلکه مىخواهم بگویم همواره در تمام شرایط، اینگونه نیست که عقلگرایى در جلوگیرى از تنش باشد به هر قیمتی.
در پایان خوب است به گزارش اسکات ریتر یکى از کارشناسان و بازرسان تسلیحات هستهاى اشاره کنیم که شاید براى جناب آقاى مرعشى وهمفکرانشان در تحلیل واقعىتر مسائل جارى کشور مفید باشد. اسکات ریتر که سالها از طرف آمریکا و سازمان ملل، مامور بررسى تاسیسات نظامى عراق بود، اخیرا از ایران و تاسیسات هستهاى نطنز دیدن کرد وپس از بازگشت به آمریکا در مقالهاى حقایقى از ایران را منعکس نمود که در مطبوعات و رسانههاى رسمى و مسلط آمریکا کمتر به چشم مىخورد. ریتر در مقاله خود مىنویسد: “بازدید از ایران چشمهاى من را باز کرد وایرانى که من مشاهده کردم با ایرانى که معمولا در رسانههاى آمریکا ترسیم مىشود متفاوت است.” او این گزارشهاى متعصبانه درباره ایران را یک جهالت و نادانى همگانى و مشترک مىخواند و نگران است که اینگونه تحریف در بین مردم و نخبگان آمریکا، ایالات متحده را به یک گرداب دیگر مثل عراق بیندازد. وى مىنویسد:”تحلیلهاى رسانههاى غرب و آمریکا از ایران، اصولگرایان و دولت احمدىنژاد، مخدوش است.”(4)