تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۹۵۷۶۰

ترکمنستان، چالش قدرت

محمد ملازهی

«صفر مراد نیازاف» رئیس جمهور مادام العمر ترکمنستان به دلیل ایست قلبی درگذشت. طبق قانون اساسی ترکمنستان قرار بود «آساریف» رئیس مجلس سنا جانشین رئیس جمهور متوفا شود، اما او به اتهامهایی که ماهیت آنها روشن نشده بازداشت و حالت فوق العاده در ترکمنستان اعلام شده است. این تصمیم از طرف شورای امنیت ملی در عشق آباد گرفته شد، و احتمالاً باعث بروز شکاف بین نخبگان سیاسی و نظامی امنیتی از یک طرف و بین مردم و صاحبان جدید قدرت خواهد شد.
ساخت ذهنی قدرت در ترکمنستان بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی بر مدار شخصیتهای قدرتمند حزب کمونیست سابق قرار گرفت. رهبران سابق حزبی در قالب ناسیونالیزم قومی به بازسازی قدرت پرداختند، در ترکمنستان هم چون سایر کشورهای جدا شده از روسیه تصور می شد در شرایط حساس پیش آمده اگر قدرت متمرکز و کارآمدی جایگزین نظام حاکم سابق نشود، آسیای مرکزی با بحران سیاسی و جنگهای داخلی درگیر خواهد شد. در ترکمنستان این برداشت وجود داشت که سه نیروی مؤثر داوطلب قدرت وجود دارد.
1- رهبران حزبی سابق
2- نیروهای قوم محور
3- نیروهای اسلامی
از میان این سه نیرو که بالقوه توان جایگزین شدن نظام سابق را داشتند، به دلایل متفاوتی رهبران حزبی سابق در موقعیت برتر قرار گرفتند، منتها وابستگیهای ایدئولوژیکشان به حزب کمونیست مانع عمده ای در راه پیروزی شان به شمار می آمد. جالب توجه است که در ترکمنستان برخلاف تاجیکستان و ازبکستان که تحت تأثیر جهاد در افغانستان قرار گرفته بودند و اسلام گراها از مدعیان اصلی قدرت بودند، جناح اسلام گرا در موقعیت تهدید کننده ای برای حاکمان جدید قرار نداشت و درست به همین دلیل بود که صفر مراد نیازاف توانست به سرعت ایدئولوژی حزبی را کنار بگذارد و در قالب یک شخصیت قوم محور ترکمن ظاهر شود. انتخاب عنوان «ترکمن باشی» پدر ملت ترکمن و طرح این شعار که ترکمنستان را به زودی به کویت آسیای مرکزی تبدیل خواهد کرد، امید زیادی را در جامعه مسلمان ترکمن برانگیخت، ذخایر گاز کشف شده این کشور کمک کرد که «ترکمن باشی» قدرت حزبی سابق را در شکل قوم محوری آن بازسازی کند.
در یک قضاوت منصفانه نمی توان این تجربه را کاملاً منفی ارزیابی کرد. باید مجموعه شرایط ترکمنستان را در نظر گرفت. نوعی عادت اجتماعی از واگذاری مسئولیت به دولتمردان در دوره قدرت اتحاد شوروی شکل گرفته بود و تمایل به دخالت در سیاست در حداقل ممکن بود. کشورهایی نظیر ازبکستان و تاجیکستان که مدعیان اسلامی قدرت تحت تأثیر جهاد افغانستان، قدرت را از طریق کاربرد مؤثر زور مدنظر داشتند، دچار جنگ داخلی و بی ثباتی سیاسی شدند، اما ترکمنستان به طور نسبی موفق شد ثبات سیاسی و اجتماعی اش را حفظ کند. درآمدهای حاصل از گاز تا حدی کمک کرد که نیازاف، چهره ای ملی از خود نشان دهد و اگر قدری از ذهنیت سابق فاصله می گرفت و گردش دمکراتیک قدرت بین نخبگان را تسهیل می کرد و به طرف تمرکز قدرت حرکت نمی کرد، چه بسا که امروز در غیاب او، کشورش با بحران سیاسی روبرو نمی شد و نیروهای سیاسی می توانستند با احترام به قانون اساسی مسأله جایگزینی رئیس جمهور را در روندی قانونی و مسالمت جویانه حل و فصل نمایند.
با این حال «ترکمن باشی» در دوره جدید قدرتش بر ترکمنستان مستقل موفق شده بود که اصلاحاتی در ساخت قدرت به وجود بیاورد و ترکیبی متناسب از ساخت ذهنی قدرت و الزامات عملی قدرت به وجود بیاورد که مرگ مهلتش نداد. از این رو به نظر می رسد که در پی فوت «صفر مراد نیازاف» دو نیرو درگیر چالش قدرت شده باشند:
1- نیروی وفادار به تمرکز قدرت
2- نیروی هوادار دمکراتیک کردن قدرت
این که سرانجام این چالش چه خواهد بود، به درستی روشن نیست. اما بازداشت رئیس مجلس سنا که طبق قانون می توانست جانشین رئیس جمهور متوفای ترکمنستان شود و جایگزین کردن «محمد اف» معاون رئیس جمهور به وسیله شورای امنیت ملی، بدین معنا است که هواداران تمرکز قدرت در موضع مسلط قرار دارند و یا حداقل احساس می کنند در چنین موضعی قرار دارند. منتها اعلام حالت فوق العاده نشان می دهد که جایگاه خود را قطعی نمی دانند، این احتمال که با رشد رسانه های همگانی دسترسی ترکمن ها به اطلاعات و اخبار در این فاصله در ذهنیت آنها درباره قدرت تغییراتی به وجود آورده باشد و تمرکز قدرت شیوه مطلوب اعمال قدرت تصور نشود، منتفی نیست. بنابراین قابل تصور است که ترکمنستان بدون چالش در مسأله جانشینی رئیس جمهور متوفای خود نباشد.
البته صفر مراد نیازاف در سایه تمرکز قدرت توانسته بود نوعی سیاست بی طرفانه در قبال منابع منطقه ای و منابع جهانی قدرت به وجود بیاورد که این حرکت او تا حدی اعتبار شخصی اش را افزایش داده بود. این سیاست قدرت عمل مستقلی به او اعطا کرده بود، چنانکه در قبال توسعه مناسبات با افغانستان قطع نظر از جابجایی های مکرر قدرت موفق شده بود بی طرفی خود را حفظ کند و یا این که درباره توسعه مناسبات با جمهوری اسلامی ایران با وجود نگاه مثبتی که به آمریکا پیدا کرده بود، تحت تأثیر منافع آمریکا قرار نگرفت و همزمان مناسبات دوستانه خود را با روسیه نیز حفظ کرد. از این رو می توان گفت «نیازاف» از خود چهره ای بر جای گذاشت که ترکمن ها آن را در حافظه تاریخی خود ثبت خواهند کرد، اما اگر جانشین های «صفر مراد نیازاف» تصور کنند که قدرت متمرکز او را بازسازی و نیروهای دموکرات را از صحنه خارج می کنند، این احتمال را باید در نظر بگیرند که شرایط جهانی و منطقه با دهه 90 قرن بیستم که ترکمنستان اعلام استقلال کرد، متفاوت است، مردم ترکمنستان نیز دچار تحول فکری شده اند و عادات واگذاری مسؤولیت قدرت به دیگران کم و بیش تضعیف شده اند. چنین وضعیتی ترکمنستان را بر سر قدرت جایگزین به چالش خواهند کشاند و این خطر وجود دارد که از فرصت پیش آمده روس ها و آمریکایی ها برای گسترش نفوذ خود به زیان استقلال عملی ملی ترکمن ها بهره برداری نمایند.در هر حال بحث جانشینی صفر مراد نیازاف بحث بسیار مهم و حساسی است و حرکت شورای امنیت ملی ترکمنستان به احتمال زیاد هواداران تمرکز قدرت و ادامه راه «نیازاف» و هواداران تحول درقدرت و امروزی تر کردن آن را می تواند تا مدت ها دچار مشکل کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات