آنچه که آزادیهای اعطایی انقلاب اسلامی را به محاق برد تعیین حدود آزادی به موجب قانون مطبوعات نبود بلکه برخوردها و مواجهههای فراقانونی بود که اصل آزادی را در حوزه اندیشه و تفکر خدشهدار کرد.
استقلال کشور از هرگونه سلطه پارادایمی بود که انقلاب اسلامی آن را در کنار جمهوریت آفرید و آزادی را اصیلترین و گرانمایهترین گوهر و درونمایه استقلالطلبی و جمهوریت خواهی مردم برای عبور از دوره استبداد قرار داد. زبانها در جریان انقلاب چنان سرخ بود که کسی بیم از دست رفتن سرهای سبز را به خود راه نمیداد و این جرات و شجاعت از ماندگارترین شعار انقلاب سرچشمه میگرفت و با شعور عمومی ملت در میآمیخت.
با توجه به اینکه بیش از 80 درصد شعارهای مردم در دروان شکوهمند انقلاب اسلامی به موضوعات فرهنگی مربوط میشد.
انتظار میرفت حکومتداران و از مهمتر انقلابیون کلمه آزادی را با تمام جامعیت و روشنی درک و واتاب میدادند و امروز این علامت سوال بزرگ همچنان مطرح است که آیا آزادی پس از انقلاب برهمان مداری چرخید که انقلاب میخواست؟
هرچه هست، حقوق ملت در قانون اساسی آن طوری رقم خورد که انقلابیون از آن درک کرده بودند و از این حیث قانون اساسی یکی از مترقیترین قوانین دنیا به شمار میرود.
اما مسئولان دولتها که مسوولیت اجرای قانون اساسی را به موجب قانون به عهده داشتند و دارند همواره از کنار مقوله آزادی با احتیاط سیاسی رد شدند و هرگز ارادهای قوی برای بروز ظرفیتهای آزادی وجود خارجی پیدا نکرد. اما رفته رفته تقاضای آزادی در جامعه همزمان با عدالتخواهی از حوزههای دانشگاهی و کلاسهای درس و بحث علمی و حقوقی فراتر رفت.
در فضایی که میرفت همه چیز قربانی سکوت شود فعالان سیاسی خارج از قدرت بر شدت تقاضای آزادی افزودند و سکوت چنان سهمگین مینمود که برخی از فعالان سیاسی صاحب قدرت نیز با روشنفکران، متفکران، اندیشمندان و روزنامهنگاران همراه شدند و داد ضرورت آزادی را سردادند.
آزادی اما از آن دست کلمات و اویلایی است که در طول تاریخ هر صاحب قدرتی را هر چند چرخ نیلوفری بوده باشد به زیر آورده است. بنابراین به صاحبان قدرت که خود را محق بر تصاحب آزادی به سود خود میدانند حق بدهید که از آزادی نگران باشند و همواره در محدو کردن آن بکوشند!
امروز روز قلم است و نه قلم صنع که به تصریح قرآن کریم (... والقلم و ما یسطرون) و آنچه قلم مینویسد در نزد خدای تبارک و تعالی چنان عزیز و گرامی است که حضرت حق بر آن سوگند یاد میکند.
بیگمان ارزشهای قلم از منظر انسانی میتواند فراوان باشد اما آیا بدون آزادی میتوان برای قلم ارزش انسانی قایل شد؟!
خداوند انسان را آزاد آفرید، چنان که حتی اختیار کردن دین الهی توسط انسان را به خود او واگذار کرد و پس از قبول دین تعهد آفریده شد.
بنابراین آزادی پیش از تعهد و مقدم بر اوست و تعهد تنها پس از احصای آزادی میتواند معنیدار باشد نه پیش از آن. و این تلقی که باید از تعهد پیش از آزادی پاسداری شود برداشتی ناصواب است.
روز قلم را به همکاران مطبوعاتی و همه اندیشمندان آزاد اندیش جهان تبریک میگوییم.