به نظر نگارنده آقای کروبی چند اشتباه بزرگ در زندگی سیاسی خود داشته است که آخرین آنها این سخنی است که پیدرپی خود و یا حزب ایشان تکرار میکنند که ما در انتخابات ائتلاف نمیکنیم. پیش از این نیز زمانی که ریاست مجلس ششم را برعهده داشت در پاسخ به یک خبرنگار به طور قاطع گفت من در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد و کاندیدا نخواهم شد. به طور قطع اگر دسترسی به ایشان بود یادآور میگردید که آقای کروبی این حرف را نزنید چون که تاریخ به انتها نرسیده است و زمانه به طور پیدرپی در چرخش است چه بسا چند ماه دیگر احساس تکلیف کنید و در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوید اما برای نگارنده میسر نگردید حال نیز به این وسیله به ایشان و سیاستگذاران حزب اعتماد ملی گفته میشود که پلها را پشتسر خود خراب نکنید زیرا ممکن است در اشتباه باشید و به گونهای شرایط تغییر کند که ناچار شوید ایشان را محور ائتلافها قرار دهید و آن زمان برخورد شما دوگانه قلمداد میشود. اما آنچه باعث شد که این یادداشت نوشته شود فقط یادآوری این نکته نیست که سیاستمدار باید بین صفر و صد حرکت کند و هیچگاه بر روی صفر یا صد قرار نگیرد بلکه از این جهت است که به دلایل زیر این گفتار و موضع ایشان غلط میباشد:
1- نام حزب شما اعتماد ملی است اعتماد ملی باید به دیگران اعتماد کند و در صدد جلب اعتماد دیگران برآید اینکه فقط به حزب خودشان اعتماد کنند و دیگران برآید اینکه فقط به حزب خودشان اعتماد کنند و دیگران را قبول نداشته باشند افعال معکوس به کار بردهاند و بهتر است نام آن برگردانده شود و نام اعتماد حزبی بر آن بگذراند.
2- اصولا اصلاح طلب هیچ گاه انحصار طلب نیست بلکه خروجی مساله را مد نظر قرار میدهد اینکه آینده انتخابات و کشور از دیدگاه یک حزب دیده شود مربوط به احزابی است که مدافع یک صنف خاص مثلا کارگر هستند و کاری به امور دیگر ندارند. گرچه گاه برای دفاع از کارگر به منافع کارفرما میاندیشند تا خروجی اقدام آنها نتیجه مثبت برای کارگران داشته باشد. اگر شما اصلاحطلب هستید نباید بخشی از اصلاحطلبان را در حزب اعتماد ملی منجمد کرده و خارج از آن را نپذیرد.
3- انحصارات حزبی هیچگاه در کشور ما جواب نداده است آیا به سرنوشت حزب جمهوری اسلامی نمیاندیشید که هیچ جریانی را قبول نداشت و پس از حذف تمام جریانها فکری دیگر خودش از درون متلاشی شد و به جایی رسید که وجودش به صلاح نبود و به دستور امام تعطیل شد. حال چرا شما بر طبل انحصار حزبی میکوبید آن هم در شرایطی که حزب هنوز بر صدر قدرت نیست و مراحل ابتدایی خود را طی میکند آیا با این روش دو سه دهه دیگر به کجا خواهید رسید؟
4- آیا در شرایطی که رقیب شما یعنی جناح راست درصدد ائتلاف بزرگ است شما با ندای «ما ائتلاف نمیکنیم» آب به آسیاب پیروزی آنها نمیریزید؟
5- گروهی در هسته مرکزی جبهه دوم خرداد پس از پیروزی شروع به انحصارطلبی حزبی کرد و مردم را و سپس نیروگاهی میانی را کنار زده و آنقدر دایره را تنگ کردند که بیست میلیون رای در دویست نفر خلاصه شد و اگر یک سال دیگر ریاست جمهوری خاتمی ادامه داشت بین این 200 نفر نیز درگیری ایجاد میشد چنانچه خود شما هم نیز از دوستان خود گلایه دارید که با شما چه کردند؟
ولی متاسفانه خود شما در حال حاضر عدهای را از میان اصلاحطلبان با نام حزب اعتماد ملی همراه کردهاید و راه تجزیهطلبی را طی میکنید آیا این درست است؟
6- سروش میگفت: علت حمایت او از شما این بوده است که شما اهل تسامح و مماشات هستید و در گرفتاریها شیخوخیت و تسامح از خود نشان میدهید آیا این روحیه مربوط به زمانی بود که حزب و گروه در پشت سرخ خود نداشتید و حالا آن روحیه را کنار گذاشتهاید؟
7- شما از چه کسی ناراحت هستید از دوستان خودتان؟ اینها تربیت شده خودتان هستند خود کرده را تدبیر نیست چرا از امثلا ماندلا درس نمیگیرید که پس از سی سال که از زندان خلاص میشود با دشمنان خود هم مماشات مینماید و عدم خشونت نشان میدهد این خشونت سیاسی که ائتلاف نمیکنیم علیه دوستان خودتان چه مفهومی دارد؟
8- اگر احتمال میدهید که شما در انتخابات آینده به دلیل آن که حزب قوی در مقابل ندارید برندهاید که شاید دور از ذهن هم نباشد و به همین خاطر این موضع را اتخاذ کردهاید بدانید که اولا قدرت تظیر ماهی در دریا بسیار لغزنده است گاهی در میان دو دست قرار میگیرد ولی به سرعت میگریزد و در صید صیادی میافتد که در حاشیهها نشسته است همان گونه که در خرداد 76 برای رقیب خاتمی همه چیز فراهم بود برای حمایت از او فقط خدا از آسمان نازل نشد و گرنه از صاحبان دین گرفته تا خواننده قلیون مازندرون همه حمایت کردند ولی ناگهان چیز دیگری از آب درآمد و از تنور آقایان جز مشتی خاکستر بیرون نیامد. حال اگر این گونه هم نشود و شما برنده شده و قدرت کشور در دست حزب اعتماد ملی بیافتد مشکل بقیه اصلاحطلبان را خواهید داشت که علاوه بر جناح راست همگی به جان حزب شما خواهند افتاد و در هر دو حالت با مشکل مواجه خواهید شد پس بهتر است از هم اکنون بری آتیه زمینه گرفتاریهای جدید فراهم نسازید.
9- ضمن تشکر از نامهای که به خبرگان نوشتید که غیر از روحانیون نخباگان کشور هم بتوانند در خبرگان شرکت نمایند ما عوام از کار خبرگان چیزی نمیفهمیم چون آن جا محل کشف و شهود است لذا دخالت نمیکنیم اما آیا واقعا در موضوع شوراها شما با هیچ گروهی ائتلاف نخواهید کرد؟ مثلا همین روزها گفته شده است پنج نفر از وزیران خاتمی کاندیدای انتخابات شورای شهر خواهند شد آیا از نظر حزب شما پنج وزیر خاتمی به درد شورای شهر نمیخورند و شما پنج نفر دیگر به جای آنها از حزب خود معرفی میکنید؟ اگر این پنج نفر صلاحیت دارند و در فهرست حزب اعتماد ملی قرار گیرند که در عمل ائتلاف انجام خواهد شد و اگر در فهرست قرار نگیرند آیا قرار است بر سر این انتخابات همان بیاید که بر سر شورای شهر تهران در دوره اول آمد؟ یا همان سرنوشت دوره نهم ریاست جمهوری را تکرار کنیم؟ گفتنی است که اگر این خبر واقعیت داشته باشد که وزیران خاتمی قصد دارند به شورای شهر بیایند کاری درست است زیرا اولا در کشورهای توسعه یافته نخبگان درجه اول کشور پس از بازنشست شدن به شورای محله خود میروند و با تجربیات و اطلاعات فراوان خود زیرساختهای محلی را مستحکم پایهریزی مینمایند و باید این تجربه بزرگ بشری در کشور ما نیز به کار گرفته شود. ثانیا شوراهای ایران در حال حاضر نیاز جدی به صاحب نظرانی دارد تا این نهاد نو پا را بپرورند و مطابق با ظرفیت فرهنگ قرآنی و قانون اساسی آن را رشد دهند. صد البته اگر با طمع آن که شوراها را با وضع نارسایی که اکنون دارد سنگر پرتاب خود برای انتخابات بعدی قرار دهند و درصدد باشند پس از راهیابی بر شوراها سر از وکالت و صدرات درآید به آرای مردم و این کودک نوپا خیانت کردهاند.