* نگارش نامه از سوی احمدینژاد به بوش واکنشهای بسیاری را بدنبال داشت به نظر شما آیا انجام چنین عملی از سوی دولت ایران نشانه تغییر رویکرد در دیپلماسی کشور است؟
** این نامهنگاری یک کار غیرموسوم و در عرف بینالمللی و دیپلماسی غیرمعمول است و شاید هم موجب شگفتی خیلی از مجامع بینالمللی و مطبوعات و رسانهها شده است و از نگاه دیگر یک نوع ابتکار عمل و به کارگیری نوعی ادبیات جدید سیاسی در عرصه دیپلماسی است.
* آیا به کارگیری این ادبیات جدید تاثیرگذار هم هست؟
** آقای احمدینژاد و دولت جمهوری اسلامی میداند که آمریکا به چه چیزهایی اهمیت میدهد و چه مواردی بیارزش است و مردم ما نیز بر اساس سوابق تاریخی دولت آمریکا را بخوبی میشناسند بنابراین گفتن مطالبی که برای آمریکاییها تازگی ندارد هیچ پیام سیگنال مشخصی در چارچوب روابط دیپلماسی و سیاسی نمیدهد. برای کشوری چون آمریکا و سیاستمدارانی چون بوش این گفتهها نامفهوم است و به همین دلیل است که آنها اعلام کردهاند ترجمه صحیحی از این نامه بدست نیاوردهاند و این بدین معناست که پیامهای کلی تاریخی- مذهبی و ارشادی و خارج از هدفگذاریهای مشخص از نظر آنها نامفهوم است. بنابراین این پیام نافذ و موثر نیست زیرا باید ما بدانیم که نصیحت و ارشاد تاثیری در سیاستهای ابرقدرت تجاوزگری مثل آمریکا ندارد.
* یعنی این نامه حامل هیچگونه پیامی به دولت آمریکا برای گشایش باب مذاکره نیست؟
** این نامه نوعی پیام و چراغ سبز برای باز شدن درهای مذاکره و یا کاهش فشارهای وارده به پرونده هستهای ایران باشد. به نظر میرسد ایران برای رها شدن از حلقه محاصره پرونده انرژی هستهای در شورای امنیت و احساس خطرات بیشتر و تنگ شدن حلقه محاصره پس از آنکه احساس کرده کشورهایی مثل چین و روسیه در مورد تحریم ایران و تصمیمات جدید علیه ایران به سمت ائتلاف میروند بیکار ننشسته و به یک کار غیرمرسوم در عرصه دیپلماسی پرداخته است.
* شما معتقدید که ایران به درخواست مذاکره مستقیم با آمریکا که از عنان ارائه شده بود پاسخ مثبت داده است؟
** بله به یک نوع پیام برای مذاکره مستقیم با آمریکا ارائه شده است و این بدان معناست که به جای اینکه بوسیله کشورهای واسط که حافظ منافع آمریکا یا اروپا هستند وارد مذاکره شویم خودمان به صورت مستقیم یک باب مذاکرهای را باز کنیم. اما به نظر من این نامه یک مصرف کوتاه مدت دارد و تنها میتواند فشارهای جامعه جهانی علیه ایران در موضوع پرونده هستهای را تا حدی کاهش دهد.
* البته بسیاری معتقدند که هدف از نگارش چنین نامهای از سوی دولت ایران برای فرصتسوزی جهت حل و فصل پرونده هستهای است؟
** به احتمال قوی این نامه خیلی کارآمد و موثر نخواهد بود بلکه یک موج کوتاه مدت ایجاد میکند و یک نوع سوال جدید را در مجامع بینالمللی طرح میکند و چون تاثیرش عمیق نیست خیلی زود فراموش میشود و به عنوان موضوع سطحی و نامفهوم تلقی خواهد شد بنابراین این نامه کاربرد درازمدت و اساسی ندارد هر چند که برای دولت ما همین اکتفا میکند. پس به نوعی این نامه یک برنامه جدید برای استراحت کوتاه مدت دولت جهت ادامه بررسیهای مذاکرات هستهای خواهد کرد.
* بنابراین از نظر شما این نامه تغییری در رویکرد کلی دیپلماسی دولت نسبت به روابط سیاسی ایران و آمریکا ایجاد نمیکند؟
** بله این نامه به هیچوجه نمیتواند باعث شروع مذاکره اساسی و صلحآمیز میان ما و آمریکا و اروپا شود و به نظر میرسد تنها جنبه تبلیغی دارد.
* در زمان دولت اصلاحات هرگاه سیدمحمد خاتمی حتی در سخنرانیهایش خطاب به مردم آمریکا صحبت میکرد واکنشهای بسیاری را به همراه داشت اما اکنون رئیس دولت نامهای را به رئیس دولت آمریکا مینویسد که مورد استقبال گروههای محافظهکار قرار بگیرد؟
** هر چه در دولت اصلاحات انجام شده از طرف محافظهکاران و جناح راست به عنوان کارهای ضد ارزش تلقی شده وی همه حرکتهای جناح راست برای خودشان جنبه ارزشی دارد و این به معنای یک قضاوت ناعادلانه و غیرمنصفانه است و البته گفتنی است که با چنین رویکردی در طول 2 سال آینده محافظهکاران با شکستهای خاصی در عرصه سیاسی و اقتصادی مواجه میشوند و مردم از آنها رویگردان خواهند شد. مگر اینکه جناح راست به تجدیدنظر در رفتار خود بپردازد و از نخبگان کشور استفاده کند.
* علت واکنش سرد دولت آمریکا به نامه رئیسجمهور ایران چیست؟
** در شرایطی که ما در آن قرار داریم در مذاکره پرونده هستهای ما در طرف بازنده هستیم و آمریکا و اروپا در طرف برنده قرار دارند. به نظر من روزی که در زمان دولت خاتمی آلبرایت برای اولین بار در تاریخ روابط ایران و آمریکا اعلام کرد که از مردم ایران بابت کودتای 28 مرداد عذرخواهی میکند و حاضر به مذاکره مستقیم با دولت ایران است، ایران میتوانست پشت میز برنده- برنده بنشیند ولی امروز در شرایطی که حلقه محاصره تنگتر شده و همه کشورها علیه ایران قرار گرفتهاند و ما را متهم به ساختن بمب اتمی میکنند ایران تنها میتواند در پشت میز مذاکره برنده - بازنده بنشیند که در این میان چون آمریکا خود را در موضع برنده میبیند با ما آمرانه برخورد میکند و به ما بیاعتنایی میکند.
* به نظر شما هدف آمریکا از چنین رفتاری گرفتن امتیاز از ایران است؟
** بله اما امتیازاتی که آمریکا میخواهد کوچک نیست و آمریکا به دنبال پیاده کردن طرح خاورمیانه بزرگ است و برای درازمدت برنامهریزی میکند.