اعلامیه جهانی حقوق بشر به منظور ارتقای حقوق افراد بشر در جوامع مختلف پدید آمد و اسلام به عنوان دینی برای رحمت و برقراری صلح و امنیت در جوامع انسانی و در تداوم رسالت سایر انبیاء وسط حضرت محمد (ص) بنیانگذاری شد. پس از سپری شدن 14 قرن از نزول قرآن و شکلگیری دین اسلام و پس از گذشت نیم قرن از صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر، سوالی اساسی و تعیین کننده پیش روی ما است.آیا میبایست میان این دو یعنی اسلام و حقوق بشر یکی را برگزید یا راه دیگری نیز پیش روی مصلحان است و آن همسویی و سازگاری این دو است که میتوان در خدمت جامعه بشری قرار گیرد و اهداف رسولان و حاملان هر دو را محقق سازد؟ لذا مختصر و البته فارغ از بررسی دین اسلام و مسائل فکری و عقیدتی آن، به ضرورت طرح این بحث میپردازیم.
1- مسلمانان بخشی از جامعه بشری
بیش از یک میلیارد و پانصد و نود و شش میلیون مسلمان (در سال 2006م) (1) در جهان به صورت متمرکز در منطقه آسیا و آفریقا و پراکنده در اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی و استرالیا، بخشی از جامعه بشری شش میلیارد و چهارصد و هفتاد و هفت میلیون نفری کره زمین (2) (در سال 2006م) را تشکیل میدهند. که بیاعتنایی به حقوق و برخورداری و نحوه زیست این تعداد از انسانها توسط افراد و کشورها و دولتهای غیر مسلمان امری ناصواب است، چرا که با شکل گرفتن دهکده جهانی و فرو ریختن برخی مرزهای فرضی و بویژه با رخداد انقلاب مهم ارتباطات و بالاخره شرایط جدی جهانی، تاثیر و تاثر جوامع و کشورها و افراد از یکدیگر امری اجتناب ناپذیر است. لذا حذف یا نادیده انگاشتن هیچ ملت، اجتماع، فرهنگ و گروه فکری- مذهبی نه امری ممکن است و نه معقول.
2- خطر رشد جریانات افراطی و بنیادگرایی
شکلگیری و رشد جریانات بنیادگرا و افراطی در دو سوی بینهایت اسلامی و ضد اسلامی در جهانی کنونی، یکی از دغدغههای انسان امروزی است، در نهایت مثبت و منفی خط رهگذر انسان به هر سوی کمال و ظلال، جریاناتی با جهتگیری همسو و منطبق بر بینهایت نفی، اما خواستههای متضاد، برخلاف اسلام یا حذف حقوق بشر اصرار میورزند. اما آنچه در این بین منظور ما و مهم است، این که در بیاعتنایی و بیتوجهی یا حتی تلاش برای حذف اسلام، خطری در کمین مسلمین است و آن رشد نامعقول بنیادگرایی و جریانات افراطی و رانده شدن ناخواسته و واکنش بخشی از معتقدان به دین اسلام به سوی جریانات افراطی است. بدیهی است که در صورت اصرار برخی جوامع و جریانات برای حذف دین اسلام، کسانی که پیروز این میدان خواهند بود، جریانات افراطی چون طالباناند که خطری جدی برای جامعه جهانی و جامعه اسلامی خواهند بود.
3- اسلام و حقوق بشر دو امر عینی و واقعیتی
شکلگیری جامعه بینالملل حقوق بشر، امری عینی است که همگان شاهد رشد و گسترش آن میباشند. شکلگیری ساختار و چارچوبهای بینالمللی و نگارش اعلامیهها، میثاقها و کنوانسیونها و ... در این راستا و تبدیل معیار حقوق بشر به عنوان شاخص سنجش مقبولیت و مشروعیت دولتها و حکومتها، خبر از جهانشمولی و غالب شدن موج حقوق بشر در جهان امروزین میدهد که هیچ عقل سلیم بشری قصد انکار یا حذف آن را ندارد. از سویی دیگر تعداد و شمار مسلمانان در جهان، همچنین وجود فرهنگ و آداب و رسوم و مناسبات حتی حقوق و قوانین رایج بین مسلمین به عنوان بخش مهمی از جامعه فرهنگی و حقوق جهان و رشد کمی تعداد شمار مسلمانان در اقصی نقاط جهان حتی در جوامع غربی و در میان غیرمسلمانها و نیز اخیرا رشد و خیزش جریانات بنیادگرا، نشان از یک واقعیت اجتماعی و جهانی به نام اسلام و مسلمانان دارد که حداقل به عنوان یک واقعیت میبایست قابل پذیرش جهانیان باشد.
4- حکومتهای اسلامی و اجرای احکام اسلامی
امروزه برخی از کشورها با برپایی حکومتهای اسلامی قصد اجرای احکام شریعت اسلام را داشته و امر قانونگذاری در این جوامع در حوزههای خصوصی و عمومی افراد و اجتماع در حوزههای خصوصی و عمومی افراد و اجتماع برگرفته و متاثر و مبتنی بر اصول و احکام اسلامی میباشد البته برخی از این جوامع با پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین مدنی- سیاسی و اجتماعی- اقتصادی متعهد به رعایت اصول و موازین حقوق بشرند که امری لازم الاجرا برای ایشان به شمار میآید. لذا بررسی دو رویکرد «اسلام و حقوق بشر» یا «اسلام یا حقوق بشر» در این جوامع امری گریزناپذیر و ضروری است و در مرحله بعد، پرسش پیرامون چگونگی همزیستی اسلام و حقوق بشر نیازمند پاسخی صریح و روشن و موشکافانه دقیق است، آنگونه که از کلیات به سوی جزئیات سوق یابد و راهکار ارائه نماید.
5- تداوم تلاش روشنفکران مصلح
روشنفکران و صاحبنظران بسیاری چه با گرایش مذهبی و چه غیرمذهبی دل در گرو آشتی دین و برخی واقعیتها و ارزشهای جهانی و روانی از جمله «دین و دموکراسی» و «دین و حقوق بشر» داشتهاند که به بزرگانی چون سید جمال الدین اسدآبادی، علی شریعتی، بازرگان، محمود طه، عبداله نعیم، حامد ابوزید و ... میتوان اشاره نمود که برخی از ایشان در این مسیر از جان خود نیز دریغ ننمودهاند لذا بحث فوق نیز از جمله مباحث بنیادین و جهانی است که سرانجام یافتن آن در راه اعتلای زیست بشر و رشد و توسعه جوامع همتی والا میطلبد.