محمدمهدی انصاری
هشتمین کنگره حزب موتلفه اسلامی در چهل و چهارمین سالگرد تاسیس این حزب در حالی تشکیل شد که پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 و حتی از یکی دو سال پیش از این مقطع، به دلایلی چند سامانه فعالیتهای حزبی و جناحبندی سیاسی در کشور با ابهاماتی مواجه گشته و مقوله "اجماع" به یک آرمان دست نیافتنی برای دو جناح عمده کشور تبدیل شده است. در جریان اصولگرا، هویتهای گروهی و حزبی و حتی خطبندی منبعث از فعالیت تشکلها و جمعیتها، به گونهای پررنگ شده که دغدغه اصلی فعالان سیاسی جبهه اصولگرایان، چیزی جز تعبیه سازوکاری برای وحدت و همپوشانی گروههای زیرمجموعه جبهه فراگیر اصولگرایی نیست.
از طرفی به واسطه تشکیل دولت منتسب به جریان اصولگرا و در پیش بردن دو انتخابات مهم مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال جاری، تلاش برای همگرایی و کارآمدسازی فعالیتهای حزبی و تشکیلاتی در میان سران و نخبگان جبهه اصولگرا روزافزون شده است. در این بین طی ماههای اخیر حزب موتلفه اسلامی به عنوان سنتیترین تشکل جریان اصولگرا که سابقه نیم قرن فعالیت سیاسی عمیق و مستمر را در پرونده تحزب در ایران به ثبت رسانده، بیشتری تحرک را در عرصه نوگرایی و همگرایی با احزاب و دستجات سیاسی کشور به ویژه در بین اصولگرایان از خود بروز داده است. کنگره هشتم نیز نمادی از ظرفیت وحدتبخش این حزب در مجتمع ساختن سران گروههای زیرمجموعه اصولگرا بود به گونهای که در این همایش، شخصیتهای مطرح این جریان از جمعیت ایثارگران گرفته تا آبادگران جوان و جامعه اسلامی مهندسین و از جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی گرفته تا جامعه زینب و... شرکت داشتند و البته و صدالبته که همه این افراد سئوال اصلی ذهن خود را متمرکز بر این ساخته بودند که موثرترین سازوکار همگرایی و تعامل در میان اصولگرایان در مقطع فعلی چیست؟!
از طرفی بنا به گفته برخی چهرههای شاخص جبهه اصولگرایان طی ماههای آتی، انسجام و ائتلافهای جدید در این مجموعه شکل خواهد گرفت که بیتردید هشتمین مجمع عمومی موتلفه نخستین گام در این راستا بوده است.
به نظر میرسد، حزب موتلفه در مقطع کنونی بر آن است تا به رنسانس موثری در جریان اصولگرا دست یازد. بنا به هشدار برخی از تحلیلگران، چنانچه تصمیماتی نادرست اتخاذ شود و یا هرگونه تاخیری در باب همگرایی این جریان به وجود آید، شاهد معادلات و رویدادهای جدیدی در عرصه صفبندی و رقابتهای سیاسی خواهیم بود که قطعا برآیند چنان وضعیتی، به سود اصولگرایان نخواهد بود. عمر مقطع طلایی کنونی را نباید با تکرویها و اختلافات جزئی، کوتاه و کوتاهتر کرد که در آن صورت پشیمانی سودی نخواهد داشت و باید هزینههای بسیاری را صرف کرد تا چنین شرایطی باز هم مهیا شود. اگر انگیزه اصلی از فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی کسب رضای خدا باشد نه کسب قدرت و سلطه و هدفگذاری درستی در باب انجام وظیفه و تکلیف شرعی و ملی صورت گیرد هرگز انحراف از مسیر خدمترسانی به خلق خدا متصور نخواهد بود. ضمن آنکه شاید یادآوری خطرات پر مخاطره اختلاف و واگرایی در جبهه اصولگرایان میتواند در زمره کارسازترین سازوکارها برای وحدت و اجماع نسبی این مجموعه فراگیر سیاسی ـ اجتماعی باشد.