رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از فعالان و سران احزاب و تشکلهای سیاسی از شهریورماه با ایشان پاسخ به این سوال آنان که در "نظام ولایت فقیه، احزاب چه نقشی دارند؟" فرمودند: "احزاب مستقل هستند و به کارها و فعالیتهای خود میپردازند". رهبر یک سلیقه دارد و شما یک سلیقه دیگر و از این منظر همه احزاب و تشکلهای سیاسی متعلق به رهبری است. اما اگر در جاهایی که رهبر "باید" دارد ولو اشاره کوچک آن جا وظیفه احزاب و رهبران "تبعیت" است. اساس رهنمودهای مقام معظم رهبری در باب تشکل و تحزب بر اصول زیر استوار است:
1- تشکل و تحزب همانند کشورهای غربی اسلامی نیست. آنها به دنبال قبضه کردن قدرت سیاسی هستند و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند و خیلی اوقات مواضع خود را عوض میکنند.
2- اما حزب اگر به معنای این باشد که مجموعهای حول تفکری ـ حال دینی یا سیاسی ـ جمع شوند و مردم را به سمت فکری دعوت کنند ارزنده و مثبت است.
3- به جای القای عمومی و تبلیغات فردی، آن را در حوزههای حزبی دنبال و همین طور اندیشه را به پایین منتقل کنند و بعد فکر را به اعماق جامعه بکشانند. [یعنی حزب به معنای ایدئولوژی یک تفکر و یک اندیشه که با کانالکشی به اعماق جامعه برسانند.]
4- این تفکر [کانالکشی به اعماق جامعه] تفکری بود که اول انقلاب به دنبال آن بودیم و خیلی از شماها همراهی کردید، البته آنچنان که میخواستیم نشد و پرونده آن بسته شد. اگر چنین شد این کار حسنه است؛ هدایت و احیا است.
5- کسب قدرت سیاسی میتواند در دستور کار باشد، اما هدف نهایی نیست. هدف به صورت استدلالی با رفع شبهات باید صورت گیرد. البته این کار باید با تبلیغات جمع، هنری، رسانهای و روزنامههای حزب همراه باشد.
با مروری بر دیدگاههای رهبر انقلاب درباره تحزب سیاسی و شیوه عمل حزب از دیدگاه معظم له در جامعه اسلامی، اولین گام آن است که "کار تشیکلاتی عبث و غیرضروری" پنداشته نشود و این درست یکی از علل ناپایداری احزاب سیاسی در ایران از ابتدا تاکنون بوده است. دوم آنکه احزاب باید نگاه خود به فعالیت را تغییر دهند. کسب قدرت سیاسی یک هدف نهایی برای یک حزب اسلامی مطلوب نیست. سوم آنکه احزاب باید دارای برنامه، تشکیلات، نظم، آموزش و ارگان اطلاعرسانی باشند. نقش آموزشی احزاب باید بسیار پررنگ دیده شود. چهارم آنکه بدانیم مشارکت مردمی، رقابت قانونمند سیاسی و نهادمندی و ساماندهی سیاسی از طریق احزاب صورت میگیرد. حال اینکه تعداد احزاب چند تا باشد و آیا کدامیک از الگوهای تک حزبی، دو حزبی یا چند حزبی مزیت دارد، به اقتضای فضای سیاسی کشور بستگی دارد.
مسلم آنکه مدل تک حزبی جز انحصارطلبی و استبداد به چیز دیگری منجر نخواهد شد اما اگر برای سامان حزبی کشور دو یا سه حزب فراگیر و قدرتمند داشته باشیم، به نظر حرکت در جهت تحقق این الگو مناسب و ارزنده باشد، پنجم پذیرش قواعد مبارزه سیاسی از سوی احزاب است. احزاب سیاسی باید قدرت پذیرش یکدیگر را داشته باشند، از انحصارطلبی و تمامیتخواهی جدا اجتناب ورزند، اقبال و ادبار مردم به سمت خود را دایمی و همیشگی ندانند، احراز اکثریت را فرصتی برای خدمت بدانند نه جمعآوری غنیمت و قلع و قمع مخالفان. ششم قانونگرایی است. احزاب باید نقش پیشبردی در قانونگرایی داشته باشند. ماده 16 قانون احزاب، تشکیلهای سیاسی را از ارتکاب مواردی منع کرده است از جمله:
1- ارتکاب افعالی که به نقض استقلال کشور منجر شود.
2- هر نوع ارتباط، مبادله، تبانی با سفارتخانهها، احزاب و کشورهای بیگانه که به وحدت ملی کشور لطمه بزند.
3- اخذ هرگونه کمک مالی از بیگانگان؛
4- نقض آزادیهای مشروع دیگران.
5- ایراد تهمت، افترا و شایعهپراکنی.
6- نقض وحدت ملی و ارتکاب اعمالی چون طرحریزی برای تجزیه کشور.
7- تلاش برای ایجاد و تشدید اختلاف میان صفوف ملت.
8- نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی.
9- تبلیغات ضداسلامی و بخش کتب و نشریات ضاله.
10- اختفاء، نگهداری و حمل اسلحه و مهمات غیر مجاز.
این موارد همانا به تعبیری "خطوط قرمزی" است که احزاب و تشکیلهای سیاسی باید مدنظر قرار دهند. از مسئولان قضایی کشور نیز انتظار میرود که برای حفظ سلامت و استمرار فعالیت احزاب بر نظارت و رسیدگی قانون به تخلفات و پیشگیری از وقوع آن اهتمام ویژهای مبذول کنند. امید آنکه در دوران تثبیت نظام اسلامی، شاهد استقرار و ثبات احزاب سیاسی کارآمد با برنامه و قوا برای اداره کشور باشیم. احزاب سیاسی بیش از هر نهاد و گروهی در سالمسازی محیط نقش دارند و ضروری است نخبگان، مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی، اهالی رسانه، فعالان عرصه و سیاست و کارگزاران نظام اسلامی نسبت به تعبیه سامانه حزبی کارآمدی برای نظام اسلامی بپردازند.