تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۰  ، 
کد خبر : ۹۵۸۰۹

ساختار تشکیلاتى القاعده


ترجمه: سعیدآقا علیخانی
با سقوط آخرین پایگاه القاعده در کوههاى تورابوراى افغانستان (اواخر دسامبر 2001) سازمان القاعده اسامه بن لادن وارد مرحله جدیدى شد که عمده ترین ویژگى آن، محافظه کارى و فعالیت کاملا مخفیانه و زیرزمینى است.
تاکنون بسیارى از رهبران بلند پایه القاعده ترور یا بازداشت شده اند و اموال آنان مسدود گردیده است و این سازمان نتوانسته است آسیب هاى وارده به خود در نیمه اول سال 2002را ترمیم کند؛ با این حال در برنامه ریزى سلسله عملیات تروریستى در ده کشور و سه قاره جهان، موفق بوده است. این موفقیت به شکل ایجاد پنج موج پیاپى بمبگذارى به شیوه اى بوده است که معمولا در القاعده سراغ داریم. حملاتى پیاپى با هدف قرار دادن جمعیتى انبوه و همزمان در چند کشور جهان.
موج اول حملات تروریستى القاعده پس از حوادث 11 سپتامبر (2001) در سه کشور یمن کنیا و اندونزى صورت گرفت (اکتبر و نوامبر 2002 ) و موج دوم نیز در دو کشور عربستان و مراکش به وقوع پیوست، موج سوم در عراق و مالزى (آگوست 2003) و موج چهارم در عراق و عربستان (نوامبر 2003) به راه افتاد. پنجمین موج نیز ترکیه، اسپانیا، ایران و باز هم عراق ( 2003) را در برگرفت.
باید به این واقعیت اذعان داشت که اقدامات امنیتى تاثیر چندانى در کاهش قدرت مانور این سازمان نداشته است و سقوط تورابورا در افغانستان و مجبور بودن رهبران این سازمان براى مخفى ماندن از انظار عمومى مانع از انجام عملیات هاى گسترده در سراسر جهان نگردیده است.
ساختار تشکیلاتى شکل کلاسیک هرم قدرت و شیوه مدیریت شبکه در این سازمان موفق به سازگارى با محیط و شرایط امنیتى پس از سپتامبر شده است.
اکنون؛ این سوال مطرح مى شود که ماهیت القاعده در سال هاى پس از 11 سپتامبر دچار چه تحولاتى شده است؟ به عبارت دیگر؛ کشورها و سازمان هاى ضد تروریستى جهان اسلام و غرب در مواجهه با سازمانى که اکنون در قالب یک شرکت تروریستى چندملیتى منشعب از القاعده و سازگار با شرایط امنیتى جدید درآمده است، چه خواهند کرد؟ کارشناسان مبارزه با تروریسم با مقایسه تحولات ریشه اى که القاعده از زمان سقوط پایگاه تورابورا در افغانستان، تاکنون - در سطح سازمانى - با آن روبرو شده اند و نیز با ارزیابى فعالیت هاى پیشین این سازمان - که از سودان شروع و در افغانستان تداوم یافت- به این نتیجه رسیده اند که القاعده طى دوره اول فعالیت خود در سیر صعودى از دسته اى محلى به سازمانى جهانى با شبکه پیچیده عنکبوتى و بین قاره اى توفیق یافته است. دوره دوم فعالیت القاعده -که از حملات 11 سپتامبر تاکنون را در بر مى گیرد - دوره اى است که طى آن سازمان اسامه بن لادن تبدیل به سازمانى فرامنطقه اى شد؛ سازمانى که براى برنامه ریزى و اجراى عملیات بر وحدت و تمرکز فرماندهى تاکید داشت. در چنین ساختارى این احتمال وجود داشت که با هدف قرار دادن راس هرم، کل تشکیلات فروریزد اما تحولات جدید امنیتى باعث شد که این سازمان جهانى، ساختارى جدید، منعطف و پیچیده پیدا کند. ساختارى که در آن چندین شعبه مستقل و چند ملیتى از راس سازمان منشعب گردیده و با وجود هم آوایى با اهداف کلى سازمان ساختارى خود اتکا و مستقل در طراحى و اجراى عملیات هاى تروریستى داشته باشد. ساختارى که با مفهوم سنتى کار تشکیلاتى -که معمولا هرمى شکل است - کاملا متفاوت باشد.
سازمان تروریستى چند ملیتى
دوران جنینى القاعده در سودان طى شد. درآن زمان اسامه بن لادن و همپیمانانش از سازمان الجهاد مصر با مجاهدان مشهور به «افغان هاى عرب»، القاعده را در قالب سازمانى بزرگ تر و پیچیده تر به نام «جبهه جهانى علیه یهودیان و صلیبى ها» سازماندهى مى‌کردند.
نقطه عطف تاریخ این سازمان زمانى بود که جنگجویان عرب این سازمان - که اینک القاعده نام گرفته بود - به افغانستان مهاجرت کردند و قبایل پشتون این کشور میزبان این سازمان گردیدند. قبایل پشتون بعدها در قالب حکومت طالبان، قدرت را در افغانستان به دست گرفتند و نظام بنیادگرا و مستبد آنها از سپتامبر 1996بر کشور افغانستان استیلا یافت.
القاعده با حمایت همه جانبه طالبان که به مدت پنج سال - از سپتامبر 1996تا دسامبر 2001- به طول انجامید در توسعه تشکیلاتى خود و نیز ساماندهى چیزى که آن را «جهاد بین المللى» مى نامیده! توفیق یافت و توانست پایگاههاى متعددى را در سرتاسر افغانستان دایر کند.
این پایگاه ها شامل 48 مرکز آموزشى و 30 هزار داوطلب بود که 18 هزار تن از آنها عضو رسمى القاعده بودند و به شکل مستمر در پایگاه ها حضور داشتند.
طى تحقیقاتى که توسط «المجله» در مورد عملیات هاى القاعده - و یا آن دسته از عملیات هایى که به این سازمان نسبت داده مى شود - صورت گرفته است، مشخص شد که از نیمه دوم دهه نود تا 11 سپتامبر2001دامنه این عملیات ها 24 کشور را در بر گرفته است.
عملیات هایى که القاعده زیر نظر «واحد عملیات هاى برون مرزى» به رهبرى «ابو زبیده» و «خالد شیخ محمد» و با حمایت 40 گروه محلى که پیشتر در افغانستان آموزش دیده بودند صورت داده است.
این مساله نشان مى دهد که القاعده در تشکیل نیروى تروریستى بین المللى که در پنج قاره جهان منتشر شوند و قادر به انجام عملیات هایى شبیه عملیات هاى تروریستى دهه شصت و هفتاد باشند توفیق چشمگیرى یافته است.
با سقوط طالبان، تداوم فرماندهى شبکه هاى زنجیره اى القاعده در سراسر جهان به شکل سامانه «تمرکزگرا» و «وحدت فرماندهى» امکانپذیر نبود و رهبران این سازمان مجبور شده بودند که از دید عموم پنهان بمانند ضمن آنکه بسیارى از آنان در حملات جنگنده هاى امریکایى از بین رفته و یا به اسارت درآمده بودند. درکل فشار امنیتى فراوانى بر این سازمان و زیر مجموعه هاى آن وارد آمده بود.
چالش سرنوشت‌ساز
با سقوط طالبان سازمان القاعده در جهت سازگارى با شرایط جدید با دو چالش سرنوشت ساز مواجه گردید؛ چالش اول پراکندگى جنگجویان القاعده بود. جنگجویانى که پیشتر در محیط امن افغانستان گردهم آمده بودند و اکنون ضرورى بود که سران القاعده آنان را از گزند نیروهاى امنیتى که در تعقیب آنان بودند مصون بدارند و با تجدید سازماندهى آنان را براى انجام عملیات به کشورهاى مختلف جهان اعزام کنند. القاعده در مواجهه با این چالش جدید تا حدود زیادى موفق بوده است، زیرا به دنبال حملات و فشارهایى که ایالات متحده پس از تهاجم 11 سپتامبر علیه القاعده صورت داد سه هزار تن از هزار جنگجویانى که در پایگاه هاى القاعده (افغانستان) مستقر بودند، در بمباران هاى جنگنده هاى این کشور کشته شدند و1200تن از آنان نیز به اسارت نیروهاى امریکایى درآمده اند. نیمى از این تعداد نیز به زندان هاى گوانتانامو انتقال یافته اند و نیم دیگر در مراکزى که هنوز امریکایى ها مکان آنها را افشا نکرده اند نگهدارى مى شوند.
از جمله نیروهایى که القاعده همچنان آن را حفظ کرده «گردان 55» است که متشکل از ورزیده ترین جنگجویان القاعده است. این نیروها که دوره هاى فشرده رزمى را پشت سر گذاشته اند مسوولیت حفاظت از اسامه بن لادن و دستیاران وى را بر عهده دارند.
نیروهاى «گردان 55» اکنون در قلمرو قبایل پشتون در مرز پاکستان استقرار یافته اند.
فرماندهى این گردان بر عهده فردى مصرى تبار به نام «مدحت مرسى» است که به «ابوخباب» مشهور است.
باقیمانده القاعده نیز به دلایل امنیتى و براى حفظ ارتباط با شاکله اصلى این سازمان بر اساس ملیت خود در سراسر جهان منتشر شده اند.
چالش دومى که القاعده در راستاى سازگارى با شرایط جدید پس از 11 سپتامبربا آن مواجه بود تعیین رهبران جدید و ارتباط گیرى با آنان بود. این امر باید به گونه اى صورت مى گرفت که مشکل امنیتى براى این رهبران و هوادارانش ایجاد نشود و شرایطى به وجود آید که رهبران جدید پس از فروپاشى قدرت سازمان در «بهشت افغانستان» باردیگر رابطه عملیاتى خود با جنگجویان القاعده را - که در سرتاسر جهان پراکنده شده اند - از سر گیرند. این امر در دو مرحله صورت گرفت. مرحله اول که از زمان سقوط تورابورا تا پایان تابستان 2002 به طول انجامید و طى آن تلاش شد به جاى افراد کشته یا به اسارت گرفته شده اى که قبل از 11 سپتامبر در هرم قدرت سازمان منصب مهمى داشتند فرماندهان جدیدى منصوب گردند.
القاعده در مرحله دوم که از اواخر تابستان 2002 شروع مى شود با تشکیل حوزه مستقل که هرکدام داراى ساختار رهبرى و عملیاتى مستقل و منابع مالى محلى هستند به کار خود ادامه مى دهد. این حوزه هاى مستقل دیگر نیازى به تبعیت از مرکز ندارد و بر خلاف گذشته که براى انجام عملیات ها و تامین مالى به طور مستمر با حوزه مادر و رهبرى مرکزى در ارتباط بودند عمل مى کنند. در خلال مرحله اول تعیین رهبران جدید القاعده در چارچوب ساختار هرمى این سازمان به شکل ذیل صورت گرفت:
- در پى حمله هوایى امریکا به مخفیگاه «محمد عاطف ابوحفص مصرى» در حومه کابل که به مرگ وى منجر شد (دسامبر 2001) «سیف العدل» - هموطن وى - به سمت فرماندهى شاخه نظامى القاعده منصوب شد.
- درپى بمباران مقر «نصر فهمى نصر» (محمد صلاح)، «رمزى بن الشیبه» به سمت مسئول واحد تامین منابع مالى شاخه هاى برون مرزى القاعده منصوب گردید.
- پس از دستگیرى «ابو زبیده» مسئول اجراى عملیات هاى برون مرزى القاعده، در لاهور پاکستان ( 2001) «خالد شیخ محمد» جایگزین وى گردید.
- رمزى بن الشیبه، مسئول شاخه جنگ هاى دریایى به جاى «خالد توفیق العطاش»، فرمانده عملیات نظامى علیه ناو امریکایى، «کول» در بندر عدن که در آوریل گذشته به دست نیروهاى امریکایى به قتل رسید. رمزى بن الشیبه مسئولیت جدید را با حفظ سمت مسئول تامین منابع مالى عملیات هاى برون مرزى عهده دار شد.
بن الشیبه در 11 سپتامبر2002طى عملیات مشترک نیروهاى امنیتى پاکستان و امریکا در کراچى دستگیر شد. پس از دستگیرى بن الشیبه دقیقا مشخص نشد که این دو سمت حساس را چه کسى عهده دار شده است. تا مدت ها کارشناسان معتقد بودند که دلیل مخفى نگه داشتن هویت وى، شرایط سخت امنیتى و اهمیت بالاى سمت هاى مزبور در اجراى عملیات هاى نظامى علیه اهداف تجارى، نظامى و نفتى در دریاهاست. تا اینکه شش ماه پس از بازداشت رمزى بن الشیبه، «خالد شیخ محمد» (28 فوریه 2003) به اسارت نیروهاى امریکایى در آمد و در جریان بازجویى هاى نیروهاى امنیتى امریکا از ساختار جدید تشکیلاتى القاعده پرده بر داشت، بدین ترتیب آشکار شد که القاعده در پى تجدید ساختار پنج حوزه مستقل توفیق یافته است.
وقتى خالد شیخ محمد به اسارت درآمد القاعده چندان دچار مشکل نشد زیرا بلافاصله شاخه جدید و مستقلى به شکل خودکار جایگزین شبکه اى گردید که توسط او رهبرى مى شد. اکنون القاعده در سراسر جهان داراى پنج حوزه عملیاتى مستقل است. در این ساختار جدید فقط رهبران اصلى این پنج حوزه آن هم به شکل مشورتى با یکدیگر در ارتباطند بدون آنکه هر حوزه نیاز به حوزه دیگرداشته باشد. این پنج تن عبارتند از:
- اسامه بن لادن، موسس و رهبر سازمان
- ایمن الظواهرى نفر دوم سازمان
- مصطفى احمد الحساوى مشهور به «شیخ سعید» مسئول امور مالى و در عین حال ناشناس ترین عضو القاعده، زیرا اطلاعات سرویس هاى امنیتى در مورد او بسیار کم است.
- ابو محمد المصرى، وى شخصیتى مرموز و پیچیده و مسئول امور تبلیغاتى القاعده است.
المصرى این کار را در پایگاه «خوست شمالى» انجام مى داد ولى پس از سقوط طالبان به همراه اسامه بن لادن و ایمن الظواهرى زندگى مخفیانه اى در پیش گرفت. کارشناسان اطلاعاتى معتقدند که نوارهاى ویدیویى بن لادن توسط او ضبط و منتشر مى شود.
- مدحت مرسى، مشهور به «ابو خباب» مسوول پیشین واحد «تحقیقات و ساخت سلاح هاى شیمیایى». او اکنون فرمانده «گردان ??» است. این گردان مسوولیت حفاظت از اسامه بن لادن را بر عهده دارد.
حوزه‌هاى پنجگانه
توزیع جغرافیایى این حوزه‌هاى پنجگانه به شکل ذیل است:
1- حوزه هند و پاکستان:
شامل پاکستان، هند و افغانستان. فرماندهى این حوزه بر عهده «امین الحق» مشهور به «مجاهد خالص» است که بر فعالیت هاى چهار شبکه جهادى محلى نظارت دارد.این شبکه ها عبارتند از:
- «سپاه محمد» به فرماندهى «مولوى مسعود ازهر».
- «جنبش مبارزین کشمیرى» به فرماندهى «سید صلاح الدین».
- جماعت اسلامى کشمیر به فرماندهى «عبدالرشید الترابى».
2- حوزه منطقه آسیاى مرکزى:
شامل ازبکستان، چچن، گرجستان و جنوب چین، فرماندهى این حوزه بر عهده طاهر یولداشیف است که بر چهار شبکه محلى ذیل نظارت دارد:
- «جنبش اسلامى ازبکستان» که خود یولداشیف موسس آن است.
- «سازمان مجاهدین عرب چچن»، موسس این سازمان «امیر خطاب» بود که پس از کشته شدن وى «ابوالولید عبدالعزیز الغامدى» فرماندهى سازمان را بر عهده گرفت.
- «شبکه التوحید والجهاد» در منطقه «بنکیسى» گرجستان به فرماندهى «ابوالعطیه».
- «جنبش اسلامى اویغورها» که در استان زین جیانگ چین استقرار یافته و اوجیماندى عباس، فرماندهى آن را بر عهده دارد.
3- حوزه جنوب شرق آسیا:
شامل اندونزى، مالزى و فیلیپین. قبلا «رضوان عصام الدین» مشهور به «حنبلى» از سوى القاعده به سمت فرماندهى این حوزه انتخاب شده بود که پس از دستگیرى وى در تایلند(آگوست 2002) نزدیکترین فرد وى؛ سرهنگ «سومیرو» مشهور به «ذوالقرنین» زمام امور را به دست گرفت. وى هم اکنون بر پنج گروه محلى ذیل نظارت دارد:
- «جماعت اسلامى اندونزى»، موسس این گروه «ابوبکر بابشیر» است که به دلیل کهولت سن در سال 1994رهبرى را به حنبلى واگذار کرد. پس از بازداشت حنبلى نیز فردى به نام «ذوالمتین» که به «نابغه» مشهور و از نزدیکان وى است رهبرى این گروه را بر عهده گرفت. «نابغه» همان کسى است که در اکتبر2002عملیات بمب گذارى «بالى» را برنامه ریزى و هدایت کرد.
- گروه موسوم به «سرباز جهادى» اندونزى به رهبرى «جعفر ابوطالب».
- «جماعت اسلامى» مالزى به رهبرى «یزید صفعت».
- «جنبش ابو سیاف» فیلیپین به رهبرى «عبدالرزاق جنجلانى» مشهور به «ابو صبایا».
- «جبهه اسلامى آزادیبخش مورو» به رهبرى «اوستافا زاریف گولابى».
4- حوزه خاورمیانه و خلیج فارس:
شامل عربستان، یمن، کویت، عراق، اردن، ترکیه ولبنان. در ابتدا عبدالرحیم الناشرى از سوى القاعده به سمت فرماندهى این حوزه منصوب شد اما پس از دستگیرى وى - در امارات - توسط CIA (سپتامبر 2002)، «سالم طالب سنان الحارثى» مشهور به «ابوعلى» رهبرى حوزه را بر عهده گرفت.
ابوعلى در نوامبر 2003 با موشک هواپیماهاى بى سرنشین امریکایى موسوم به «پریداتور» در یمن به قتل رسید و «محمد حمدى الاهدل» جایگزین وى گردید.
هنوز مشخص نیست که آیا «الاهدل» در در گیرى با حکومت یمن در استان ابین کشته یا مخفى شده است. با این حال برخى کارشناسان معتقدند که فردى مراکشى به نام «عبدالکریم المجاطى» جایگزین وى گردیده است.
حوزه اى که المجاطى فرماندهى آن را بر عهده دارد؛ با داشتن 3 گردان رزمى و زیر شاخه هاى آن یکى از بزرگترین واحدهاى عملیاتى است و دامنه آن کل منطقه خلیج فارس به ویژه عربستان، یمن و کویت را در بر مى گیرد. این حوزه بر پنج شبکه محلى ذیل نظارت دارد:
- «انصار القاعده در جزیرة العرب» این عنوانى است که هسته هاى سعودى القاعده بر خود گذاشته اند. رهبر این گروه «یوسف العییرى» بود که در ژوییه 2002 به قتل رسید.
«عبدالعزیز عیسى المقرن» مشهور به «ابوهاجر» - جایگزین وى - نیز کمى پس از وى کشته شد. پس از ابوهاجر «سعود بن حمود العتیبى» رهبر انصار القاعده شد.
سعود العتیبى در عملیات اخیر نیروهاى امنیتى عربستان به قتل رسید.
- سازمان «سلفیون کویت» به رهبرى «خالدبن عیسى السلطان».
- «ارتش عدن. ابین» به رهبرى «طارق الفضلى».
- انصار القاعده در یمن به رهبرى «محمد ابو غیث».
شعبه دوم این حوزه صرفا بر عراق متمرکز شده است و داراى سه سازمان جهادى همپیمان با القاعده است.
که عبارتند از:
- «جماعت توحید و جهاد» به رهبرى «ابومصعب الزرقاوى» که چند ماه پیش کشته شد.
- «جنبش انصار الاسلام» به رهبرى «ملا کریکار».
- «ارتش انصارالسنه در عراق» به رهبرى «ابوعبدالله حسن بن محمود».
شعبه سوم این حوزه نیز شامل اردن، لبنان و ترکیه است و سه گروه ذیل را در بر مى گیرد:
- «جنبش سلفیه اردنى» به رهبرى «ابومحمد المقدسى» که پدر معنوى الزرقاوى است و هم اکنون در زندان «السویقه» اردن به سر مى برد.
- «عصبه الانصار» لبنان به رهبرى «عبدالکریم السعدى» مشهور به «ابو محجن».
- «جبهه اسلامى سواران شرق بزرگ» در ترکیه به رهبرى «حبیب آقداش».
5- حوزه غرب عربى و مدیترانه:
شامل 11 دولت اروپایى و شمال آفریقا (آلمان، فرانسه، بریتانیا، هلند، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا، الجزایر، تونس، مراکش ولیبى).
در ابتدا عبدالکریم المجاطى، مغز متفکر انفجار هاى دارالبیضا رهبرى این حوزه و نظارت بر گروه هاى زیر زمینى ترکیه و مادرید را بر عهده داشت. اما اکنون مشخص نیست که پس از انتقال وى به حوزه خلیج فارس و خاورمیانه حوزه غرب عربى و مدیترانه به شخص دیگرى واگذار شده و یا اینکه المجاطى مسئولیت جدید را با حفظ سمت قبلى عهده دار گردیده است؟
در این حوزه 11 گروه جهادى وجود دارند که با یکدیگر رابطه بسیار نزدیکى دارند و در تمام کشورهاى فوق الذکر شعبه فعال دارند. این گروه ها عبارتند از:
- «جماعت سلفیه دعوت و قتال الجزایر» به رهبرى «ابو مصعب عبدالودود» وى سومین فردى است که پس از «حسن حطاب» موسس گروه و جانشینش «نبیل صحراوى» مشهور به «ابو ابراهیم مصطفى» (در آگوست گذشته ترور شد) از سوى القاعده به سمت فرماندهى گروه منصوب شد.
- «جناح سلفیه الجهادیه» مراکش، رهبر معنوى این گروه «محمد الفیزازى» است که پس از انفجارهاى دارالبیضا به 20 سال زندان محکوم شد.
- «سازمان صراط المستقیم» مراکش به رهبرى «میلودى زکریا».
- «جماعت هجرت و تکفیر» مراکش به رهبرى «داوود مخملى».
- «جماعت اسلامى جنگجویان» مراکش که توسط «عبد الکریم المجاطى» تاسیس شد.
- «جماعت اسلامى جنگجویان لیبى». این گروه توسط محمد بن فاضل تاسیس شد و اکنون رهبرى آن به «عبدالله الصادق» سپرده شده است.
- «جماعت اسلامى جنگجویان تونس» به رهبرى «طارق معروفى» شعبه هاى خود در بلژیک و ایتالیا نظارت دارد. معروفى اکنون در بروکسل زندانى است.
- «سازمان سنت و الجماعه تونس» به رهبرى «نزار طرابلسى» که او نیز در بروکسل زندانى است. این سازمان بر شعبه هاى بلژیک و هلند نظارت دارد.
- «جبهه اسلامى تونس» به رهبرى «على بن طاهر» که اکنون در تونس زندانى است.
- «سازمان انصار شریعت» در لندن به رهبرى «ابو حمزه مصرى».
- «سازمان المهاجرون» به رهبرى «عمر بکرى محمد».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات