تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۹  ، 
کد خبر : ۹۵۸۴۷
فعالان سیاسی در گفت‌وگو با کارگزاران پیش‌بینی کردند

حرکت اصولگرایی به سمت اعتدال


مرجان توحیدی
بخش افراطی محافظه‌کاران که با شعار حمایت از دولت نهم به صحنه آمدند، از زمانی که رایزنی های خود را برای تشکیل ستاد و فعالیت های انتخاباتی آغاز کردند، گمان نداشتند که 24 آذر، روز شکست آنها در نزد ناظران سیاسی قلمداد شود. آنهایی که امروز پیروزی اصولگرایان را به نام خود ثبت می کنند، همان هایی بودند که در بحبوحه انتخابات داعیه ارائه لیست مستقل را داشتند و به هیچ قیمتی حاضر نشدند تا زیر چتر سایر اصولگرایان بروند. آنچه در جریان رقابت های انتخابات 24 آذر، گریبان محافظه کاران را گرفت، تداوم اختلافات و البته حضور نیروهای خلق الساعه ای بود که با تک روی و یکجانبه گرایی، پیروزی نهایی را از آن خود می دانستند. جناح راست پس از انتخابات شورای دوم شهر دچار نوعی تکثر و تک روی ها در میان طیف های مختلف خود شد. تکثری که البته فضای حزبی کشور هم به نوعی با آن دست به گریبان است.
اگر تا پیش از این انتخابات (شورای شهر دوم) جریان راست قادر بود تا تمام طیف های درونی خود را در قالب جبهه پیروان خط امام و رهبری سامان دهد و یا پیشتر از آن با محوریت جامعه روحانیت مبارز پا به عرصه رقابت های انتخاباتی گذارد؛ در انتخابات شورای شهر دوم و پس از آن با گروه ها و ائتلاف های روبه رو شد که حاضر نشدند تحت مدیریت رهبران دیرینه خود به فعالیت بپردازند. اگرچه این ائتلاف ها و جریان های نوظهور تا حدودی هم موفق شدند اما هریک در مقطعی از انتخابات به دلیل ظهور جریانی تازه تر از حرکت بازماندند.
گروه اخیر یعنی حامیان دولت حتی خیلی زودتر و قبل از این که به نتیجه ای برسند، از صحنه خارج شدند و به گفته حسین مرعشی، بسان خورشیدی بودند که طلوع نکرده، افول کردند. درحقیقت خاصیت گروه هایی که با اهداف صرفا انتخاباتی شکل می گیرند، همین است. بنا به گفته فعالان سیاسی، جناح راست اگرچه احزاب شناسنامه دار و قدیمی را در خود جای داده اما تاکنون نتوانسته نیروهای نوظهور خود را تحت سقف تحزب ساماندهی کند. شاید دلیل پراکندگی و گسستگی نیروهای جریان راست هم فقدان رهبری و فرهنگ حزبی در این جناح باشد؛ باورهایی که نمی تواند تمایلات نیروهای جدید را پوشش دهد. صرف نظر از این که حامیان دولت، چگونه و با چه حمایتی ایجاد شدند اما با حضور خود در عرصه انتخابات، فعالان حزبی جریان راست را بر آن داشتند که تا در جلسات خصوصی به تحلیل انتخاباتی بپردازند که سهمی از پیروزی آن نداشتند. انتخاباتی که با پیروزی اعتدالیون جریان راست (حامیان قالیباف) و اصلاح طبان از یک سو و شکست حامیان دولت از سوی دیگر همراه شد.
انتخاباتی که نیروهای سنتی و احزاب ریشه دار جریان راست را باز هم از پیوستن به جرگه قدرت بازداشت. در همین حال نیروهای حزبی این جریان نظیر اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری در تحلیل هایی که از انتخابات ارائه می کردند، دلیل بروز چنین اتفاقی را حضور نیروهای خلق الساعه ای می دانستند که با تک روی خود شکاف در جریان راست را تعمیق بخشیدند.
اگر محمدباقر ذوالقدر، 80 درصد پیروزی در انتخابات 24 آذر را از آن اصولگرایان می داند، باید پذیرفت که سهم نیروهای حزبی و حامیان دولت در آن ناچیز است. اگرچه جبهه پیروان لیستی میانه را ارائه کرد تا از این رهگذر بتواند بخشی از پیروزی احتمالی اصولگرایان را از آن خود ثبت کند، اما حقیقت غیر از این است.به عقیده ناظران سیاسی، 24 آذر تلنگری بود که جریان اصولگرایی را واداشت به سمت نیروهای معتدل سوق پیدا کرده و از جریان های افراطی خود را محفوظ دارند.
اگرچه از تحلیل های فعالان جناح راست چنین برمی آید که آنها تلاش دارند تا تشتت آرای خود را به وحدتی یکپارچه در انتخابات مجلس هشتم تبدیل کنند. که در این صورت و به گمان فعالان سیاسی، پوشش و سازماندهی نیروهای پراکنده این جناح در قالب تحزب و حضور پررنگ و قوی احزاب ریشه دار محافظه کار اولین و شاید هم تنها گزینه پیش روی اصولگرایان باشد. در این میان نباید از این نکته هم غافل شد که فضای حزبی کشور، فضای متکثری است. حضور احزاب متعدد، ظهور و بروز انواع ائتلاف ها در آستانه انتخابات و سپس افول آنها پس از انتخابات مهمترین مشکلی است که احزاب سیاسی شناسنامه دار در کشور را درگیر خود کرده است. احزاب، ستون فقرات دموکراسی هستند که چهار کار عمده سیاسی می توان برای آنها درنظر گرفت؛ 1) گزینش نامزدهای انتخاباتی 2) تدوین سیاست های عمومی 3) آموزش سیاسی 4) واسطه بودن میان فرد و حکومت
در حقیقت احزاب به رقابت های انتخاباتی توجه خاصی دارند تا از این طریق نامزدها و گزینه های شایسته خود را در معرض انتخاب افکار عمومی قرار دهند. بنابراین و به خاطر دموکرات بودن یک جامعه، گروهی از مردم که دارای عقاید مشترک هستند، می توانند برای دستیابی به ارکان قدرت حزب یا گروه سیاسی تشکیل دهند. چراکه فضای باز سیاسی این امکان را به همه افراد می دهد. اما این حضور در عرصه سیاسی زمانی مشروعیت یافته و در اذهان عمومی از سابقه برخوردار می شود که دارای تشکیلات منظم، فعالیت منسجم و اهداف بلندمدت باشد.
لذا حضور قارچ گونه احزاب، ائتلاف و گروه هایی که عمرشان از آغاز فعالیت های انتخاباتی تا پایان آن است، جز آنکه وجهه تحزب را در نزد افکار عمومی خدشه دار کرده و آنها را دچار سردرگمی کند، بازخورد دیگری نخواهد داشت. چنین گروه هایی به دلیل تمامیت خواهی، قدرت طلبی و انحصارطلبی از پیوستن یا عضو شدن در اجتماعاتی که به لحاظ فکری با آنها قرابت دارند، خودداری می‌کنند. چنانچه در مقطعی هم پیروزی هایی را به دست آورند اما در آینده به دلیل فقدان استراتژی و راهبردهای حرکتی علاوه بر اینکه از حرکت باز می مانند بلکه قادر نیستند نیازهای هواداران خود را نیز پاسخگو باشند چرا که این گروه ها اهداف و ابزار لازم برای تحقق شعارهایشان را نمی شناسند. گروه های افراطی جریان اصولگرا هم از این دسته‌اند. به گمان فعالان سیاسی این گروه که می پنداشتند با طرح شعارهای پوپولیستی می توانند همچنان گوی و میدان را از آن خود کنند اما رویکرد رادیکالی دولت در اتخاذ مواضع سیاسی، اقتصادی و عدم تحقق شعارهایی که در جهت رفاه عمومی سر داده شد، مردم را بر آن داشت تا از میان اصولگرایان نیز به چهره های معتدل رای بدهند.
حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران در همین باره معتقد است؛ در جریان اصولگرا، شخصیت های تاثیرگذار و یا احزابی که پوشش فراگیر داشته باشند، وجود ندارد.
وی در توضیح مطلب خود به کارگزاران می گوید؛ به عنوان نمونه جامعه روحانیت مبارز تا زمانی که منش سیاسی خود را ایفا می کرد، تاثیرگذاری خوبی داشت. اما از زمانی که این تشکل به فعالیت سیاسی وسیعی دست نزد و خود را به فعالیت های مربوط به انتخابات خبرگان محدود کرده، این خلاء در جناح راست ایجاد شد، خلاء فقدان حزبی فراگیر. بنابر گفته های حسین مرعشی، دیگر احزاب قدیمی و ریشه دار جناح راست چون موتلفه اسلامی هم پایگاه اجتماعی ضعیفی داشته و از مقبولیت چندانی در اصولگرایان برخوردار نیستند. جامعه اسلامی مهندسین هم تشکلی فراگیر نیست. وی همچنین به ظهور جریان های جدید چون آبادگران در مقطع انتخابات شورای دوم اشاره کرده و می افزاید؛ آبادگران هم از پرده بیرون نیامدند تا عناصر تشکیلاتی آنها بتوانند یک تشکل سراسری ایجاد کنند، جمعیت ایثارگران هم تنها قشر خاصی را پوشش می‌دهد.
محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در توضیح این مطلب که احزاب شناسنامه دار جریان اصولگرا چه تاثیری بر روند به حاشیه راندن افراطیون این جریان داشتند، به کارگزاران می گوید؛ برای بررسی چنین روندی باید آنچه را که در دو، سه سال اخیر در عرصه سیاسی رخ داده مورد تحلیل قرار داد. وی چنین ادامه می دهد، قبل از انتخابات شورای شهر دوم، رقابت اصلی میان دو جناح چپ و راست در کشور بود، البته جبهه مقابل اصلاحات، جبهه تقریبا متکثری بود که در آن دو گرایش اصلی وجود داشت. گرایش اول، که بدنه اصلی جبهه را تشکیل داده و محافظه کاران (یا همان راست سنتی) آن را تشکیل می دادند. گرایش دوم، جریان افراطی و رادیکالی بود که شریک درجه دوم گروه اول محسوب شده و بیشتر معطوف به نقش های عملیاتی بوده و تقسیم کار را برعهده داشت، از سویی طراحی و فرماندهی و نیز حمایت گروه دوم با گرایش اول بود. به اعتقاد آرمین، جریان افراطی یا شریک درجه 2 با برخورداری از حمایت هایی که از ناحیه مراکز قدرت صورت می گرفت، توانست ظرف هفت، هشت سال اخیر نهادسازی کرده و خود را متشکل کند.
وی ادامه می دهد که این جریان با استفاده از امکاناتی که در اختیارش قرار گرفت، توانست تئوریسین های خاص خود را نیز پیدا کند و با حمایت حزب پادگانی تشکیلاتی سراسری را در کشور ایجاد کرد. به گفته آرمین این جریان پس از طی این مرحله، همه لوازم تبدیل شدن به یک جریان سیاسی مستقل را فراهم کرده بود و انتخابات شورای دوم نخستین آزمون این جریان بود. سخنگوی سازمان مجاهدین معتقد است که موفقیت تجربه جریان یادشده در انتخابات شوراها به دلیل حضور بی رمق مردم در عرصه انتخابات بود. وی یادآور می شود که این جریان در انتخابات مجلس هفتم در هیات یک مدعی در مقابل متحد سابق خود ظاهر شده و خواستار بود تا در انتخابات مجلس تعیین کننده فهرست انتخاباتی باشد. همین اتفاق هم افتاد و دو، سه نفر از اعضای جناح راست سنتی بدین وسیله کنار گذاشته شدند. آرمین انتخابات مجلس هفتم را متفاوت از مجالس قلبی دانسته و دلیل آن را اینگونه متذکر می شود که در این انتخابات تصمیم گیرنده در مورد تعیین فهرست، راست سنتی نبود بلکه نومحافظه کارانی بودند که از این مقطع به بعد پرچم رهبری را به دست گرفتند.آرمین تفرقه جریان راست در آستانه انتخابات نهم ریاست جمهوری را نتیجه زیاده خواهی های این جریان دانسته و می افزاید؛ ما از انتخابات مجلس هفتم شاهد تکمیل روند جدایی و اختلاف در جبهه مخالف اصلاح طلبان (راست) هستیم.
نقطه اوج اختلافات
به اعتقاد آرمین، تضاد و اختلاف جریان راست در انتخابات 24 آذر کاملا مشهود شد. با حضور نیروهایی که به افراطیون در نزد فعالان سیاسی لقب گرفتند، انتقادها به این موج جدید از جانب اصولگرایان نیز آغاز شد. به طوری که این موج همانگونه هم که بیشتر گفته شد به دلیل انحصارطلبی از یک سو و عدم تحقق وعده های دولت نهم از سوی دیگر رو به افول گذاشت. حسین مرعشی دلیل شکست چنین گروه هایی را عدم نیاز آنها به تحزب عنوان کرده و اضافه می کند؛ تا زمانی که جامعه روحانیت مبارز فعال بود، ضعف تشکیلاتی جناح راست با استفاده از سرمایه روحانیت پوشش داده می شد، در دوره ای هم نیازها از سوی گروه های خاص تامین می شد. به اعتقاد مرعشی، در جناح اصولگرا خلاء تحزب و تشکل وجود دارد که این خلاء باید به وسیله شخصیت های موثر در این جناح مرتفع شود. آرمین بر این باور است که با برگزاری انتخابات شوراها، شاهد شکل گیری یک گرایش در بین احزاب و گروه های مخالف اقتدارگرایی در مقابل اقتدارگرایان بودیم. به گفته وی، در انتخابات هیچ حزبی پیروز مطلق نبود اما یک شکست خورده مطلق (جریان اقتدارگرا) وجود داشت.
حرکت به سمت تحزب
به عقیده فعالان سیاسی آنچه در جناح محافظه کار و بر اثر انتخابات پیش آمد، جریان های ریشه دار این جناح را بر آن خواهد داشت تا به سمت سازماندهی نیروها و تحزب حرکت کنند. به عقیده محمد کیانوش راد، عرصه سیاست در جامعه ایران به تدریج به سمتی خواهد رفت که نیروهای با تجربه و پخته سیاسی در قالب احزاب و تشکل ها، عرصه سیاست را از حالت غریضی و احساسی به عرصه عقلانیت نزدیک تر کنند. این عضو شورای مرکزی مشارکت می افزاید؛ محدودیت های عرصه اجرایی و نیز نادیده گرفتن جریانات فکری مختلف در جامعه از جمله مواردی است که نیروهای سیاسی در جامعه ایران را به سمت عقلانیت بیشتر سوق می دهد. وی در ادامه می افزاید؛ به طور طبیعی از این پس در میان جریان فعلی غدولتف ضرورت ارائه پاسخ قانع کننده برای عدم تحقق شعارهای دوران انتخابات مطرح خواهد بود. به همین دلیل در میان مجموعه نیروهای سیاسی در جامعه ایران افراطی گری به عنوان گزینه ای غیرقابل دسترس و نامطلوب ارزیابی می شود. اصولگرایان هم ناگزیر می شوند به قواعد بازی دموکراتیک دست کم در عرصه عمومی تن دهند. این مسئله زمینه را برای فعال تر شدن نیروهای اجتماعی در قالب احزاب و تشکل ها بیشتر خواهد کرد.
هویت‌یابی
آنچه در بیان علل شکست حامیان دولت در انتخابات شوراها و یا به مثابه آن در سایر انتخابات ها بیان می شود، این است که گروه ها و جریان های این چنینی از هویت و سابقه حزبی برخوردار نیستند. مفهوم هویت در اینجا به عقیده ناظران سیاسی، برخورداری از جایگاه اجتماعی و پایگاه حزبی در نزد افکار عمومی و فعالان سیاسی است. گروه های با سابقه به دلیل برخورداری از ریشه در عرصه های اجتماعی و سیاسی غالبا در جهت بخشیدن به افکار عمومی نقش موثری دارند و نتیجه این جهت بخشی و اثرگذاری هم ممکن است، انتخابات را به نفع این گروه ها پایان دهد. جریان های خلق الساعه اما معمولا بر امواج هیجانی ناشی از انتخابات شکل گرفته و تنها با تکیه بر شعار وارد صحنه می شوند. که اگر هم بتوانند در مقطعی پیروزی را از آن خود کنند، در ادامه کار از پاسخگویی به توقعاتی که ایجاد کرده اند، بازمی مانند و به مرور زمان یا از بین می روند و یا ترجیح می دهند که با قرارگرفتن در لوای احزاب شناسنامه دار به نوعی به فعالیت های خود سامان دهند.
سخنگوی کارگزاران در خصوص جریان های افراطی که در آستانه انتخابات ظهور یافتند، چنین معتقد است که این نیروها در فضای سیاسی کشور چندان موثر نبودند. همین مرعشی در ادامه می افزاید؛ به دلیل اینکه احمدی نژاد رئیس جمهور شد نمی توانیم بگوییم کسانی که سابقه سیاسی شخصی هم نداشتند، جریان سیاسی بسازند. این گروه چون خورشیدی بودند که طلوع نکرده، افول کردند. اگرچه مرعشی به این مسئله هم اعتقاد دارد که چنین گروه هایی، واقعیت هستند و باید امکان مانور داشته و در عرصه سیاسی از مسیر قانونی فعال شوند. اما گروه یاد شده نه تنها مانیفستی برای فعالیت های خود نداشتند بلکه بیشتر بر مبنای احساس غرور وارد عرصه رقابت شدند. محمد کیانوش راد نیز معتقد است در شرایطی فعلی اصولگرایان دچار نوعی رقابت در قدرت، اختلاف در نحوه ارزیابی و وزن سیاسی احزاب و گروه های درونی خود شده اند و همین مسئله منجر به کاهش قدرت و اختلاف در میان آنها شده است. کیانوش راد نیز حرکت های شتاب زده و غیرقابل دفاع دولت و حامیان افراطی آن را عاملی می داند که باعث شده چهر ه های معتدل اصولگرا در زمینه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در وضعیت سختی قرار بگیرند؛ زیرا تایید سیاست های دولت و یا حتی سکوت در مقابل این اشتباهات به پای تمام اصولگرایان نوشته خواهد شد.
وی می افزاید؛ به همین دلیل عقلای جناح اصولگرا دو راه در پیش رو دارند، گزینه اول توانایی هماهنگ کردن دولت است.
گزینه دوم، عقلای این جریان به خاطر حفظ پایگاه اجتماعی خود هم که شده به انتقاد از برخی اقدامات دولت بپردازند. این مسئله از همان اوایل روی کارآمدن دولت نهم عقلای جناح اصولگرا را نیز با مشکل مواجه کرده بود. از سوی دیگر سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز می گوید؛ آنچه در حال وقوع است، این است که جریان راست سنتی که تا بیش از این به عنوان متحد جریان افراطی به شمار می رفت، اکنون با روشن شدن نتایج آثار سوء سیاست ها و اقدامات جریان های افراطی تلاش می کند که حساب خود را از این جریان جدا کند.
آرمین البته بروز چنین پدیده ای را مثبت ارزیابی کرده و می افزاید؛ احزاب سیاسی از جناح های مختلف به رغم اختلافاتی که در برخی موارد بنیادین هم هست، آنجا که بحث منافع کشور مطرح می شود، برای حفظ منافع و مصالح کشور همسو می شوند. از طرفی کیانوش راد با اشاره به اختلافات موجود در میان اصولگرایان می افزاید که اختلافات موجود در میان اصولگرایان مبنی بر ایجاد تغییرات، در زمینه های نظری نیست اختلاف ها عمدتا بر سر تاکتیک ها و شیوه های اجرایی است به اعتقاد وی در صورتی که اصولگرایان نتوانند در حوزه اجرایی از برداشت های یکسان برخوردار شوند، دامنه اختلافات آنها خصوصا پس از شکست حامیان دولت در انتخابات عمیق تر می‌شود.
آینده اصولگرایان از آن کیست؟
آیا اصولگرایان در چرخشی سیاسی دوباره رویکرد و تعامل خود را متوجه با احزاب شناسنامه دار این جریان خواهند کرد و یا با گسترش دامنه نفوذ جریان های جدید اختلافات در این جناح سیاسی گسترش می یابد. سخنگوی کارگزاران در این باره می گوید؛معدل جامعه ایران تندروی و افراط نیست. مرعشی، ملایم بودن، دین مداربودن، برخورداری از معنویت و انسانیت را شاخص های مردم جامعه ایران ذکر کرده و می افزاید که جریان های افراطی در این میان جایی ندارند و نمی توانند بقا پیدا کنند. آرمین هم می گوید؛ بیش از هر چیز، عملکرد جریان افراطی در ایجاد آگاهی و حساسیت افراد جامعه موثر واقع شد. آرمین همچنین می گوید جریان راست سنتی هم به رغم عدم همکاری با افراطیون تلاش گسترده ای برای نشان دادن غلط بودن سیاست های حاکم به عمل نیاورد. البته نکته مثبت عملکرد این جریان در این بود که با هوشیاری سیاسی سعی کرد که همراهی خود را با جریان افراطی ادامه ندهد. کیانوش راد هم اذعان می دارد که چنانچه حامیان دولت به تعدیل رفتار خود مبادرت نورزند، اختلاف بین اصولگرایان افزایش خواهد یافت و پایان کار جریان اصولگرا به سود جناح سنتی و حامیان قالیباف سوق پیدا می‌کند.
وی ادامه می‌دهد: به همین دلیل اگر این شرایط تداوم یابد تقابل میان حامیان افراطی دولت و معتدلین اصولگرا (قالیباف و برخی طیف های سنتی)، به نفع جناح معتدل و سنتی ختم می‌شود. سخنگوی سازمان مجاهدین نیز با بیان اینکه جریان افراطی، یک جریان قدرت ساخته ای است که به هیچ وجه ویژگی های واقعی یک جریان سیاسی را ندارد، می افزاید؛ هر چند برخی از شکاف های اجتماعی هم به طرح این جریان کمک کرد اما در آینده نه چندان دور شاهد این هستیم که جریان محافظه کار غراست سنتیف جایگاه گذشته خود را در عرصه سیاسی به دست می‌آورد. وی دلیل سخنش را اینگونه بیان می دارد که این احزاب به دلیل ریشه دار بودن، برخورداری از نیروی اجتماعی قابل توجه و اتکا، سابقه و هویت تاریخی و داشتن مبانی فکری و ایدئولوژیکی (صرف نظر از درست یا غلط بودن این مبانی) با سیاست های افراطیون که روند افول آنها شروع شده، همسان نمی شود و این احزاب قدیمی جایگاه خود را بدست می‌آورند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات