تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۹۵۸۴۹
بررسی رفتار سیاسی تازه غرب در قبال عربستان سعودی

اعتبار از دست رفته


سیدعلی موسوی خلخالی
عربستان سعودی یکی از مهمترین و بزرگ‌ترین کشورهای خاورمیانه است که سیاست هایش بر روند سیاسی و اجتماعی بسیاری از کشورهای عرب و مسلمان منطقه و حتی جهان تاثیرگذار است. مرکزیت جهان اسلام و آغاز شدن سرسلسله زبان عربی و مذهب اسلامی از این منطقه جهان، باعث شده عربستان به یکی از مهمترین و اثرگذارترین کشورهای جهان تبدیل شود. در همین حال متحد شدن این کشور با دنیای غرب به ویژه ایالات متحده در دهه های اخیر نیز باعث شده، عربستان سعودی مهمترین کشور متحد آنان در خاورمیانه محسوب شود. اهمیت این موضوع زمانی دو چندان می شود که بسیاری از کشورهای غربی در هنگام کنترل دیگر کشورهای عربی و برخوردار با موج احساسات پان عربیستی به این کشور پناه می‌برند.
با تمام این توضیحات به نظر می رسد، عربستان سعودی دیگر همانند سابق متحد بلاعوض دنیای غرب نیست. به عبارت دیگر کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده دیگر اعتنای چندانی به منافع و سیاست های عربستان سعودی ندارند و تلاش می کنند، سیاست هایی پیاده کنند که چندان مطابق میل عربستان سعودی نبوده و حتی خلاف منافع آن باشد.
عراق نمونه بسیار مناسبی برای این موضوع است. با نگاهی به این کشور و سیاست های کنونی اش به خوبی در می یابیم که سیاست های جاری این کشور به هیچ وجه بر وفق مراد عربستانی ها نیست و حتی می توان گفت، نه تنها توجهی به تمایلات عربستان در این کشور نشده بلکه در بسیاری از مواقع حتی مقام های جدید عراقی بر خلاف میل و خواسته عربستانی ها حرکت می‌کنند.
تاثیر تروریسم
با حمله 11 سپتامبر و نابودی برج های دوقلو در نیویورک تحقیق درباره دلایل این حادثه و به تبع آن بررسی جایگاه و خاستگاه القاعده افزایش یافت. این زمان دقیقا زمانی است که نومحافظه کاران جمهوریخواه آمریکا به مسند قدرت نشسته اند و به دنبال تغییر مناسبات جهان براساس مقاصد و نیت هایشان هستند. بررسی های پژوهشگران آمریکایی نشان داد که القاعده از یک اندیشه به شدت افراطی تبعیت می کند که برگرفته از اندیشه های تند وهابی است. اندیشه هایی که با نگاه های پان عربیستی آمیخته شده و از آن یک معجون جزم گرایی ساخته است. همه می دانند، خاستگاه اندیشه وهابیت کجاست. به همین دلیل پس از واقعه 11 سپتامبر نگاه ها به سمت متحد دیرینه غرب و ایالات متحده در خاورمیانه یعنی عربستان چرخید که تا چندی قبل از آن به عنوان ژاندارم خلیج فارس شناخته می شد، حتی دلجویی های عربستان سعودی از غرب و افزایش بذل و بخشش های خاندان آل سعود به ایالات متحده نیز نتوانست به حال عربستانی ها مفید واقع شود. پس از آن نیز پنتاگون که در استان محافظه کاران جدید جمهوریخواه قرار گرفته بود، تلاش هایی را برای حذف عربستانی ها از سیاست های خاورمیانه اتخاذ کردند.
برخی از فرماندهان پنتاگون حتی گام را از این نیز فراتر نهاده و اظهارنظر کرده بودند، عربستان به سه منطقه مستقل و خودمختار تقسیم شده و تمام وهابی های مستقر در آن نیز به شدت قلع وقمع شوند. «پیتر جفرسون» فرمانده پنتاگون که از اندیشه های تندروانه جمهوری خواهان بهره می برد، در مصاحبه با شبکه خبری فوکس گفته بود، «عربستان سعودی چشمه وهابیت است. ما باید این چشمه را از منبع کور کنیم».
نگرش دموکرات ها نیز چندان ملایم تر از جمهوری خواهان نیست. دموکرات ها کاملا با افکار جمهوری خواهان در مورد عربستان موافق هستند و حتی در برخی موارد طرفدار سیاست های شدیدتری نسبت به عربستان سعودی هستند.
«جان کری» نامزد دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری 2004 ایالات متحده گفته بود، «اشتباه جورج بوش این بود که سیاست های خود را از بنیان با عربستان سعودی تعریف نکرد. عربستانی ها دیگر متحد ما نیستند. آنها کسانی هستند که در تقسیم غنایم پای سفره ما می نشینند و در عرصه جنگ های سیاسی با اندیشه های جزم گرا و افراطیشان با دشمنان ما متحد شده و به ما خنجر می زنند». وی در این باره همچنین گفت؛ «در صورتی که من به عنوان نماینده دموکرات ها بر مسند قدرت بنشینیم، روابط خارجی ایالات متحده را با عربستان سعودی از بنیان و از نو تعریف می‌کنم».
هنگامی که ایالات متحده به افغانستان و عراق حمله کرد، عربستانی ها نیز در صف مخالفان این اقدام بودند. به ویژه با حمله آمریکا به عراق به شدت مخالف بودند و به خوبی می دانستند، در اثر این جنگ از قدرت متحدان سنی شان به شدت کاسته شده و به قدرت شیعیان افزوده می شود. اما عربستانی ها ناچار بودند ، به سیاست های جدید ایالات متحده که کوچک ترین اعتنایی به سیاست ها و خواسته های آنها نداشتند، تن دهند و حتی اجازه دهند آمریکایی ها از اراضی آنها برای حمله به عراق و افغانستان بهره ببرند. در حالی که نمی توانستند، کوچک ترین اعتراضی به سیاست های آنها بکنند.
عربستان در خاورمیانه جدید
بعد از حمله ایالات متحده به عراق، عربستانی ها متعهد شدند، در هیچ کدام از سیاست های جدید منطقه به ویژه عراق مداخله نکرده و هیچ واکنشی نسبت به آنها نداشته باشند. حتی در زمان جنگ 33 روزه لبنان با اسرائیل و آشوب های سیاسی فلسطین غربی ها دائما به مقام های عربستانی گوشزد می کردند، حق دخالت در این عرصه ها را ندارند.به همین دلیل به نظر می رسید عربستانی ها جایی در خاورمیانه جدید ندارند. «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه عربستان بارها به مقام های عربستانی طعنه زده بود، خاورمیانه دیگر جایی برای گروه های جزم اندیش ندارد». در حقیقت به اعتقاد بسیاری از کارشناسان دلیل اصلی بروز اختلاف های درونی در عربستان سعودی نیز به سیاست های جدید ایالات متحده باز می گشت. «ملک عبدالله» پادشاه عربستان و کادر وزارت امور خارجه این کشور اکنون دچار اختلاف های عمیقی هستند که بیم آن می داد روز به روز نیز عمیق‌تر شود.
بسیاری از کارشناسان سیاسی دلیل استعفای «بندر بن ترکی» سفیر عربستان در ایالات متحده را که بیش از دو دهه سفیر آن کشور بود را ناشی از همین اختلاف ها می دانند. همچنین سکوت اجباری عربستان در برابر تحولات منطقه باعث شده دیگر کشورهای عربی که عربستان را نقطه ثقل سیاست های خود می دانند و همواره سیاست هایشان را چشم دوختن به دهان عربستانی ها اتخاذ کرده اند، نیز رویه ای به اجبار آرام تر اختیار کنند و در برخی موارد حتی مجبور به اتخاذ موضع بی‌تفاوتی شوند.
تغییر کادر حکومت عراق و روی کار آمدن افرادی که چندان گرایشی به سیاست های کشورهای عربی نداشته و حتی در برخی مواقع اتحادیه عرب را تهدید به خروج از آن می کردند، دلیل واضحی است بر این ادعا. همچنین آغاز فصل اصلاحات در برخی کشورهای عربی که عربستان نیز به اجبار گوشه هایی از آن را به اجرا درآورده است نیز دلیل دیگری بر سازگاری اجباری عربستان با سیاست های جدید خاورمیانه محسوب می‌شود.
اما طولانی شدن جنگ آمریکا با عراق و افزایش فعالیت های تروریستی در آن کشور که مستقیما منافع آمریکا را هدف قرار می دهد، باعث شده تغییراتی در سیاست های آمریکا اتخاذ شود. سفر «دیک چنی» به عربستان سعودی و مذاکره با مقام های آ ن کشور و تقاضا از آن برای دخالت در عرصه سیاسی عراق در همین راستا صورت گرفت. سفری که مورد انتقاد بسیاری از دولتمردان عراقی و برخی از چهره های جمهوری خواه شد. عربستان سعودی پس از آن دیدار، پذیرفت در راستای کاهش ناآرامی ها در عراق گام‌هایی بردارد. اما زمانی که عربستانی ها اعلام کردند، در صورت دخالت در عرصه سیاسی عراق تنها به دفاع از حقوق سنی ها خواهند پرداخت. کوچک ترین روزنه امید به تغییر نگرش آمریکا به عربستان نیز دوباره دگرگون شد. «دونالد رامسفلد» خطاب به این واکنش عربستانی ها گفت؛ «ما به عربستانی ها فرصت کوچکی دادیم تا ببینیم آیا در مقابل تحولات منطقه تغییر کرده اند یا خیر. اما متوجه شدیم آنها همچنان به موضع سابق خود یعنی فرقه گرایی و جزم اندیشی پایبندند».
در پیشنهاد گروه تحقیق درباره عراق یعنی تحقیق گروه «بیکر ـ همیلتون» نیز هیچ اشاره ای به عربستان سعودی به عنوان یکی از کشورهای هم مرز با عراق نشده است. در آن گزارش تنها توصیه شده بود برای حل بحران عراق با سوریه و ایران مذاکره شود. به نظر می رسد، آمریکایی ها حتی از منافع خود در مذاکره با عربستان سعودی به سر مسائل خاورمیانه و به ویژه عراق چشم پوشی کرده‌اند. بدین ترتیب می‌توان پیش‌بینی کرد، آینده چندان روشنی در انتظار عربستان سعودی نیست. به ویژه اینکه عربستانی ها نیز بارها توسط عراقی ها به طرفداری از شبه نظامیان سنی متهم شده و از سوی آمریکایی ها نیز به دلیل فرستادن افراد تندرو وهابی و تروریست به عراق مورد انتقاد قرار گرفته اند. به اعتقاد برخی کارشناسان، عربستانی ها نیز همانند برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه تمایل چندانی به حفظ آرامش در عراق ندارند. زیرا نه تنها منافع آنها در عراق به شدت به خطر افتاده بلکه بیم آن را دارند که پس از آرامش عراق، آمریکایی ها به سراغ آنها نیز بیایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات